فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.

در میان این گفتگوها، گفته های سه نفر از این نوازندگان، به عقیده بنده نکات قابل تاملی داشت.

گفته های فرشاد صارمی که مربوط به نحوه نواختن و اصولا شکل کمانچه بود که به عقیده ایشان حتما باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

مهدی آذرسینا که اظهار تعجب کرده بود از دعوت استادی از باکو برای تدریس کمانچه و حتی این عمل را خنده دار توصیف کرده بود و گفته های سعید فرجپوری که اشکالاتی را بر نوشته نگارنده وارد دانسته بود.

البته سعید فرجپوری در قسمتهایی از گفتگویش، قسمتی از نظرات نگارنده در مورد “هم ریشه بودن ویولن ایرانی” را تایید کرده است ولی ما در اینجا به قسمتهایی می پردازیم که هنوز از طرف این هنرمند، مورد تردید است.

سعید فرجپوری در قسمتی از مصاحبه، در مورد مقایسه نوازندگان ایران و آذربایجان چنین گفته است: ” این مشکلی که الان در موردش صحبت شد در آذربایجان نبوده و این طور نیست که به محض اینکه کمانچه از نظر قدرت و سرعت تغییر کند نتیجه بگیرند این دیگر ویولن است. آنها خوشبختانه این مشکل را نداشته اند و برای همین سال های زیادی است که کمانچه کار می کنند. بر فرض اگر ما نزدیک سه دهه است که روی کمانچه کار می کنیم آنها حداقل ۱۰۰ سال است روی این مساله کار می کنند.”

اولین اشکالی که می توان بر این گفته وارد کرد، تاریخ ۳۰ ساله کار روی کمانچه در ایران است! اگر ایشان از نوازندگان دوره قاجار به عنوان “نوازنده کمانچه” نام می برند، نمیتوان عنوان کرد که این ساز ۳۰ سال است روی آن کار میشود (البته با این فرض که فقط در موسیقی ردیفی دستگاهی کمانچه رسمیت دارند و در موسیقی محلی، محلی از اعراب ندارد!)

اگر هم منظور ایشان کار کردن روی کمانچه به صورت آکادمیک است که فعالیتهایی اعم از تولید کتاب و آنالیز شیوه ساخت کمانچه تا نواختن آن است، هنوز هم این فعالیت ها حداقل به طور جدی شروع نشده است، اگر فقط تدریس آن به صورت کنونی از روی نت است که قبل از انقلاب توسط رحمت الله بدیعی این نوع تدریس انجام می شده؛ با این توصیف منظور ایشان این موارد نیست.

اگر سابقه اجرایی به صورت ضبط و کنسرت است که همه می دانیم سابقه ایران در کمانچه نوازی به صورت رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست (به شهادت ضبطهای گرامافونی که داریم)

در جای دیگر این هنرمند می افزاید: ” همین طور استادان آنها (جمهوری آذربایجان) به دنبال هم آمده اند، به هم وصل شده اند و به سمت جلو حرکت کرده اند. طبیعتاً به نظر من، هم تعداد نوازنده هایشان بیشتر است و هم بیشتر کار کرده اند و زحمت کشیده اند، اما من موافق نیستم که بگوییم آنها جلوترند. این مسابقه ورزشی نیست که یکی قوی تر باشد و یکی ضعیف تر.”

در این قسمت ما با یک مغلطه مواجه هستیم، چراکه بحث ما در مورد تکنیک نوازندگی است که چهارچوبهای خاصی دارد و در این قسمت اتفاقا نوازندگی شبیه به ورزش است! (البته در قسمتی که مربوط به موسیقی می شود این مقایسه نباید این گونه باشد)؛ ما در نوازندگی موسیقی کلاسیک (که در اینجا نوع موسیقی ایرانی و آذریش مدنظر ماست) ارزشهای خاصی داریم، مثلا در هردوی این موسیقی ها، صدای اضافی و نویزها را در نوازندگی ساز، نواخته شدن پرده های خارج از مایه مورد نظر و … را ضد ارزش و توانایی بالا در اجرای موسیقی هایی که در رپرتوار منطقی آهنگسازان دو کشور است (که بسیار هم شبیه به هم است) اعم از اجرای تمیز و چابک پاساژها و اجرای دقیق نوانسها و … را ارزش محسوب میکنیم که همانطور که گفته شد.

