فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.

در میان این گفتگوها، گفته های سه نفر از این نوازندگان، به عقیده بنده نکات قابل تاملی داشت.

گفته های فرشاد صارمی که مربوط به نحوه نواختن و اصولا شکل کمانچه بود که به عقیده ایشان حتما باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

مهدی آذرسینا که اظهار تعجب کرده بود از دعوت استادی از باکو برای تدریس کمانچه و حتی این عمل را خنده دار توصیف کرده بود و گفته های سعید فرجپوری که اشکالاتی را بر نوشته نگارنده وارد دانسته بود.

البته سعید فرجپوری در قسمتهایی از گفتگویش، قسمتی از نظرات نگارنده در مورد “هم ریشه بودن ویولن ایرانی” را تایید کرده است ولی ما در اینجا به قسمتهایی می پردازیم که هنوز از طرف این هنرمند، مورد تردید است.

سعید فرجپوری در قسمتی از مصاحبه، در مورد مقایسه نوازندگان ایران و آذربایجان چنین گفته است: ” این مشکلی که الان در موردش صحبت شد در آذربایجان نبوده و این طور نیست که به محض اینکه کمانچه از نظر قدرت و سرعت تغییر کند نتیجه بگیرند این دیگر ویولن است. آنها خوشبختانه این مشکل را نداشته اند و برای همین سال های زیادی است که کمانچه کار می کنند. بر فرض اگر ما نزدیک سه دهه است که روی کمانچه کار می کنیم آنها حداقل ۱۰۰ سال است روی این مساله کار می کنند.”

اولین اشکالی که می توان بر این گفته وارد کرد، تاریخ ۳۰ ساله کار روی کمانچه در ایران است! اگر ایشان از نوازندگان دوره قاجار به عنوان “نوازنده کمانچه” نام می برند، نمیتوان عنوان کرد که این ساز ۳۰ سال است روی آن کار میشود (البته با این فرض که فقط در موسیقی ردیفی دستگاهی کمانچه رسمیت دارند و در موسیقی محلی، محلی از اعراب ندارد!)

اگر هم منظور ایشان کار کردن روی کمانچه به صورت آکادمیک است که فعالیتهایی اعم از تولید کتاب و آنالیز شیوه ساخت کمانچه تا نواختن آن است، هنوز هم این فعالیت ها حداقل به طور جدی شروع نشده است، اگر فقط تدریس آن به صورت کنونی از روی نت است که قبل از انقلاب توسط رحمت الله بدیعی این نوع تدریس انجام می شده؛ با این توصیف منظور ایشان این موارد نیست.

اگر سابقه اجرایی به صورت ضبط و کنسرت است که همه می دانیم سابقه ایران در کمانچه نوازی به صورت رسمی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست (به شهادت ضبطهای گرامافونی که داریم)

در جای دیگر این هنرمند می افزاید: ” همین طور استادان آنها (جمهوری آذربایجان) به دنبال هم آمده اند، به هم وصل شده اند و به سمت جلو حرکت کرده اند. طبیعتاً به نظر من، هم تعداد نوازنده هایشان بیشتر است و هم بیشتر کار کرده اند و زحمت کشیده اند، اما من موافق نیستم که بگوییم آنها جلوترند. این مسابقه ورزشی نیست که یکی قوی تر باشد و یکی ضعیف تر.”

در این قسمت ما با یک مغلطه مواجه هستیم، چراکه بحث ما در مورد تکنیک نوازندگی است که چهارچوبهای خاصی دارد و در این قسمت اتفاقا نوازندگی شبیه به ورزش است! (البته در قسمتی که مربوط به موسیقی می شود این مقایسه نباید این گونه باشد)؛ ما در نوازندگی موسیقی کلاسیک (که در اینجا نوع موسیقی ایرانی و آذریش مدنظر ماست) ارزشهای خاصی داریم، مثلا در هردوی این موسیقی ها، صدای اضافی و نویزها را در نوازندگی ساز، نواخته شدن پرده های خارج از مایه مورد نظر و … را ضد ارزش و توانایی بالا در اجرای موسیقی هایی که در رپرتوار منطقی آهنگسازان دو کشور است (که بسیار هم شبیه به هم است) اعم از اجرای تمیز و چابک پاساژها و اجرای دقیق نوانسها و … را ارزش محسوب میکنیم که همانطور که گفته شد.

