گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.

حال اگر از مسائل مالی ارکستر بگذریم، نکته ای که نگارنده قصد اشاره به آن را دارد، این است که با تجربه ای که از حضور در ارکستر سازهای ملی ایران و مشکلاتی که این ارکستر در زمان فعالیت با آن مواجه بود داشتم، جدای از مسائل مالی و اداری، یکی از مشکلات جدی که ارکسترهای سازهای ایرانی داشته و دارند و ممکن است بطور جدی تداوم کیفی فعالیت هنری ارکستر را با مشکل مواجه کند، بحث فقر قطعات تنظیم شده برای ارکستر ایرانی است. این موضوع را زمانی می توان متوجه شد که برنامه تشکیل ارکستر ایرانی مطرح می شود. یکی از بزرگترین چالش هایی که در اثنای مباحث مطرح می گردد، قطعاتی است که بتوان با این ارکستر اجرا کرد. اکثر قطعاتی که در ژانر گروه نوازی اجرا شده، غالباً بدون در نظر گرفتن امکانات یک ارکستر ایرانی بوده و همان قطعات را می توان بدون کم و کاست با یک ساز تنها نیز اجرا نمود. با نگاهی گذرا به سالهای اخیر و آثاری که منتشر شده می توان به خوبی به این مسئله پی برد.

اغلب آثاری که با سازهای ایرانی اجرا شده اند یا بصورت تک صدایی بوده یا اگر تنظیمی در این آثار بوده بسیار محدود و مختصر بوده به نحوی که نمی توان این آثار را بصورت پارتیتور منتشر کرد.

رپرتوار اجرایی ارکستر سازهای ملی بیانگر این امر بصورت یک مثال بارز است. برخی از قطعات اجرایی یا قبلاً بارها و بارها شنیده و اجرا شده بودند مانند قطعه “نخست گلبانگ مضرابی” حسین دهلوی که تمامی نوازندگانی که در هنرستان مشغول به تحصیل بوده و هستند، حداقل چند بار این قطعه را در مناسبت های مختلف اجرا کرده اند و یا قطعات تک صدایی بوده و یا تنظیم های مختصر و محدود داشتند.

در این اجرا به نظر نگارنده، تنها قطعه ای که بطور کامل خصوصیت یک قطعه ارکسترال ایرانی را داشت و برای اولین بار هم با این ارکستر اجرا شده بود، آهنگسازی و تنظیم اسماعیل تهرانی بر روی تصنیف ماندگار “چنگ رودکی” اثر مرحوم روح الله خالقی بود؛ در تنظیم این قطعه، نه تنها از اکثر تکنیک های چند صدایی استفاده شده بود و این استفاده به نحو بسیار مطلوبی برای ارکستر با سازهای ایرانی بکار رفته بود، بلکه ارکستراسیون سازهای ایرانی (که متاسفانه در بسیاری از آهنگسازی ها برای ارکستر ایرانی مورد غفلت قرار می گیرد) هم به خوبی در این اثر شنیده می شد.

با اینکه استفاده از تمامِ تکنیک هایِ چند صدایی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک غربی، شاید به خوبی با آثار موسیقی ایرانی سازگاری نداشته باشد و بطور کلی نتوان عدم استفاده از بسیاری از این تکنیک ها را ایراد کار آهنگسازان ایرانی تلقی نمود اما باید اذعان داشت که تداوم ارکسترهای ایرانی، فارغ از مسائل مالی، در گرو ساخت و تهیه قطعات مختلف و ایجاد یک رپرتوار و مجموعه قطعات برای ارکستر سازهای ایرانی می باشد.

جدا از آثار نسل جدید آهنگسازان ایرانی برای ارکستر ایرانی (که بیشتر آنها بر خلاف آثار گذشتگان تنها در زمینه چند صدایی داره اهمیت هستند) لازم است آثار نسل های گذشته، توسط افراد آگاه به موسیقی ایرانی و تکنیک های آهنگسازی کلاسیک، مورد مطالعه و آهنگسازی مجدد قرار گیرند تا در آینده شاهد وجود آثار با ارزشی برای تغزیه ارکسترهای سازهای ایرانی باشیم.

علی نجفی ملکی

علی نجفی ملکی متولد ۱۳۶۲ تهران
لیسانس حقوق
نوازنده نی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است