لطفاً طرحی نو دراندازید!

نگاهی به آلبوم «دخت پری وار»
اساساً وجود هنرمندانی همچون “مهیار علیزاده” در فضای آهنگسازی ایران، اتفاقی مبارک و خجسته است. تسلط او بر موسیقی ارکسترال غربی و نگاه نوگرایانه اش به موسیقی ایرانی و تلفیق این دو، هم موجب آشتی مخاطبین (به شکل خاص نسل جوان) با موسیقی خوب و غیرسطحی شده و هم اینکه توانسته سهمی هر چند اندک، در پوشانیدن جامه ای نو بر تن موسیقی ملی ایران داشته باشد.

آلبوم “حریق خزان” در سال ۱۳۹۱ با همین رویکرد منتشر شد که توانست جایگاه خوبی در بین مخاطبین بدست آورد.

بی گمان این اتفاق بدون همراهی خواننده ای نظیر “علیرضا قربانی” بدین حد زیبا و دلچسب نمی نمود. همکاری این دو هنرمند در آلبوم “حریق خزان” از آن دست اتفاقات فرخنده ای بود که در سال های اخیر بخصوص در آثار با کلام، کمتر دیده شده بود. البته موضوع بحث ما حول محور “حریق خزان” نیست چرا که درباره ی این آلبوم حرف های فراوان و مطالب زیادی گفته شده است.

آنچه در روزهای اخیر توجه منتقدین و کسانی که بیشتر در حوزه ی موسیقی ایرانی فعال هستند را جلب نموده، آلبوم جدید این دو هنرمند به نام “دخت پری وار” است.

آلبوم “دخت پری وار” با آهنگسازی مهیار علیزاده و خوانندگی علیرضا قربانی در روزهای گذشته بصورت رسمی رونمایی و به بازار موسیقی کشور عرضه شد.

شاید اگر آلبوم دخت پری وار، “حریق خزان ۲” نام گذاری می شد، مناسب تر و واقع بینانه تر بود. چرا که فضای موسیقی علیزاده و به تَبَع آن اجرای علیرضا قربانی در این کار کاملاً تحت تأثیر حریق خزان است و لحظه ای شنونده را از حال و هوای آن اثر دور نمی کند.

“دخت پری وار” اگر سه سال پیش بجای “حریق خزان” منتشر می شد، شاید امروز نیازی به نوشتن این مطالب نبود. اما آیا توقع شنونده ی حرفه ای و مخاطب خاص پس از گذشت سه سال از انتشار حریق خزان با این آلبوم برآورده می شود؟

متأسفانه مهیار علیزاده بیش از آنکه در این اثر طرح بدیع دیگری بیافریند، بیشتر از لحاظ کمّی فعّال بوده است. تعداد تِرَک های آلبوم را از ۷ تِرَک در آلبوم قبلی به ۱۲ رسانده، به جای ۲ آهنگ بی کلام از ۳ قطعه ی بی کلام بهره جسته و تعداد قطعات آوازی را از یک به دو افزایش داده است.

مَخلَص کلام اینکه موسیقی ایران در شرایط مناسب و مساعدی نیست و تولید موسیقی در این وضعیت نابهنجار از درد مزمن تری رنج می برد. حضور و وجود هنرمندانی مانند مهیار علیزاده و علیرضا قربانی را باید مغتنم شمرد و پاس داشت امّا آنچه از این بزرگواران انتظار می رود، درجا زدن و تکرار نیست.

آنچه که علاقه مندان واقعی و دلسوزان این عرصه انتظار دارند رشد، پیشرفت و حرکت رو به جلوست.
پس لطفاً طرحی نو دراندازید!

