فرجپوری: کاربرد کمانچه سی سال پیش پایین تر از امروز بود

سعید فرجپوری
سعید فرجپوری
این هنرجو از قبل چنان باید تمرین کرده باشد و به رموز ساز خود آشنا شده باشد که بتواند نظرات آهنگ ساز را روی ساز خود به اجرا در آورد. این مسئله خیلی مهم است که بتواند از پس این کار بر بیاید و اگر خوب اجرا کند، برای آثار دیگر آهنگسازان هم دعوت به کار می شود و در عرصه نوازندگی خود به خود جایی برای خود باز می کند و مطرح می شود.

این تجربه ها در حین کار عملی به دست می آید؛ مثلا اجرای کنسرت و رفتن روی صحنه، اجرای صحنه تجربه های بسیاری به نوازنده می آموزد و امکان ندارد تجربه اش با تمرینات داخل منزل او حتی با روزی ۱۰ ساعت تمرین هم برابری کند.

در ضبط استودیو، همان فرد در مقابل یک میکروفن می نشیند، تمام ریزکاریهای نواختن را زیر ذربین بزرگی می برد و تمام ضعفها نمایان می شود، اینجاست که نوازنده تجربه زیادی احتیاج دارد و آن هم به طور مستمر در مقابل میکروفن ساز زدن است که نوازنده را آب دبده می کند. امکان دارد تا بار چندم هم آرامش خاص را در هنگام اجرا به دست نیاورد اما پس از چندی تکنیک لازم را کسب خواهد کرد.

من اعتقاد دارم اگر کسی روزی ۱۰ ساعت هم در منزل ساز بزند ولی این تمرین ها را نداشته باشد، روی صحنه نرود، ضبط استودیو نداشته باشد، نوازنده کاملی نخواهد شد و اصولا نوازنده با این تجربه ها نوازنده کاملی می شود. بعد از این مراحل است که وی دیدگاه زیبایی شناسی پیدا خواهد کرد و خودبه خود دست به خلاقیت خواهد زد. البته همه این ها مرحله به مرحله به اجرا در خواهد آمد که سال ها طول خواهد کشید.

خیلی از جوان ها اول که وارد عرصه موسیقی می شوند، دوست دارند موسیقی جدی کار کنند، بعد وقتی وارد این مقوله می شوند به سختی های کار پی می برند و فکر می کنند وقتی قرار است من یک سلو ۱۰ دقیقه ای بزنم باید پانزده سال کار بکنم که سلوی من مورد پسند جامعه هنری واقع شود و مهر تاییدی روی آن زده شود یا باید ۲۰ سال کار بکنم تا یک نوازندگی خوب ارائه کنم، طاقت نمی آورند و خیلی ها راه را کج می کنند و به بیراهه می روند و دنبال یک راه ساده تر می گردد و مثلا سراغ موسیقی پاپ می روند و چون سهل تر است (هم در زمینه ی نوازندگی و هم آهنگ سازی و خوانندگی) زود تر به نتیجه می رسد هر چند هم کار عامه پسند باشد. این مسیر، مسیر سختی است و فقط عشق می خواهد.

سال هایی که شما وارد کار حرفه ای شدید نوازنده کمتر بود، در نتیجه شما را بیشتر به کارها دعوت می کردند ولی در حال حاضر تعداد نوازنده ها بیشتر شده و رقابت بیشتر است حالا باید چه کار کرد؟
فکر می کنم هر دوره ای سختی هایی خودش را دارد آن زمان که من وارد کار موسیقی شدم عملا موسیقی تعطیل بود. درس من خیلی خوب بود پدرم همیشه به من می گفت چرا نمی روی درس بخوانی الان که موسیقی وجود ندارد.

آن زمان اگر من در خیابان ساز دستم می گرفتم باید مجوز می داشتم و اگر نه باید مثلا دو شب در بازداشت می ماندم. یا شرایط جوری بود که تا چندین سال با مشکلات عجیب غریبی دست و پنجه نرم کردیم ولی تحمل کردیم. خیلی از دوستان ما ساز را گذاشتند کنار و رفتند دنبال کار دیگری.

چه چیزی باعث می شد که شما این شرایط را تحمل کنید؟ آیا از لحاظ روحی روی خود کار می کردید؟
ما فقط امیدمان را تا به حال از دست ندادیم و زحمت کشیدیم. من یادم هست حدود سال ۵۹ یک کمانچه می خواستم پیدا کنم، تمام تهران را گشتیم ولی یک ساز خوب که صدایش از ساز خودم بهتر باشد پیدا نکردم، ناچار شدم پیش یکی از سازندگان سه تار رفتم به ایشان گفتم هر چقدر هزینه ساخت یک کمانچه باشد من پرداخت می کنم، برای من یک کمانچه بساز!

