کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (II)

سوال متداولى که همیشه از طرف هنرجویان مطرح است این است که آیا اختلاف یک پرده در کوک ساز براى هماهنگى با خواننده اینقدر حائز اهمیت است که نوازنده مجبور به استفاده از مثلاً سنتور لا کوک بشود؟ در جواب این سوال شما باید اطلاعاتى راجع به خوانندگى و صدا سازى داشته باشید تا موضوع کاملاً برایتان روشن شود؛ اما اجالتاً اگر بخوایم به صورت مختصر توضیح دهیم اینگونه می توان موضوع را تشریح کرده که:
هر شخص (خواننده) اصطلاحاً یک محدوده صدایى دارد، بدین معنى که توانایى خواننده نسبت به تولید صداهاى بم و زیر محدود است و هیچ دو خواننده اى دقیقاً یک محدوده صدایى کاملاً یکسانى ندارند.

محدوده صدایى برخى خوانندگان بیشتر بم است (صداى اکثر مردان) و محدوده صدایى برخى خوانندگان دیگر زیر است (صداى اغلب خانم ها)

اما این محدوده صدایى مى تواند بیشتر از این هم تنوع داشته باشد به عنوان مثال یک خواننده صداى آن خیلى بم و بم است، یک خواننده صداى آن بم و متوسط است، یک خواننده صداى آن متوسط و زیر است، یک خواننده صداى آن زیر و خیلى زیر است. البته این یک شرح ساده براى روشن شدن مطلب بود و گرنه محدوده هاى صوتى و تعریف شده در موسیقى دقیق تر و بیشتر مى باشند.

بنابر توضیحات بالا هر خواننده اى با توجه به توانایى خواندن، راحت تر است که در محدوده صداى خود بخواند که گاهى خواندن یک نت بالاتر یا پایین تر علاوه بر سختى اجرا، خواننده نمى تواند از بهترین محدوده صدادهىِ حنجره خود استفاده کند که در مجموع قابلیت کامل صداى خواننده عرضه نخواهد شد.

در نتیجه وجود سنتور لا کوک و انتخاب آن توسط نوازنده براى همراهى و هماهنگى کامل با خواننده چشمگیر خواهد بود و انتخاب نادرست ساز از طرف نوازنده همیشه مشکلاتى را براى خواننده به همراه خواهد داشت.

کوک سنتور لا کوک (نُه خرک)
دستگاه شور ( ابوعطا، ترک، افشارى، دشتى، بیات کرد، نوا)
سیمهاى زرد خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا، سى کرن، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

سیمهاى سفید خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى کرن، دو، رِ، مى، فا، سل

سیمهای پشت خرک، خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى بمل، دو، رِ، مى، فا، سل

دستگاه سه گاه
سیمهاى زرد خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا، سى کرن، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

سیمهاى سفید خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى کرن، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

سیمهای پشت خرک، خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى بمل، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

دستگاه همایون و آواز اصفهان
سیمهاى زرد خرک اول تا نهم؛
فا دیِز، سل، لا، سى کرن، دو دیز، رِ، مى، فا، سل

سیمهاى سفید خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى کرن، دو دیز، رِ، مى، فا، سل

سیمهای پشت خرک، خرک اول تا نهم؛
فا سُرى، سل، لا،سى بمل، دو دیز، رِ، مى، فا، سل

دستگاه ماهور
سیمهاى زرد خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا، سى کرن، دو، رِ، مى، فا، سل

سیمهاى سفید خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا،سى، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

سیمهای پشت خرک، خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا،سى بمل، دو، رِ، مى کرن، فا، سل

دستگاه چهارگاه
سیمهاى زرد خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا، سى کرن، دو دیز، رِ، مى کرن، فا سُرى، سل دیز

سیمهاى سفید خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا،سى کرن، دو دیز، رِ، مى کرن، فا دیز، سل

سیمهاى پشت خرک، خرک اول تا نهم؛
فا دیز، سل، لا،سى بمل، دو دیز، رِ، مى کرن، فا دیز، سل.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