5 دیدگاه

  • صادق
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۴ در ۲:۱۵ ب.ظ

    با سلام
    خوب است در به کار بردن عبارتهای کلی مثل : -تسلط ایشان به موسیقی ارکسترال غربی- دقت بیشتری داشته باشیم. این عبارت حاوی ارزیابی است. به عنوان مثال فدر مورد نظر که سالها در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت کرده به صرف مدتی اقامت در خارج از ایران لزوما به موسیقی ارکسترال غربی مسلط نیست. توجه کنیم که این عبارت -موسیقی ارکسترال غرب- نیز در کل نامفهوم است. حرف شما بدین معناست که ایشان هم اکنون مثلا تمام سمفونیهای بتهوون مالر، بروکنر، شوستاکوویچ و یا کارهای کورساکف، برلوز و ریشارد شتراوس را بررسی کرده و هم از نظر آهنگسازی و هم ارکستراسیون بر موسیقی تسلط دارند. صد البته شنیدن کارهای ایشان نیز کاملا خلاف این را نشان میدهد چرا که اگر کسی اینگونه زیسته باشد دارای طرز تفکری کاملا متفاوت با کارهای تجاری امروزه مثل کار با مهران مدیری خواهد بود. بیان این جمله ارزیابی بزرگی است که به صورت پیشینی اعتبار ارزیاب را نیز میطلبد…

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۴ در ۵:۵۹ ب.ظ

    جناب آقای صادق
    بخش عمده مشکل امروز موسیقی ما همین دیدگاه شما و امثال شماست.
    اینقدر دایره تفکر خود را بسته ایم و همه را بیسواد و کم مایه و تاجرمسلک نامیدیم که دیگر کسی نمانده که چوبی نزده باشیم.
    اگر کمی و فقط کمی بیشتر مطالعه می کردید میفهمیدید که این یک مقاله انتقادی است و نگارنده هم ایراداتی را وارد دانسته یعنی نقد منصفانه آری، تخریب و تحقیر دیگران خیر.
    آقا صادق کمی با خودتان صادق باشید
    بازار موسیقی ما را موسیقی شبه پاپ با ته لهجه ترکی و عربی پرکرده
    صدا و سیما بجای ترویج موسیقی خوب، یا سعی در نفی آن دارد یا با جایگزین های بدتر کمر به نابودی آن بسته
    گوش بچه ها پر شده از خزعبلات رپ و هیپ هاپ که خودِ رَپِر (از به کار بردن لفظ خواننده اِبا دارم ) نمیفهمد چه میگوید.
    درون خانواده ی بزرگ موسیقی غوغاست و همه به جان هم افتاده اند
    و هزار معضل و مشکل ریز و درشت
    آنوقت شما تشریف آوردید اینجا و میگویید چرا نوشته شده “تسلط ایشان بر موسیقی ارکسترال غربی”.
    سعدی این شعر زیبا را برای بیان احوالات امثال شما سروده که:
    خانه از پاى بند ویران است *** خواجه در بند نقش ایوان است
    پیرمردی ز نزع مینالید *** پیر زن صندلش همی‌مالید
    کامنت شما خیلی جواب داشت چون از جمله جمله اش بر میامد که دیگران بی سواد و نادانند و فقط شما متخصص امر هستید چند نام از موسیقی دانان غربی هم کنارش ردیف نمودید که یعنی ما هم بله……
    ولی این راهش نیست و جواب دادن به شما هم بیشتر وقت تلف کردن است این چند خط را هم نوشتم در جهت تنویر ذهن مخاطبین که خدایی ناکرده به راه شما نیفتند.
    اعتبار ارزیاب را هم جناب پورقناد که همه عمر و وقت و انرژی خود را برای موسیقی صرف کرده اند بررسی کرده اند شما نگران نباشید
    در ضمن لطف فرموده موسیقی خوب و باارزشی خلق کنید که دیگران هم استفاده ببرند.

