گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!

گزارشی از پنجمین شب کنسرت محمدرضا شجریان در تالار بزرگ کشور

مقدمه

ساعت ۲۰ : سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً.” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!

ساعت ۲۰:۵۰ : جمعیت هنوز در حال ورود به سالن و جرو بحث با متصدیان برای پیدا کردن جاهایشان هستند که ناگهان صدای تشویق بلند می شود. نوازندگان و محمدرضا شجریان به روی صحنه می آیند. انگار آن ها هم از این انتظار طولانی خسته شده اند. نوازندگان شروع به نواختن “ پیش درآمد ” ساخته مجید درخشانی می کنند، اما هنوز در سالنی که حالا تاریک هم شده غوغا و رفت و آمد ادامه دارد.

تعداد بی شماری از مردم علاقمند شنیدن صدای محمدرضا شجریان هستند، به طوری که همیشه می بینیم بلیت ها با چه سرعتی به فروش می روند و به گفته کاظمی یکی از دست اندر کارهای سایت “دل آواز”: “هجوم مردم به سایت فروش بلیت وحشتناک است و ما در هیچ جای دیگر با چنین استقبالی مواجه نمی شویم به طوری که بار لحظه ای روی سیستم در بعضی از لحظات با بار روس سایت هایی چون گوگل و یاهو قابل ملاحظه است.” (۱) اما معلوم نیست چرا این تماشاگران مشتاق آنقدر با تاخیر به سالن کنسرت می آیند؟

فصل اول
بعد از “ پیش درآمد ”، قطعه سازی “زنگ شتر” برگرفته از ردیف میرزاعبدالله نواخته شد. قطعات سازی این کنسرت به نحوی تنظیم شده بودند که همه نوازندگان جوان گروه “شهناز” فرصت تکنوازی را، هر چند کوتاه، بدست آوردند.

گروه “ شهناز ” از تعدادی نوازنده جوان و حرفه ای تشکیل شده است که عمدتاً از اعضای گروه “خورشید” هستند. انتخاب نوازندگان را محمدرضا شجریان به همراه مجید درخشانی، سرپرست هر دو گروه یاد شده، انجام دادند.

نام شهناز را هم این خواننده به احترام استاد جلیل شهناز پیشنهاد کرده است.

“ شهناز ” ترکیب بسیار خوبی داشت و اعضا بسیار با هم هماهنگ بودند و نشان می داد که مدت زیادی برای این کنسرت تمرین کرده اند. اما هنوز نمی توان قدرت تکنوازی این نوازندگان را با اساتیدی چون: جلیل شهناز، فرامرز پایور، محمد موسوی، محمد اسماعیلی، حسین علیزاده، کیهان کلهر و … مقایسه کرد.

فصل دوم: عضو جدیدی از خانواده شجریان به روی صحنه می آید.

در این کنسرت جای خالی همایون شجریان بسیار احساس می شد؛ ولی سن تالار بزرگ کشور، عضو جدیدی از خانواده شجریان را به خود دید. مژگان این بار در ترکیب اعضای گروه قرار داشت و با نواختن سه تار پدر را همراهی می کرد. او پیش از این هم با طراحی بروشور، صحنه و دکور با استاد همکاری کرده بود، اما تا به حال کسی مهارت او در نواختن سه تار را روی صحنه ندیده بود. شاید یکی از دلایل حساسیت زیاد استاد شجریان در این کنسرت برای انتخابی بودن عکاس ها هم این موضوع و در کل جوان بودن همه اعضای ارکستر بود؛ زیرا در نشست مطبوعاتی هم نماینده امور رسانه شرکت “ دل آواز ”، گفت : “ هر شب چهار عکاس که ما گزینش کرده ایم ، اجازه حضور دارند و عکس کنسرت را خود در اختیار رسانه ها قرار می دهیم و علت ممانعت از ورود عکاسان به درخواست خود آقای شجریان بوده، چرا که به دلیل تاریکی سالن و روشن بودن تنها قسمتی از صحنه، عکاسان از لنزهای بزرگ استفاده می کنند و صدای شاتر دوربین قدرت تمرکز اعضای گروه را از بین می برد، به همین دلیل استاد اجازه حضور عکاسان به شکل گسترده را ندادند. ”

این موضوع باعث به راه افتادن بحث های زیاد و رنجش عده ای از اصحاب رسانه شد.

