گفتگو با آرش محافظ (IV)

حال که ردیف این کلیشه را ایجاد می‌کند بهتر نیست اساساً دستگاه‌ها را کنار بگذاریم؟ یک قرن برای اتمام ظرفیت این نظام کافی نبوده؟
برچیده شدن به این معنی که فراموشش کنیم و دیگر استفاده نکنیم درست نیست. ردیف موسیقی یک دوره‌ای از موسیقی کلاسیک ایرانی است. به عنوان موسیقی آن دوره اتفاقا باید اجرا شود و فراموش هم نشود و کسانی که علاقه و تخصص دارند به آموزش آن ادامه دهند.

مثل غرب. مانند نوع برخوردی که مثلاً با موسیقی دوره‌ی باروک می‌شود!
دقیقاً. کسی که در شرایط امروز می‌خواهد کار هنری ارجینال انجام دهد، اگر ردیف بزند کار بیهوده‌ای است. تنها موسیقی آن دوره را تکرار می‌کند و کار هنری نیست. باید از عناصر آن استفاده کند ولی موسیقی خودش را ارائه دهد. ما نمی‌توانیم همه‌ی مدهای قدیم را از ابتدا بازسازی کنیم چراکه خیلی از آنها را نداریم. نیازی هم نداریم که مد جدید بسازیم. از نظر مد ما در مضیقه نیستیم. باید مدهای مهمی که فراموش کرده‌ایم را به اینها اضافه و استفاده کنیم. مثل صبا، نهاوند، عجم و غیره. از زیبایی‌شناسی ردیف بیرون بیاییم به سیستم باز مدال اعتقاد پیدا کنیم. خود ردیف هم مدولاسیون می‌کند و به ما می‌گوید باید این کار را بکنید و نه اینکه ۲۰ دقیقه در مد اول ابوعطا بزنید که شنونده خوابش ببرد. نباید اسیر مدولاسیون‌های کلیشه‌ای ردیف بود. شما می‌توانید شور بزنید و مدولاسیون کنید به چهارگاه. یک معیار باید وجود داشته باشد و آن هم ذوق است.

باید آهنگساز یا تک‌نواز سعی کند مدولاسیون‌های ابتکاری داشته باشد به هر مقدار که صلاح می‌داند با این شرط که حداقل برای خودش خوش‌صدا باشد نه اینکه صرفاً بخواهد مدولاسیون کند بلکه باید یک اثر هنری پدید بیاورد. ردیف به شما روش و نفس مدولاسیون را یاد می‌دهد ولی اینکه فکر کنید موسیقی ایرانی فقط این است غلط است. نیت سازندگان ردیف هم این نبوده است. بنابراین نباید درش را تخته کنیم. موسیقی را با آن یاد گرفته‌ایم مثل موزیسین یا آهنگساز مدرن اروپایی که از باخ و بتهون یاد گرفته است. آنها را کنار نمی‌گذارد و ایده می‌گیرد بعد آهنگ خود را می‌سازد. این هم همین است.

آهنگساز جوانی که همیشه ماهور و دلکش را کنار هم شنیده، مسیر دیگری رفتن برایش دشوار خواهد بود.
شاگردان برخی از اساتید تمام عمر یک ردیف را می‌زنند. معلوم است که گوش‌شان سر شده و چیز دیگری نمی‌شنوند. شاگرد باید آموزش‌اش را با ردیف شروع کند ولی نقطه ضعف ردیف این است که از نظر ریتم غنی نیست. بنابراین شاگردانی که فقط با ردیف شروع می‌کنند از لحاظ ریتم ضعیف می‌شوند. ردیف برای آموزش کافی نیست هرچند لازم است. در کنارش باید پیش‌درآمدها و تصنیف‌های متنوع هم باشد. بهترین قطعات ضربی تصنیف‌های قاجاری است که از همه بهترند. راهی که موسیقی ایرانی دارد طی می‌کند با تمام مخالفت‌ها و نادیده‌انگاری‌هایی که هست، همین است. خواهیم دید که موسیقی ایرانی به سمتی می‌رود که با آهنگسازی سیستماتیک‌تر و فرم‌های مشخص و ریتم‌های مشخص کار می‌کنند. این جریان دیگر غیرقابل کنترل است و شروع شده و درحال جلورفتن است فقط بستگی به این دارد که چه زمانی همه‌گیر شود. اتفاقا اگر زود همه‌گیر نشود بهتر است تا سریع به تکرار و کارهای عامیانه نیافتد. خطر این است که زود آهنگسازی را شروع کنید چرا که ایده را می‌سوزانید. تا همه‌ی قطعات را نزده باشید و در دست‌تان نباشد، بهتر است این کار را نکنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال ۲۰۰۷ منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
انتخاب ساز- قسمت اول

