در باب متافیزیک موسیقی (VII)

لطیفه گستاخانه ای که در سی سال اخیر بارها نقل شده، یعنی اینکه معماری موسیقی منجمد است، صرفا نتیجه احساس این شباهت است. رد این لطیفه را می توان تا گوته دنبال کرد چون، براساس گفتگوهای اکرمان، جلد دوم، صفحه ۸۸، گوته گفته است: “میان اوراق ام برگه ای پیدا کردم که بر رویش نوشته بودم معماری موسیقی منجمد است و حقیقتا حرف بی ربطی هم نیست؛ حال و هوایی که معماری به وجود می آورد شبیه تاثیر موسیقی است.”

احتمالا گوته این جمله را خیلی پیشتر در گفت و گویی به زبان آورده و خب، همه می دانیم که همواره عده ای بودند که هرچه را گوته دور می انداخت جمع می کردند تا بعدا با آن به دیگران فخر بفروشند. حالا، از جمله گوته که بگذریم، شباهت میان موسیقی و معماری که من به تنها زمینه آن، یعنی شباهت ریتم با تقارن اشاره کردم، تنها به صورت ظاهر تعمیم می یابد و به هیچ رو به ماهیت درونی دو هنر که به شدت متفاوت است راه نمی یابد.

در واقع مضحک است که بخواهیم محدودترین و ضعیف ترین همه هنرها را از جهات اصلی در جایگاهی برابر با وسیع ترین و اثر گذارترین هنر قرار دهیم. اگر بخواهیم این شباهت را بهتر نشان دهیم می توانیم بگوییم که وقتیکه موسیقی، با میل ناگهانی به استقلال روبرو می شود و اگر بشود گفت، از فرصت یک مکث کوتاه استفاده می کند، تا خود را از زیر سلطه ریتم رها کند و آزادانه در یک کادنتسای پر زرق و برق جولان بدهد، چنین قطعه موسیقی ای، بدون ریتم، شبیه ویرانه عاری از تقارن است. بنابراین با زبان گستاخانه آن لطیفه، می توان چنین ویرانه ای را یک کادنتسای منجمد نامید.

پس از این بحث در خصوص ریتم، حال باید نشان دهیم که ماهیت حقیقی ملودی چگونه شامل تنازع و توافق دائما تکرار شونده عامل ریتمیک آن با عامل هارمونیک اش است. همچنان که واحد زمان فرض عامل ریتمیک آن است، نت پایه نیز فرض عامل هارمونیک است و این عامل عبارت است از دور شدن از این نت و چرخیدن در میان نت های گام، تا اینکه با دورهای کوتاه یا بلند، به درجه ای هارمونیک و اغلب به نمایان یا زیر نمایان برسد که رضایت ناقصی به آن می دهد.

اما بعد مسیری به همان درازی برای بازگشت آن به نت پایه به دنبال می آید، که همراه با آن رضایت کامل پدیدار می شود. اما این دو حرکت باید به طریقی رخ دهند که رسیدن به درجه مذکور و یافتن مجدد نت پایه با نقطه های زمانی مطلوب مشخص در ریتم مطابق شود، وگرنه ملودی از ریتم می افتد.

بنابراین، درست همانطور که رشته هارمونیک اصوات نیازمند نت های مشخصی است، یعنی ابتدا تونیک، بعد نمایان و الی آخر، ریتم نیز به نوبه خود نیازمند نقطه های زمانی مشخص، میزان های شماره گذاری شده مشخص و بخش های بخصوصی از این میزان ها است که ضرب های سنگین یا صحیح یا بخش های موکد میزان نامیده می شوند و نقطه مقابل ضرب های سبک یا ناصحیح، یا بخش های غیر موکد میزان اند. تنازع آن دو عامل اصلی عبارت از این وضعیت است که با برآورده شدن نیاز به یکی، نیاز به دیگری برطرف نشود. اما توافق عبارت است از اینکه هر دو همزمان و بلافاصله برآورده شوند. لذا سرگردانی رشته نت ها، تا رسیدن به یک درجه کمابیش هارمونیک، تنها باید پس تعداد مشخصی میزان و در یک بخش صحیح میزان به این درجه برسد که در نتیجه این بخش می شود یک نقطه سکون مشخص برای آن.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

طراحی سازها (II)

طراحی سازها (II)

در زمینه سازهای موسیقایی، از زمان عود و چنگ موسیقی دان معروف Orpheus که اغلب تصور می شد دارای یک نیروی رقیق سحرآمیز ویژه می باشند، نوعی مقاومت یا مخالفت فعال والبته نه تنها ذهنی، به ویژه در ماهیت محافظه‌کار نوازنده، با پذیرش این واقعیت وجود دارد که یک شیء یا موضوع حساسی وابسته به عواطف و احساسات، از قبیل یک ساز می‌تواند دست‌کم وتا حدودی نتیجه یک واسطه غیرحسی و مکانیکی و قطعاً فرا انسانی، نظیر محاسبات ریاضی باشد. نکته جالب آن‌که از منظر حامیان این عقیده، مسائل جدای از این عامل ذهنی، روندی است توام با قیاس از میزان موفقیت سازنده این سازها در تطبیق دو جریان متضاد که عموماً در جهت عکس یکدیگر واقع‌اند.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

