استفاده از تیونر برای کوک سنتور (II)

چند راه ممکن برای تعلیم کوک ساز به هنرجویان سنتور:
۱- آموزش کوک سنتور به طریقه ی سنتی(با تکیه بر گوش): کار و تمرین بر روی اصوات تا گوش هنرجو قادر به تشخیص صدای درست شود. این روش البته مستلزم صرف وقت زیادی است و کار و انرژی فراوان را هم از طرف معلم و هم از طرف شاگرد نیاز دارد.

با توجه به این که می دانیم معمولا ساعات کلاس موسیقی به طور میانگین نیم ساعت است. چگونه تدریس هم فن سنتور و هم کوک آن در این زمان میسر است ؟ یا اینکه معلم با صرف وقتی اضافه تر از آن نیم ساعت طریقه ی کوک کردن را به هنرجو تدریس کند که در نتیجه تحمیل هزینه ی اضافی خواه یا نا خواه بر دوش هنرجو خواهد بود.

البته واضح است که هیچ هنرجویی در هیچ رشته ی سازی در اوایل کار یعنی هنوز تا وقتی که با صدا ها از طریق درست ضربه زدن به سیم و نواختن آهنگ آشنا نشده معلم قادر به تدریس کوک نخواهد بود به ویژه در مورد ساز سنتور. حتا با این فرض اگر این مراحل نیز انجام بگیرد به طور قطع آموزش چگونگی کوک و تشخیص صدای درست حداقل چند سال به طول می انجامد.

۲- توصیه ی معلم به شنیدن آثار موسیقیِ مربوط که باعث تقویت گوش هنرجو می شود. این امر که البته بهترین روش به نظر می رسد نیز مدت زمانِ زیادی طول خواهد کشید تا گوش هنرجو پرورش یابد و تا آن زمان به علت مشکلاتی که در بالا ذکر شد مدتها باید با ساز ناکوک تمرین کند (که این خود موجب تأخیر در پرورش گوش او میشود) تا زمانی که مهارت کوک را از طریقِ شنیداری حاصل کند.

۳- استفاده از تیونر برای کوک سنتور: عقیده بر این است که مقامها و فواصلِ موسیقیِ ایرانی را بر مبنای تشخیص گوش می توان دقیق شناخت و کوک کرد و دستگاه های کوک موجود (تیونر) قادر نیستند که فواصل دقیق کوکهای گامهای ایرانی را بدهند.

من نیز با این عقیده کاملا موافقم اما به چند دلیل استفاده از تیونر را برای کوک سنتور پیشنهاد میکنم:
۱- درست است که گرفتن فواصل دقیق گامهای ایرانی با تیونر امکان پذیر نیست ولی به این علت، درست به نظر نمی رسد که شاگرد را با سنتورِ ناکوک تا چند سال رها کرده به این بهانه که تیونر فاصله های دقیق را برای کوک به او نمی دهد و باید سالها بگذرد تا گوش هنرجو به طور نسبی یا کامل پرورش یافته تا قابلیت انجام کوک را پیدا کند.

۲- همین امر که هنرجو چندین سال با ساز ناکوک تمرین می کند این خود عاملی است که پرورش گوش او را نه تنها عقب می اندازد بلکه از آنجائیکه چندین سال اصوات نادرست شنیده گوش او دچار ناهنجاری می شود به طوریکه اصلاح این خطا خود زمان قابل توجهی را می طلبد.

۳- مسئله ی دیگر زمان است. شاید قدیمتر وقت و فکر مردم آزادتر بوده به طوریکه می توانستند روزی چند ساعت به تمرین کوک و موارد مربوط بپردازند. امروز با توجه به محدودیت زمان، از چند هزار هنرجو یک نفر فرصت دارد تا روزی چند ساعت فقط به کوک اختصاص دهد؟ بنابراین جهت از دست ندادن زمان، تیونر می تواند صرف زمان برای کوک را به حداقل برساند ضمن اینکه بهره وری آن نیز قابل قبول می باشد.