ایشان گفت من کمانچه نمی توانم بسازم و جزو روال کار من نیست و فقط سه تار می سازم. با خواهش ایشان را راضی کردم که این کار را بکنند و بعد از شش ماه من صاحب ساز دیگری شدم و باز هم تحمل کردم، آن موقع اصلا معلمی نبود فقط آقای بهاری بودند که ایشان هم حوصله تدریس نداشتند، یعنی ما دو تا کاغذ نت مخصوص این ساز نداشتیم؛ اصلا نمی دانستیم چه جور این ساز را دست بگیریم، چگونه انگشت گذاری کنیم چه جوری آرشه را بگیریم معلمی نبود که ما پیشش برویم و بپرسیم آقا ما باید چه کار کنیم؟

کمانچه ای که شما از ۳۰ سال پیش می شنوید به هیچ وجه با کمانچه نوازی حاضر قابل مقایسه نیست و کاربرد ۳۰ سال پیش آن خیلی پایین تر از الان بود. یادم هست یک ضبطی با آقای پایور داشتم، می دانست آقای پایور بعد از ضبط کمانچه یک ویولن هم روی کار می کشیدند که فالشی های ساز بر طرف شود و صدا صاف شود.

به ایشان گفتم من به این شرط می زنم که شما دیگر از ویولن استفاده نکنید، ایشان فرمودند اگر شما این کار را تمیز اجرا کردید و فالشی نداشت از ویولن استفاده نمی کنم در غیر این صورت باز هم روی کار یک ویولن می کشم که البته من کار را زدم و ایشان از کار رضایت داشتند و از ویولن استفاده نکردند.(البته این صحبت حمل بر خود ستایی نشود.)

زمانی که در کانون چاووش کار می کردیم ۴ نفر بودیم که کمانچه می زدیم، آقای شکارچی، آقای منتظری، آقای اردشیر کامکار و من. موقعی که تمرین گروه می شد سازها دیگر قدرتشان از ساز ما بالا تر بود، در مقابل تار، سنتور و … خیلی وقت ها احساس کمبود می کردیم. برای ضبط یک کار ساعت ها با هم سر و کله می زدیم و بحث می کردیم.

حالا با گذشت این سال ها این ساز برای خودش رپرتواری پیدا کرده، فقط خود من در هنرستان موسیقی تا به حال ۴۰ تا هنرجوی خانم داشتم که فارغ التحصیل شدند و وارد دانشگاه شدند و در حال حاضر در حد حرفه ای نوازندگی می کنند. ولی قبلا چنین چیزی نبود. همین الان در همین تهران می توانید ۲۰ نفر نوازنده کمانچه خوب پیدا کنید که در سطح حرفه ای قابل استفاده هستند.

در جواب شما باید بگویم الان رقابت سخت تر شده اما این رقابت باعث پیشرفت می شود. و در حال حاضر یک هنرجو باید خیلی زحمت بکشد تا خود را نمایان و مطرح کند. الان سختی کار فرق کرده زمان ما آن گونه بود که عرض کردم و حالا به این شکل است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (II)

موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (II)

شما میتوانید به تعداد زیادی از ملودیها فکر کنید که تصور آن با تصویر مارتا، غیر ممکن باشد اما به همین نسبت هم میتوانید ملودیها یا قطعاتی را پیدا کنید که کاملا مناسب باشند … چگونه آنها را پیدا کردیم؟ به این ترتیب که از خودمان پرسیدیم، چگونه میتوانیم رابطه احساسی ایجاد کنیم؟ چگونه مردم را جذب کنیم؟ چه کنیم که بر جذابیت ماجرا بیافزاییم؟
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
مصائب اجرای دوباره (VI)

مصائب اجرای دوباره (VI)

تکنوازی‌ها نیز در اجرای اوکراین همان حالت را داشت، جدای از نوازنده‌ی نی که نی نوا را به خوبی می‌شناسد تکنوازی ویلن و ویولا و ویلنسل راضی کننده نبود (ناکوکی‌های واضح، بی‌دقتی در جمله‌بندی- ریتم و عدم توجه به مساله‌ی تداوم الگوها در طول قطعه) دلیل، اکثر اوقات همان بود که در مورد قبل هم دیده شد. از میان اجراهایی که مورد بررسی است، تکنوازی ویلن کوارتت، ویولای پارسیان و ویلنسل اجرای ضبط شده از بقیه بهتر بود.
فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

