مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

در سنت موسیقی کلاسیک، به صورت عمومی سعی می شود، اصطلاحات مربوط به موسیقی، به صورت همه گیر در تمام کشورها به یک صورت استفاده شود؛ حتی در فرهنگ هایی که برای آن اصطلاح واژه های بومی وجود دارد، استفاده از واژه های شناخته شده تر به صورت بین المللی در اکثر مواقع جای خود را به واژه های بومی می دهند برای نمونه اولین کتاب هارمونی که در ایران توسط سالار معزز ترجمه میشود، عنوان «تناسب» را داشته و بعضی از اصطلاحات آن مانند «هارمونی» و «کلاویه» فارسی سازی شده و به «تناسب» و «مضراب» تبدیل شدند، اما با گذشت زمان، دوباره اصطلاحات غربی آن جای خود را در ادبیات اصلاح شناسی موسیقی ایران باز کرد.

از این رو در فرهنگ موسیقی کلاسیک مانند مباحث علمی (Scientific)، تقلید از یک واژه غیر بومی، مسئله ای عادی تلقی می شود؛ اصطلاحات موسیقی کلاسیک نیز سالها مورد بررسی و نقد جامعه علمی موسیقی کلاسیک قرار گرفته و کمتر دچار کاستی های بنیادین است. اما در کشورهایی که دارای سنت های دیرپا موسیقی هستند، گاهی اصطلاحاتی وارد جریان موسیقی کلاسیک می شوند که خود دارای بار معنایی خاصی هستند و ورودشان به اصطلاح‌شناسی (Terminology) موسیقی کلاسیک، باعث کژتابی هایی می شود؛ یکی از این نمونه های دو اصطلاح آهنگسازی و تنظیم است.

تنظیم
اصطلاح «تنظیم» یکی از واژه های پر کاربرد در موسیقی کلاسیک ایرانی است؛ این واژه بر گرفته از آرانژمان (arrangement) به معنای تنظیم است. این واژه زمانی کاربرد زیادی در موسیقی ایرانی پیدا کرد که قوانین چندصدایی از موسیقی غربی به آکادمی های موسیقی ایران وارد شد. در این دوره بود که بسیاری از آثار آهنگسازان گذشته که به صورت یکصدایی تصنیف شده بود، توسط موسیقیدانانی که به قوانین چند صدایی آشنایی داشتند به صورت چند صدایی درآمد و برای یادآوری نام سازنده ملودی، عنوان آهنگساز (که از ترکیب دو واژه آهنگ (۱) به معنای ملودی و ساز به معنای سازنده ساخته شده بود) به سازنده ملودی داده شد و عنوان تنظیم کننده به فردی داده شد که روی آن اثر تکنیک های چندصدایی را اجرا کرده و یا حتی بسط و گسترش داده بود.

در ادبیات موسیقی پاپ نیز عنوان های آهنگساز و تنظیم کننده چنین کاربردی دارند ولی در فرهنگ موسیقی کلاسیک اینگونه نیست! در فرهنگ موسیقی کلاسیک، عنوان «تنظیم کننده» (arranger) تنها در زمانی به کار می رود که فردی اثری چندصدایی را با رعایت فضای چند صدایی آن قطعه با ارکستراسیون دیگری به اجرا بگذارد؛ (نمونه های زیادی از این آثار را در مجموعه مقالات با عنوان «یک تم و چند تنظیم» می توانید مشاهده کنید.)

آهنگسازی
اما واژه آهنگساز (Composer) در موسیقی کلاسیک، به فردی اطلاق می شود که به ترکیب (Composition) تکنیک های مختلف اهم از ملودی، هارمونی، کنترپوان، ارکستراسیون و فرم می پردازد. هرچند در آثار یک صدایی هم (مخصوصا در قطعاتی که برای سازهای بادی نوشته شده) واژه آهنگساز کاربرد داشته و دارد.

