گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:

در اینجا رشته هارمونیک نت ها درست در پایان میزان نخست به تونیک می رسد، اما با آن به هیچ رضایتی دست نمی یابد، چون ریتم در ناصحیح ترین بخش میزان دیده می شود. بلافاصله پس از آن، در میزان دوم، ریتم در بخش صحیح میزان قرار می گیرد، اما رشته نت ها به هفتم می رسد. لذا، در اینجا دو عامل ملودی کاملا ناهماهنگ اند و ما احساس ناآرامی می کنیم. در نیمه دوم جمله همه چیز برعکس می شود و در نت پایانی دو عامل هماهنگ می شوند.

این نوع روند در هر ملودی ای به چشم می خورد، هرچند که عموما شکل بسیار گسترده تری دارد. حال، تنازع و توافق مداوم دو عامل آنکه در اینجا رخ می دهد، نا نگاه متافیزیکی، نسخه پیدایش امیال تازه و سپس برآورده شدن آنها است. موسیقی دقیقا به همین طریق و با رشوه به دلهای ما نفوذ می کند، طوری که همواره برآورده شدن کامل امیالمان را به ما وعده می دهد.

با بررسی دقیق تر، می بینیم که در این روند ملودی یک وضعیت تا حدی درونی «هارمونیک»، گویی با نوعی تصادف، با وضعیتی بیرونی «ریتمیک» همزمان می شود؛ که البته این امر توسط آهنگساز ترتیب داده شده و تا اینجا می تواند با قافیه در شعر مقایسه شود. اما این دقیقا نسخه تصادم امیال ما با شرایط بیرونی مستقل از آنها است و لذا تصویر شادمانی است. در اینجا تاثیر تعلیق نیز در خور تحقیق است.

تعلیق نوعی دیسونانس است که کنسونانس نهایی را که با اطمینان در انتظارش هستیم به تعویق می اندازد؛ به این ترتیب اشتیاق به آن شدت می گیرد و پدیدار شدنش رضایت بیشتری به همراه می آورد. این آشکارا نظیر ارضای اراده است که با تعویق افزایش می یابد. کادانس «یا فرود» کامل نیازمند تقدم آکورد هفتم بر نمایان است، چون عمیق ترین احساس رضایت و آسودگی کامل تنها می توانند در پی مبرم ترین میل حاصل شوند.

از این رو، موسیقی عموما عبارت است از جانشینی مداوم آکوردهای کمابیش ناآرام کننده، یعنی آکوردهای برانگیزنده امیال با آکوردهای کمابیش آرام کننده و رضایت بخش؛ درست به همان نحو که حیات قلب «اراده» جانشینی مداوم ناآرامی کمتر یا بیشتر منتج از میل یا ترس با آرامشی است که درجاتش به همان اندازه متفاوت اند. بنابراین، جریان هارمونیک نت ها عبارت است از تناوب دیسونانس و کنسونانس که با قواعد هنر تطابق دارد.

صادق رنجکش

۱ نظر

بیشتر بحث شده است