با توجه به این نکات، ما در مورد نوازندگی موسیقی سنتی مغولستان و مقایسه آن با نوازندگی در موسیقی ایرانی صحبت نمی کنیم که ارزشهای بسیار متفاوتی دارند؛ پس این دو نوازندگی ایده آل های بسیار نزدیک به هم دارند. البته نوازندگانی مانند مهدی آذرسینا که سبکی دورتر از شیوه معمول نوازندگی دارند ممکن است این شباهت را بسیار کمتر ببینند و دعوت استاد آذری را خنده دار! ولی در موسیقی کلاسیک هم که ما نوازنده و آهنگسازی مثل اوژن ایزایی داریم که او غیر از اینکه هیچ گاه تدریس ویولون به سبک معمول را خنده دار نمیداند، در اجرا هر دو سبک نیز تبحر دارد.

18 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۷ در ۴:۰۶ ب.ظ

    خیلی جالبه!
    چون واقعا آذری ها در نواختن کمانچه جلوتر از ما هستن چرا باید واقعیت ها رو به نفع خودمون تغییر بدیم؟
    آن ها نوازندگانی در حد هابیل دارند،ما هم داریم؟

  • khorshid
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ب.ظ

    من کمونچه آذری دوس ندارم.
    چرا هی میگین هابیل؟ در حد خاصی نیستن که!
    با نظر استاد آذر سینا خیلی موافقم.
    همچنین با نظرات استاد فرجپوری.

  • محمد رضایی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۲۹ ب.ظ

    با تشکر از شما از این اطلاع رسانیتان.

  • زينب
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ

    نه فقط هابیل که چندین نوازنده بزرگ و جهانی دارند.
    ضمنا خیلی ها تحمل گوش دادن به موسیقی بتهون رو ندارند و این چیزی از بزرگی و اهمیتش کم نمی کنه

  • pejhman
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    من یکی از نوازندگان کمانچه هستم به نظر من یکی از خاصیتهای هنر اینه که مرز مشخصی نداره چه بهترست همه ی سبک ها و سبه ها را ماندد رنگها در کنار هم قرار بدیم و خوشرنگترین انها را انتخاب کنیم و در این امر از هرگونه تعصب بگذریم و جایی برای احساس و سلیقه قائل شویم و همواره ÷ی بهتر شدن مسئله باشیم نه از بین بردن ان

  • salar
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام در ایران نوازنده کمانچه اذری که خیلی قویتر از هابیل است رو کسی نمیشناسه استاد علی فرشباف هر کسی نوازندگی ایشون رو ببینه بیخیال هابیل میشه در ضمن تو ایران همه کسانی که کمانچه آذری آموزش میدن شاگرد استاد فرشباف هستن که خیلی ادم محترمیه

  • علی
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام این دوستمون که در مورد هابیل وعلی فرشباف نوشته اندمعلومه کاملا”بی اطلاع هستند.من نوازنده کمانچه آذری هستم وبا تمام احترام که به آقای فرشباف ،باید بگم اصلا”درحدهابیل علیف نیستند.درضمن من شاگرد ایشان نیستم پس ادعای دوستمون که گفتندهمه شاگردایشان هستند درست نیست.

