گفتگو با ریچی (II)

روجیرو ریچی
روجیرو ریچی
ریچی می گوید: “کاواکاس ویولونیست خوبیست. استیلی معمارگونه دارد. ساختاری محکم و پر تپش. ساختار کاری او دارای نقاط واضح و کانونی مختص خود است. از لغزشهای بیهوده اجتناب می کند و این یک نقطه قوت است. ولی به لحاظ شخصیت همچنان معمارگونه است.”

کتاب جدیدش “Ricci on Glissando,” متن مفصل و قابل تحسینی در باب شیوه های پیشرفته استفاده از دست چپ است. به همراه تمرینها و نصایحی در مورد یافتن محل دقیق انگشت شست از طریق گلیساندو های مختلف بر روی نقاط تک و دوبل. ریچی شیوه های انگشت گذاری جدید را با پیشنهادات خود در راجع به تکنیک های گلیساندو مقایسه میکند.

در ضمن پشت جلد کتاب شامل سخنانی نغز درین باب است. ریچی : گریگوری اچ. زایا دکترای شیمی از دانشگاه شیکاگو و ویولونیست آماتور وظیفه خطیر جمع آوری و سازماندهی سخنان روجیرو در باب ویولن که حاصل زندگی هنری اوست، را به عهده داشت.

ریچی: ” با اختراع زیرچانه ای، یکی از بهترین فواید سیستم قدیم را از دست دادیم. تکنیک گلیساندو، برای هر کس که علاقه مند به اشراف بر امر انگشت گذاریست، یک مسئله تحقیقی و مطالعاتی مهم است.” ریچی در مقدمه کتاب می گوید: گلیساندو همانا لغزاندن انگشتان دست چپ است و نه گذاشتن انگشتان یکی پس از دیگری.”

ریچی همچنین یادآور شد که ” توانای اجرای یک فاصله به طریق گلیساندو است که سخت است. پس نباید با انگشتان دیگر بر روی گلیساندو کار کنید چون این روش آسانست. در حقیقت نباید با آسان ها تمرین کنید، بلکه باید به سراغ نمونه های سخت بروید.”

او اضافه کرد : ” شما نیاز دارید تا هنر shifting را یاد بگیرید. وقتی انگشت شست و انگشت اول با هم به سمت پایین دسته حرکت می کنند، این یک shift است. درحالیکه وقتی انگشت اول به سمت پایین دسته حرکت می کند و انگشت شست ثابت است، این یک گلیساندو است.”

ریچی: ” اینها خلاصه مطالعات طولانی زندگی من هستند.”

” بهتر است که ابتدا سیستم قدیم را بیاموزید که راجع به گلیساندو و ثبات انگشت شست بود. در عمل اکثرهنرآموزان ابتدا به فراگیری shifting میپردازند که پرشی غیر طبیعی ست و پس از آن گلیساندو و ثابت کردن انگشت شست را می آموزند.” ” این اختراع وحشتناکی بود.” این را ریچی به هنگام اشاره به زیرچانه ای ویلن من گفت. ” پیش از زیرچانه ای، باید ویلن را با دست چپ نگه می داشتید و اگر این کار را نمی کردید احتمال داشت که ویولن از دست شما بیافتاد. درست؟ اما با اختراع زیرچانه ای شما ارتباطتان را با ساز از دست دادید و این وسیله کارکرد اصلی خودش را از دست داد و شما تبدیل به نوازنده ترومبون شدید” {این را با لغزاندن دست چپ روی ویلن نشان داد}

” پیش از زیر زیرچانه ای چیزی به نام تغییر پوزیسیون وجود نداشت. عبارات اول و دوم و سومی وجود نداشتند. (پوزیسیون اول و دوم و سوم…)

از ریچی پرسیدم که آیا باید مردم زیرچانه ای و روشانه ای را کنار بگذارند؟
ریچی: نه، نمی توان یک قانون کلی ساخت. بعضی ها گردن خیلی کوتاه و بعضی هم گردن خیلی بلندی دارند. تکلیف آنها چیست؟…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

تاثیر این ذهنیت را در یکی از موثرترین لحظات عملش در تحلیل «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» «حسین دهلوی» می‌بینیم، همانجا که نویسنده فرم کلی این کنسرتوی کوچک را مشابه یک نوبت یا مجلس دستگاهی، مرکب از پیش‌درآمد-آواز-چهارمضراب-آواز-تصنیف-رنگ می‌بیند و بر آن اساس تحلیل می‌کند (ص۴۶)؛ امری که با توجه به مکتب موسیقایی آهنگساز قدری دور از ذهن به نظر می‌رسد. افزون بر آن به‌کارگیری نمونه‌هایی از تئوری فواصل موسیقی ایرانی -که در یک سده‌ی اخیر دست‌کم دو بار دستخوش تغییرات بنیادی شده- برای تحلیل آهنگسازانی که نه از نظر سبکی به آن نوع نگاه وابسته‌اند و نه در دوره‌ی ساخت این آثارشان نظریه‌های مورد بحث هنوز وجود داشته است (مانند برگزیدن کتاب «کتاب مبانی نظری و ساختاری موسیقی ایران» که یک کتاب تئوری جدید است برای تحلیل «همایون» «لمر») (۶).
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