دوران جوانی خور را در مراغه گذراند. تیمور لنگ هنگام فتح ایران مجذوب عبدالقادر شد و او را با خود به سمرقند برد اما عبدالقادر تحمل غربت را نداشت و به وطن بازگشت. مدتی در دستگاه میرانشا پسر تیمور در تبریز بود اما هنگامی که همه ی اطرافیان مورد غضب و خشم میرانشا قرار گرفتند و محکوم به مرگ شدند، عبدالقادر نیز که در میان محکومان بود فرار کرد و تنها او توانست جان سالم به در برد.
علیزاده: رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند

علیزاده: رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند

نمیگویم حتما عمدی است و من نمی خواهم موضوع را سیاسی کنم؛ وقتی که احساس نمیکنند این موسیقی مشکل دارد طبیعتا هر مشکلی که سر راه آن باشد را اهمیت نمیدهند و در بسیاری از موارد هم به عقیده من تشخیص نمیدهند. برای مثال کسی که موسیقی گوش نمیکند یا اصلا با آن مخالف است، برایش مهم نیست که موسیقی چه مشکلاتی را سر راه خود دارد، مثلا این همه دانشجو در دانشگاه دارند موسیقی می خوانند که آخر سر بیایند و بیکار این مملکت شوند و یا همیشه بی حرمتی شود به رشته ای که خواندند!
شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (II)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (II)

متأسفانه در برخی از موارد ترس از طبقه‌بندی و ارزشگذاری دقیق هنری است که باعث می‌شود هنرمندان شرایط فعلی را به شرایطی که در آن، جایگاه هنری هر هنرمند آشکار می‌شود ترجیح ‌بدهند. نگاهی مختصر به کشورهای دیگر و دسته‌بندی هنرمندان آنها و آثارشان و معرفی آنها، تفاوت را به خوبی آشکار می‌سازد.
امانوئل پایود (I)

امانوئل پایود (I)

امانوئل پاهود فلوت نواز فرانسوی- سوئیسی (متولد ۲۷ ژانویه ۱۹۷۰)، نواختن فلوت را از شش سالگی آغاز کرد و در سال ۱۹۹۰ با درجه پریمیر پریکس از کنسرواتوار پاریس و تحت نظر و تعلیم میشل دبوست و آرل نیکولت فارغ التحصیل شد. پاهود موفق به دریافت جایزه برتر بزرگترین مسابقات بین المللی نظیر Kobe در سال ۱۹۸۹ و Duino در سال ۱۹۸۸ شده است، و پس از آن هشت جایزه از دوازده جایزه مخصوص Concours de Genève در سال ۱۹۹۲، جایزه تکنوازی انجمن مسابقات رادیویی کشورهای فرانسوی زبان جهان، و همچنین جایزه انجمن اروپایی یوونتوس را ازآن خود کرده است.
پیوند تمبک، ریاضی و فضای مجازی

پیوند تمبک، ریاضی و فضای مجازی

با گشتی در اینترنت و جستجوی مطلب پیرامون تمبک یک نام را زیاد مشاهده می کنیم، “پیمان ناصح پور”. دکتر پیمان ناصح پور از جمله نوازندگانی است که مهمترین فعالیت او حضور گسترده در فضای مجازی و شناساندن تمبک به عنوان سازی توانمند در خارج از کشوراست. تعداد نوشته های او به زبان انگلیسی بی گمان از هر نوازنده تمبک دیگری بیشتر است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.
نگاهی به اپرای مولوی (IX)

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

این پرده با صدای شمس آغاز میشود و مولانا را در تاریکی از محلی که مولانای جوان جلوی پدر زانو زده و سوگواری میکرد به خود میخواند؛ چهره مولانا نشان میدهد که او سالیان درازی را در غم پدر گذرانده و این صدا خلوت او را به هم میزند. شمس می خواند: “… پس تو را هر لحظه مرگ و پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست آزمودم مرگ من در زندگی‌ست چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست” مولانا سر بر میدارد و میگوید: “کیستی تو؟” و شمس پاسخ میدهد:”کیستی تو؟” این سئوال و جواب یکبار هم در پرده سوم اپرا اتفاق افتاد ولی اینبار با ملودی دیگری که به طرز تحسین برانگیزی حالت روحی مولانا و همچنین شمس را نشان میدهد.
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه  (III)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (III)

حال ببینیم با مساله‌ی انسجام و در هم تنیدگی عناصر داستانی در چنین شعری چه برخوردی می توانست انجام بگیرد. یکی از معمول ترین راه ها که موسیقی کلاسیک غربی آن را مدیون ریشارد واگنر است این است که شما برای هر یک از شخصیت‌های داستانتان یک تم یا موتیف کوتاه در نظر بگیرید و هر گاه که ظاهر می‌شوند آنرا یا یک واریاسیونی از آن را بنوازید و این موضوع را در متن موسیقی‌تان بتنید.