  • احمد
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۴ در ۸:۲۷ ب.ظ

    جواب صادق:
    این رو به این دلیل که استاد علیزاده استاد من بوده نمیگم ولی ایشون جزو بهترینهای موسیقی ما هستند. من فکر کنم شما خصومت شخصی باهاشون دارید
    جواب آقای پورتجریشی:
    ممنون از نقدتون منم موافق این هستم که این اثر شباهتهایی با آلبوم قبلی داره ولی فراموش نکنید که دخت پریوار خیلی زیبا ست

  • صادق
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۴ در ۴:۰۹ ق.ظ

    با سلام دوباره
    ممنون از اینکه من و امثال من را کمی نواختید دوست ناشناس. واینکه خیلی خوشحالم بالاخره مقصر وضعیت کنونی موسیقی را یافتید :)
    کامنت من بیشتر به این جهت بود که عبارت استفاده شده تواتر پیدا کرده و در جاهای مختلفی به کار میرود وگرنه به هیچ عنوان منظور من برتری بخشیدن به گونه ای از موسیقی نبود. البته از نظر من شایذ همین نکات ریز تنها نقش ایوان نیستند و خود نشان از ویرانی پایبست دارند. البته اگر ناراحتتان نمیکنم. :)
    در مورد اعتبار ارزیاب حق کاملا با شماست و درست میفرمایید سایت موسیقی ما از بهترین سایتهای موسیقی ایران است و حرف من به صورت غیرمستقیم به سردبیر سایت اشاره داشت که همینجا عذرخواهی میکنم.
    در مورد وضعیت بد موسیقی با شما موافقم ولی من متوجه نشدم کجای حرف من طرفداری از وضع موجود بود؟
    در مورد اینکه -ما هم بعله…- کمی بی انصافی و عصبانیت به خرج دادید که به نظرم زیادی بود. این چند آهنگساز را که هر علاقمند به موسیقی میتواند نام ببرد و در آن ادعایی نیست. منظور من این بود که موسیقی رکسترال غربی مفهوم بزرگی است و تنها به غرب هم محدود نمیشود.
    به هر صورت ممنون از سایت خوب موسیقی ما و شما دوست ناشناس.

  • هومن
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۹۵ در ۷:۴۷ ق.ظ

    آقا صادق:
    شما مشخصا آدمی هستید که انگار بیشتر به حرف زدن علاقه دارید تا فکر کردن.
    که البته این معضل امروز جامعه ماست.
    جنابعالی حتی دقت نکردید که سایتی که دارید مطلب اون رو میخونید موسیقی ما نیست بلکه گفتگوی هارمونیک هست!!!!!
    و با اعتماد به نفس بالا دو بار هم گفتید سایت موسیقی ما!!!
    شما بهتره بجای اظهار نظرهای اینچنینی یک نگاه درونی به خودتون داشته باشید.
    شاید مشکلتون حل شه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

مهدی قاسمی رهبر کر، شاید پیگیرترین و فعالترین هنرمند در زمینه موسیقی کرال ایران پس از انقلاب بوده است. قاسمی سالهاست به تعلیم موسیقی کرال میپردازد و سعی داشته از انواع سبکهای موسیقی کرال در کنسرتهایش استفاده کند. یکی از مهمترین اتفاقات هنری در زمینه موسیقی کرال، تشکیل یک گروه کر بزرگ با ۲۵۰ خواننده بود که در فرهنگسرای بهمن کنسرتهایی را به اجرا گذاشتند. این گروه به مرور زمان با عدم همکاری مسئولین مربوطه کوچکتر شد و به گروهی ۵۰ نفره رسید که در آموزشگاه موسیقی پارت زیر نظر مهدی قاسمی فعالیت های خود را ادامه داد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سال ۱۳۶۸ با مرگ پدرم مرتضی حنانه، حشمت سنجری نیز از این سمت کناره گیری کرد. به یاد دارم که آثار پدرم را به همراه پیانوی من در آذر ماه ۱۳۶۸ با ارکستر نواختیم و از آن پس ایشان نیز کناره گرفت و در سال ۱۳۶۹با زنده یاد فریدون ناصری در بزرگداشت پدرم کنسرتی را به روی صحنه بردیم که شامل روندو کاپریچوزو و هزاردستان بود و در بخش های دیگر این کنسرت آثار دیگری از پدرم اجرا شد.
محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

