گفتگو با آرش محافظ (V)

فقط با این ایده که یک ریتم بگیرم و فرمی داشته باشم، ردیف را به زور می‌خواهید در آن قالب ببرید و چیز جالبی نمی‌شود و نمونه‌هایی هم داریم. اول باید در آن سبک رفت و زد. همه‌ی آهنگسازان بزرگ دنیا آهنگسازی‌های پیش از خود را بلد بودند و درونی‌اش کرده بودند و حالا باید ساختارشکنی می‌کردند و در ارکستراسیون ابتکار می‌کردند. باید کار قبل از خود را بشناسید. باید ردیف را خوب شناخت و در گوشه‌ای از ذهن قرار داد و اینها را هم شناخت و بعد از مدتی که احساس کردید به‌خوبی مسلط شدید، مقاله‌ها را هم حتما بخوانید و شروع کنید. خوشبختانه با تمام نقاط ضعفی که در جامعه هست، به نسبت موسیقی آذربایجان و تاجیکستان، موسیقی ایرانی درحال یک رنسانس است. یکسری فهمیده‌اند و درحال تلاش هستند. هنوز در باکو و آذربایجان این نیست و مثل دهه ۶۰ ایران است. هر کنسرتی در باکو بروید که مقام ماهور باشد می‌دانید چه تصنیفی می‌خواهند بخوانند و بزنند.

وضعیت ترکیه از این حیث چطور است؟ آیا آنجا سنت به معنای واقعی می‌بالد یا سنتِ هرچند از ما ریشه‌دارترشان درجا می‌زند؟
بحث ترکیه فرق می‌کند. ترکیه کاروان عظیمی از آهنگسازی‌های قدیمی از قرن شانزدهم دارد که قابل شمارش نیست. رپرتوآر آهنگسازی عثمانی بسیار گسترده است. آنجا دغدغه‌شان اینست که در ابتدا چیزهایی که هست را یکبار بزنند و ضبط و اجرا کنند. البته این هم خوب نیست چراکه درواقع سنت آهنگسازی در ترکیه قطع شده‌است. الان پاپ و فیوژن می‌سازند. اساتید موسیقی سنتی در ترکیه بیشتر هم و غم‌شان را بر این گذاشته‌اند که رپرتوآر عظیمی که مانده را اجرا کنند و به گوش مردم برسانند. اما ما رپرتوآر نداریم. یعنی واقعا باعث خجالت و شرمندگی است که آهنگسازی قبل از ردیف قبل از قرون هجدهم و نوزدهم را در سنت خودمان نداریم. تمام دنیا می‌گویند پیشرو از ایران آمده، خودمان یک پیشرو برایمان نمانده‌است. به آن سنت قاجاری نرسیده است که اگر رسیده بود، می‌زدند. شما فکر می‌کنید اگر علی‌اکبر فراهانی یک پیشرو صفویه یا یکی از قطعات امیرخان گرجی یا آقامومن مصنف به دستش رسیده بود را در ردیف نمی‌گنجاند؟ قطعا می‌گنجاند. به دلیل مسائل فراموسیقیایی نرسیده و از بین رفته است. یکسری اصرار دارند بگویند ایرانیان انتخاب کرده‌اند که مثلا مقام صبا نزنند و سیستم ریتم‌های ادواری را کنار بگذارند و ردیف بزنند در صورتی که چنین چیزی اصلاً منطقی نیست.

عده ای می‌گویند اگر آن موسیقی خوب بود باقی می‌ماند!
این حرف بی‌پایه‌ است. مثل اینکه بگویید اگر معماری قدیمی ایرانی خوب بود الان می‌ماند و تهران هم اینگونه بود پس خوب نبوده که معماری تهران الان آنگونه نیست. یک وقت تاریخ، جبری دارد که چیزی از بین می‌رود. بخشی از تمدن ساسانی بنا به جبر تاریخ و اتفاقاتی که افتاد، از بین رفت. انتخابی در کار نبوده است. کدام موزیسین عاقلی موسیقی خوب را کنار می‌گذارد و می‌گوید نمی‌زنم و فقط می‌نشینم رامکلی می‌زنم! رامکلی هم می‌زنم ولی آن را هم در اینجا می‌گنجانم. ولی از طرف دیگر فکر می‌کنم دوباره نباید به همین چاهی که با ردیف افتادیم، بیافتیم. نباید در چاه شوق‌نامه و موسیقی تیموری بیافتیم. ما موسیقی صفوی و تیموری را نمی‌شناسیم و الان باید سعی کنیم که بشناسیم. محققان درحال کار هستند. باید این را بشناسیم ولی وقتی شناختیم باید راه خودمان را برویم و موسیقی جدید تولید کنیم. کجا و کدام سنت می‌ماند و درجا می‌زند؟ سنت بداهه‌نوازی را نباید به کل موسیقی ایرانی تعمیم داد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «هلهله»

مروری بر آلبوم «هلهله»

رسیدن به صدادهی و ابزارهای بیانیِ جدید و دور شدن از چارچوب‌های نظام دستگاهی در عودنوازی معاصر ایران را باید نتیجه‌ی دو رخداد دانست: تحولات در شیوه‌های اجراییِ دیگر سازهای ایرانی و تأثیرپذیری نهان و آشکار از آن و دیگری باز شدن دروازه‌های شبکه‌ی جهانی وب به روی عودنوازان ایرانی که ماحصلِ تمام پیشرفت‌های عودنوازیِ ترک و عرب را بیش از گذشته، پیش چشم ما گستراند. (۲) این دو رخدادِ نسبتاً همزمان، در شتاب تحول عود ایرانی نقش مهمی داشتند.
دو نمود از یک تفکر (III)

دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.
تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین

تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین

مقاله ای که پیش رو دارید، ترجمه ای است از نوشته جرالد کیکشتاین (Gerald Klickstein) با عنوان «تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین» (Practice definition, assessing your practice habits) که توسط امین عبدلی ترجمه شده است. این مقاله گزیده ای از نوشته ای با عنوان «راه موسیقیدان» از دانشگاه آکسفورد (excerpted from The musician Way, oxford university press, 2009) است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

جمله «بطلمیوس» و «تامسطیوس» (۲۱) اشاره می‌کند، از سوی دیگر نام «فیثاغورث» را چندین بار بر سبیل نقد نظرات‌اش می‌آورد. اگر همین روش بررسی جزء به جزء را ادامه دهیم خواهیم دید که علاوه بر توافق در مبادی روش‌شناختی در موضوع مورد بررسی علم موسیقی، در «صناعت نظری موسیقی» نیز با آریستوگزنوس شباهت تام می‌یابیم:
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

سنت عودنوازی در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران، بر خلاف کشورهای همجوار، منقطع بوده‌است. حدود هفتاد سال پیش، زمانی‌که نسخه‌های دست‌نویس اتودهای محی‌الدین تارگان در کشور ترکیه دست‌به‌دست می‌شدند، سال‌ها و بلکه قرن‌ها بود که «عودنوازی» در ایران به یک سنت مهجور بدل شده‌بود. با این‌حال در دهه‌های گذشته، عود و عودنوازی، در ایران نیز مجدداً با اقبال مواجه شده و به‌ویژه در سالهای اخیر، چه به لحاظ فنی و تکنیکی و چه از نظر تعداد نوازندگان، رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌است. با وجود این، متأسفانه هنوز متد آموزشی استانداردی برای عود در موسیقی ایران نگاشته نشده و تنها تلاش صورت گرفته نیز گذشته از اینکه در معرفی کارگان موسیقی ایران ضعف دارد، از نظر فنی به ویژه در انگشت‌گذاری‌ها دارای ایراداتی‌ بنیادی است.
کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

ادبیات اقتصادی کتاب پیروِ هدف‌گذاری آن، با زبانی ساده، جنبه‌های اقتصادی تولید و عرضه‌ی موسیقی را بیان می‌کند. برای نمونه در پس جمله‌ای از کتاب، که پیش‌تر نقل شد، این پیش‌فرضِ نانوشته است که هدفْ کسب سود اقتصادی از فعالیت موسیقی است و نه درآمد. در حقیقت، در جملاتی همچون جمله مذکور منظور از درآمد همان سود اقتصادی است؛ زیرا می‌دانیم اگر برای مثال ۱۰۰ ریال هزینه‌ی کل تولید یک اثر موسیقی باشد، صاحب اثر با کسب ۹۰ ریال درآمد هنوز متضرر است و محصول تولیدی با شکست مواجه است. بنابراین موفقیت نهایی زمانی خواهد بود که درآمد کسب‌شده از فروشِ اثر موسیقی، افزون بر اینکه کل هزینه‌های آشکار و پنهان تولید اثر را پوشش می دهد، از آن نیز فراتر رود و سود مدنظر را محقق کند. این نوع ساده‌گویی‌های زبانی و اجتناب از تخصصی‌ترشدن مباحث اقتصادی در دیگر بخش‌های کتاب نیز مشهود است.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (III)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (III)

آیا می‌توانیم مانند خارج از حوزه ایدئولوژی، با وسعتی به موسیقی بیندیشیم که غیر شفاهی باشد؟ (این قدری یادآورموضوعی است که «دلاوُلپه» (Della Volpe) را در نقدش با عنوان ” نقد ذوق” متاثر کرده بود). مشکلی که با پساساختارگرایی به طور کلی و با ساختارشکنی بخصوص وجود دارد، گرایش آنها به این است که ایدئولوژی را طوری ببینند که در اصل به وسیله زبان – نمادین- مقید شده است، بجای اینکه عموما حالات احساسی را سازمان دهد
نقدی بر هارمونی زوج (IV)

نقدی بر هارمونی زوج (IV)

معمولا وقتی در نوشته ای نام گام دورین می آید و به دوره ای ویژه اشاره نمی شود، منظور “گام دورین سده های میانه” است که هنوز در موسیقی جاز و پاپ نیز مورد استفاده است مانند: آهنگ معروف «بیلی جین» از مایکل جکسون و «الینور ریگبی» از بیتل ها.
درباره کتاب «سُلفِژ»

درباره کتاب «سُلفِژ»

در پی استقبال علاقه‌مندان به یادگیری اصولی موسیقی از کتاب اول حمیدرضا دیبازر، «هیچ‌وقت دیر نیست» و چاپ مجدد آن، کتاب جدید او «سُلفِژ» نشر یافته است. حمیدرضا دیبازر عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، دانشکده‌ی موسیقی، گروه آهنگسازی است.