با توجه به این نکات، ما در مورد نوازندگی موسیقی سنتی مغولستان و مقایسه آن با نوازندگی در موسیقی ایرانی صحبت نمی کنیم که ارزشهای بسیار متفاوتی دارند؛ پس این دو نوازندگی ایده آل های بسیار نزدیک به هم دارند. البته نوازندگانی مانند مهدی آذرسینا که سبکی دورتر از شیوه معمول نوازندگی دارند ممکن است این شباهت را بسیار کمتر ببینند و دعوت استاد آذری را خنده دار! ولی در موسیقی کلاسیک هم که ما نوازنده و آهنگسازی مثل اوژن ایزایی داریم که او غیر از اینکه هیچ گاه تدریس ویولون به سبک معمول را خنده دار نمیداند، در اجرا هر دو سبک نیز تبحر دارد.

18 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۷ در ۴:۰۶ ب.ظ

    خیلی جالبه!
    چون واقعا آذری ها در نواختن کمانچه جلوتر از ما هستن چرا باید واقعیت ها رو به نفع خودمون تغییر بدیم؟
    آن ها نوازندگانی در حد هابیل دارند،ما هم داریم؟

  • khorshid
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ب.ظ

    من کمونچه آذری دوس ندارم.
    چرا هی میگین هابیل؟ در حد خاصی نیستن که!
    با نظر استاد آذر سینا خیلی موافقم.
    همچنین با نظرات استاد فرجپوری.

  • محمد رضایی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۲۹ ب.ظ

    با تشکر از شما از این اطلاع رسانیتان.

  • زينب
    ارسال شده در مهر ۹, ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ

    نه فقط هابیل که چندین نوازنده بزرگ و جهانی دارند.
    ضمنا خیلی ها تحمل گوش دادن به موسیقی بتهون رو ندارند و این چیزی از بزرگی و اهمیتش کم نمی کنه

  • pejhman
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    من یکی از نوازندگان کمانچه هستم به نظر من یکی از خاصیتهای هنر اینه که مرز مشخصی نداره چه بهترست همه ی سبک ها و سبه ها را ماندد رنگها در کنار هم قرار بدیم و خوشرنگترین انها را انتخاب کنیم و در این امر از هرگونه تعصب بگذریم و جایی برای احساس و سلیقه قائل شویم و همواره ÷ی بهتر شدن مسئله باشیم نه از بین بردن ان

  • salar
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام در ایران نوازنده کمانچه اذری که خیلی قویتر از هابیل است رو کسی نمیشناسه استاد علی فرشباف هر کسی نوازندگی ایشون رو ببینه بیخیال هابیل میشه در ضمن تو ایران همه کسانی که کمانچه آذری آموزش میدن شاگرد استاد فرشباف هستن که خیلی ادم محترمیه

  • علی
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام این دوستمون که در مورد هابیل وعلی فرشباف نوشته اندمعلومه کاملا”بی اطلاع هستند.من نوازنده کمانچه آذری هستم وبا تمام احترام که به آقای فرشباف ،باید بگم اصلا”درحدهابیل علیف نیستند.درضمن من شاگرد ایشان نیستم پس ادعای دوستمون که گفتندهمه شاگردایشان هستند درست نیست.

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    اولا که برادران آذری من سر استاد فرشباف و شاگردی ایشون دعوا نکنین. دوما اینکه هر صدایی براتون خوشایند بود حتما گوشش کنین. مثلا من از کمونچه آذری خوشم نمیاد گوش نمیدم. در عوض صدای به قول نویسنده پر خش ساز آذر سینا رو دوست دارم. پس همینو گوش میدم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    من تازه میخوام پسرم رو به کلاس کمانچه بفرستم اما نمیدونم انتخابم درسته یا نه یا چه سازی رو انتخاب کنم بهتره

