در باب متافیزیک موسیقی (X)

موسیقی رونوشت اراده یا خواست است. در حالی که سایر هنرها، رونوشت ایده ها هستند. همچنان که خود جهان، عینیت بی واسطه و رونوشتی از کل اراده است، موسیقی نیز رونوشتی از اراده است. در نتیجه، موسیقی مطلقا چون دیگر هنرها، رونوشت ایده ها نیست؛ بلکه رونوشت خود اراده است که ایده ها عینیت آن هستند. موسیقی با دور زدن از کنار این ایده ها، رونوشتی مستقیم از اراده یا خواست است؛ همچنان که خود جهان چنین است. اراده یکبار خود را به صورت مجموعه ای از پدیده های خاص در یک کل بزرگ (جهان) و بار دیگر به صورت موسیقی نشان داده است. موسیقی نماد خواست ماهیت شئ در ذات خویش است و در این وجه هنری، آوای دنیای پنهان به گوش می رسد. موسیقی بدون واسطه ایده ها، به بیان چیزهایی می پردازد که ما هرگز آنها را در سایه ایده ها و مفاهیم درک نخواهیم کرد. اگر بتوانیم آنچه موسیقی بیان می کند را بفهمیم، به فلسفه راستین پی خواهیم برد.

در زیبایی شناسی موسیقی، می توان به دو جنبه اصلی موسیقی، یعنی احساس موسیقایی و معنای متافیزیکی هنر موسیقی، یعنی احساس موسیقایی و معنای متافیزیکی هنر موسیقی، اشاره کرد و کوشید تا مقیاس بزرگی برای مقایسه پدیدارها در طبیعت و اجزای متفاوتی که موسیقی را تشکیل می دهند، پدید آورد.

شوپنهاور در مورد موسیقی و تقلای آگاهانه نوشته است: «طبیعت انسان در این خلاصه می شود که اراده یا خواست تقلا می کند تا ارضا شود. اما از آنجایی که این ارضا شدن نسبی است، خواست یا اراده خاموش شدنی نیست. پس دوباره تقلا می کند تا به مرحله ارضای بعدی برسد و باز به همین طریق. در واقع سعادت و نیک بختی انسان تنها شامل این تغییر میل به رضایت (ارضا شدن) است و از این حالت ارضا به یک میل جدید. پس در پاسخ به این طبیعت یا ذات آدمی، طبیعت یا ذات ملودی هم یک انحراف از نت اصلی به هزار راه دیگر است… ملودی تلاش های اراده را در شکل های گوناگون نشان می دهد؛ اما بیانگر و نشانگر رضایت (اراده) از راه پیدا کردن دوباره یک فاصله هماهنگ و در نهایت، نت اصلی هم هست.

پس نحوه حرکت و پیشرفت نت های موسیقی به چگونگی کارکرد ذهن انسان تشبیه شده است. نت های موسیقی، چون ذهن انسان، از یک مبدا شروع به حرکت می کنند و با رفتن به راه های گوناگون، در پی ارضای امیال گوناگون اند. شوپنهاور موسیقی را به جهانی تشبیه می کند که در آن، اراده یا خواست به گونه های متفاوتی از درجه های پایین تر تا بالاتر در آن عینیت می یابد.

اما موسیقی تنها به این دلیل که جدا از اختلافات فرهنگی و زبانی قابل فهم است، یک زبان جهانی نیست. به علاوه، تنها بیان یا نموداری از تلاش و تقلای آگاهانه انسان برای عینیت بخشیدن به خواست یا اراده نیست؛ بلکه خود رونوشتی از اراده یا خواست در یک کثرت بزرگ تر است و تنها زبانی است که اراده یا خواست را بدون هیچ واسطه ای منعکس می کند.

شوپنهاور به موسیقی، وظیفه آزاد سازی وجود و هستی و آزاد سازی انسان را اعطا می کند. او موسیقی را هنر درون بودگی خالص می داند و به برتری احساسات موسیقایی ارج می نهد. به نظر شوپنهاور، در زندگی ما، ملودی با ریتم به هم می رسند. موسیقی در درون ما چنان عمیق جای می گیرد که سبب می شود حس واقعیت را از دست بدهیم. موسیقی در عمیق ترین جای آگاهی و ذهن نفوذ می کند و آنرا ارتقا می دهد. به همین دلیل است که شوپنهاور تصور نمی کند موسیقی، یک شادی خاص یا تاثیر خاصی را بیان کند؛ بلکه فی نفسه بیانگر شادی و تاثیر آن است و به همین دلیل است که موسیقی را فعالیت راستین متافیزیکی بشر محسوب می کند؛ چیزی که آوای دنیای پنهان را به گوش ما می رساند.

چنان که گفته شد، به باور شوپنهاور، جهان یک آفرینش وهم انگیز از اراده کور زندگی کردن است. این اراده غیر معقول برای ما رنج ها و دردهایی به ارمغان می آورد که یا ما را نابود و له می کند یا وجودمان را متعالی می سازد. چنانکه نیچه می گوید: «ما هنر را داریم که به خاطر آن واقعیت نمیریم.» شوپنهاور نیز، هنر و بخصوص موسیقی را تنها فرم آزاد سازی انسان از وهم، درد و رنج می داند و تشابه بسیار غریبی بین موسیقی و اراده قائل است: «جهانی حلولی است از موسیقی و همچنین از اراده… هیچ هنری به غیر از موسیقی نمی تواند این جمله ایده آل اراده، اراده در پاک ترین نوع آن، را بیان کند».