فصل سوم : موسیقیدان محبوب

محمدرضا شجریان همیشه در کنار مردم بوده و شعرهایی که انتخاب کرده همواره متناسب شرایط روز مردم کشورش بوده است؛ نمونه این همراهی را بارها مثلاً زمان زلزله دل خراش بم یا اوایل پیروزی انقلاب اسلامی دیده ایم. همین شجریان را جاودان و متمایز از دیگران می کند. چنین تنوع و گستردگی مخاطب را تعداد کمی از موسیقیدان های حرفه ای جهان دارند.

در بین طرفداران او خانم بسیار مسنی بود که به نظر می رسید سواد چندانی هم نداشته باشد، او می گفت تا پیش از آشناییش با شجریان، به سعدی و حافظ چندان علاقه ای نداشته؛ آواز این خواننده باعث علاقه او به این شاعران شده است. این گفته استاد را تایید می کند: “ تا زمانی که شعر فارسی برقرار است آواز هم می تواند به حیات خود ادامه دهد؛ شعر فارسی با آواز سنتی دقیق تر درک می شود و می توان گفت این آواز است که مددرسان شعر برای درک عمیق تر است. ”

طراحی ۵ قیمت بلیت هم جزو ابتکارات و حرکات قابل توجه شجریان بود. آن ها با بررسی تک تک صندلی ها، بلیت ها را در ۵ رنج قیمتی (پایین ترین ۱۰ هزار تومان و بالاترین ۳۵ هزار تومان) تقسیم کردند. با کار علاوه بر آن که عدالت رعایت شد، علاقمندان قشر متوسط هم راحت تر توانستند بلیت تهیه کنند.

فصل چهارم

قسمت اول کنسرت با “چشم یاری”، ساخته محمدرضا شجریان، تصنیف “باد صبا ” ساخته حسام السلطنه مراد، آواز شوشتری، چهار مضراب بیداد و تصنیف “رندان مست” ساخته مجید درخشانی که همگی در دستگاه همایون بودند، پایان یافت.

آنتراکت نسبتاً طولانی.

آثار اجرا شده در بخش دوم همگی از ساخته های محمدرضا شجریان با تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور بودند. شجریان در این قسمت اشعار حافظ و مولانا را خواند. این کنسرت یادآوری بنیاد شمس تبریزی بود؛ زیرا به گفته شجریان :“ما می خواستیم مردم، با این مرد با اندیشه و عرفان بیشتر آشنا شوند و نیز ما هم نام بزرگانمان را گرامی داریم.”

در این بخش شجریان تصنیف “ پیام نسیم ” را خواند و کنسرت با تصنیف “ مرغ خوش خوان ” که شعر “یوسف گمگشته با آید به کنعان غم مخور ” حافظ بود، به پایان رسید.

ناگهان سالن غرق هیاهو شد. صدای تشویق قطع نمی گشت. احتمالاً محمد رضا شجریان به خاطر همین استقبال پر شور و گسترده هوادارانش است که با وجود تمام مشکلات و کمبودها کماکان در ایران کنسرت می دهد. در میان صداهای تشویق، فریادهای “ مرغ سحر” تماشاگران شنیده می شد. این اثر تبدیل به عضو ثابت کنسرت های شجریان شده است، تنها با شروع آن سالن دوباره آرام شد! حاضرین تا جلوی صحنه آمده بودند و
ایستاده با خواننده همراهی می کردند که فضایی شبیه به کنسرت های پاپ درست کرده بود. صدای تشویق حاضران و سالنی که کم کم دارد خالی می شود.

موخره

یکی از مشکلات همیشگی کنسرت ها در ایران سالن های نا مناسب آن هاست. سالن وزارت کشور که اصلاً به این منظور ساخته نشده است، یکی از بدترین این سالن هاست. در بعضی از قسمت های آن صدا به سختی و با کیفیتی نه چندان خوب شنیده می شود. آکواستیک نبودن سالن هم بر مشکل صدا، در آن می افزاید.

شماره نداشتن صندلی های ردیف آخر هم خود ماجرایی بود! هر کس که می آمد باید صندلی ها را می شمرد تا جای خود را پیدا کند و گاه در این شمردن ها اشتباه هم پیش می آمد.