۴- وقتی هنرجو سالها با سازی که حداقل ۹۰ درصد آن کوک بوده تمرین کرده گوش او حدالامکان از ناهنجاری های صوتی به دور بوده و بعدها می تواند با شنیدن آثار موسیقی مراجعِ کوک، فاصله های درست موسیقی ایرانی را فرا گیرد و رفته رفته می تواند با تکیه به گوش خود، سازش را کوک نماید.

نکته ی قابل ذکر این است که برای آموزش کار با تیونر دانستن تئوری موسیقی و فواصل و گامهای ایرانی ضروری نیست بلکه فقط لازم است موضوعات و موارد مربوط به این کار را به هنرجویان درس داد تا بتوانند قطعات درس گرفته شده ی خود را با سنتوری که حداقل ۹۰ درصد آن کوک است اجرا کنند و لذت ببرند و آموزش تئوری موسیقی مربوط به فواصل و گامها را در آینده به آن بپردازند.

چرا که هدف از کار با تیونر برای کوک سنتور آسان تر کردن کار است وگرنه اگر قرار باشد قبل از پرداختن به این موضوع ابتدا معلم تمام مباحث راجع به تئوری موسیقی را به هنرجو بیاموزد مشکل چند برابر خواهد شد و گذشتن از خوانِ کوک سنتور بیش از پیش دشوارتر و طولانی ترخواهد شد. در مقاله ی بعدی طریقه ی عملی استفاده از تیونر را برای کوک سنتور را شرح خواهم داد.

5 دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۷ در ۹:۰۷ ق.ظ

    باعرض سلام خدمت شما آقای مجید کیانی امید وارم حاتان خوب باشد
    من دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم وعلاقه زیادی به نواختن سنتور دارم و مدت یکسال است
    که نمرین میکنم ودرنواختن ریز وتکیه ها مشکل دارم
    چون در یک منطقه محروم زندگی میکنم از شما تقاضا دارم سی دی آموزشی خود را برایم ارسال فرمائید
    آدرس:استان فارس،شهرستان خنج،خیابان رسالت،کوچه مسجد جامع،منزل شخصی امراله ابونجمی
    کد پستی :۵۸۴۹۵_۷۴۴۳۱

  • حسین
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    با عرض سلام و خسته نباشید.
    مطالب وب سایت شما بسیار گرانبهاست.
    درخواستی داشتم:
    خواهشمندم کوک سنتور برای بقیه دستگاه ها غیر از شور(که در قسمت استفاده از تیونر برای کوک سنتور (III)است)را در سایت قرار دهید….
    با تشکر فراوان

  • shahram
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ در ۲:۴۳ ق.ظ

    drood bar shoma.
    mersi az matalebe khobeton.
    mishe rahnemaee konid az koja mitonam amozesh kamele kok santor ba tioner ra kopi konam .man jaee hastam ke moshkel mitonam pida konam .lotfan komak konid.

    shahram- norway

  • neda
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۹۰ در ۹:۰۶ ق.ظ

    salam bar shoma va mamnon az matalebe aliton
    man alagheye ziadi be navakhtan santor daram vali movafagh be tahieash nashodam age mitonid behem komak konid chon etelaei az moshakhasate ye santore khob nadaram

  • هادی
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۴ ق.ظ

    دمتان گرم
    فقط همین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام 5 مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار 5 شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، 1377: 85)

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

من فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی زیادند و خیلی هم مثبت هستند. نه همه، ولی تعداد زیادی از آنها. مثلاً ارکستری مثل «پارسیان» که حدود ۲۵ نفرند، یکدفعه تصمیم گرفتند دوهزار کیلومتر پرواز کنند، با پول خودشان هزینه‌ی هتل را بپردازند و به استانبول بیآیند، که فقط من با آنها کار کنم. نه کنسرت، نه ضبط! چون من خودم آنجا کنسرت داشتم. هر روز من سه ساعت تمرین‌های خودم را داشتم بعد پنج یا شش ساعت بدون خستگی می‌آمدند که کار کنیم. فقط برای اینکه یاد بگیرند. اینها هم ایرانی هستند.
روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