اول در هنرستان موسیقی سوره وارد شدم و بعد دوره لیسانس را در هنرستان عالی صدا و سیما کار کردم. افتخار دارم که همکلاس بودم با هنرمندان جوان و با استعدادی مثل سهراب پورناظری، امیر پورخلجی، هومن مهدوی که از نوازندگان خوب تار و سه تار است، خوشبختانه در دوره ما هنرمندان خوبی تربیت شدند و بنده هم به عنوان ضعیف ترین هنرجو توانستم در کنارشان باشم.
نقدی بر هارمونی زوج (II)

نقدی بر هارمونی زوج (II)

درست پس از این تعریف از ایرانی صدا دادن، یک قانون دیگر مطرح می شود بدون آنکه هیچ سندی برای درستی آن آورده شود: “…هارمونی اصولا جایی برای بازی اصوات است و چون همه بازی ها ناچارا از قوانین فیزیکی تبعیت می کنند، بنابراین… این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند.” (بخش ١) سپس به جای سند یک “مثال” آورده اند از حوزه ای دیگر (ورزش) تا این “قانون” را تایید کنند. این گونه مستند سازی در هیچ نوشته ی علمی وجود ندارد.
دوسکو گویکویچ از زبان خودش (I)

دوسکو گویکویچ از زبان خودش (I)

چیزی که درباره اجرا در لندن مرا جذب می کند این است که مردم آنجا آداب صحیح نحوه گوش سپردن به موسیقی جاز را می دانند. در بعضی از کشورها هنگامی که به روی سن می روید، حضار از اول تا آخر اجرا شما را می نگرند، احساس می کنید از خشم می خواهید دیواری را فرو آورید! اما زمانی که در کلوب می نوازید، می بینید که همه از موسیقی لذت می برند و هر کس اوقات خوش خود را به همراه موسیقی شما سپری می کند، این چیزی است که موسیقی باید باشد که هم نوازنده و هم شنونده با آن ارتباط برقرار کنند.
بیلی جول

بیلی جول

از آهنگسازان، نوازنده های بزرگ پیانو Rock، Jazz، Soul و Blues است که طی دو نوشته راجع به او صحبت خواهیم کرد. قبل از ادامه صحبت به قسمتهایی از کار مشترک وی با ری چارلز (Ray Charles) گوش کنید:
سالاری: امیر خسرو دهلوی  مبتکر سبک های جدید آوازی و<br> احیا کننده بسیاری از سبک های قدیمی است

سالاری: امیر خسرو دهلوی مبتکر سبک های جدید آوازی و
احیا کننده بسیاری از سبک های قدیمی است

استاد داریوش سالاری سال ۱۳۲۹ در شهرستان آبادان چشم بر جهان گشود.وی بیش از بیست سال است که بصورت حرفه ای سنتور می سازد و با اساتید بزرگ موسیقی ایران زمین همچون استاد محمد رضا شجریان ، و نوازندگان توانایی چون استاد پرویز مشکاتیان ، استاد پشنگ کامکار و استاد اردوان کامکار همکاری داشته است. طنین سازش گوش هزاران هزار آشنای موسیقی را به نوازش درآورده است و نزدیک به پانزده هزار سنتور نه تنها تراشه ی کالبدشان را بلکه لطافت و زیبایی روح و روانشان را از دستان هنرمند این سازنده ی توانای ایرانی گرفته اند.
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

در سال ۱۳۶۹ محمد رضا شجریان همراه با داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان سه کنسرت را در سه دانشگاه به اجرا گذاشت که هنوز هم در میان آثار محمدرضا شجریان که با ارکسترهای اینچنینی اجرا شده، بی مانند است.