رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VI)

کارن کیهانی
کارن کیهانی
آن چیزی که در تاریخ ایران است، کشور ما یک پل و یک محل عبور است، به همین دلیل افرادی که در کشور می خواهند متفاوت عمل کنند و خلاقیت شان را اعمال کنند به آن ها تهمت التقاط می زنند. به نظر من موسیقی آقای اصفهانی رگه مدال دارد و در عین حال معلوم است وی تجربه نوازندگی موسیقی دوره رومانتیک را دارد. سام اصفهانی ما را با بعضی حرکاتش نگران می کند و در جایی دیگر، با حرکاتی سعی می کند که بگوید، جور دیگر هم می شود این نوع جدی موسیقی را اجرا کرد.

مثلا وقتی که در ابتدای موسیقی، یک آکورد نامانوس با موسیقی پاپ (پاپ از نظر من هرآنچه که مخاطب کم دانش از موسیقی درکش میکند پاپ است) رو به رو می شود ممکن است که مخاطب نگران شود که این نگرانی کمی بعد تر با یک نغمه آشنا یا یک ریتم تکرار شونده آشنا از بین می رود و خیال شنونده را راحت می کند. من به این دلیل به این جا آمده ام که بگویم سام اصفهانی دایره نگرانی های شنونده های خود را در حال کوچک تر کردن است و به موسیقی ای می پردازد که رگ ریشه ی موسیقی نواحی دارد و موسیقیی را ارائه می دهد که برای سرزمین ما آشناست. من وقتی داشتم به این اثر گوش می کردم تصمیم گرفتم مثل خواننده ایرانی روی این کار آواز بخوانم و احساس کردم که چه قدر می شود روی این فضاهای آشنا خلاقیت داشت که ما را به یاد موسیقی سرزمین مادریمان بیاندازد. تبریک می گویم بابت این التقاط جدید و من فکر می کنم فرهنگ هر کشوری، برای مثال قبایل قدیمی اروپایی که تحت عنوان کشور ها امروز می شناسیم، تمام فرهنگشان مدیون این التقاط هستند و التقاط اصلا چیز بدی نیست.

سخنران بعدی که به روی صحنه آمد کارن کیهانی بود. وی گفت:
در بحث های قبلی در مورد این که این موسیقی که راحت شنیده می شود و موسیقی که سخت شنیده می شود بحث شد. واقعیت این است که من فکر می کنم در حال حاضر از این بابت خیالمان راحت است که این نوع موسیقی را مردم گوش نمی دهند، چه نوع شنیدنی اش و چه نوع غیر شنیدنی اش. در واقع فکر می کنم در این صورت کار آهنگسازها از جهتی راحت تر است چون در واقع این قدر گپ و حد فاصله در بین این دو موسیقی زیاد است که به نظرم رسالت های فرهنگی و ارتباط با مخاطب عام را باید بیشتر به عهده آهنگسازان پاپ و مردم پسند دانست و آنها هستند که باید سعی کنند فرهنگ شنیداری مردم را بالا ببرند و اساسا حل کردن آن مشکل به عهده همان کسانی است که آن نوع موسیقی را تولید می کنند باید گذاشت.

همان طور که اعتبار فرهنگی یک کتاب فروشی به آثار غنی ادبی و پر محتوا و اتفاقا کم فروش است که به این آثار نه به عنوان مرجع درآمد مانند کتابهای سرگرم کننده، بلکه به عنوان اعتبار فرهنگی مجموعه نگاه می شود که عدم فروش موجب حذف آن از قفسه های فروشگاهها نمی شود. اما متاسفانه این اتفاق در مورد آثار موسیقایی جدی و هنری خیلی بیرحمانه رخ می دهد. امیدوارم فضاهایی در اماکن و فروشگاههای فرهنگی به آثار موسیقیایی چنینی اختصاص داده شود. آثاری که نمی فروشد اما مخاطبین اندکش، مولد فرهنگ جامعه هستند.

در ارتباط با آلبوم سام، اولین چیزی که به من منتقل شد این بود که خیلی طبیعی و واقعی تولید شده است یعنی آهنگساز این اثر تصمیم نگرفته که با متریال موسیقی ایرانی آهنگسازی کند بلکه دوست داشته که با این متریال آهنگ بسازد و من فکر می کنم این موسیقی محصول یک بداهه نوازیست به همین دلیل خیلی راحت می شود این موسیقی را شنید و خیلی تبریک می گویم به این دلیل که در آلبوم اول خیلی خوب توانسته از زبانی استفاده کند که خوب درک شود.

در بُعد انتقادی این اثر من ترجیح می دادم که کنتراست بیشتری در این اثر دریافت کنم و البته نمی توان این را به عنوان یک نقص تلقی کرد چون این یک مجموعه مینیاتور است.