ادامه جنگ رفته رفته بد و بدتر می شد و تامین مواد غذایی غیر ممکن می شد. شهر کوچک کیسوــ فوکوشیما (kiso-Fukushima) در سرپایینی قسمت بالای رودخانه کیسو (kiso) قرار گرفته است و از آنجائی که این قسمت در بین کوه ها و دره ها محاصره شده است، از لحاظ محصولات غذایی خود کفا نیست. در مراحل آخر جنگ ما مانده بودیم بدون سهمیه مواد غذایی ولی از آنجائیکه کارخانه ما جزو صنعت جنگ به حساب می آمد، این امکان برای ما وجود داشت که از بازار سیاه خرید بکنیم، اما من به هیچ عنوان حاضر به این کار نبودم! خواهر کوچکتر من که در آن زمان همسرش را ازدست داده بود، با دو فرزندش پیش من آمدند که با هم زندگی کنیم.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه 11 بهمن ماه، سومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد. درس جلسه‌ی سوم ادامه‌ی درس جلسه‌ی پیش از آن (تکنیک‌های عمومی نقد) بود و بیشتر بر ارائه‌ی مثال‌هایی از میان نقدهای نوشته شده‌ تکیه داشت که تکنیک‌های مربوط به آنها در جلسه‌ی دوم معرفی شده، اما نمونه‌ای از آنها ارائه نشده بود.
آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری

آنتونیو استرادیواری لوتیه‌ای بود از اهالی ایتالیا. لوتیه واژه‌ای است مشتق از نام ساز لوت و به سازنده سازهای زهی گفته می‌شود. استرادیواری تقریبا همه نوع ساز زهی می‌ساخت و از او تعدادی ویولن، ویولا، ویولنسل، گیتار و حتی یک هارپ به یادگار مانده که همه از نفیس‌ترینهای نوع خود به شمارند. بی‌دلیل نیست که او را باارزش‌ترین سازساز دانسته‌اند.
سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

این جا موسیقی آوانگارد و پیشرو جایگاهِ چندانی ندارد؛ بیشتر موسیقی هایی اصطلاحاً ترگل وَرگل و رمانتیزمِ دِمُده و یا موسیقی هایی که آمیخته به شعارهای لوس باشند ( استفاده از شعار قطعاً در جایگاه خود زیبایی و صلابت خود را خواهد داشت) و الزاماً هم همراه خواننده مورد توجه قرار می گیرد. اگر این خواننده، تلویزیون و یا سینمای دست چندم را هم به قدوم خودش مزین کرده باشد، دیگر واویلاست.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

قطعه ” خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد” یا The People United Will Never Be Defeated!، در سال 1975 توسط فردریک ژوسکی (خوانده میشود Zhev-skee Frederic Rzewski) آهنگساز آمریکایی، برای پیانو تنظیم شد. ژوسکی یک مجموعه از 36 واریاسیون برای این ترانه مشهور شیلیایی با نام El pueblo unido jamás será vencido اثر سرجیو اورتگا Sergio Ortega آهنگساز و پیانیست شیلیایی (2003-1938) و گروه کویلاپایون (Quilapayún)، تنظیم کرد.
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (IV)

اعداد 12 و 12- مرز های Boundary چرخه یا تعداد جمع شدن و کم شدن پنجم ها یا به عبارت صحیح تر بالا و پایین رفتن از نردبان پنجم ها را نشان می دهد . در این شکل جایگاه درجات مختلف چرخه های بالارونده و پایین رونده پنجم در ساختار گام 24 قسمتی نامساوی دیاتونیک – کروماتیک فیثاغورثی نشان داده شده است :
نوازنده و تمرین-۷

نوازنده و تمرین-۷

از راههای گوناگونی می توان به اجرای صحیح قطعات دست یافت، اما روش پیشنهادی – روش مرحله ای- است. با استفاده از این روش، نوازنده به شکل اصولی، قادر به حل مشکلات مختلف اجرایی و باز گشودن گره های آن و همینطور مسائل مرتبط با زیبایی شناسی قطعه می گردد.