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    اولا که برادران آذری من سر استاد فرشباف و شاگردی ایشون دعوا نکنین. دوما اینکه هر صدایی براتون خوشایند بود حتما گوشش کنین. مثلا من از کمونچه آذری خوشم نمیاد گوش نمیدم. در عوض صدای به قول نویسنده پر خش ساز آذر سینا رو دوست دارم. پس همینو گوش میدم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    من تازه میخوام پسرم رو به کلاس کمانچه بفرستم اما نمیدونم انتخابم درسته یا نه یا چه سازی رو انتخاب کنم بهتره

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۵۴ ق.ظ

    من فکرمیکنم دوستانی که راجع به کمانچه آذری اظهارنظرمیکننداطلاعات خیلی محدودی دراین زمینه دارندچون نوازنده های خیلی ماهرتروتکنیکی ترازهابیل هم درآذربایجان وجوددارندکه متاسفانه ایرانیهافقط استادهابیل رامیشناسندکه البته نمادی ازکمانچه نوازی آذری درایران است ودرتبحراستادعلی اف شکی وجودنداردبهتراست به آثاراستادمونس شریف اف ودیگراساتیدنیزگوش بدیم بعدنظربدیم ومتعصبانه نظرندهیم البته یادم رفت بگم من خودم سالهاست هم کمانچه آذری کارمیکنم وهم ایرانی.کسی که نظرمیده بایدهردوساز راکارکنه وبشناسه مخلص همه اساتید

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    من مدتهاآثاراستادآذرسیناراکارمیکردم وخودم رابه این کارمحدودکرده بودم وبرای خودم بتی ازایشان برای خودم ساخته بودم وخیلی درموردایشان متعصب بودم وهستم بعدازمدتی به پیشنهادیکی ازدوستان کمانچه آذری راشروع کردم وباقدرت وتکنیکهای این سازآشناشدم ووباساتیدآذربایجان آشناشدم واین مساله رالمس کردم که کمانچه آذری قدرتمندتروظریف تراست ولی نمیدانم چرااستادآذرسیناکه حدس میزنم ریشه آذری دارندوموسیقی آذری راخیلی بهترازهمه مادرک میکنندچرامتعصبانه نظرمیدهند.البته من بامقایسه سازهامخالفم چون هرکدام درفرهنگ خاصی جای دارندویک فارس زبان شایدنتواندموسیقی آذری راآنگونه که هست درک کندوبالعکس.هرموسیقی خوب درجای خودش باارزش وشنیدنی است.به جای مقایسه بهتراست به پیشرفت وارائه کارهای بهتربپردازیم.

  • مصطفی
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۹ در ۲:۴۰ ق.ظ

    با سلام . دوستان ببینید مساله تکنیکی اجرا کردن کمانچه یه چیز جدید در ایران نیست. قدیم هم بود. البته بعد از انقلاب گل سر سبد نوازندگان کمانچه که بسیار با مهارت هم اجرا می کردند یعنی آقای رحمت الله بدیعی از ایران به هلند مهاجرت کردند و این البته به خاطر مشکلاتی بود که براشون به وجود اوردن و خودتون احتمالا می دونید. ایشون تکنیک ایرانی نوازی رو در حد بسیار بالایی اجرا می کردند. به عنوان نمونه به مجموعه آثار درویش خان که توسط گروه پایور اجرا شده گوش بدید. بدون کوچکترین احساس ملالی اجرا می کنند. تکیه ها و ریز ها و دراب ها و انواع و اقسام ارشه ها رو اجرا می کنندو انگشتان بسیار فرزی هم دارند ایشون. این میشه تکنیک ایرانی که با تکنیک اذری خیلی تفاوت داره . نه این که اصلا شبیه هم نیستند . اما اجرای موسیقی ایرانی با تکنیک اذرذی ها به نظر خنده دار میاد. مگر استاد بدیعی از پوزیسیون خا استفاه نمی کردند . در قطعه حجاز در همین مجموعه حتی پوزیسیون شش را هم میگیرند . اما متناسب با موسیقی ایرانی . اینمقاله که سعی داره همسایگان اذری رو بسیار پر قدرت نشون بده کار مناسبی انجام نمی ده. شما اواز استاد علی اف رو با صدای اقای افتخاری گوش بدید تا متوجه بشید اصلا نمی تونن ایرانی بزنن.هر چند تکنیک بالایی دارند . و بعدش برید کاست دیلمان رو گوش کنید تا ببینید کمانچه بدیعی با صدای شجریان چه حالی در شما ایجاد می کنه.