انتخاب ساز- قسمت اول

فراگرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغاز می گردد و اگر این انتخاب در دوران کودکی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یاد گار بجای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای های اوست.
تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

طبیعت اجرای زنده و حضور روی سن، درصدی ناکوکی به اجرا تحمیل می کند که حتی در مورد بزرگترین ویرتوزهای دنیا هم از آن گزیری نیست. اما در مورد کنسرت هنگام حتی اگر از فالشی های بوجود آمده ضمن اجرا چشم بپوشیم، این که فلوت ها و بخصوص سنتورها به طور کلی کوک نبودند، جای تعجب دارد.
ریتم و ترادیسی (XII)

ریتم و ترادیسی (XII)

از این رو حرکات رخ داده برای سمت چپ (یا راست) بدن منطقاً بر سمت چپ (یا راست) خط مرکزی نمایش داده می شود. نمادها در ستون ها قرار می گیرد: مستطیل ها به منظور نشان دادن جهتْ تغییر شکل می یابند، رنگ و/یا سایه برای نشان دادن سطح استفاده می شود، و طول برای نشان دادن کشش زمانی اسفاده می شود. نمادهای ویژه ای برای نشان دادن مفاصل (شانه ها، زانوها، انگشتان)، برای سطوح بدن (کف دست، صورت، و قفسه ی سینه) استفاده می شوند، و علائم ویژه ای می تواند برای طیف وسیعی از کنش ها مانند لمس کردن، سُریدن، محکم کوبیدن، دست زدن، و… استفاده شود. معرفیِ در دسترسی از نت نویسی لِیبا می تواند در دیوان نت نویسی رقص یافت شود (نک. اینجا).
آوای ذهنهای آشفته (II)

آوای ذهنهای آشفته (II)

درواقع گرشوین تا سن ۹ یا ۱۰ سالگی با موسیقی به معنای خاص آن آشنا نشده بود. زمانی که ۹-۸ سال داشت نمونه کلاسیک یک بچه شرور و اخراج شده از مدرسه بود، اطرافیانش میگفتند که او در حال گذراندن دوره شرارت است و به یک مجرم تبدیل خواهد شد. اگر او در اواخر قرن بیستم متولد شده بود، توسط روانپزشک کودکان معاینه میشد و مشکلش کاستی توجه عنوان میشد نه شرارت.
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
ماندولین

ماندولین

ماندولین (mandolin) سازی است با صدای بسیار زیر که در قرنهای هفدهم و هجدهم در ناپل-ایتالیا به وجود آمد، اما اصل آن به قرن چهاردهم به نام ماندورا؛ سازی شبیه به عود – لوت (Lute)، مربوط می شود. بدنه ساز شبیه به قطره اشک و یا کاملا بیضی شکل با سوراخی روی آن است، بعضی از این سازها مانند ماندولینهای دوران باروک، تزئیناتی نیز دارند.
کتابی درباره رضا ورزنده (II)

کتابی درباره رضا ورزنده (II)

با‌این‌حال، نباید از یاد برد که ورزنده در کنار استادانی همچون کسایی، شهناز، عبادی، شریف، یاحقی، محمودی خوانساری، تاج اصفهانی و… سنتور نواخته است و به نظر نگارنده، صرف‌نظر از هر‌گونه ارزش‌گذاری، بی‌توجهی و عدم بررسی و شناخت شیوۀ سنتورنوازی ورزنده به‌معنای نادیده‌گرفتن یکی از پرنفوذترین شیوه‌های نوازندگی سنتور در حدود سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ است.