فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.

در میان این گفتگوها، گفته های سه نفر از این نوازندگان، به عقیده بنده نکات قابل تاملی داشت.

گفته های فرشاد صارمی که مربوط به نحوه نواختن و اصولا شکل کمانچه بود که به عقیده ایشان حتما باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

مهدی آذرسینا که اظهار تعجب کرده بود از دعوت استادی از باکو برای تدریس کمانچه و حتی این عمل را خنده دار توصیف کرده بود و گفته های سعید فرجپوری که اشکالاتی را بر نوشته نگارنده وارد دانسته بود.

البته سعید فرجپوری در قسمتهایی از گفتگویش، قسمتی از نظرات نگارنده در مورد “هم ریشه بودن ویولن ایرانی” را تایید کرده است ولی ما در اینجا به قسمتهایی می پردازیم که هنوز از طرف این هنرمند، مورد تردید است.

سعید فرجپوری در قسمتی از مصاحبه، در مورد مقایسه نوازندگان ایران و آذربایجان چنین گفته است: ” این مشکلی که الان در موردش صحبت شد در آذربایجان نبوده و این طور نیست که به محض اینکه کمانچه از نظر قدرت و سرعت تغییر کند نتیجه بگیرند این دیگر ویولن است. آنها خوشبختانه این مشکل را نداشته اند و برای همین سال های زیادی است که کمانچه کار می کنند. بر فرض اگر ما نزدیک سه دهه است که روی کمانچه کار می کنیم آنها حداقل ۱۰۰ سال است روی این مساله کار می کنند.”

اولین اشکالی که می توان بر این گفته وارد کرد، تاریخ ۳۰ ساله کار روی کمانچه در ایران است! اگر ایشان از نوازندگان دوره قاجار به عنوان “نوازنده کمانچه” نام می برند، نمیتوان عنوان کرد که این ساز ۳۰ سال است روی آن کار میشود (البته با این فرض که فقط در موسیقی ردیفی دستگاهی کمانچه رسمیت دارند و در موسیقی محلی، محلی از اعراب ندارد!)

اگر هم منظور ایشان کار کردن روی کمانچه به صورت آکادمیک است که فعالیتهایی اعم از تولید کتاب و آنالیز شیوه ساخت کمانچه تا نواختن آن است، هنوز هم این فعالیت ها حداقل به طور جدی شروع نشده است، اگر فقط تدریس آن به صورت کنونی از روی نت است که قبل از انقلاب توسط رحمت الله بدیعی این نوع تدریس انجام می شده؛ با این توصیف منظور ایشان این موارد نیست.

اگر سابقه اجرایی به صورت ضبط و کنسرت است که همه می دانیم سابقه ایران در کمانچه نوازی به صورت رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست (به شهادت ضبطهای گرامافونی که داریم)

در جای دیگر این هنرمند می افزاید: ” همین طور استادان آنها (جمهوری آذربایجان) به دنبال هم آمده اند، به هم وصل شده اند و به سمت جلو حرکت کرده اند. طبیعتاً به نظر من، هم تعداد نوازنده هایشان بیشتر است و هم بیشتر کار کرده اند و زحمت کشیده اند، اما من موافق نیستم که بگوییم آنها جلوترند. این مسابقه ورزشی نیست که یکی قوی تر باشد و یکی ضعیف تر.”

در این قسمت ما با یک مغلطه مواجه هستیم، چراکه بحث ما در مورد تکنیک نوازندگی است که چهارچوبهای خاصی دارد و در این قسمت اتفاقا نوازندگی شبیه به ورزش است! (البته در قسمتی که مربوط به موسیقی می شود این مقایسه نباید این گونه باشد)؛ ما در نوازندگی موسیقی کلاسیک (که در اینجا نوع موسیقی ایرانی و آذریش مدنظر ماست) ارزشهای خاصی داریم، مثلا در هردوی این موسیقی ها، صدای اضافی و نویزها را در نوازندگی ساز، نواخته شدن پرده های خارج از مایه مورد نظر و … را ضد ارزش و توانایی بالا در اجرای موسیقی هایی که در رپرتوار منطقی آهنگسازان دو کشور است (که بسیار هم شبیه به هم است) اعم از اجرای تمیز و چابک پاساژها و اجرای دقیق نوانسها و … را ارزش محسوب میکنیم که همانطور که گفته شد.