  • آرمين
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۲ در ۱:۳۲ ب.ظ

    با سلام
    هر سازی صدای خاص خودشو داره هر استادی هم لطافت سازشو من هم آذری کار کردم هم ایرانی
    اگه تعصب بیجارو کنار بزاریم خیلی واضهه که اساتید آذربایجان خیلی خیلی خیلی ماهرترند

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    باید قبول کنیم که در این سه دهه در مورد موسیقی پیشرفتی نداشته ایم.واقعا چند استاد در حد اساتید پر آوازه کشور همسایه داریم؟مقایسه سازها و دو نوع موسیقی کم و بیش شبیه به هم شاید چندان درست نباشد. اما با گوش دادن به دو اجرا،مثلا در دستگاه سگاه آذری و ایرانی بهتر می توان به قدرت موسیقی کشور همسایه پی برد.در اجرای یک دستگاه مثل سهگاه ایرانی تنوع و ابداع آنچنانی را شاهد نیستیم.اما در سگاه آذری رنگ ها و تصنیفات متعدد در فواصل گوشه ها و هم آوایی دو ساز تار و کمانچه واقعا شنیدنی و لذت بردنی است.

  • ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۵:۳۵ ب.ظ

    آقای محمد
    باید بگم کاملا با نظر شما مخالفم. من هنوز یک قطعه آذری (با ارکستر آذری) حتی نزدیک به چهارمضراب بیات ترک حسین علیزاده یا نوروز ۶۲ نشنیده ام. سازهای موسیقی آذری (تار، نقاره و نرم نای) به جز کمانچه آذری، هیچکدام از نظر آکوستیکی و تکنیکی نزدیک به سازهای ایرانی (با وجود مشکلات بسیار زیادشان) نمی شوند. در واقع گمان میکنم این یک اشتباه رایج است که گمان می کنیم موسیقی آذری پیشرفت بیشتری نسبت به موسیقی ایرانی داشته است. البته در زمان اوزیر حاجی بیوف (بیگوف) تا حدی این اتفاق افتاده است ولی در نسلهای بعد تنها همان میراث تکرار شده و آثار چندان قابل توجه و متنوعی تولید نشده است.

  • ناشناس از باکو
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    موسیقی آذری پیشرفت خوبی کرده علتشم سرمایه گذاری و ارزش دادن دولت به موسیقی ومیراثشونه
    و بعد از متحول شدن بعد از اوزییر حاج…..
    از نظر دستگاهی هم موسیقی آذری روش کار شده
    اما دستگاه هایی مثل همایون و دشتی از دستگاه های ایرانی وارد موسیقی آذری شده
    ودر تبریز استادان بزرگی هستن و شاگردان بزرگی دارن که الان از نوازندگان مهم آذری هستن از جمله استاد فرشباف و مرحوم استاد حسین خدادادی
    که اولین متد کمانچه نوازی در تبریز را نگارش کردن
    در موسیقی تعصب و قومیت را باید کنار گذاشت
    انچه از دل برآید بر دل نشیند
    در جمهوری آذربایجان کمانچه نواز هایی هستن که حتی اسمشونم نمیدونین چون پارتی پول واسه مشهور شدن ندارن .کانچه زنی هست ۱۳ ساله که اگر گوش کنین هابیل و مونس و خیام و مالک وشفیقه و……… اسم دیگرو فراموش میکنین

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    از تکنیک و این حرفا بگذریم به نظر من آنچه که کمانچه آذری رو پرآوازه کرده صدای نسبتا خوب اونه که یه کمی شبیه ویولونه.{غیراز سازهابیل که صدای خاص خودشو داره} کمانچه ایرانی صدای خشکی داره مانند وزوز زنبور {خصوصا تو سیم ۴………….از این حرفا هم بگذریم تار {چه آذری چه غیره}و ویولون از هردو کمانچه بهتره و عام پسند وسلام.من کمانچه کار کردم کاش تار کارمی کردم اونم آذریش

  • قربان کریم زاده
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    سلام به همه استاد فرشباف معلم درس حرفه و فن ما بود مدرسه شیخ عطار خیابان ششگلان هرجا که هست امیدوارم سلامت باشن. قربان کریم زاده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.

رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

وصال نایبی با اجرای قطعاتی از باخ، بتهوون، شوپن و لیست با پیانو در روز شنبه ۴ آذر ساعت ٨ شب در تالار رودکی به روی صحنه می رود. این چهارمین رسیتال پیانوی وصال نایبی است. بلیط این برنامه از سایت ایران کنسرت به فروش می رسد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با پولینی (IV)

گفتگو با پولینی (IV)

به اعتقاد پلینی در حالیکه اشتوکهاوزن و بولز «کاملا جا افتاده هستند اما هنوز آثارشان فقط گاهی اوقات اجرا می شود. از نظر من آنها فوق العاده اند و آثارشان از جمله قطعات کلاسیک رپرتوار است. اکنون برای ما استراوینسکی، دبوسی، راول و بارتوک بخش عادی رپرتوار به حساب می آیند. من برگ را نیز به این لیست اضافه می کنم و به نظرم شوئنبرگ و وبرن نیز تا حدودی در آن جای می گیرند. آهنگسازان بزرگ نیمه دوم قرن بیستم (بولز، اشتوکهاوزن، بریو، نونو، لیگتی) تا حدودی از عامه مردم دورند و نمی توان قطعات آن ها را برای یک کنسرت عادی در برنامه قرار داد.»
“رازهای” استرادیواری (XIII)

“رازهای” استرادیواری (XIII)

خط محیطی ساز: نکته مهم در ساخت ساز فرم داخلی آن بود یعنی قسمتی که کلافها و زوارها بر روی آن تنظیم می شدند. استرادیواری قالب های چوبی خود را با استفاده از نقشه های مربوطه که بر روی کاغذ ترسیم کرده بود، می ساخت.
میشل پتروسیانی – ۱

میشل پتروسیانی – ۱

غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”
دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن (Manhattan School of Music)، در آموزش موسیقی حرفه ای در سطح ملی و بین المللی جریانی اصلی می باشد که این مرکز در حدود ۹۰ سال پیش به وجود آمده است و امروزه یکی از بزرگترین کنسرواتوآرهای خصوصی دنیا می باشد که موسیقی جاز و کلاسیک در سطح بالا در آنجا تدریس می شود. این دانشکده افراد با استعداد را برای دنبال کردن حرفه خود و پیشرفت و کار در جامعه به عنوان موسیقیدان و مدرس آماده می کند و همواره تماشاچیان بسیاری را برای دیدن اجراهای زنده هنرجویان در دانشکده دعوت می کند. این دانشکده در سال ۱۹۱۸ توسط ژانت د.شنک (Janet D. Schenck) پیانیست و خیر در یکی از ساختمانهای شهر نیویورک تشکیل شد.
دیواری به نام شورای شعر (I)

دیواری به نام شورای شعر (I)

اخیراً دفتر شورای شعر وزارت ارشاد، قانونی را به اجرا گذاشته که طی آن آهنگساز «حق ندارد» شخصاً جهت اخذ مجوز شعرهایی که روی آنها آهنگسازی کرده، به این اداره محترم مراجعه کند. بلکه باید یک شرکت خصوصی یا دولتی که مجوز نشر آثار صوتی و تصویری دارد، به این امر خیلی (خیلی!) خطیر مبادرت ورزد. همین امر باعث می شود که شما به عنوان یک آهنگساز با کلی مانع در پیش پایتان و البته کلی سوال در ذهنتان مواجه شوید.
مستر کلاس گیتار مهرداد پاکباز