هویت که در مقابل اصطلاح انگلیسی “Identity” قرار می گیرد، یکی از مباحث اصلی در حوزه‌‌های روان‌شناسی (۲)، جامعه‌شناسی (۲) و مردم‌شناسی (۳) است. در مطالعات روان‌شناسی، نفس یا خودِ انسان مورد بررسی قرار می‌گیرد. در جامعه‌شناسی به بررسی انسان در جامعه پرداخته می‌شود و مردم‌شناسی، فرد را در حوزۀ فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

دومین نکته ذهنی بودن «مرجع تعلق» گوشه‌ها است. در هر حال برای ما بدیهی است که برخی از گوشه‌های دیگر نسخه‌های ردیف هم «خلق» شده‌اند یعنی به شکلی عینی دارای آفریننده هستند، اما جز در مواردی، از ورای هاله‌ای افسانه‌ای، کسی از آن یاد نمی‌کند. شاید بیاندیشیم که این آفریننده‌ها در طول تاریخ از یاد رفته‌اند، اما به نظر می‌رسد مساله این است که موجودیت آفریننده از نظر ذهنی بااهمیت تلقی نمی‌شود (۴). بدین ترتیب صبا تنها موردی (یا یکی از نادر موارد) نیست که آفریدن و آفریده‌اش به یاد مانده باشد، کسی است که یک مفهوم ذهنی را جابجا کرده است.
ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

به تازگی کار نت نویسی و ویرایش آثار جواد معروفی توسط عباس ابوحمزه (آهنگساز و پیانیست) به پایان رسیده است و به زودی این کتاب به انتشار می رسد. عباس ابوحمزه که در کنار ساخت تولید آلبوم «پایان پریشانی»، ساخت و تنظیم آثار زیادی را برای پیانو، در کارنامه خود دارد، در این باره این کتاب، توضیحاتی برای خوانندگان گفتگوی هارمونیک نوشته است که می خوانیم:
نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.
سریالیسم «همه‌ جانبه»

سریالیسم «همه‌ جانبه»

جریان موسیقی مدرن به مفهوم سبک شناختی و به مثابه روند آفرینش هنری در تاریخ موسیقی قرن بیستم مطرح است. شاید بتوان مهمترین بخش این جریان موسیقایی را مرتبط با مکتب دوم آهنگسازی وین دانست. معروف‌ترین آهنگساز این مکتب آرنولد شوئنبرگ برای رهایی از قواعد دست و پاگیر هارمونی تونال، در ادامه راهی که از سالهای پایانی قرن ۱۹ در آثار واگنر و … آغاز شد به سمت استفاده پی‌در‌پی گروه‌هایی از تن‌ها رفت.
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (III)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (III)

در صفحۀ ۸۷ کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی، جعفرزاده این مشکل را با مطرح کردن عنوان «مقام‌های ترکیبی» تا اندازه‌ای حل کرده است. او با مثال آوردن نمونه‌های متنوعی از ترکیب مدهای متفاوت در موسیقی محلی، موسیقی ایرانی و حتی موسیقی ترکی و عربی، امکان به‌وجود آمدن مدهای جدید و روش بررسی آن‌ها را به‌اختصار معرفی کرده است.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
میک پرتنی

میک پرتنی

میک پرتنی (Michael Stephen Portnoy) در ۲۰ آوریل سال ۱۹۶۷ در شهر Long Beach نیویورک آمریکا بدنیا آمد. پدرش بعنوان DJ در رادیو محلی مشغول به کار بود و همین زمینه ای شد برای علاقمندی وی به موسیقی. گروههایی مانند Queen Led Zeppelin, The Who, Yes و Beatles نیز تاثیرات بسزایی در گرایش وی به موسیقی داشتند. او بصورت خود آموز شروع به یادگیری درام نمود و دروس تئوری را در دوران دبیرستان فرا گرفت.
Big Band – ارکستر و سازها

Big Band – ارکستر و سازها

با وجود اینکه آهنگسازان و تنظیم کنندگان بیگ بند از ترکیبات متنوع سازی استفاده میکردند اما از دهه ۳۰ نوعی سازبندی قراردادی به وجود آمد که شامل بخش ریتم شامل درامز، بیس، پیانو و گاهی گیتار و بخش سازهای بادی – ترومپت، ساکسوفون و ترومبون – بود.