در این میان کسی که به صورت نهایی روی یک ملودی، ترکیبی از تکنیکهای آهنگسازی را به کار می برد عنوان آهنگساز را از آن خود می کند. حتی در بعضی از نمونه ها، عنوان آهنگساز تنها متعلق به کسی می شود که روی یک ملودی هارمونی گذاشته باشد، برای نمونه می توان به «رقص های رومانیایی» اثر بارتوک و بعضی از قطعات «رقص های مجار» اثر برامس اشاره کرد. (۲)

در حوزه موسیقی پاپ ولی این عناوین به صورتی دیگر به کار می رود و گاهی آهنگساز به سازنده ملودی گفته می شود و عنوان کسی که روی آن تکنیک های بسط و گسترش و چندصدایی را اجرا کرده، تنظیم کننده ثبت می شود و اخیرا اصطلاحی جدید نیز به این فرهنگ لغات اضافه شده که «آهنگساز و تنظیم کننده» (به صورت توامان) است!

در موسیقی کلاسیک ایران نیز سالهاست به جای استفاده از سنت موسیقی کلاسیک (حوزه ای که در واقع این موسیقی به آن تعلق دارد) از روش واژه گزینی موسیقی پاپ استفاده می شود که جای تعجب و تامل دارد.



پی نوشت
۱- در موسیقی قدیم ایرانی نمونه هایی از موسیقی به صورت چندصدایی وجود دارد ولی عموما این چندصدایی به صورتی که در موسیقی کلاسیک غرب مشاهده می شوند نیست؛ تفاوت اینجاست که در موسیقی کلاسیک غرب (از پایان قرون وسطا تا قرن بیستم) موسیقی چند صدایی به صورت مجزا برنامه ریزی می شود ولی موسیقی دو یا سه صدایی ایرانی بیشتر بر اساس توانایی های سازی و اراده نوازنده شکل می گیرد. مثلا نمونه ای از دونوازیِ دو نوازنده ساز ایرانی بر اساس یک طرح هارمونیک یا کنترپوانتیک مربوط به قبل از ورود دانش موسیقی کلاسیک غربی در ایران وجود ندارد ولی نمونه های بسیار زیادی از اجرای دوبل نت یا آکورد روی سازهایی مثل دوتار، چگور و تار وجود دارد که مطابق به دسترسی نوازنده و امکانات آن ساز مورد استفاده قرار می گرفته است. اصولا استفاده از تکنیک های چندصدایی بدون استفاده از روش های آوانگاری بسیار مشکل است و پرواضح است که در نبود این امکان، موسیقی چندصدایی هم پیچیدگی زیادی نداشته باشد.
۲- هرچند نمونه هایی وجود دارد که در آن نویسنده از عنوان های دقیق تری مانند «هارمونیزه» (Harmonization) یا «ارکستره» (Orchestration) یا «بازنویسی» (Transcription) استفاده کرده است.

2 دیدگاه

  • ذاکری
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۹۷ در ۹:۱۷ ق.ظ

    جناب پورقناد عزیز سلام
    این کلمات “رایانامه” و “وب نوشت” در کجای اصطلاحات جهانی قرار می گیرند؟؟!!

  • ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۹۷ در ۲:۴۹ ب.ظ

    آقا یا خانم ذاکری
    لطفا دقیق تر منظور تان را بفرمایید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: هارمونی زوج بر اساس موسیقی ۱۲ نیم پرده طراحی شده است

اگر کسانی مدعی هستند توانایی آنالیز قطعات پدرم را دارند، می توانم میزگردی برگزار کنیم و در این مورد بحث کنیم شاید بر اساس نوشته های من روی سایت شما به نتایجی رسیده باشند و یا از زوایای دیگری مسایل را مورد بحث قرار می دهند. برای رسیدن به چیزی شبیه به هارمونی زوج حتی اگر موزیسینی دارای هوش و استعداد کافی و گوش قوی باشد و چیزی بی آفریند که شبیه آن صدا بدهد، گواه بر دانستن منطق این زبان ویژه که با زبانهای دیگر بسیار متفاوت است نیست و اینکه ادعا کند، هارمونی زوج را آنالیز کرده است. ادعاییست که باید دید و شنید.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