با توجه به این نکات، ما در مورد نوازندگی موسیقی سنتی مغولستان و مقایسه آن با نوازندگی در موسیقی ایرانی صحبت نمی کنیم که ارزشهای بسیار متفاوتی دارند؛ پس این دو نوازندگی ایده آل های بسیار نزدیک به هم دارند. البته نوازندگانی مانند مهدی آذرسینا که سبکی دورتر از شیوه معمول نوازندگی دارند ممکن است این شباهت را بسیار کمتر ببینند و دعوت استاد آذری را خنده دار! ولی در موسیقی کلاسیک هم که ما نوازنده و آهنگسازی مثل اوژن ایزایی داریم که او غیر از اینکه هیچ گاه تدریس ویولون به سبک معمول را خنده دار نمیداند، در اجرا هر دو سبک نیز تبحر دارد.

19 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۷ در ۴:۰۶ ب.ظ

    خیلی جالبه!
    چون واقعا آذری ها در نواختن کمانچه جلوتر از ما هستن چرا باید واقعیت ها رو به نفع خودمون تغییر بدیم؟
    آن ها نوازندگانی در حد هابیل دارند،ما هم داریم؟

  • khorshid
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ب.ظ

    من کمونچه آذری دوس ندارم.
    چرا هی میگین هابیل؟ در حد خاصی نیستن که!
    با نظر استاد آذر سینا خیلی موافقم.
    همچنین با نظرات استاد فرجپوری.

  • محمد رضایی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۲۹ ب.ظ

    با تشکر از شما از این اطلاع رسانیتان.

  • زينب
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ

    نه فقط هابیل که چندین نوازنده بزرگ و جهانی دارند.
    ضمنا خیلی ها تحمل گوش دادن به موسیقی بتهون رو ندارند و این چیزی از بزرگی و اهمیتش کم نمی کنه

  • pejhman
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    من یکی از نوازندگان کمانچه هستم به نظر من یکی از خاصیتهای هنر اینه که مرز مشخصی نداره چه بهترست همه ی سبک ها و سبه ها را ماندد رنگها در کنار هم قرار بدیم و خوشرنگترین انها را انتخاب کنیم و در این امر از هرگونه تعصب بگذریم و جایی برای احساس و سلیقه قائل شویم و همواره ÷ی بهتر شدن مسئله باشیم نه از بین بردن ان

  • salar
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام در ایران نوازنده کمانچه اذری که خیلی قویتر از هابیل است رو کسی نمیشناسه استاد علی فرشباف هر کسی نوازندگی ایشون رو ببینه بیخیال هابیل میشه در ضمن تو ایران همه کسانی که کمانچه آذری آموزش میدن شاگرد استاد فرشباف هستن که خیلی ادم محترمیه

  • علی
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام این دوستمون که در مورد هابیل وعلی فرشباف نوشته اندمعلومه کاملا”بی اطلاع هستند.من نوازنده کمانچه آذری هستم وبا تمام احترام که به آقای فرشباف ،باید بگم اصلا”درحدهابیل علیف نیستند.درضمن من شاگرد ایشان نیستم پس ادعای دوستمون که گفتندهمه شاگردایشان هستند درست نیست.

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    اولا که برادران آذری من سر استاد فرشباف و شاگردی ایشون دعوا نکنین. دوما اینکه هر صدایی براتون خوشایند بود حتما گوشش کنین. مثلا من از کمونچه آذری خوشم نمیاد گوش نمیدم. در عوض صدای به قول نویسنده پر خش ساز آذر سینا رو دوست دارم. پس همینو گوش میدم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    من تازه میخوام پسرم رو به کلاس کمانچه بفرستم اما نمیدونم انتخابم درسته یا نه یا چه سازی رو انتخاب کنم بهتره

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۵۴ ق.ظ

    من فکرمیکنم دوستانی که راجع به کمانچه آذری اظهارنظرمیکننداطلاعات خیلی محدودی دراین زمینه دارندچون نوازنده های خیلی ماهرتروتکنیکی ترازهابیل هم درآذربایجان وجوددارندکه متاسفانه ایرانیهافقط استادهابیل رامیشناسندکه البته نمادی ازکمانچه نوازی آذری درایران است ودرتبحراستادعلی اف شکی وجودنداردبهتراست به آثاراستادمونس شریف اف ودیگراساتیدنیزگوش بدیم بعدنظربدیم ومتعصبانه نظرندهیم البته یادم رفت بگم من خودم سالهاست هم کمانچه آذری کارمیکنم وهم ایرانی.کسی که نظرمیده بایدهردوساز راکارکنه وبشناسه مخلص همه اساتید

