گفتگو با فرهاد فخرالدینی (V)

فرهاد فخرالدینی
فرهاد فخرالدینی
تکنیک در جای خود بسیار خوب و مهم است ولی حرف اساسی در موسیقی ایرانی، درک درست از موسیقی ایرانی است که درست حس و بیان کنیم. اینها مسائل خیلی مهم و پیچیده ایست که سعی می‌کنم در کتابهایم به آنها توجه داشته باشم.

اگر اجازه بفرمایید دوست دارم در مورد بخشی از کار شما در حوزه‌ی موسیقی قدیم ایران دقیق‌تر صحبت کنیم. شما در مورد قطعه‌ای از عبدالقادر مراغی که بعدها در سریال امام علی شنیده‌شد، در سال هفتاد و دو در شماره‌ی سوم کتاب ماهور مقاله‌ای منتشر کرده‌بودید. آنچه شما به عنوان یک کشف مطرح کردید با کارهایی که بعدها و به ویژه در سال‌های اخیر مثلاً در پروژه‌ی شوقنامه در مورد عبدالقادر مطرح شد چه ارتباطی داشت؟
در اینجا به صراحت باید بگویم آنچه عبدالقادر به عنوان نمونه قید کرده شیوه‌ی نگارش آهنگ‌های قدیم بوده و برای نمونه همان چند قطعه‌ای را نوشته است که من کشف کرده‌ام و جامع‌ترین‌اش هم همانی است که در موسیقی سریال امام علی از آن استفاده کردم. چیزهای دیگر منسوب به عبدالقادر است و روایت شفاهی هستند. اینکه این روزها می‌گویند کشف، در واقع کشف نیست و صرفاً یک بازسازی و دوباره‌خوانی است. من آنها را مستند نمی‌دانم.

یکسری ۶۰ سال پیش در ترکیه چاپ شده و در کتاب اتنوموزیکولوژی دکتر مسعودیه هم چند نمونه از اینها آمده ولی معتبر نیست و منسوب به عبدالقادر مراغه‌ای است. من وقتی گفتم این قطعه متعلق به عبدالقادر است نت به نت توضیح دادم که با چه حروف ابجدی نوشته شده و وزنش چیست. این قطعات مستند هستند.

متأسفانه امروز آنقدر انصاف ندارند که بگویند فلان کشف را فلان‌کس انجام داده است! نمی‌دانم نامش را چه می‌شود گذاشت. من می‌گویم دوست عزیز! شما باید بگویید اینها بازخوانی هستند و کشف اصلی را فخرالدینی انجام داده و چیزی برای ما باقی نگذاشته‌است که ما دوباره آن را کشف کنیم. اما می‌گویند حالا که مردم نمی‌دانند بهتر است که آنها هم ادعا کنند ما کشف کرده‌ایم. انصاف و امانتداری در کار تألیف بزرگترین مسئله است. متأسفانه در قبال این مسائل سکوت می‌کنند و توضیحی ندارند. این نوع نگارش موسیقی مثل خط هیروگلیف است که من کشف کرده‌ام. می‌پرسم آیا برایتان ارزش نداشته که من توضیح داده‌ام آهنگ‌های قدیمی چگونه نت‌نویسی می‌شده‌اند؟ آیا دانستن اینکه با حروف ابجد بوده کم‌اهمیت است؟ اینکه از فلان کتابخانه‌ای نتی را پیدا کنید نامش کشف نیست بلکه دوباره‌خوانی و بازسازی است و نباید عنوان کشف را به‌کار ببریم.

