گفتگو با فرهاد فخرالدینی (III)

فرهاد فخرالدینی
فرهاد فخرالدینی
محاسبات خیلی پیچیده‌ای داشت ولی از آنجا که ریاضیات می‌دانستم این کار را انجام دادم و مورد تشویق قرار گرفتم. آنچه به دست آمد تقریباً شبیه همین پرده‌های تار و سه‌تار امروز بود و تقریبا همه چیز را می‌شد روی آن نواخت. این نشان داد که صداهای موسیقی ما از زمان فارابی تفاوت چندانی نکرده است و در این خصوص دیگر یک سند معتبر در دست داشتیم. بعد از آن پروژه، دکتر برکشلی گفتند موضوع «ریتم در موسیقی قدیم ایران» را به عنوان رساله و پایان‌نامه‌ات انتخاب کن. من هم پذیرفتم و مشغول شدم. منابعی که آن زمان در دسترسم بود را پیدا کردم و مشغول نت‌نویسی شدم که متوجه خیلی موارد شدم و آن مسیر را ادامه دادم. چندی بعد کتاب‌های عبدالقادر مراغی چاپ شد. اول کتاب «مقاصد الالحان» و بعد «جامع الالحان» و دیدم که منابع خیلی خوبی است و مجدداً یافته‌هایم را مرور کردم.

ضمناً این مباحث را در دانشکده‌ها نیز تدریس می‌کردم. مثلاً برنامه‌ی تفصیلی مبحث ریتم در دانشگاه تهران که امروز هم هست براساس جزوه‌ی من نوشته شده و سرفصل‌هایش همانی است که من نوشته‌ام.

در چه سال‌هایی این ها را درس می‌دادید؟
قبل و بعد از انقلاب. من خیلی زود به تدریس مشغول شدم. سال دوم دوره‌ی عالی بودم که به عنوان شاگرد اول کلاس به من پیشنهاد شد که از همان زمان در هنرستان مشغول تدریس شوم. البته قبل از آن معلم ویلون و نوازنده هم بودم. ولی از من خواستند که کلاس‌های تئوری‌ و هارمونی هنرستان را هم درس دهم. برای اینکه استادانی داشتم که مرا خیلی قبول داشتند. همه‌ی اینها مستلزم تهیه‌ی مطلب بود و تهیه‌کردن این مطالب مرا وادار می‌کرد بیشتر بخوانم و بنویسم تا بتوانم راحت به بچه‌ها منتقل کنم. من به راحتی مباحث موسیقی را درس می‌دهم و وقتی شاگردان از زبان من می‌شنوند، می‌گویند چقدر آسان بوده درحالی که قبلاً فکر می‌کردند بسیار مشکل است!

و در مورد این کتاب‌های اخیر؟
از شما چه پنهان! مدت‌ها بود که خیال نوشتن به شکل‌های مختلف داشتم. همسر مرحومم، خانم هوشمند و متفکری بود. شعرشناس و تصنیف‌شناس بود. اینکه می‌گویم خیلی می‌دانست تعارف نیست و یکی از بهترین شاگردان دکتر ضیاءالدین سجادی در زمان خودش بود و ادبیات را به خوبی می‌شناخت. او بارها به من می‌گفت که خاطراتت را فقط ضبط کن تا من بنویسم. من هم فرصت نمی‌کردم. حتی خاطراتم را ضبط کنم تا او بنویسد و به فرصت‌های بعدی موکول می‌کردم. تقدیر این بود که او مرا تنها گذاشت و یادداشت‌ها و خاطراتش را به من سپرد.

وقتی دنیای ما را ترک می‌کرد، یکی از چیزهایی که از من خواست این بود که خاطراتش را به من سپرد تا هرکاری که می‌خواهم انجام دهم. من هم به نحوی مسئول شدم. او قلم خوبی داشت و راحت و بدون شیله پیله نوشته بود. ما در خانه‌مان رفت و آمدهای زیادی با هنرمندان داشتیم و او به راحتی از مشیری، سایه و شفیعی‌کدکنی و دیگران خاطراتی را نوشته بود. دیدم در نوشته‌هایش از به کار بردن القابی مثل استاد گرامی و ارجمند و اینها هم پرهیز کرده و در کمال صداقت و بی‌طرفی و بدون اینکه نفعی داشته باشد، آنچه را که دریافت کرده، نوشته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

اگر بخواهم توضیحاتی را در ارتباط با بخش آهنگسازی خدمت شما عرض کنم باید بگویم که به هر حال قرار بود من اثری را آهنگسازی کنم که براساس موسیقی شمال خراسان باشد، بنابراین باید بعد از آوانویسی و تجزیه و تحلیل موسیقی آن منطقه، عناصر ساختاری مورد نیاز برای ساخت یک اثر را هم بررسی می کردم که این عناصر ساختاری شامل موارد بی شماری هستند که تعدادی از آن ها را عرض می کنم؛ یکی این که من باید ویژگی های موسیقیایی نغمات را از منظر جملات، موتیف های آوازی، الگوهای کشش، ریتم و متر بین عناصر سازنده جملات، تکنیک های آوازی، سیر حرکت ملودیک و دیگر عناصر را بررسی می کردم؛ مورد دیگر آن بود که چگونه تم های موسیقی شمال خراسان را استفاده کنم و آن ها را گسترش دهم و نکته بعدی این است که فرم قطعه باید در ارتباط با ساختار روایی نغمات شکل می گرفت و باید این موارد در درون مایه نغمات بررسی می شد.