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    من مدتهاآثاراستادآذرسیناراکارمیکردم وخودم رابه این کارمحدودکرده بودم وبرای خودم بتی ازایشان برای خودم ساخته بودم وخیلی درموردایشان متعصب بودم وهستم بعدازمدتی به پیشنهادیکی ازدوستان کمانچه آذری راشروع کردم وباقدرت وتکنیکهای این سازآشناشدم ووباساتیدآذربایجان آشناشدم واین مساله رالمس کردم که کمانچه آذری قدرتمندتروظریف تراست ولی نمیدانم چرااستادآذرسیناکه حدس میزنم ریشه آذری دارندوموسیقی آذری راخیلی بهترازهمه مادرک میکنندچرامتعصبانه نظرمیدهند.البته من بامقایسه سازهامخالفم چون هرکدام درفرهنگ خاصی جای دارندویک فارس زبان شایدنتواندموسیقی آذری راآنگونه که هست درک کندوبالعکس.هرموسیقی خوب درجای خودش باارزش وشنیدنی است.به جای مقایسه بهتراست به پیشرفت وارائه کارهای بهتربپردازیم.

  • مصطفی
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۹ در ۲:۴۰ ق.ظ

    با سلام . دوستان ببینید مساله تکنیکی اجرا کردن کمانچه یه چیز جدید در ایران نیست. قدیم هم بود. البته بعد از انقلاب گل سر سبد نوازندگان کمانچه که بسیار با مهارت هم اجرا می کردند یعنی آقای رحمت الله بدیعی از ایران به هلند مهاجرت کردند و این البته به خاطر مشکلاتی بود که براشون به وجود اوردن و خودتون احتمالا می دونید. ایشون تکنیک ایرانی نوازی رو در حد بسیار بالایی اجرا می کردند. به عنوان نمونه به مجموعه آثار درویش خان که توسط گروه پایور اجرا شده گوش بدید. بدون کوچکترین احساس ملالی اجرا می کنند. تکیه ها و ریز ها و دراب ها و انواع و اقسام ارشه ها رو اجرا می کنندو انگشتان بسیار فرزی هم دارند ایشون. این میشه تکنیک ایرانی که با تکنیک اذری خیلی تفاوت داره . نه این که اصلا شبیه هم نیستند . اما اجرای موسیقی ایرانی با تکنیک اذرذی ها به نظر خنده دار میاد. مگر استاد بدیعی از پوزیسیون خا استفاه نمی کردند . در قطعه حجاز در همین مجموعه حتی پوزیسیون شش را هم میگیرند . اما متناسب با موسیقی ایرانی . اینمقاله که سعی داره همسایگان اذری رو بسیار پر قدرت نشون بده کار مناسبی انجام نمی ده. شما اواز استاد علی اف رو با صدای اقای افتخاری گوش بدید تا متوجه بشید اصلا نمی تونن ایرانی بزنن.هر چند تکنیک بالایی دارند . و بعدش برید کاست دیلمان رو گوش کنید تا ببینید کمانچه بدیعی با صدای شجریان چه حالی در شما ایجاد می کنه.

  • آرمين
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۲ در ۱:۳۲ ب.ظ

    با سلام
    هر سازی صدای خاص خودشو داره هر استادی هم لطافت سازشو من هم آذری کار کردم هم ایرانی
    اگه تعصب بیجارو کنار بزاریم خیلی واضهه که اساتید آذربایجان خیلی خیلی خیلی ماهرترند

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    باید قبول کنیم که در این سه دهه در مورد موسیقی پیشرفتی نداشته ایم.واقعا چند استاد در حد اساتید پر آوازه کشور همسایه داریم؟مقایسه سازها و دو نوع موسیقی کم و بیش شبیه به هم شاید چندان درست نباشد. اما با گوش دادن به دو اجرا،مثلا در دستگاه سگاه آذری و ایرانی بهتر می توان به قدرت موسیقی کشور همسایه پی برد.در اجرای یک دستگاه مثل سهگاه ایرانی تنوع و ابداع آنچنانی را شاهد نیستیم.اما در سگاه آذری رنگ ها و تصنیفات متعدد در فواصل گوشه ها و هم آوایی دو ساز تار و کمانچه واقعا شنیدنی و لذت بردنی است.

  • ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۵:۳۵ ب.ظ

    آقای محمد
    باید بگم کاملا با نظر شما مخالفم. من هنوز یک قطعه آذری (با ارکستر آذری) حتی نزدیک به چهارمضراب بیات ترک حسین علیزاده یا نوروز ۶۲ نشنیده ام. سازهای موسیقی آذری (تار، نقاره و نرم نای) به جز کمانچه آذری، هیچکدام از نظر آکوستیکی و تکنیکی نزدیک به سازهای ایرانی (با وجود مشکلات بسیار زیادشان) نمی شوند. در واقع گمان میکنم این یک اشتباه رایج است که گمان می کنیم موسیقی آذری پیشرفت بیشتری نسبت به موسیقی ایرانی داشته است. البته در زمان اوزیر حاجی بیوف (بیگوف) تا حدی این اتفاق افتاده است ولی در نسلهای بعد تنها همان میراث تکرار شده و آثار چندان قابل توجه و متنوعی تولید نشده است.

  • ناشناس از باکو
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    موسیقی آذری پیشرفت خوبی کرده علتشم سرمایه گذاری و ارزش دادن دولت به موسیقی ومیراثشونه
    و بعد از متحول شدن بعد از اوزییر حاج…..
    از نظر دستگاهی هم موسیقی آذری روش کار شده
    اما دستگاه هایی مثل همایون و دشتی از دستگاه های ایرانی وارد موسیقی آذری شده
    ودر تبریز استادان بزرگی هستن و شاگردان بزرگی دارن که الان از نوازندگان مهم آذری هستن از جمله استاد فرشباف و مرحوم استاد حسین خدادادی
    که اولین متد کمانچه نوازی در تبریز را نگارش کردن
    در موسیقی تعصب و قومیت را باید کنار گذاشت
    انچه از دل برآید بر دل نشیند
    در جمهوری آذربایجان کمانچه نواز هایی هستن که حتی اسمشونم نمیدونین چون پارتی پول واسه مشهور شدن ندارن .کانچه زنی هست ۱۳ ساله که اگر گوش کنین هابیل و مونس و خیام و مالک وشفیقه و……… اسم دیگرو فراموش میکنین

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    از تکنیک و این حرفا بگذریم به نظر من آنچه که کمانچه آذری رو پرآوازه کرده صدای نسبتا خوب اونه که یه کمی شبیه ویولونه.{غیراز سازهابیل که صدای خاص خودشو داره} کمانچه ایرانی صدای خشکی داره مانند وزوز زنبور {خصوصا تو سیم ۴………….از این حرفا هم بگذریم تار {چه آذری چه غیره}و ویولون از هردو کمانچه بهتره و عام پسند وسلام.من کمانچه کار کردم کاش تار کارمی کردم اونم آذریش

  • قربان کریم زاده
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    سلام به همه استاد فرشباف معلم درس حرفه و فن ما بود مدرسه شیخ عطار خیابان ششگلان هرجا که هست امیدوارم سلامت باشن. قربان کریم زاده

  • حامد
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۸ در ۴:۰۷ ب.ظ

    سلام کمانچہ تو ایران قدمت بالایی دارہ بخصوص درلرستان۔استادانی مثل حسن سالم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

از روزهای گذشته…

آنتونیو استرادیواری – کاستندایک ۱۶۹۹

آنتونیو استرادیواری – کاستندایک ۱۶۹۹

در این مرحله، اتصال صفحه زیر به کلافها، آماده سازی صفحه رو، اجرای دریچه های اف و نصب و تراش باس بار، خروج قالب از داخل کلافها و آماده سازی فضای داخل به جهت اتصال صفحه رو، آماده سازی دسته به همراه فینگر برد و محاسبات نصب آن به بدنه تا مرحله اتصال و همچنین رنگ ساز مورد نظر می باشد. در مرحله اتصال صفحه زیر به کلافها از ابزار مخصوصی به جهت نصب یکنواخت سطح چسبنده در صفحه زیر با مقطع کلافها استفاده کردیم، با توجه به نوع چسب مصرف شده در این قسمت، امکان حرکت کردن و جابجایی صفحه رو از لبه ها وجود داشت که این مسئله می توانست فاصله لبه صفحات را با دیواره های محیطی از دقت خارج کند، ابزار مربوطه تمامی اشکالات احتمالی را مهار کرده و اتصال به خوبی انجام شد.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VI)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VI)