در نهایت همه فعالان و علاقمندان موسیقی امیدوارند هر چه زودتر خبر ساخته شدن یک سالن کنسرت استاندارد را بشنوند.

(۱) روزنامه همشهری ، سپیده سمایی

هستی نقره چی

دیدگاه ها ۱۵

  • به به… به به، آقا مگر خبر کنسرت شجریان به «گفتگوی هارمونیک» هم رسیده؟!
    چطور دل‌تون اومد مطالب پرطرفدار و جذابی مثل سریال «روش سوزوکی»، «سیستم فیثاغورسی» یا «موسیقی تانگو» رو ول کنید و به مطلب بی‌اهمیت و پیش‌پاافتاده‌‌ای مثل کنسرت این آقاهه اسمش چی بود… آهان شجریان بپردازید.

  • shoma cheraa eshare be malaal aavar bodane in ejra nakardin
    doroste ostad shajarian khayli ostadan amma navaazandegaan be vije aaghaaye derakhshaani besyaar bad saz zadan moteassefam ke shajariyan az navaazandegaane zaeef estefaade mikone.shayad mikhaad pole kamtari bede.

  • راستش به نظر من خیلی هم ملال آور نبود ، من در شب چهارم کنسرت حضور داشتم . تنوع سازهای ارکستر حتی پیش درآمد را هم به بخشی بسیار جذاب تبدیل کرده بود ، هر چند شجریان بعضی جاها صدایش گرفت و خارج هم خواند ( در ابتدای ساز و آواز اول ) ، اما تنظیم ها واقعا خوب بودند . تکنوازی ها و جواب های آواز هم خیلی پخته نبودند اما در کل رنگ آمیزی سازها کاری شنیدنی را پدید آورده بود . ضمنا ای کاش اشاره ای به همخوانی مژگان می شد ، در مورد ملال آور بودن تصانیف هم نمی شود با یک بار گوش دادن نظر داد اما تمام تصنیف ها نقاط برجسته و درخشانی داشتند مثل ” ما ندانستیم و صلح انگاشتیم .. ” در چشم یاران ( که به نظر بعضی ها یک تصنیف تکراری بود ) .در کل تصنیف ها لا اقل نسبت به غوغای عشقبازان قوی تر بودند ، اما از لحاظ آهنگسازی ( و نه تنظیم ) به خوبی تصنیف های اجراهایی مثل فریاد و بی تو بسر نمی شود نبودند .
    به هر حال چیزی که در این سایت بیش از هر چیزی مشخص است سیاست گزینشی و سلیقه ای نویسندگانش است که در مورد نوازنده های پاپ هم می نویسند اما هیچ گاه پا به پا با بازار و آثار جدی موسیقی ( حداقل داخلیش ) جلو نیامده اند .

  • اقای سهند هستی هر کی هستی . شما میدانی شجریان چند نقطه داره .اخه قر بان نظر دادنت استاد فقط هم سن شما سنتی خونده.
    مجبور نبودی نظر بدی

  • خوب بود ولی باید بهتر از اینا باشه.یه ذره افت داشت.یه ذره درست تر عمل کنید.
    یه ذره ام خسته کننده بود بیشتر به فکر اجرا و جلب توجه بهتر باشید.روی صداتونم تمرین داشته باشید.دفعه بعدی گل بکارید.

  • من نمیدانم، جناب شجریان با این همه درآمد و همچنین استقلال ذاتی شخصیتشان که باعث شد در همان دوران پیش از انقلاب درآمد روزمره خود را از موسیقی مستقل کند و به کشاورزی مشغول شود و بعدها هم دل آواز را راه اندازی کرد و امروزه هم ساز سازی می کنند، چرا شخصا به ساخت یک سالن مناسب (مثلا با نام دل آواز) اقدام نمی کنند، یک زمینی در بین راه تهران کرج یا تهران شهریار آنجا ها که نزدیک مترو و غیره باشد، را انتخاب کنند و سالن مناسب را بسازند هم خودشان کنسرت دهند هم دیگران، از خیر معنوی و هم خیر مادی اش بهره مند خواهند شد…

بیشتر بحث شده است