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۹:۵۴ ق.ظ

    من فکرمیکنم دوستانی که راجع به کمانچه آذری اظهارنظرمیکننداطلاعات خیلی محدودی دراین زمینه دارندچون نوازنده های خیلی ماهرتروتکنیکی ترازهابیل هم درآذربایجان وجوددارندکه متاسفانه ایرانیهافقط استادهابیل رامیشناسندکه البته نمادی ازکمانچه نوازی آذری درایران است ودرتبحراستادعلی اف شکی وجودنداردبهتراست به آثاراستادمونس شریف اف ودیگراساتیدنیزگوش بدیم بعدنظربدیم ومتعصبانه نظرندهیم البته یادم رفت بگم من خودم سالهاست هم کمانچه آذری کارمیکنم وهم ایرانی.کسی که نظرمیده بایدهردوساز راکارکنه وبشناسه مخلص همه اساتید

  • امیر
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    من مدتهاآثاراستادآذرسیناراکارمیکردم وخودم رابه این کارمحدودکرده بودم وبرای خودم بتی ازایشان برای خودم ساخته بودم وخیلی درموردایشان متعصب بودم وهستم بعدازمدتی به پیشنهادیکی ازدوستان کمانچه آذری راشروع کردم وباقدرت وتکنیکهای این سازآشناشدم ووباساتیدآذربایجان آشناشدم واین مساله رالمس کردم که کمانچه آذری قدرتمندتروظریف تراست ولی نمیدانم چرااستادآذرسیناکه حدس میزنم ریشه آذری دارندوموسیقی آذری راخیلی بهترازهمه مادرک میکنندچرامتعصبانه نظرمیدهند.البته من بامقایسه سازهامخالفم چون هرکدام درفرهنگ خاصی جای دارندویک فارس زبان شایدنتواندموسیقی آذری راآنگونه که هست درک کندوبالعکس.هرموسیقی خوب درجای خودش باارزش وشنیدنی است.به جای مقایسه بهتراست به پیشرفت وارائه کارهای بهتربپردازیم.

  • مصطفی
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۹ در ۲:۴۰ ق.ظ

    با سلام . دوستان ببینید مساله تکنیکی اجرا کردن کمانچه یه چیز جدید در ایران نیست. قدیم هم بود. البته بعد از انقلاب گل سر سبد نوازندگان کمانچه که بسیار با مهارت هم اجرا می کردند یعنی آقای رحمت الله بدیعی از ایران به هلند مهاجرت کردند و این البته به خاطر مشکلاتی بود که براشون به وجود اوردن و خودتون احتمالا می دونید. ایشون تکنیک ایرانی نوازی رو در حد بسیار بالایی اجرا می کردند. به عنوان نمونه به مجموعه آثار درویش خان که توسط گروه پایور اجرا شده گوش بدید. بدون کوچکترین احساس ملالی اجرا می کنند. تکیه ها و ریز ها و دراب ها و انواع و اقسام ارشه ها رو اجرا می کنندو انگشتان بسیار فرزی هم دارند ایشون. این میشه تکنیک ایرانی که با تکنیک اذری خیلی تفاوت داره . نه این که اصلا شبیه هم نیستند . اما اجرای موسیقی ایرانی با تکنیک اذرذی ها به نظر خنده دار میاد. مگر استاد بدیعی از پوزیسیون خا استفاه نمی کردند . در قطعه حجاز در همین مجموعه حتی پوزیسیون شش را هم میگیرند . اما متناسب با موسیقی ایرانی . اینمقاله که سعی داره همسایگان اذری رو بسیار پر قدرت نشون بده کار مناسبی انجام نمی ده. شما اواز استاد علی اف رو با صدای اقای افتخاری گوش بدید تا متوجه بشید اصلا نمی تونن ایرانی بزنن.هر چند تکنیک بالایی دارند . و بعدش برید کاست دیلمان رو گوش کنید تا ببینید کمانچه بدیعی با صدای شجریان چه حالی در شما ایجاد می کنه.