منابع
جهان همچون اراده و تصور
فلاسفه و موسیقی «از یونان باستان تا نیچه»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

هماهنگی در موسیقی ایران (III)

خوب بخاطر دارم وقتی اولین بار می خواست برای آهنگی در مایه سه گاه، هم آهنگی بنویسد دچار اشکال بود و بالاخره دریافت که شاهد سه گاه را نباید پایه آکورد قرار داد زیرا پنجم آکورد ناقص می شود. بنابراین بعد از مطالعات زیاد گام سه گاه را طوری نوشت که نت شاهدش درجه سوم گام باشد مثلاً در سه گاه سی کرن (راست کوک ویلن) آکورد درجه اول را: سل، سی کرن، ر تعیین کرد و آنها که امروز بخیال خود مبتکر هماهنگ کردن نغمات ایرانی هستند و همین اسلوب را بکار می برند شاید ندانند که این ابتکار نخست از طرف وزیری بوده است. یا اینکه تشخیص داد که گام شور پایین رونده است و آکورد در درجه اول شور لا (راست کوک ویلن) لا – دو – می نیست بلکه لا – ر – فا است و از این قبیل مثالها زیاد که موجب طول کلام می شود.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. در متن فراخوان آمده است:

از روزهای گذشته…

برگزاری دوره‌ دوم کارگاه‌های موسیقی “دعوت به شنیدن”

برگزاری دوره‌ دوم کارگاه‌های موسیقی “دعوت به شنیدن”

جمعه ۲۵ بهمن، یازدهمین جلسه از دوره‌ی دوم کارگاه‌های موسیقی “دعوت به شنیدن” (به یاد پرویز منصوری) حمیدرضا دیبازر (آهنگساز و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر) با عنوان مبانی دیکته‌ی موسیقی می‌باشد.
محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

سه تاری که از چوب فوفل ساخته شده بود ساخت شخصی به نام سازگار کاسه آن یک تیکه بود نامش هم فوفل است. این سه تار بواسطه مهدی کمالیان هدیه شد به جناب محمدرضا شجریان.
شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

در ادامه مباحثی که راجع به موسیقی دهه ۶۰ تهیه شد، توجه شما را به قسمت دیگری از این سری مطالب جلب میکنیم.
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
موسیقی و نابینایان (II)

موسیقی و نابینایان (II)

یکی از دغدغه های من ارزیابی جایگاهی ست که هر فرد می تواند در مقابل موسیقی اتخاذ کند. بر این اساس نابینایی یکی از آن وضعیت هایی است که در نظر من میتواند تقسیم بندی و رتبه بندی دیگری از هنر ارائه دهد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

گوشه را شاید بتوان کاملترین – کوچکترین جز ردیف موسیقی ایرانی دانست. به نظر می آید مفهوم و ساختار گوشه از مهمترین عواملی است که موسیقی ایرانی را از موسیقی های عربی و ترکی متفاوت می کند. با آنکه ساختارهایی مشابه گوشه در موسیقی کلاسیک آذری وجود دارد (دورینگ، ایرانیکا) اما مفهوم گوشه – با رعایت همه ی ساختارهایش – احتمالن فقط در موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد. برخورد موسیقی دان کلاسیک ایرانی با دستگاه و مقام یا مایه از راه گوشه انجام می شود.<
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

در تصویر پائین از کتابِ «توصیف تاریخی، تکنیکی و ادبی آلات موسیقی شرقی» نوشته ی گیوم آندره ویّوتو در ۱۸۳۲م. از چپ به راست تنبورِ بُلغاری، تنبور باغلاما، تنبورِ بوزوک و تنبورِ شرقی را مشاهده می کنید [با توجه منابع مختلف از جمله موسیقی الکبیر نوشته ی فارابی به نظر می رسد عنوان تنبور یک اصطلاح عمومی برای انواع لوت دسته بلند بوده است]
کینگ کول

کینگ کول

چهار ترانه دیگر گروه سه نفری کول نیز در سال ۱۹۴۴ در فهرست بهترینهای موسیقی سیاهان قرار گرفت و در پاییز آن سال کمپانی کپیتول نخستین آلبوم گروه را به نام خودشان The King Cole Trio منتشر کرد. این مجموعه شامل چهار صفحه ۷۸ دور و هشت ترانه بود که فقط سه تا از آنها با صدای نات کول بودند.
ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما، نت نویسی مهدیقلی هدایت و تصحیح و بازنگری امیر اسلامی منتشر شد. قدیمی ترین ردیف مکتوب منتشر نشده موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما و نت نویسی مهدیقلی هدایت توسط نشر دانشگاه هنر منتشر شد.
«موسیقاب» (IV)

«موسیقاب» (IV)

استفاده از شیوش‌های متفاوت و بدیع و به طور کلی تنوع چشم‌گیر سونوریته، در خدمت بافت چندلایه‌ی اثر است؛ رنگ هایی کمتر شنیده شده که در عرف تارنوازی حتی به بدصدایی معروف‌اند. گاه صداهایی پلشت و ناتمیز از سیم‌ها برمی‌خیزد که این اصوات را برای یک گوش تارشنیده‌ی متوسط نیز که در طول دهه‌ها، خوش‌صداترین و دلنوازترین نغمات را از این ساز شنیده است، غریب، نامأنوس و فرانمایانه جلوه می‌دهد.