مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

«تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران»
دو کتاب دیگر هر دو به موضوعاتی تخصصی می‌پردازند. کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران»، کتابی است که برخلاف عنوان‌اش تجزیه و تحلیلی در مورد ردیف و بنیان‌ها و خاستگاه‌هایش نمی‌دهد و با رویکردی قدیمی و رد شده صرفاً برداشت‌های دوره‌ی جوانی مؤلف نسبت به ردیف را بازمی‌نمایاند و نشانی از یافته‌های اخیر در حوزه‌ی ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی ندارد. موسیقی‌شناسان ایرانی در گذشته، هرچند رسالات قدیمی را مدنظر قرار می‌دادند اما به جز برخی شباهت‌های اسمی، معمولاً در کارهایشان چیزی که متن رسالات را به عمل موسیقایی امروز وصل کند وجود نداشت. چنین ارتباطی شاید با مدنظر قرار دادن موسیقی کشورهای همجوار که در آنها سنت موسیقایی، همچون جفرافیای امروز ایران منقطع نبوده، می‌توانست محقق گردد که در دو دهه‌ی گذشته پژوهش‌های ارزشمندی در این خصوص صورت گرفته است.

کتاب یادشده کماکان به سیاق گذشتگان، صرفاً به بیان اسامی نغمات ذکرشده در رسالات قدیمی اشاره کرده که گذشته از عبارات مبهمی همچون شعبات ۲۴ گانه و آوازات سته و غیره که امروزه هیچ عینیت صریح و متقنی در موسیقی ایران ندارند، باقی اسامی گوشه‌ها و مقام‌ها نیز کمک چندانی در فهم ارتباط مقام‌ها و فلسفه‌ی چینش ردیف نمی‌کند.

در حقیقت کتاب بعد از طرح چند تقسیم‌بندی از نغمات مندرج در رسالات قدیمی، به یکباره با نگاهی استاتیک، توضیحاتی در مورد ردیف به شکلی که امروزه در دست ماست ارائه می‌دهد و جای حلقه‌ی واصل این دو بحث (خاستگاه شکل‌گیری دستگاه‌ها و تغییراتی که در تلقی از مقام‌ها و گوشه‌ها در طی زمان شده)، در کتاب خالی‌ست. تبیین مفاهیمی همچون مقام، دستگاه، گام و غیره در چنین حلقه‌ی واصلی می‌بایست صورت می‌گرفت. در فقدان چنین مباحثی، عنوان فصل‌های کتاب نیز بر گنگی این مفاهیم می‌افزاید: برای نمونه «دستگاه یا مقام سه‌گاه»! در حالی که دستگاه سه‌گاه مفهومی کاملاً متفاوت از مقام سه‌گاه است. همچنین در جای جای کتاب به سیاق نظریات علینقی وزیری، روح الله خالقی، مرتضا حنانه و دیگران، صحبت از گام در موسیقی ایرانی است؛ مانند گام ابوعطا! گام شور و غیره. در حالیکه امروزه و در پی پژوهش‌هایی که در این خصوص صورت گرفته می‌دانیم که موسیقی ایرانی فاقد چیزی است که بتوان آن را گام نام گذاشت و ردیف، متشکل از مد ها یا مقام‌هایی است که بر طبق یک اندیشه‌ و زیبایی‌شناسی مشخص و تبیین‌شده چیده شده‌اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

موریس راول این بی‌عدالتیِ موجود در نادیده‌گرفتنِ (یا به‌گفته‌ی راول «کشتن با سکوت») تأثیر شگفت‌انگیز گریگ بر آهنگسازان پس از او مانند «دبوسی»، «سیریل اسکات» (۱) و استراوینسکی را حس می‌کرد. دلیوس (۲) ماجرایی که در پایان قرن نوزدهم صورت گرفته بود را بدین‌شکل تعریف کرده بود: «او با راول و چند آهنگساز دیگر فرانسوی با هم بودند و صحبت به ریشه‌های موسیقی مدرن فرانسه کشیده می‌شود و همان بیانیه‌های تکراری باز هم مطرح شد؛ این موسیقی در آثار کوپرن (۳) و رامو (۴) ریشه دارد.» در این زمان دلیوس نتوانست این حرف را به زبان نیاورد که: «هی آقایان، موسیقی مدرن فرانسه تنها عبارت است از موسیقی گریگ به‌اضافه‌ی پرلود پرده‌ی سوم تریستان!» که روال هم در جواب می‌گوید: «حقیقت دارد؛ ما همیشه نسبت‌به گریگ ناعادلانه قضاوت کرده‌ایم.»
فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

به طور کلی گلسرخی مرد بسیار خوبی بود. یادم هست که وقتی یک روز حقوق ما دیر شده بود به اتاقشان رفتیم و با دوستانمان نشسته بودیم و اعتراض می‌کردیم. ایشان در صندوق خودشان را باز کردند و به ما پول دادند و گفتند که هر وقت حقوقتان را گرفتید بیارید و به من بدهید و به این راحتی مشکل ما را حل کرد!
اختراع چاپ و ترویج موسیقی