  • آرمين
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۲ در ۱:۳۲ ب.ظ

    با سلام
    هر سازی صدای خاص خودشو داره هر استادی هم لطافت سازشو من هم آذری کار کردم هم ایرانی
    اگه تعصب بیجارو کنار بزاریم خیلی واضهه که اساتید آذربایجان خیلی خیلی خیلی ماهرترند

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    باید قبول کنیم که در این سه دهه در مورد موسیقی پیشرفتی نداشته ایم.واقعا چند استاد در حد اساتید پر آوازه کشور همسایه داریم؟مقایسه سازها و دو نوع موسیقی کم و بیش شبیه به هم شاید چندان درست نباشد. اما با گوش دادن به دو اجرا،مثلا در دستگاه سگاه آذری و ایرانی بهتر می توان به قدرت موسیقی کشور همسایه پی برد.در اجرای یک دستگاه مثل سهگاه ایرانی تنوع و ابداع آنچنانی را شاهد نیستیم.اما در سگاه آذری رنگ ها و تصنیفات متعدد در فواصل گوشه ها و هم آوایی دو ساز تار و کمانچه واقعا شنیدنی و لذت بردنی است.

  • ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۹۲ در ۵:۳۵ ب.ظ

    آقای محمد
    باید بگم کاملا با نظر شما مخالفم. من هنوز یک قطعه آذری (با ارکستر آذری) حتی نزدیک به چهارمضراب بیات ترک حسین علیزاده یا نوروز ۶۲ نشنیده ام. سازهای موسیقی آذری (تار، نقاره و نرم نای) به جز کمانچه آذری، هیچکدام از نظر آکوستیکی و تکنیکی نزدیک به سازهای ایرانی (با وجود مشکلات بسیار زیادشان) نمی شوند. در واقع گمان میکنم این یک اشتباه رایج است که گمان می کنیم موسیقی آذری پیشرفت بیشتری نسبت به موسیقی ایرانی داشته است. البته در زمان اوزیر حاجی بیوف (بیگوف) تا حدی این اتفاق افتاده است ولی در نسلهای بعد تنها همان میراث تکرار شده و آثار چندان قابل توجه و متنوعی تولید نشده است.

  • ناشناس از باکو
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۹ ق.ظ

    موسیقی آذری پیشرفت خوبی کرده علتشم سرمایه گذاری و ارزش دادن دولت به موسیقی ومیراثشونه
    و بعد از متحول شدن بعد از اوزییر حاج…..
    از نظر دستگاهی هم موسیقی آذری روش کار شده
    اما دستگاه هایی مثل همایون و دشتی از دستگاه های ایرانی وارد موسیقی آذری شده
    ودر تبریز استادان بزرگی هستن و شاگردان بزرگی دارن که الان از نوازندگان مهم آذری هستن از جمله استاد فرشباف و مرحوم استاد حسین خدادادی
    که اولین متد کمانچه نوازی در تبریز را نگارش کردن
    در موسیقی تعصب و قومیت را باید کنار گذاشت
    انچه از دل برآید بر دل نشیند
    در جمهوری آذربایجان کمانچه نواز هایی هستن که حتی اسمشونم نمیدونین چون پارتی پول واسه مشهور شدن ندارن .کانچه زنی هست ۱۳ ساله که اگر گوش کنین هابیل و مونس و خیام و مالک وشفیقه و……… اسم دیگرو فراموش میکنین

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    از تکنیک و این حرفا بگذریم به نظر من آنچه که کمانچه آذری رو پرآوازه کرده صدای نسبتا خوب اونه که یه کمی شبیه ویولونه.{غیراز سازهابیل که صدای خاص خودشو داره} کمانچه ایرانی صدای خشکی داره مانند وزوز زنبور {خصوصا تو سیم ۴………….از این حرفا هم بگذریم تار {چه آذری چه غیره}و ویولون از هردو کمانچه بهتره و عام پسند وسلام.من کمانچه کار کردم کاش تار کارمی کردم اونم آذریش

  • قربان کریم زاده
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    سلام به همه استاد فرشباف معلم درس حرفه و فن ما بود مدرسه شیخ عطار خیابان ششگلان هرجا که هست امیدوارم سلامت باشن. قربان کریم زاده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه، چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، دوازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد روان‌شناسانه‌، و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی» در محل ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