مستر کلاس گیتار مهرداد پاکباز

مستر کلاس گیتار دکتر مهرداد پاکباز در روز های ۷ و ۸ مرداد ۱۳۸۹ در آموزشگاه موسیقی پارت برگزار می شود. شرکت کنندگان در دو گروه فعال (نوازندگانی که قطعه اجرا می کنند) و غیر فعال (علاقمندانی که در کلاس حضور دارند و بیننده هستند) می توانند حضور یابند. نوازندگان گروه فعال، می باید یک قطعه از دوره کلاسیک – رمانتیک مانند سونات، اتود و … منتخب از میان آثار کارولی، جولیانی، سرُ، آگوادو و … را برای اجرا آماده داشته باشند. جهت اطلاعات بیشتر حداکثر تا تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ به آموزشگاه موسیقی پارت واقع در تهران، خیابان ستارخان، ابتدای خیابان پاتریس لومومبا، خیابان ترکزاده مراجعه و یا با تلفن ۶۶۹۰۵۰۷۷ تماس حاصل نمایید.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

آهنگ های متفاوتی از تمام نقاط دنیا توسط آهنگ سازانی در سن های مختلف و با سابقه های متفاوت به دست من می رسد. بعضی از آن ها را ناشران و بعضی را خود افراد ارسال می کنند. می توان آن ها را در گروه های گوناگونی طبقه بندی کرد. اما بهترین طبقه بندی بر اساس صدای خود موسیقی است. در بعضی از کار ها از «زبان های» محافظه کارانه استفاده شده و در برخی دیگر حالت های تجربه گرایانه به کار رفته است و هر چیزی در حالت بینابینی است.
برگزاری دوره تخصصی آنالیز، تحلیل و بررسی موسیقی قرن ۲۰، ۲۱

برگزاری دوره تخصصی آنالیز، تحلیل و بررسی موسیقی قرن ۲۰، ۲۱

گروه فرهنگی هنری هونیاک با در اختیار داشتن امکانات و روابط گسترده داخلی، خارجی و همچنین با در اختیار داشتن پژوهشگران و اساتید مجرب خود برای اولین بار تصمیم به برگزاری دوره تخصصی آنالیز، تحلیل و بررسی موسیقی معاصر نموده است و در این راستا سعی در پر کردن خلاء وجود یک نظام آموزشی آکادمیک مدون و جبران نمودن ضعف های موجود در نظام آموزشی دانشکده های موسیقی ایران نموده است.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (I)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (I)

نوازنده ویلنسل ایرنه شارپ (Irene Sharp) به عنوان مدرسی بین المللی برگزیده شده است. او برای انجمن استادان سازهای زهی آمریکا (ASTA)، انجمن استادان سازهای زهی اروپا و استرالیا و انجمن سوزوکی آمریکا مستر کلاس برگزار می کند. اگرچه خانم شارپ در شمال کالیفرنیا زندگی می کند، ولی در شهرهای دیگری از جمله نیویورک، لندن، سالزبورگ، هامبورگ، سیدنی، توکیو و تایپه به هنرجویان درس می دهد. وی در حال حاضر در دانشکده موسیقی مانز تدریس می کند.
یاد بود استاد حسن کسایی (II)

یاد بود استاد حسن کسایی (II)

دکترعمومی سپس به تعریف خاطراتی از استاد کسایی پرداخت (لحن و صدای وی در هنگام صحبت درباره استاد خود به قدری متاثر کننده بود که تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار می داد) سپس بخشی از مصاحبه خود با استاد حسن کسایی را برای حاضرین پخش کرد. در این مصاحبه حسن کسایی به اهمیت شعر در موسیقی ایرانی می پردازد و می گوید: “ساز زدن بدون توجه به شعر معنایی ندارد. من در سازم شعر می خوانم”. او معتقد است مطلبی که در شعر وجود دارد، باید با کمک موسیقی و بوسیله نوازنده بیان شود. دکتر عمومی ضمن تاکید حرف های استاد کسایی، به بیان اهمیت شعر در موسیقی ایرانی پرداخت و آشنایی با شعر فارسی را برای موسیقیدانان از نکات پر اهمیت دانست.