جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

محمدرضا فیاض
محمدرضا فیاض
در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.

فیاض نیز دقیقا از روی همین تاثیر آنها ردیابی کرده و شناختی ازشان به دست داده است. آن دو دیگر را راحت تر می توان از خلال مکاتبات اداری و اظهار نظرهای رسمی و… بازیافت، گرچه همان هم کلیت موضوع را نمی نمایاند آن هم در سپهر فرهنگ بس شفاهی ایران.

مه آلودگیها به جای خود، آنچه فیاض در کتابش از این اسناد برمی آورد آشکارسازی رابطه ی قدرت است. او رابطه ی قدرت درون جامعه ی موسیقی را از راه نشان دادن ربط هر یک ازمولفه های قدرتمند یا در حال قدرت گیری با گفتمان های غالب در دوره ی خودشان و نیز رقابتهای شخصی و سبکی سربار شده بر اینها به زیبایی تحلیل می کند و به ما نشان می دهد که ادعای دور بودن جهان هنر از تنازع قدرتها و گاه رویارویی بی امان آنها، تنها یک رویای احساسات زده است که ربطی با واقعیت های جامعه ی ایران دوره ی مورد بحث کتاب ندارد، به ویژه که اغلب این تنازع ها با قدرت سخت و سرد حکومت (در دوران رضا شاه) و یا تعدد مراکز قدرت (در دوره ی محمدرضا شاه تا ۱۳۳۲) پیوند می خورند و دیوانسالاری رو به گسترش آنها نیز تنیده می شوند.

اینجا هم نویسنده از راه انصاف علمی خارج نمی شود. در همان حال که همزادهای موسیقایی پدیده های سیاسی-اجتماعی-اقتصادی را در تحلیلهای ریزبینانه ی خویش می یابد، از موضوعات هنری و سبک شناختی صرف نیز غافل نیست. چیزی را به ضرب و زور به چیز دیگر پیوند نمی زند -لااقل نه چیزی که خود استدلال نتواند اقناعش کند-. در نگاه او آنچه صرفا موسیقایی است (اگر اصلا بتوان چنین پدیده ی منتزعی را تصور کرد) صرفا موسیقایی می ماند و آنچه درتنیده با قدرت و اقتصاد و حکومت است نیز آنچنان که هست با کلامی بی تعارف و رسا معرفی می شود.

شاید برخی از اینها را بتوان در نوشته های تاریخی دیگر نیز بازجست اما در هیچ کجا به این اندازه موضوع اصلی قرار نگرفته و در یک زمینه ی اجتماعی مورد تحلیل و بررسی و حتی نقد دقیق قرار نگرفته بود، چنانکه از یک سو انتظام تاریخی معقولی داشته باشد و از سویی تا دل پدیده های موسیقایی مانند سیر دگرگونی ابزارهای اجرا و رسانه ها نفوذ کند و هم سوی دیگر رگ و ریشه ی محکم شده در زمین حکومت را بیرون بکشد و اینچنین است که اکنون می توان به یک اثر جامعه شناسی موسیقی به معنای حقیقی کلمه خوش آمد گفت و آموخت.

روزنامه فرهیختگان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

کلدانیان از ۶۲۶ تا ۵۳۸ قبل از میلاد در سرزمین حاصل خیز بین النهرین استقرار داشتند. از زمان سومریان معابد مرکز عمده کاهنان ٬ شاعران ٬ ریاضی دانان و منجمان بود. بر اساس نوشته های برخی مورخان قدیمی مانند Plutarch در زمان کلدانیان با توجه به گسترش نجوم و ارتباط موسیقی نظری با اخترشناسی و ریاضیات عقایدی مانند اعتقادات زیر مرسوم گردید:
راپسودی آبی – قسمت دوم

راپسودی آبی – قسمت دوم

از آنجائیکه گرشوین برای ساخت این اثر چند هفته بیشتر زمان در اختیار نداشت، با عجله مقدمات نوشتن را آغاز کرد. در حقیقت ایده اصلی راپسودی آبی در قطار به هنگام سفر به بوستون به ذهن گرشوین خطور کرد.
میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

همانطور که قبلا” اشاره شد این امکان برای سایت گفتگوی هارمونیک مهیا شد تا از نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان بنام عصر حاضر کشورمان در باره موسیقی روز کشور آگاه شویم. قسمت اول این مصاحبه تحت عنوان دیدگاه های کیوان میرهادی راجع به موسیقی امروز قبلا” منتشر شد دراینجا از شما دعوت میکنیم تا به قسمت دوم نظرات ایشان توجه نمایید.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند. همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می خواند، چنین است (با این توضیح که بعد از هر بند از ترانه ـ که از سوی سرخوان گفته می‌شود ـ تمام اعضای گروه، همصدا «یارمضان» می‌گویند.):
گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراحل داوری جشنواره دوسالانه آهنگسازی پژمان که امسال اولین دوره آن برگزار می شود. این گزارش توسط، دکتر امین هنرمند، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و دبیر دوسالانه پژمان نوشته و برای ژورنال گفتگوی هارمونیک ارسال شده است.
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
ملازم: تلاش می کنیم جشنواره باربد پربارتر شود

ملازم: تلاش می کنیم جشنواره باربد پربارتر شود

ممکن است که مجموع این پیانو ها مثلا در نمایشگاه فرانکفورت یا در نمایشگاه های شانگهای به سیصد دستگاه برسد ولی برمی گردد به ۳۰ کمپانی یا ۴۰ کمپانی اما آن که یک بخش خصوصی بتواند این تعداد پیانو را جمع آوری کند حداقل من تا به حال در جهان نه شنیده ام نه اینکه عکسی را از این اتفاق دیده ام ولی خدا را شکر، اینجا اتفاق افتاده است و آن که ما هم اعلام کرده ایم بزرگترین نمایشگاه پیانو ایران به این خاطر بود که فکر کرده ام اگه بخواهم بیشتر از این موضوع را بزرگ کنم، شاید دوستان باور نکنند و یا داستان ها و بحث هایی بوجود بیاید که مجبور باشیم جوابگو باشیم.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.
ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

بله، اما این افراد تعدادشان زیاد نیست و جای بسی خوشحالی و افتخار است که این نیاز احساس شده است و با توجه به دوری و شرایط سخت اقتصادی در آن کشور، انتخاب صحیح و درستی را در جهت کسب سایر علوم در پیش گرفته اند و البته نمیتوان مطمئن بود همه افرادی که وارد این بخش از علم و هنر سازسازی می شوند توانایی ماندن، ادامه و صعود را داشته باشند، چون در ابتدا شاید تصویر ذهنی هر شخص از آنچه می پوید در قیاس با آنچه بدست می آورد متفاوت باشد، زیرا که رشته هایی از این قبیل ویژگی های بارزی را در موضع مرجع آموزشی و شخص هنرجو اقتضا می کند؛ در برخی دیگر انتخاب یک رشته تحصیلی عاملی می شود برای انتخاب رشته های نزدیک تر به آنچه در توانایی های آن انسان تعریف شده است و یا حتی سایر تخصص ها که نهایتا می تواند منجر به تغییر رشته شود.