از روزهای گذشته…

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

البته باید بگویم امکانات امروزی خیلی بیشتر از ۵۰ سال پیش است افراد تحصیلکرده ذی صلاحیت خیلی بیشتر و در دسترس هستند. حالا تا چه اندازه استفاده درستی از آنها می‌شود نمی‌دانم، اما آشنایی مختصر چندروزه با عده‌ای که حتی اسامی‌شان را نشنیده بودم؛ این‌طور استنباط می‌کنم که الآن امکانات برای آموزش، تشویق و ترفیع موسیقی در جامعه خیلی بیشتر است تا ۵۰ سال پیش. درگذشته شاید دیدرسمی کشوری نسبت به موسیقی قدری موافق‌تر بود، استنباط من این است که وضع دارد به‌تدریج بهتر می‌شود ولی امکاناتی که اکنون در دسترس است خیلی بیشتر از گذشته است.
«مسأله‌ی انصاف»

«مسأله‌ی انصاف»

این مصرع حافظ را همه می‌شناسیم. ضرب‌المثل شده است. کاربرد امروزی‌اش درباره‌ی عدل و انصاف در قضاوت‌هاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار می‌برند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظه‌ی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را می‌گوییم همزمان از حسن‌هایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد می‌خواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، می‌خواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
بزرگداشت حسین دهلوی و ئولین باغچه‌بان در لندن

بزرگداشت حسین دهلوی و ئولین باغچه‌بان در لندن

۲۹ نوامبر، لوگان‌هال در لندن میزبان برنامه‌ی بزرگداشتی برای حسین دهلوی آهنگساز و ئِولین باغچه‌بان، خواننده‌ی اپرا و از مؤثرترین چهره‌ها در هنر آواز گروهی در ایران است؛ برنامه‌ای که به روند موسیقی کلاسیک در ایران اختصاص دارد. علاوه بر بزرگداشت این دو هنرمند، آثاری از آهنگسازان ایرانی در این برنامه با ارکستر بزرگ به رهبری فرنوش بهزاد اجرا می‌شود. یک گروه رقص هنرنمایی خواهد کرد و همچنین جلسات بحث‌وگفت‌وگو نیز در برنامه گنجانده شده است.
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
هنر شنیدن (I)

هنر شنیدن (I)

هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

قسمت سوم، ردیفهای موسیقی ایرانی است که به خط بین المللی نت نوشته شده، اولین مرتبه ای که خط نت بین المللی به ایران آمد توسط «لومر» فرانسوی بود، نامبرده از فرانسه برای تدریس موزیک نظام استخدام شده بود و او اولین کسی است که خط نت را در ایران تدریس کرد، همچنین تعدادی از پیش درآمدهای موسیقی ایرانی را به خط نت نوشت و به چاپ رسانید ولی تا این زمان هنوز ردیف موسیقی ایرانی به خط نت نوشته و منتشر نشده بود.
صنعت موسیقی در خطر همه جانبه

صنعت موسیقی در خطر همه جانبه

این روزها بازار فروش صفحه، علی رغم انتشار آلبومهای تازه ای از خوانندگان و گروههای پر طرف دار در سبکهای مختلف، کساد است. عده ای از مردم از این بازار کساد موسیقی متعجب میشوند اما در موسیقی، موفقیت قبلی یک هنرمند لزوما موفقیتهای بعدی او را تضمین نمیکند.
جان بری اسطوره موسیقی فیلم

جان بری اسطوره موسیقی فیلم

هر چند جان بری John Barry (متولد ۱۹۳۳ در نیویورک) آهنگسازی است که تا ابد به خاطر نقش مهمش در موسیقی متن مجموعه فیلمهای جیمز باند در یاد خواهد ماند اما نباید شهرت فراوان او در زمینه ساخت موسیقی مناسب برای هر نوع (ژانر) فیلم را نادیده گرفت.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

خیلی دوست داشتم کارهای بیشتری از روسینی انجام دهم. قسمتهای کولبران (Colbran) واقعا برای من مناسب بودند، همانند روغن برای صدا، بسیار برای من مفید و در عین حال سخت هستند!