در مورد مقاله‌ی شما در این خصوص نظری داده نشده یا صحبتی نشده است؟
صحبتی نمی‌کنند. بعضی از دوستان در قبال کاری که انجام می‌شود به‌جای اینکه خوشحال باشند ناراحت هم می‌شوند. مثلاً کشف این آهنگ برخی از دوستان مرا ناراحت کرد و این موجب رنجش من از آنها شد. نمی‌دانم نامش را چه بگذارم! مثلاً در زمینه‌های ریتم و در تجریه و تحلیل ردیف موسیقی ایران، مطالبی از عبدالقادر نوشته‌ام که بسیاری از حلقه‌های مفقوده‌ای که وجودداشت، اینجا پیدا شده‌است. اینکه اصلاً موسیقی ایرانی چگونه بوده‌است؟ چیزی را که من ارائه داده‌ام این است و به معنایی راه را برای دیگران باز کرده‌ام.

چرا نخواستید که اینها را مکتوب کنید و در حقیقت از کشف خودتان دفاع کنید؟
من از منم منم خوشم نمی‌آید و اینکه هی بگویم من این کار را کردم. همانطور که در ابتدا گفتم طالب فرهنگی هستم که از پیشینیان‌ام یاد گرفته‌ام که چقدر بی‌ریا و راحت آنچه را که می‌دانستند به ما یاد می‌دادند. الان که معما حل شده، همه چیز آسان شده است! ولی چه کسی می‌داند چقدر طول کشید تا به اینجا رسیدم که بفهمم ماجرا چه بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

گودوی بیشتر به «اشیا» موسیقیایی و چگونگی درک آنها تاکید دارد و به صورت واضحی توضیحات خود را به بعد متریک یا ریتمیک مرتبط نمی کند. توضیح مشخص تری از سوی تاد مطرح گشته است که «تئوری “sensory-motor” ریتم، ادراک زمان و القای بیت» را به صورت زیر شرح داده است:
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفه‌‌ای چند هفته‌ای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پی‌گرفت. این جلسه که همچون جلسه‌ی پیش از آن (نهم)، از دوره‌ی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبک‌ها و مکتب‌های نقد موسیقی») محسوب می‌شد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
مروری بر کتاب «سلامت نواختن»

مروری بر کتاب «سلامت نواختن»

مسائل حوزه‌ی سلامت، در هنر و معیشتِ همه‌ی نوازندگانِ حرفه‌ای اهمیت فراوانی دارند و نوازندگان همواره با این موضوعِ حیاتی درگیر اند. به فاصله‌ی هفت سال، کتاب دیگری در ارتباط با این موضوع در ایران منتشر شده ‌است (کتاب پیشین: «بهداشت نوازنده»، انسیه تبریزی و محمد عبدلی، ماهور، ۱۳۹۰). این دو کتابِ مفید و ارزشمند تنها مجموعه‌های مدونی هستند که تا حال در این باره به زبان فارسی تألیف و منتشر شده‌اند و دست کم به همین دلیل، ناگزیر از کنار هم دیدن آنها هستیم. جای تعجب است که در «سلامت نواختن» نه تنها هیچ اشاره‌ای به تجربه‌ی قبلی نشده‌ بلکه مؤلف-مترجم، این کتاب را قدمِ اول برشمرده ‌است.
مروری بر تحولات موسیقی پاپ ایرانی

مروری بر تحولات موسیقی پاپ ایرانی

هفده سال پیش با سرازیرشدن کیبرد‌های خانگی (Home Keyboard) و اسباب بازی کاسیو (Casio) و یاماها (Yamaha) به بازار ایران وضعیت موسیقی پس از گذراندن چندسال وقفه، تکان شدیدی خورد. تا قبل از این اتفاق عملا آموزشگاه و مدرسی به‌جز دانشگاه‌ها و هنرستان‌های موسیقی وجود نداشت و موسیقی جایگاه خانوادگی خود را کاملا از دست داده و به رشته‌ای تحصیلی برای علاقه‌مندان تبدیل شده بود.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