اما ایشان در کنار نقد و ایراد (بویژه از واژه «کلاسیک» در رابطه با موسیقی ایرانی) به یک «تمایل شخصی» خودشان هم پرداخته اند که: «… مقایسه ی میان تئوری شسته و رفته اروپای قرن ۱۷ و تئوری های پیچیده مربوط به موسیقی ایران با یک تمثیل صورت پذیرد: تفاوت مکانیک نیوتونی (رفتار با ثبات و محاسبه پذیر تنالیته های ماژور و مینور) و مکانیک کوآنتومی (ناپایداری و عدم قطعیت که در موسیقی ایرانی موج می زند).» (ص۱۷۵)
گزارش تصویری از «جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک»

گزارش تصویری از «جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک»

تصاویری که مشاهده می کنید توسط آقایان شفیعا شفیعی، عرفان خسروی و امیر علی مددی و خانم ها منیره خلوتی، فرزانه و لیلا پورقناد تهیه شده است.
رپ فراتر از موسیقی

رپ فراتر از موسیقی

رپ ترکیبی است از کلام (قوی) و موسیقی (ضعیف)، سخنی است که برای بیان بهتر خود سعی می کند از ابزار موسیقی بهره بگیرد. زمانیکه ادعا می کنیم موسیقی وسیله پیوند تک تک افرادی است که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند، رپ را می توان نوعی از موسیقی دانست که افراد هم خون و هم نژاد را بدون در نظر گرفتن اینکه دوست یا دشمن هستند، بیش از هر چیز به یکدیگر مرتبط می کند.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

فاصله زیرترین و بم ترین نوت این قطعه بیش از پنج اکتاو است؛ اندکی کمتر از گستره صوتی یک پیانو. دست کم این قطعه، نشانه های صریحی از تجربه کودکی پارت در مواجهه با آن پیانوی غول پیکر قدیمی دارد. این مورد در برخی آثار دیگر پارت از جمله Spiegle im Spiegle نیز مشهود است.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.
تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

از نکات کلیدی در نواختن جملات با الگوی لگاتو و پوزیسیون های بالا رونده و پر سرعت که در بسیاری از قطعات رپرتوار ویولن کاربرد دارد، جمله بندی های ذهنی توسط نوازنده برای اجرای این دسته پاساژها می باشد. از آنجا که تنها با دانستن این نکته که با تغییر نوع نگاه ذهن به نحوه اجرای یک جمله و دگرگونه شنیدن آن و بدست آوردن شناخت و فهم جدید از جمله، نوازنده می تواند به آسانی از میزان مراتب تکرار و نیز زمان کمتر تمرین تا رسیدن به حد مطلوب نواختن آن کاسته و اجرای جمله را با سرعت، کیفیت و توان بیشتری رقم زند، دقت بر این موضوع بسیار می تواند راهگشا باشد.
فراز و نشیبهای ارکستر ملل

فراز و نشیبهای ارکستر ملل

پس از افت و خیزهای فراوان ارکستر ملل در ۱۰ و ۱۱ مهرماه در تالار وحدت به اجرای کنسرت می پردازد. پیشتر قرار بود این ارکستر برنامه ای در تخت جمشید به اجرا بگذارد، که باز این برنامه به تعویق افتاد. ارکستر ملل با پشتوانه فکری و سیاستهای موسیقایی پیمان سلطانی (آهنگساز نوازنده و رهبر ارکستر) تشکیل شده است.
جایمنوپدی

جایمنوپدی

جایمنوپدی، نام سه قطعه بسیار مشهور برای پیانو است که توسط اریک ستی (Erik Satie – ۱۹۲۵-۱۸۶۶) آهنگساز و پیانیست فرانسوی – ساخته شده و در سالهای ۱۸۸۸ به بعد در پاریس منتشر شده اند. قبل از اینکه به مقوله معنا و تاریخچه این نام بپردازیم، لازم است راجع به شیوه تفکر اریک ستی صحبتی داشته باشیم.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.