از روزهای گذشته…

پایانی بر آغاز (III)

پایانی بر آغاز (III)

اولا من به یاد ندارم که به رهبران دیگر گفته باشم آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کنند شاید در مصاحبات گوناگون پیش از این گفته باشم که خودم در حال حاضر (یعنی در آن زمان و در اروپا) مشغول اجرا و ضیط آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی هستم. اما این موضوع ربطی به آن نداشته که من برای رهبران قبلی تعیین تکلیف کنم!
سه تنور کوچک

سه تنور کوچک

یک گروه آواز سه نفره (Trio) که در گروه کر مدرسه کشف شده بودند، با کمپانی موسیقی کلاسیک یونیورسال (Classic Universal) قراردادی ۵۰۰ هزار پوندی منعقد کردند.
نگاهی به کنسرت ارکستر ملل در باغ ملی

نگاهی به کنسرت ارکستر ملل در باغ ملی

ارکستر ملل پس از چندین ماه سکوت، برنامه خود را در محوطه سرباز باغ ملی به اجرا گذاشت. این برنامه ارکستر ملل در واقع یک کنسرت مستقل نبود، بلکه برنامه ای ویژه روز جهانی، محوطه ها و یادمانهای تاریخی بود، به همین مناسبت پس از قرائت بیانیه کمیته ملی موزه های ایران (ایکوم ایران) و بیانیه معاونت میراث فرهنگی به مناسبت این روز، ارکستر ملل به اجرای پنج قطعه بسنده کرد.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (IV)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (IV)

من با شوستاکویچ (Shostakovich) نیز کار کرده ام. شوستاکویچ در حالی دومین کنسرتویش را که پدرم برای اولین بار آن را اجرا کرد، ساخت که در بیمارستان بستری بود (شوستاکویچ این کنسرتو و هر قطعه دیگری که برای ویولون ساخت را به پدرم هدیه کرد). اولین اجرای این کار قبل از اولین اجرای رسمی در سالن کوچکی در مسکو بود. من کاست این اجرا را برای او بردم و شوستاکویچ تلفنی با پدرم درباره تمپوها و بالانس آن صحبت کرد. فکر می کنم که شوستاکویچ در اولین اجرای رسمی اثرش حضور نداشت و حدودا ۳ یا ۴ ماه بعد من نیز آن کنسرتو را نواختم.
اپوس

اپوس

Opus اوپوس یک کلمه لاتین میباشد که معنای – کار- را میدهد که معمولا برای کارهای هنری از این کلمه استفاده میشود. جمع اوپوس – اپرا – میشود که در موسیقی خود یک شاخه و سبک محسوب میشود. اما از منظر تاریخی می بینیم در حدود قرن ۱۷ میلادی بسیاری از آهنگسازان همچون بتهوون آثار موسیقیایی خود را بر اساس شماره گذاری بصورت اپوس دسته بندی نموده اند. که به صورت مختصر آنرا به صورت “Op” مینویسند و جمع آن “Opp” میباشد.
تدارک ارکستر (III)

تدارک ارکستر (III)

این دسته به ترتیب اندازه از کوچک به بزرگ ویلن، ویلا، ویلن سل و کنترباس هستند. در این میان ویلن غالبآ مسئولیت اجرای ملودی ها را به عهده دارد چرا که توانایی آن در بیان احساسات بی نظیر بوده و صدای کششی آن میتواند نقش یک راوی را در ارکستر ایفا کند. در ارکستر، ویلن ها به دو دسته (گروه ویلن اول و گروه ویلن دوم) تقسیم میشوند که هر دسته شامل تعدادی نوازنده ویلن است که معمولآ پاساژهای یکدیگر را ادامه میدهند و با یکدیگر مینوازند.
مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

هومن خلعتبری، رهبر ارکستر و کر و پیانیست در تاریخ ۹ تا ۱۱ ژوئن امسال در لندن به برگزاری مستر کلاس اجراء و آواز برای ایرانیان می پردازد. قرار است این مستر کلاس ها در کشور های نزدیک ایران که نیاز به ویزا ندارد برگزار شود تا هنرجویان ایرانی بتوانند در این دوره شرکت کنند.
فواصل زمانی (III)

فواصل زمانی (III)

همچنانکه قبلا ذکر شد، ممکن است زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج شود و به سوی فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا کند. شیوه نت نویسی رایج در این موارد بر اساس تقسیم یک فاصله ساده به ۳،۵،۷،۹،۱۱ و… بخش است (مانند فاصله چنگ تریوله که حاصل تقسیم بر ۳ شدن فاصله سیاه است).
گزارشی از تمرین ارکستر خنیاگران مهر

گزارشی از تمرین ارکستر خنیاگران مهر

سه‌شنبه پنج مرداد ماه سال جاری، در ساعت ۲۱/۳۰ ارکستر خنیاگران مهر به سرپرستی نیوشا بریمانی با آهنگسازی بهزاد عبدی و خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت به روی صحنه می رود. گزارشی که می خوانید حاصل دیداری از تمرین این گروه است که در سالن رودکی تالار وحدت انجام شده است.
نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.