با این موهای شل می توان سه یا چهار سیم را همزمان نواخت. شاید برای کسانی که آشنایی به نحوه اجراهای آکورد های چهار صدایی با ویولون ندارند این سئوال پیش آید که تا پیش از این مگر ویولن چطور این آکوردها را اجرا می کرده؟ جواب خیلی ساده است، به طور جدا! در واقع آرشه های معمول ویولن در حالت کشیده نمی توانند روی بیشتر از دو سیم قرار بگیرند و چاره ای جز این نیست که آکوردهای چهار صدایی را دو به دو ولی با سرعت اجرا کنیم تا حداقل تا حدی همزمان به گوش برسد.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

زندگی حرفه ای ویتولد لوتوسلاوسکی (Witold Lutoslawski) با برگی از تاریخ کشورش یعنی، لهستان گره خورده است. نزدیک به نیم قرن استبداد و خودکامگی در این کشور حاکم بود و او ناچار بود، قبل از آن که به رهبر یکی از اصیل ترین و نوآورترین مکتب های آهنگ سازی نیمه دوم قرن بیست تبدیل شود، خود را با آن شرایط وفق دهد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

در این دوره هرکس که دین خود را عوض می کرد و به اسلام مشرف می شد ناچار بود اسم خود را نیز عوض کند و اسمی را برگزیند که در دین اسلام عرف باشد. این همان نکته ای است که بسیاری از آن غافلند و فکر می کنند که تمام موسیقیدانان و محققان که نام آنها عربی است در اصل عرب بوده اند. برای همین در بسیاری مواقع دانشمندان بزرگ سرزمین ما را به اشتباه عرب می خوانند. هرچند در برخی موارد بر اساس کینه ورزی با ایرانیان و به طور تعمدی از این تغییر نام سواستفاده می کنند و برچسب هویت عرب را به دانشمندان و مورخان و موسیقیدانان ما می زنند و حتی فارابی، ابن سینا، زکریای رازی و… را عرب می دانند. البته این تغییر نام دلیل دیگری نیز داشته است و آن بدست آوردن محل اقامتی امن بوده است چون جان و مال غیر عرب در بین عربها حفظ بود بسیاری از بازرگانان پس از مراجعت به سرزمین اعراب نام و یا پسوندی مختص عربها را انتخاب می کردند.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (II)

در مطلب قبل به تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا پرداختیم که در این قسمت توجه شما را به ادامه این مطلب جلب می کنیم.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در ایران به نظر مدرس، این نوع نگرش به موسیقی اگر هم وجود داشته باشد هنوز بیشتر معطوف به مرحله‌ی نخست و یافتن و آشکار کردن کار و آثار آنها است. مانند اغلب فعالیت‌هایی که اکنون در «سایت زنان موسیقی» صورت می‌گیرد. هنوز در آثار موسیقایی به ندرت ممکن است نشانه‌هایی از ژرف‌تر شدن این گفتمان به چشم بخورد. این مساله ممکن است تابعی از مشکلاتی باشد که در جوامع دیگر حل شده و در جامعه‌ی ما هنوز باقی است.
تنبک نواز، نه تنبک

تنبک نواز، نه تنبک

نوشته ای که می خوانید گفتگویی است از محمد افتخاری با زنده یاد علی تجویدی که در مجله «کلک» شماره ۱۶ در تیر ماه ۱۳۷۰ به انتشار رسیده است و به کنسرت دو نوازی بهمن رجبی و محمود فرهمند بافی می پردازد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

نمونه‌ی دیگری از همین روش پرداختن به خصوصیات آکوستیکی موسیقی در مثال زیر دیده می‌شود: «در این مبحث [نوانس] ثابت شده است که نوانس به صورتی که در موسیقی غربی بعد از «باخ»، رایج شده است در موسیقی ایرانی وجود ندارد و حداکثر نوانس مطبوع در موسیقی ایران db30 است.» (ص ۷۶) اما رویه‌ای که برای اثبات به کار گرفته شده مانند نمونه‌‌ی قبلی است. در این بخش حتی از نقل هم خبری نیست، تنها با اشاره به بخش قبل (که اثبات شده فرض می‌شود) و با تفریق عدد ۴۰ از ۷۰ اعلام می‌شود بازه‌ی شدت‌وری (دینامیک) در موسیقی ایرانی ۳۰ دسی‌بل است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.