موفقیت هنری این اثر یک انتظار ایجاد می کند که در مجموعه بعد اتفاقات جدیدی بیوفتد. امیدوارم که کارهای غیر پیانویی هم از آقای اصفهانی بشنوم و این فکر های هارمونیک و این روانی گفتارها در شکل های دیگر و در آنسامبل های زهی هم نمود پیدا کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (V)

بدین‌سان اگر شکی پژوهشگرانه در وجود نوعی همگرایی سیاسی-اقتصادی ملی تا پیش از سپیده‌دم اوج گرفتن ملی‌گرایی در سده‌ی نوزدهم هست، که هست (و در مورد ایران در اوایل سده‌ی بیستم)، درباره‌ی شکلی از همگرایی فرهنگی-زبانی شک کم‌تری می‌توان داشت. به بیان دیگر دست‌کم نزد کسانی که در آن دوران می‌زیستند و ردپایی از اظهار نظرهایشان باقی مانده، هویت موسیقایی موضوعی قابل تشخیص بوده است.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (III)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (III)

باری دیگر پاساژ انتقالی، زمینه را برای ورود نی آماده میسازد، نی پس از نغمه سرایی در گستره صوتی بم، به گستره صوتی زیر پرش کرده و پس از نغمه سرایی کوتاهی در آن گستره صوتی، باری دیگر به گستره صوتی بم باز میگردد.
درگذشت دنی دوهرتی

درگذشت دنی دوهرتی

دنی دوهرتی شصت و شش ساله، یکی از چهار عضو گروه مشهور فولک-راک دهه ۱۹۶۰ به نام the Mamas and the Papas ، که به خاطر همنوایی بی نقصشان در ترانه هایی چون California Dreamin و Monday, Monday، مشهور بود.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

با این نوع مشکلات بیانی و تعریفی و بدون شیوه یا متد بررسی، مشکل اساسی و مهم ِ شناسایی عناصر سازنده و نوع ساختمانِ موسیقی ایرانی، مبهم و نارسا می ماند. استفاده از واژه های عامیانه مانند «مقام مادر» یا «تئوری برآمده از دل موسیقی» هم کار را مشکل تر می کند. مثلا مقام درآمد در شور «مقام مادر» نامیده شده اما به ابوعطا و بیات ترک که میرسیم، بلاتکلیف، نمی دانیم که درآمد ابوعطا هم «مادر» است یا نسبت دیگری دارد. در مورد تعریف مقام و شکل و اندازه اش هم بلاتکلیفی دیده می شود، یک دانگی ص ۳۱، دو دانگی ص ۴۵، سه دانگی ص ۵۴، سه دانگی در هم تنیده ص ۷۵٫ در پشت این انواع مقام ها، گام هفت صدایی فرنگی هم حضوری هرچند کم رنگ دارد که فزاینده ابهام است. در حالیکه هرمز فرهت در ۱۳۸۰ (برای فارسی زبانها) توضیح داده که مقام های موسیقی ایرانی هر یک شکل خاصی دارند و در قالب یک یا دو دانگ یا یک گام نمی گنجند. تئوری پرداز باید یا گفته پژوهنده قبلی را بپذیرد یا آن را نقد کرده و علت باطل بودنش را روشن کند.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

من جوانان را تشویق می کنم که در زندگی خود به دنبال هدفی باشند و سخت در پی رسیدن به آن هدف تلاش کنند.آنها باید زبانهای مختلفی را یاد بگیرند و دید بازی نسبت به پیشرفتهای دنیا و اختراعات جدید داشته باشند. آنها هرگز نباید احساس کنند که در چهارچوبی محدود هستند. دنیا بسیار بزرگ است و اطلاعات و تکنولوژی بسیار سریع جلو می روند. جوانها باید همیشه آماده یادگیری چیزهای جدید باشند.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (III)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (III)

این پروژه برای بار سوم به عنوان ساز حرفه ای ساخته و تولید می گردد که نمونه اول آن در سال ۲۰۰۷ (فرانسه) و نمونه دوم آن، سال ۲۰۰۸ (ایران) ساخته شده و همچنین نمونه سوم آن در سال ۲۰۱۱ آغاز گردیده است. در تمام نمونه های ساخته شده قبلی از بهترین مواد و کیفیت ساخت بهره برده ایم اما آنچه در این نمونه بدان پرداخته ایم کیفیت بسیار نزدیک به الگوی اصلی به لحاظ VARNISH و همچنین قدمت بالای چوبهای انتخاب شده برای تمام اجزای بدنه می باشد که می توان از این مجموعه به طول عمر و کهنگی بسیار بالای صفحه رو اشاره نمود.
مردان حرفه ای آواز ایران (I)

مردان حرفه ای آواز ایران (I)

قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.
برندگان اعزامی جایزه پیانوى باربد به پاریس رسیدند!

برندگان اعزامی جایزه پیانوى باربد به پاریس رسیدند!

برندگان جایزه بین المللی پیانوی باربد، «اشکان لایق» و «محمدجواد بهرامی» که از سوی این فستیوال به فرانسه اعزام شده اند، به مقصد رسیده و هم اکنون در پاریس هستند. به نقل از آرش اسماعیلی، دبیرهنری فستیوال پیانوی باربد، حضور در فستیوال پلاژ موزیکال در بل ایل فرانسه و شرکت در مستر کلاس های پیانو و موسیقی مجلسی این فستیوال، بخشى از جوایز برندگان نهایى نخستین دوره جایزه بین المللى پیانوى باربد است که ٢٢ تا ٢۴ دى ماه سال گذشته (۱۳۹۵) در شهر شیراز برگزار شد.
مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

مشکلات ناشی از کار زیاد (II)

تعویض ویلون به ویولا، ویلون به ویلونی بزرگتر یا با سازی که اتفاع خرک متفاوتی دارد به نوازنده فشار زیادی تحمیل می کند. اگر سازتان را عوض می کنید باید ۱ تا ۲ هفته تمرینات ساده تر را انجام دهید و کم کم به سراغ برنامه اصلی خود بروید. همین مساله در مورد تعویض معلم یا رپرتوآر صادق است.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

صفحه گرامافون با شماره کاتولک ۲۸۸ برای کمپانی «موزیکال ریکورد» متعلق به نصرالله عشقی است. متن روی لیبل صفحه گرامافون بدین شرح است:
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.