البته چنین تفسیری، بر پایه ی این فرض مورد پذیرش و نسبتاَ عمومیّت یافته بنا شده که «ماهور» تداعی گر احساسات نشاط آورتری است. تداعی حس «تحرک» در این موتیف ها به گونه ای دیگر نیز بروز یافته و آن نیز نواختن تمامی نت های چنگ (به استثنای آنهایی که با تریل اجرا می شوند) با «استکاتو» ست که حالتی کوبه ای تر به آنها می بخشد.
مروری بر کتاب «تاریخ موسیقی غرب»

مروری بر کتاب «تاریخ موسیقی غرب»

کتاب «تاریخ موسیقی غرب» انتشارات نورتن را به تازگی «کتابسرای نیک» با ترجمه‌ی کامران غبرایی و ویرایش تخصصی ناتالی چوبینه منتشر کرده است. این سومین بار است که در سال‌های گذشته منابعی تقریبا کامل از تاریخ موسیقی (گاه غرب و گاه جهان و غرب) ترجمه می‌شود. بار نخست بهزاد باشی کتاب تاریخ موسیقی انتشارات پلیکان ویراسته‌ی آلک رابرتسون و دنیس استیونس را با عنوان «تاریخ جامع موسیقی» ترجمه کرد و بار دوم ناتالی چوبینه و پریچهر زکی‌زاده تاریخ فشرده‌ی موسیقی آکسفورد نوشته‌ی جرالد آبراهام را ترجمه کردند که چاپ امروزینش با ویرایش و بازنگری گسترده‌ی سیدعلیرضا سیداحمدیان در دسترس است.
مروری بر آلبوم «باد»

مروری بر آلبوم «باد»

جز این دشوار است بتوان از شنیدنِ «باد» توشه‌ی دیگری بربست: سوسویِ گاه به گاهِ بارقه‌هایی از ذوق، در خلقِ یک انگاره‌ی ملودیک-ریتمیک؛ که می‌تواند دستمایه‌ی جور کردنِ یک قطعه برای سه‌تار باشد. سه‌تارنوازی در «باد» درهم‌آمیختنِ چند آموخته‌ی معدود است: چند روالِ مُدالِ نخ نما، چند وزن شتابان در روندی ثابت، چند نوع ناخن‌زدن (مضراب)… و بالاتر از/ و در نتیجه‌ی همه‌ی این‌ها، «باد» به جِدّ، مشکل آهنگسازی دارد. قطعه‌ها به طرز شگفت‌انگیزی در تکرارِ همان انگاره‌ی اولیه می‌مانند و لابلای سر و صدای شلوغِ اودو و تنبک به سر می‌رسند.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (III)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (III)

در نگاهی کلی می توان از چند زاویه به بررسی قطعات و آثار پرویز مشکاتیان پرداخت که به طور خلاصه به شرح زیر است:
فخرالدینی: ۱۷ سالگی چهارمضراب نوشتم

فخرالدینی: ۱۷ سالگی چهارمضراب نوشتم

من در سال ۱۳۳۴ وارد شدم؛ یعنی تقریبا همزمان با اینکه وارد رادیو شدم، در ارکستر گلها در زمان آقای روح الله خالقی هم فعالیت خود را آغاز کردم. همچنین با ارکستر های زیاد دیگر همکاری داشتم، اولین بار که من در آن زمان وارد ارکستر گلها شدم، آقای خالقی و جواد معروفی رهبر ارکستر بود. مدت زمان کوتاهی که گذشت ارکستر دیگری به نام ارکستر باربد تشکیل شد که آقای حبیب‌الله بدیعی رهبر آن بود.
مراسم بزرگداشت Ray Chrles

مراسم بزرگداشت Ray Chrles

B.B. King ، Glen Campbell ، Stevie Wonder و Wynton Marsalis که همگی از موسیقیدانان معاصر در سبکهای Jazz ، Blues و … هستند یک هفته پس از آنکه Ray Charles از دنیا رفت طی مراسمی در یکی از کلیساهای آفریقایی نسبت به این موسیقی دان از دست رفته ادای احترام کردند.