فرجپوری: سلیقه موسیقایی تغییر پذیر است

آقای فرج پوری می خواهیم به زمان گذشته سری بزنیم و از گذشته به زمان حال برسیم، شما سال های قبل به عنوان آهنگ ساز اثری منتشر کردید به نام “نقش پندار” و اخرین اثر شما که به صورت گروه نوازی منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار دارد “غوغای عشق بازان” است که همراه با گروه آوا و صدای استاد شجریان منتشر شده، سعید فرج پوری “غوغای عشق بازان” با سعید فرج پوری نقش پندار در طوی این سال ها چه تفاوت هایی پیدا کرده؟
آنا نتربکو، سلطان اپراخوانی زنان در قرن جدید

آنا نتربکو، سلطان اپراخوانی زنان در قرن جدید

آنا نتربکو (Anna Yur’yevna Netrebko) یکی از مشهورترین خوانندگان کلاسیک در جهان میباشد. صدای زیبای سوپرانوی وی در بسیاری از سالنهای اپرای جهان طنین افکنده است. او در ۱۸ سپتامبر سال ۱۹۷۱ در کراسنودار روسیه متولد شده است. نترپکو، خانواده ای متمول نداشت تا او را در زمینه تحصیل موسیقی کمک مالی نمایند؛ در زمانی که در کنسرواتوار سن پترزبورگ مشغول تحصیل بود، آنا در تئاتر St. Petersburg’s Mariinsky Theatre به عنوان پله شور و خدمتکار فعالیت میکرد!
هارمونی کوارتال چیست؟

هارمونی کوارتال چیست؟

آکوردهای معمولی که در موسیقی سنتی غربی مورد استفاده قرار می گیرند بر اساس هارمونی سه تایی تنظیم شده اند. در هارمونی سه تایی، فاصله سوم و معکوسش، یعنی فاصله ششم، فواصل اولیه هستند. فاصله چهارم و معکوس آن، یعنی فاصله پنج، هم فواصل ثانویه هستند. به محض دیدن این آکورد متوجه می شویم که سه تایی سی ماژور و معکوسش را نشان می دهد:
فرج نژاد: جواب مثبتی از نامه گرفته ایم

فرج نژاد: جواب مثبتی از نامه گرفته ایم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره انتقادات اخیر گروهی از موسیقیدانان به فعالیت های خانه موسیقی و جشنواره فجر، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…
پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه نمازی جعفری (معروف به پروانه نمازی) متولد ۱۳۱۰ در یکی از روستاهای آذربایجان بدنیا آمد و پس از مهاجرت به تبریز از سال ۱۳۲۴ به خوانندگی روی آورد ابتدا به اجرای ترانه های آذری پرداخت و شهرت بدست آورد سپس مورد توجه سرهنگ محمد شب پره قرار گرفت و آهنگهای آذری او را به فارسی برگرداند و از او خواست که فارسی بخواند با ترانه آن بام بلند که می بینی بام من است آغاز کرد و در سال ۱۳۳۲ با ترانه شبهای تهران ساخته مجید وفادار شهرتی بدست آورد و در سال ۱۳۳۵ آهنگ معروف مرا ببوس را برای اولین بار در فیلم اتهام ساخته رشید یاسمی که در خرداد ماه آن سال به نمایش درآمده بود اجرا کرد وی اولین کسی است که این ترانه را خوانده و بعدها حسن گل نراقی، ویگن و دیگران آنرا بازخوانی کرده اند.
باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

به زودی مجموعه «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» با گردآوری و تالیف محمد حسینی باغسنگانی، نویسنده، پژوهشگر حوزه موسیقی، ادبیات و فلسفه اسلامی منتشر می شود؛ پیش از انتشار این مجموعه نیز، رادیو گفتگو، دو مجموعه برنامه با نویسندگی و تهیه کنندگی باغسنگانی را با نامهای «بهار دلنشین» مخصوص عید نوروز و تبریک نوروزی هنرمندان موسیقی به مردم و «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» که در ادامه پروژه برنامه تاریخی «صدسال فرهنگ» است، به روی آنتن می برد. محمد حسینی باغسنگانی در کارنامه خود ضبط هزاران ساعت برنامه رادیویی و چند مجموعه تلویزیونی از جمله: «مفاخر»، «رستاخیز کلمات» و «چکاوک» را دارد.