اختراع چاپ و ترویج موسیقی

در ۱۴۵۰ یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال ۱۵۰۱ اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی، این دستگاه را در راه خدمت به موسیقی به کار گرفت.
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

بعد از گفت و گو درباره‌ی داوری، «ارزیابی» (Evaluation) معرفی و توضیح داده شد که ارزیابی «[یا سنجش] به مفهوم عام روندی است که در بسیاری از نقدها می‌توان یافت. در نگرش این کارگاه به ارزیابی، پنداشتی معطوف به یافتن سنجه‌های یک متن [در این مورد موسیقایی] بدون گرایش به داوری مشخص مد نظر است.» بنابراین از نظر مدرس کارگاه ارزیابی عملی است که می‌تواند محدود به یک موضوع شود و همچنین می‌تواند به عنوان پایه‌ی داوری تعبیر شود. افزون بر این یادآوری شد که یکی از واژگان کلیدی در تعریف محدود نقد (فعالیت حرفه‌ای در رسانه‌های نوشتاری و ….) ارزیابی است.
نقش و جایگاه استاندارد در نوازندگی

نقش و جایگاه استاندارد در نوازندگی

ایجاد و استفاده از استانداردهای معین در تعیین حالت و تغییر شکل اعضای بدن به هنگام نوازندگی از جهات گوناگون می تواند یاریگر نوازندگان باشد و این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که به نقش فرسایشی تمرین و فرسودگی تدریجی بدن توجه شود.
سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

همانطور که گفتم آقای نوری و من هیچوقت علاقه ای به جلوگیری از گسترش آثارمان در گروههای مختلف اجتماعی نداشتیم؛ در همه دنیا هم آثار مختلف موسیقی کلاسیک با ورژنهای مختلف اجرا میشود و این اتفاقا به نوعی موفقیت یک اثر میتواند محسوب شود. اگر هم امروز خواننده های مختلف سعی میکنند کارهای آقای نوری را اجرا کنند، یک نوع موفقیت هست در کار آقای نوری؛ این کار سختی هست و از عهده هر هنرمندی بر نمی آید، ما میبینیم که در سبکها دیگر موسیقی کمتر هنرمندی توانسته این موقعیت را کسب کند.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IV)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IV)

سر جوزف بیچام تحت تأثیر یک سرمایه دار به نام جیمز وات با خرید کاونت گاردن از دوک بدفورد و تأسیس یه شرکت محدود برای اداره ملک به صورت تجاری موافقت کرد. بر اساس قرارداد ۶ جولای ۱۹۱۴، سر جوزف متعهد به پرداخت دو میلیون پوند به ازای مالکیت کاونت گاردن شد. او مبلغ اولیه دویست هزار پوند را پرداخت و متعهد شد که باقیمانده را روز یازدهم نوامبر پرداخت کند. اما یک ماه بعد جنگ جهانی اول آغاز شد و محدودیت های رسمی جدیدی برای معامله نقدی مانع تکمیل قرارداد شد. در نتیجه اداره ملک و بازار در عهده کارمندان دوک باقیماند، اما در اکتبر ۱۹۱۶ با مرگ جوزف بیچام شرایط پیچیده تر نیز شد.
درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

درنگی در بحث نوآوری در موسیقی

بیش از صد سال است، در پیِ برخوردهای بیشتر با غرب و تحت تاثیر تحولات بسیار سریع فن آوری، اقتصادی، علمی، فلسفی، اجتماعی و هنری آنها، برخی از ایرانیان نیز به دنبال تجدد – اصلاحات و به تبعِ آن “نوآوری” و شکستن چارچوب های موجود و به میراث رسیده در تمام زمینه ها هستند. سوای نفس عمل اصلاحات، که می تواند پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشد، نوآوری، نوآفرینی و نو آرایش دهی در تمامی عرصه ها از فن آوری گرفته تا هنرها توسط مخترعین و مبدعین جوامع در حال توسعه و توسعه یافته موضوعی است که دائماً دنبال می شود و شاید ناگزیر و نیکو هم باشد.
بیانیه‌ی هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران

بیانیه‌ی هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران

افزون شدن شمار وبسایت‌های مرتبط با موسیقی و گسترش نسبی کمیت آنها اشاره‌ای بود بر درستی راهی که اکنون در آستانه‌ی به سرانجام رسیدن دومین پیمایش آن هستیم. اکنون فضای مجازی با شتابی فزاینده در حال تسخیر بسیاری از حوزه‌های نشر محتوای سنتی و آفریدن حوزه‌هایی است که هیچ معادلی در جهان نشر سنتی نداشته‌اند و اگر هم برخی حوزه‌ها را تا به امروز مِلک طِلق خود نساخته‌اند نه از سر مانعی فنی یا ذاتی بلکه بیشتر از آن رو است که هنوز رسمیتی، چنان که باید به بیشتر تولیدات فکری این جهان تودرتوی مجازی داده نمی‌شود و فعالیت در این حوزه همچنان –اغلب- از سر علاقه‌ی صرف است و بس.