سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ ،
سجاد پورقناد
مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.
در میان این گفتگوها، گفته های سه نفر از این نوازندگان، به عقیده بنده نکات قابل تاملی داشت.
گفته های فرشاد صارمی که مربوط به نحوه نواختن و اصولا شکل کمانچه بود که به عقیده ایشان حتما باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.
مهدی آذرسینا که اظهار تعجب کرده بود از دعوت استادی از باکو برای تدریس کمانچه و حتی این عمل را خنده دار توصیف کرده بود و گفته های سعید فرجپوری که اشکالاتی را بر نوشته نگارنده وارد دانسته بود.
البته سعید فرجپوری در قسمتهایی از گفتگویش، قسمتی از نظرات نگارنده در مورد "هم ریشه بودن ویولن ایرانی" را تایید کرده است ولی ما در اینجا به قسمتهایی می پردازیم که هنوز از طرف این هنرمند، مورد تردید است.
سعید فرجپوری در قسمتی از مصاحبه، در مورد مقایسه نوازندگان ایران و آذربایجان چنین گفته است: " اين مشکلي که الان در موردش صحبت شد در آذربايجان نبوده و اين طور نيست که به محض اينکه کمانچه از نظر قدرت و سرعت تغيير کند نتيجه بگيرند اين ديگر ويولن است. آنها خوشبختانه اين مشکل را نداشته اند و براي همين سال هاي زيادي است که کمانچه کار مي کنند. بر فرض اگر ما نزديک سه دهه است که روي کمانچه کار مي کنيم آنها حداقل 100 سال است روي اين مساله کار مي کنند."
اولین اشکالی که می توان بر این گفته وارد کرد، تاریخ 30 ساله کار روی کمانچه در ایران است! اگر ایشان از نوازندگان دوره قاجار به عنوان "نوازنده کمانچه" نام می برند، نمیتوان عنوان کرد که این ساز 30 سال است روی آن کار میشود (البته با این فرض که فقط در موسیقی ردیفی دستگاهی کمانچه رسمیت دارند و در موسیقی محلی، محلی از اعراب ندارد!)
اگر هم منظور ایشان کار کردن روی کمانچه به صورت آکادمیک است که فعالیتهایی اعم از تولید کتاب و آنالیز شیوه ساخت کمانچه تا نواختن آن است، هنوز هم این فعالیت ها حداقل به طور جدی شروع نشده است، اگر فقط تدریس آن به صورت کنونی از روی نت است که قبل از انقلاب توسط رحمت الله بدیعی این نوع تدریس انجام می شده؛ با این توصیف منظور ایشان این موارد نیست.
اگر سابقه اجرایی به صورت ضبط و کنسرت است که همه می دانیم سابقه ایران در کمانچه نوازی به صورت رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست (به شهادت ضبطهای گرامافونی که داریم)
در جای دیگر این هنرمند می افزاید: " همين طور استادان آنها (جمهوری آذربایجان) به دنبال هم آمده اند، به هم وصل شده اند و به سمت جلو حرکت کرده اند. طبيعتاً به نظر من، هم تعداد نوازنده هايشان بيشتر است و هم بيشتر کار کرده اند و زحمت کشيده اند، اما من موافق نيستم که بگوييم آنها جلوترند. اين مسابقه ورزشي نيست که يکي قوي تر باشد و يکي ضعيف تر."
در این قسمت ما با یک مغلطه مواجه هستیم، چراکه بحث ما در مورد تکنیک نوازندگی است که چهارچوبهای خاصی دارد و در این قسمت اتفاقا نوازندگی شبیه به ورزش است! (البته در قسمتی که مربوط به موسیقی می شود این مقایسه نباید این گونه باشد)؛ ما در نوازندگی موسیقی کلاسیک (که در اینجا نوع موسیقی ایرانی و آذریش مدنظر ماست) ارزشهای خاصی داریم، مثلا در هردوی این موسیقی ها، صدای اضافی و نویزها را در نوازندگی ساز، نواخته شدن پرده های خارج از مایه مورد نظر و ... را ضد ارزش و توانایی بالا در اجرای موسیقی هایی که در رپرتوار منطقی آهنگسازان دو کشور است (که بسیار هم شبیه به هم است) اعم از اجرای تمیز و چابک پاساژها و اجرای دقیق نوانسها و ... را ارزش محسوب میکنیم که همانطور که گفته شد.
با توجه به این نکات، ما در مورد نوازندگی موسیقی سنتی مغولستان و مقایسه آن با نوازندگی در موسیقی ایرانی صحبت نمی کنیم که ارزشهای بسیار متفاوتی دارند؛ پس این دو نوازندگی ایده آل های بسیار نزدیک به هم دارند. البته نوازندگانی مانند مهدی آذرسینا که سبکی دورتر از شیوه معمول نوازندگی دارند ممکن است این شباهت را بسیار کمتر ببینند و دعوت استاد آذری را خنده دار! ولی در موسیقی کلاسیک هم که ما نوازنده و آهنگسازی مثل اوژن ایزایی داریم که او غیر از اینکه هیچ گاه تدریس ویولون به سبک معمول را خنده دار نمیداند، در اجرا هر دو سبک نیز تبحر دارد.
مهر ۳م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۶ ب.ظ
خیلی جالبه!
چون واقعا آذری ها در نواختن کمانچه جلوتر از ما هستن چرا باید واقعیت ها رو به نفع خودمون تغییر بدیم؟
آن ها نوازندگانی در حد هابیل دارند،ما هم داریم؟
مهر ۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۰ ب.ظ
من کمونچه آذری دوس ندارم.
چرا هی میگین هابیل؟ در حد خاصی نیستن که!
با نظر استاد آذر سینا خیلی موافقم.
همچنین با نظرات استاد فرجپوری.
مهر ۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۹ ب.ظ
با تشکر از شما از این اطلاع رسانیتان.
مهر ۹م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۷ ب.ظ
نه فقط هابیل که چندین نوازنده بزرگ و جهانی دارند.
ضمنا خیلی ها تحمل گوش دادن به موسیقی بتهون رو ندارند و این چیزی از بزرگی و اهمیتش کم نمی کنه
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۷ ب.ظ
من یکی از نوازندگان کمانچه هستم به نظر من یکی از خاصیتهای هنر اینه که مرز مشخصی نداره چه بهترست همه ی سبک ها و سبه ها را ماندد رنگها در کنار هم قرار بدیم و خوشرنگترین انها را انتخاب کنیم و در این امر از هرگونه تعصب بگذریم و جایی برای احساس و سلیقه قائل شویم و همواره ÷ی بهتر شدن مسئله باشیم نه از بین بردن ان
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۴ ب.ظ
سلام در ایران نوازنده کمانچه اذری که خیلی قویتر از هابیل است رو کسی نمیشناسه استاد علی فرشباف هر کسی نوازندگی ایشون رو ببینه بیخیال هابیل میشه در ضمن تو ایران همه کسانی که کمانچه آذری آموزش میدن شاگرد استاد فرشباف هستن که خیلی ادم محترمیه