آوانگاری به روش «ابجد» در موسیقی قدیم ایرانی (II)

بعد از ابن زیله، صفی الدین ارموی طرحی را به بدعت گذاشت که در آن اکتاو از هجده نغمه با تکرار نت اول تشکیل شده بود و چون این هجده نغمه هفده فاصله را ایجاد می کردند به گام هفده قسمتی صفی الدین معروف شد. در این نظام تطابق نام نغمات با نامگذاری ابجد، نسبت به سیستم ابن زیله متفاوت است. این گام از مبنای دو به شرح زیر است:

“الف” تا “ی” ده نغمه اول

ی+ا (یا)=۱۰+۱=۱۱ (نغمه یازدهم)

ی+ب (یب)=۱۰+۲=۱۲ (نغمه دواردهم)

ی+ج (یج)=۱۰+۳=۱۳ (نغمه سیزدهم)

ی+د (ید)=۱۰+۴=۱۴ (نغمه چهاردهم)

ی+ه (یه)=۱۰+۵=۱۵ (نغمه پانزدهم)

ی+و (یو)=۱۰+۶=۱۶ (نغمه شانزدهم)

ی+ز (یز)=۱۰+۷=۱۷ (نغمه هفدهم)

ی+ح (یح)=۱۰+۸=۱۸ (نغمه هجدهم) معادل اکتاو اول در سیستم صفی الدین

ی+ط (یط)=۱۰+۹=۱۹ (نغمه نوزدهم)

ک=۲۰ (نغمه بیستم)

ک+۱ (کا)=۲۰+۱=۲۱ (نغمه بیست و یکم)

ک+ب (کب)=۲۰+۲=۲۲ (نغمه بیست و دوم)

ک+ج (کج)=۲۰+۳=۲۳ (نغمه بیست و سوم)

ک+د (کد)=۲۰+۴=۲۴ (نغمه بیست و چهارم)

ک+ه (که)=۲۰+۵=۲۵ (نغمه بیست و پنجم)

ک+و (کو)=۲۰+۶=۲۶ (نغمه بیست و ششم)

ک+ز (کز)=۲۰+۷=۲۷ (نغمه بیست و هفتم)

ک+ح (کح)=۲۰+۸=۲۸ (نغمه بیست و هشتم)

ک+ط (کط)=۲۰+۹=۲۹ (نغمه بیست و نهم)

ل=۳۰ (نغمه سی ام)

ل+ا (لا)=۳۰+۱=۳۱ (نغمه سی و یکم)

ل+ب (لب)=۳۰+۲=۳۲ (نغمه سی و دوم)

ل+ج (لج)=۳۰+۳=۳۳ (نغمه سی و سوم)

ل+د (لد)=۳۰+۴=۳۴ (نغمه سی و چهارم)

ل+ه (له)=۳۰+۵=۳۵ (نغمه سی و پنجم) معادل اکتاو دوم در سیستم صفی الدین:

همان گونه که می بینیم نغمه هجدهم برابر با اکتاو اول است در صورتی که در سیستم ابن زیله نغمه سیزدهم معادل اکتاو بود.

می دانیم که در اصل دو دیز و ر بمل یکسان نیستند در واقع فاصله ی دوم بزرگ به نه قسمت مساوی تقسیم می شود که آن را کما می نامند. فاصله کروماتیک دو تا دو دیز پنج کما و فاصله دیاتونیک دو تا ر بمل چهار کما می باشد و نگارش بالا گویای این مطلب است.

پس از آنکه باخ فواصل را تعدیل کرد یعنی با صرف نظر از آن یک کما، نیم پرده دیاتونیک و کروماتیک را مساوی در نظر گرفت در نام گذاری، حروف ابجد فواصل نیم پرده دیاتونیک و کروماتیک یکسان شد و نام گذاری ابجد دیز به کرن تعلق گرفت. این تغییرات در نگارش زیر پرواضح است.

به عنوان مثال توالی اصوات در شور سل با سرکلید سی بمل، می بمل، لا کرن به شرح زیر است:

سل لا کرن سی بمل دو ر می بمل فا سل

یا یج یه یح کا کب که کح

اما اینکه جای دقیق سری و کرن کجاست جای بسی تامل و صحبت دارد زیرا تاریخ ذائقه و طبع شنیداری موسیقی ایرانی ثابت کرده که برخلاف پیشنهاد وزیری به تبعیت از تقسیم بندی مساوی نیم پرده کروماتیک و دیاتونیک باخ، مبنی بر تقسیم بندی یک اکتاو به بیست و چهار قسمت مساوی نمی توان گفت که سری دقیقا وسط بکار و دیز و همچنین کرن دقیقا وسط بمل و بکار است و این سرآغاز بحث مفصل جایگاه سری و کرن در موسیقی ایرانی است. فرهاد فخرالدینی می گوید:” در موسیقی ایرانی نت های سری و کرن به سمت نت شاهد حرکت می کنند و به همین دلیل است که مثلا سی کرن در بیات ترک دو کمی بیشتر از سی کرن در شور لا است”. البته باید گفت که این سخن فخرالدینی در راستای یافتن علتی برای معلولی است که از قبل وجود داشته، حال اینکه این علت چقدر قانع کننده باشد بماند.

