گفتگو با آرش محافظ (III)

می دانیم که اواخر دوره‌ی صفویه عده‌ای مقام‌هایی که در موسیقی می‌شناختند را با زیبایی‌شناسی خودشان ردیف کردند و نظام دستگاهی ایجاد شد. شما سیستم مقامی را بر دستگاهی ارجح می‌دانید؟
سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.

مثلاً در رساله‌های اواخر صفوی صحبت از بابامخمور کاشانی است. شاید اولین کسی بوده که این کار را کرده و شاید هم کسان دیگر. به‌هر حال قبل‌تر از خاندان فراهانی است. حتی اسامی هم جدید است. ما مدی به اسم شور در رسالات قدیم‌ نداریم. شور یک اسم جدید است. حتی ابوعطا هم نداریم ولی حسینی و راست داریم. همه چیز به هم ریخته بود.

مد شور مدِ جدیدی نیست. عرب‌ها و ترک‌ها هم دارند ولی این اسم جدید از کجا آمده است؟ معلوم است کسانی که این مد را داشتند ارتباطشان با گذشته از بین رفته بوده و نام قدیمش را نمی‌دانستند لذا برایش اسم گذاشته‌اند. شور و ابوعطا را می‌زدند بدون اینکه بدانند اسم قدیمش چه بوده. آمده‌اند و یک‌جور طبقه‌بندی آگاهانه کرده‌اند. مثلاً دیده‌اند اِشِل صوتی ابوعطا، دشتی و کردبیات و افشاری شبیه شور است گفته‌اند اینها متعلقات شور است. آن زمان شاید این کار ضروری‌ترین کاری بوده که باید می‌کردند تا از بین نرود.

مطمئن نیستیم کسانی که ردیف را برای بار اول در قرون هجدهم و نوزدهم جمع‌آوری کرده‌اند، ایده‌شان این بوده که فقط باید اینگونه زد. شاید آنها اینطور می‌خواستند به شاگردانشان یاد دهند. این یکی از هزار امکانی است که وجود دارد که وقتی شور می‌زنید به شهناز بروید. ولی شهناز جزو شور نیست و شهناز یک مدولاسیون است. اما آنقدر آن را می‌زنیم که تبدیل به یک مدولاسیون کلیشه‌ای شده است. از این لحاظ سیستم باز مدال ارجح است برای اینکه دست ما باز است. اگر قرار باشد همه چیز پیش‌بینی پذیر باشد لطفی ندارد. اسیر مدها نمی‌شوید و مدها در اختیار شما هستند. از یک مد شروع می‌کنید و بعد تازه هزاران انتخاب برایتان وجود دارد که ذوق خودتان را نشان دهید. این حرف من ضد ردیف نیست. ردیف چیز دیگری است و ردیف آموزش سیر مقامات موجود در قرن هجدهم و نوزدهم است به وسیله‌ی اساتید آن دوره.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

کنسرت تریوی فلوت و پیانو اجرا می شود

فیروزه نوائی، نولوون بارگین و لیلا رمضان، در روز ششم شهریور در تالار رودکی ساعت ۲۰:۰۰ به روی صحنه می روند. در این کنسرت آثاری از یوهان سباستین باخ (Johann Sebastian Bach)، فردریش کولاو (Friedrich Kuhlau)، ثیوبالد بوم (Theobald Boehm)، ژاک ایبرت (Jacques Ibert)، فرانتس داپلر (Franz Doppler)، نادر مشایخی و جوزف دیشلر (Josef Dichler) اجرا می شود.

از روزهای گذشته…

وس مونتگومری

وس مونتگومری

بسیاری وس مونتگومری را بهترین نوازنده گیتار جز (Jazz) می دانند که دنیا تابحال بخود دیده است. اولین بار در سال ۱۹۴۸ در عالم موسیقی خودنمایی کرد و پس از آن تا سال ۱۹۵۷ خاموش بود، اما با این وجود و با وجود عمر کوتاهی که داشت توانست بیشترین تاثیر را در دنیای موسیقی جز برای گیتار بگذارد.
پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

انتخاب پیانو بخصوص اگر بودجه کافی در اختیار داشته باشید، یکی از لذت بخش ترین اوقات زندگی یک علاقمند به موسیقی و پیانو است. ایستادن پشت ویترین مغازه های پیانو فروشی و مات و مبهوت ماندن در مقابل عظمت و زیبایی این ساز، بر هیچکدام از نوازندگان پیانو پوشیده نیست.
جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید(I)

از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید(I)

هرساله با آمدن دعوت‌نامه الکترونیکی نمایشگاه معتبر NAMM به صندوق پست الکترونیکی‌ام به‌یاد خاطره‌ای نه‌چندان خوش می‌افتم و افسوس می‌خورم که نمی‌توانم به‌علت‌های گوناگون در این نمایشگاه شرکت کنم. نمایشگاه NAMM بهشت اهالی موسیقی الکترونیکی است.
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
در باب متافیزیک موسیقی (III)

در باب متافیزیک موسیقی (III)

موسیقی هرگز کاری با موضوع ندارد و حتی هنگامی که با مضحک ترین و نامعقول ترین حرکات مسخره اپرای کمیک همراه می شود، باز هم زیبایی و خلوص و والایی ذاتی خود را حفظ می کند و تلفیقش با آن وقایع نمی تواند آنرا از جایگاه والایش که در واقع هر امر مضحکی برایش بیگانه است پایین بکشد. بنابراین معنای ژرف و جدی هستی ما وجه مضحک و مصائب بی پایان حیات بشری را در بر می گیرد و یک لحظه هم آنرا رها نمی کند.
کاترین مانوکیان فرزندی از دو ویولنیست

کاترین مانوکیان فرزندی از دو ویولنیست

روزگاری در ایران هر هنرجوی ویولن که قصد داشت، این ساز را به مراحل عالی برساند حتما” باید محضر نوازنده چیره دست ویولن “هراچ مانوکیان” را درک میکرد.
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

جاکوب لودویگ فیلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn-Bartholdy) آهنگساز یهودی در ۳ فوریه ۱۸۰۹ در هامبورگ متولد شد. فلیکس مندلسون، آهنگساز آلمانی در اوایل دوره رمانتیک زندگی می کرد. آثار وی شامل قطعاتی در فرمهای سمفونی، کنسرتو، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی (chamber music) می باشد. بعد از مدت زمانی طولانی انزوا و به دست فراموشی سپرده شدن، مندلسون و آثارش بار دیگر به رسمیت شناخته شد. او فرزند آبراهام، بانکدار و شخصی که خود فرزند فیلسوف بزرگ یهودی؛ موسز مندلسون (Moses Mendelssohn) و لی سالمون (Lea Salomon) عضو گروه یهودی ایزاک (od the Itzig) بود.
نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نوشته‌ «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. عمده‌ی این واکنش‌ها معطوف به گزاره‌ی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانی‌ها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران می‌شود. مقصود نوشته‌ی حاضر امّا ردّ گزاره‌هایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره ‌شده در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» قابل‌اطمینان‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایه‌ای دیگر – و به‌زعم من مهم‌تر – در تحلیل موجود در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» است.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

شب پانزدهم بعد از افطاری بچه ها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند: «گرگیشو گرگیشو… سی فردشو دکله بشو»