مطلبی که پیش رو دارید اولین شماره چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی است که اخیرا دوره اول آن با تدریس دکتر محمدرضا آزاده فر به پایان رسید و اکنون وارد دوره دوم خود شده است. این مجموعه از نوشته ها با همکاری یکی از دانشجویان این کلاس، نسیم احمدیان (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی و نوازنده سنتور) ویراستاری شده و در این سایت به انتشار می رسد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (X)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (X)

در دولت سلجوقیان امور لشکری در دست افراد ترک و امور کشوری در دست منشیان و وزرای ایرانی بود. سلجوقیان نیز ازدوستداران هنر و موسیقی بودند. در این دوره موسیقی مذهبی نیز نقش پررنگی در جامعه داشت. عزاداری ها شکل نمایشی به خود گرفت و به صورت تعزیه و شبیه خوانی درآمد.
دو مضراب چپ (قسمت پنجم)

دو مضراب چپ (قسمت پنجم)

دیدیم که در چهارمضراب ابوعطا ساخته حبیب سماعی، چگونه مضراب چپ به اجرای زینت ها و ریزه کاری ها می پردازد. شکل تعمیم یافته همین نوع مضراب بعدها با فرمی مدون در سایر آثار حبیب سماعی مشاهده می شود که آن ها هم مانند پایه چهارمضراب شور که قبلاً ذکر شد، الهام بخش بسیاری از بزرگان از جمله ابوالحسن صبا می شود.
کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در تاریخ ۳ و ۴ دی ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار می شود. این کنسرت دومین کنسرت پیام بحیرایی به عنوان آهنگساز می باشد که با حمایت خانه موسیقی در خانه هنرمندان تهران در دو بخش به اجرا در می آید.
جواب آواز (II)

جواب آواز (II)

نکته حائز اهمیت دیگر این است که در هنگام اجرای آواز، ساز میبایستی به نحوی همراهی نماید که جملات آوازی معنا، مفهوم و ملودی مورد نظر خواننده را ازدست ندهد. به عبارت دیگر خواننده هنگام اجرا از لحاظ ملودیک و حتی از لحاظ هماهنگی و پیوندی که ملودی آواز میبایست با شعر داشته باشد، هدفی را دنبال میکند که چنانچه نوازنده در این هنگام جملات نامربوط و نابهنگام را اجرا نماید اولا به این هماهنگی مورد نظر خواننده لطمه وارد شده و ثانیا عموما در این مواقع خوانندگان تمرکز خود را از دست میدهند و اجرای این جملات ناهماهنگ، حس نامطلوبی هم در خواننده و هم درشنوندگان اثرایجاد مینماید.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مطالعاتی که دربارۀ هرم‌های اقوام مایا صورت گرفته‌است، حضور مفاهیم معماری شنیداری را در این فرهنگ نمایش می‌دهد. بررسی‌ها مشخص کردند که بازدیدکننده‌هایی که در پله‌های پایینی هرم مایا ایستاده‌اند، به‌جای شنیدن صدای پاهای سایر بازدید‌کنندگانی که از پله‌ها بالا می‌روند، صدای افتادن قطره‌های باران در دلو آب را می‌شنوند.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
منتشری: لاله زار در آن زمان مرکز هنر ایران بود

منتشری: لاله زار در آن زمان مرکز هنر ایران بود

اثر دیگری به نام “چند بهاریه” ضبط کردیم ادامه کارهای فولکلور استاد مثل “هفت سین”، “چهارشنبه سوری”، “گردو‌فروش” و “یکی یه پول خروس” است. اسپانسر این آثار، موسسه فرهنگی-هنری باربد آقای اسفندیاری است که بسته بندی آثار را به صورت بسیار شیک عرضه می کنند و کار ردیف ها را شرکت ماهور انجام داده است. قرار است با توجه به گفتگویی که با آقای موسوی انجام شده، ۴۰-۵۰ تصنیف استاد مهرتاش که تا به حال خوانده نشده – چند آهنگ جدی که بر روی اشعار مولانا و سعدی و حافظ و فروغی‌بسطامی و عراقی ساخته شده است – به صورت سی‌دی وارد بازار شود.