منابع:
ویکی پدیا

شناخت موسیقی ایران: تقی بینش

مبانی نظری موسیقی ایرانی: حسین علیزاده، هومان اسعدی و…

تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی: فرهاد فخرالدینی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

رئیسیان: «چاووش، از درآمد تا فرود» به تشکیل و انحلال چاووش می پردازد

رئیسیان: «چاووش، از درآمد تا فرود» به تشکیل و انحلال چاووش می پردازد

تقریباً حدود یک سال این مصاحبه ها طول کشید چون هر قرار با قرار بعدی روزها و گاهی ماه ها فاصله داشت. به چند علت ما در آن سال ها فیلم را تدوین نکردیم، یکی این بود که بعضی از اساتید من جمله زنده یاد محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان به دلایلی که هیچ گاه بر ما معلوم نشد، همیشه موعد مصاحبه ها را به تعویق می انداختند و متأسفانه این قدر به تعویق افتاد که ما از مصاحبه با این عزیزان محروم شدیم برای همیشه. مسأله دیگری که ساخت فیلم را به تعویق انداخت این بود که هم من و هم خانم کامکار زندگی و امرار معاش را از راه هنر و فیلمسازی انجام می دادیم و مسلماً مجبور بودیم بسیاری از وقت خود را صرف انجام پروژه هایی کنیم که برای ما بازگشت مالی داشته باشه اما خوشبختانه نتیجه این به تعویق افتادن ها باعث شد که هر دوی ما (هم من و هم خانم کامکار) تجربه های بسیار زیادی را در فیلمسازی کسب کنیم تا وقتی که سر مونتاژ و تدوین نهایی این فیلم می نشینیم از تجربه کافی برخوردار شده باشیم و یک چنین سوژه جذاب و باارزشی را درست به سرانجام برسانیم.
رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

امیرحسین رحمتی متولد سال ۱۳۶۳ در شهر شهریار است. او خواننده ای توانا و سازنده ای کاربلد در ساخت تار است. رحمتی از دو سال پیش تحصیل و تحقیق در رشته اتنوموزیکولوژی را آغاز کرده و مقالات او در جشنواره های پنجم و ششم نوشتارها و سایت های موسیقی، برگزیده شده است. با او گفتگویی خواهیم داشت درباره فعالیت هایش.
روش سوزوکی (قسمت ششم)

روش سوزوکی (قسمت ششم)

فرم و آرایش امکانات زندگی نتایج خاصی همراه دارد، چنانچه در مثال مینا هم نشان دادیم، در ادامه آن میخواهیم به ساخت و شکل گیری توانائی های انسانی را نشان بدهیم. غالبا مادرها اعتراف میکنند: “که من گوش موسیقائی ندارم” و با چه زحمت و اصراری میخواهند بقبولانند که کودکشان هم همین وضعیت را دارند و فکر میکنند که این مورد ارثی است و یک واقعیت تغییر ناپذیر!
به بهانه ی انتشار خسوف (I)

به بهانه ی انتشار خسوف (I)

ریشه ی واژه ی اوراتوریو (oratorio) به دورانی در قرن شانزدهم باز می گردد که قدیس فلیپ نری (saint philippe neri) روحانی کاتولیک، مجالسی را برای شنیدن آثار موسیقایی در کلیسای مشهور «اوراتوار» (oratoir) واقع در شهر رم تشکیل می داد. واژه ی «اوراتوریو» نیز از نام همین کلیسا مشتق شده است.
تولد موزار

تولد موزار

شش سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ که از سردمداران بزرگ موسیقی باروک بود، در سالرزبورگ کودکی بدنیا آمد که دنیای موسیقی را متحول ساخت.
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

آنچه که از شهروز شعاعی در این دو نوازی شنیده می شد دو ویژگی مهم داشت. اول اینکه با فرض حذف ایشان از صحنه ی اجرا، برای کلیّتِ اثر هیچ اتفاقی نمی افتاد. به این معنا که در این دو نوازی، ساز کوبه ای صاحب شخصیت مستقلی نبود و حتی در ارائه ی انگاره های ریتمیک، وابسته و تحت سلطه ی سه تار عمل می کرد. و دوم اینکه اجرای شعاعی توجیهی عقل پذیر برای حضور سازی سه قسمتی را به مخاطب ارائه نمی کرد. زیاد شنیده ایم که نوازندگان سازهای کوبه ای از مناطق مختلف پوست یک ساز صداهای به مراتب متنوع تری را تولید می کنند.
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۴

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۴

در ترانه ”The Gates Of Eden” دیلان نوعی دوگانگی میان آنچه در زمین ممکن است و آنچه در ابدیت امکان دارد را تصویر میکند همانطور که سنگینی و سختی صخر ها را در برابر رهایی و سبکی ابر ها و دریا قرار داده و خود را در میان آ ن دو توصیف کرده.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

در ترکیب فرهنگ‌ها دو نوع فرایند از نظر تئوریک قابل دسته بندی است که به آن‌ها اصطلاحاً ظرف سالاد و دیگ حلیم گفته می‌شود. در شرایط اول خصوصیات دو فرهنگ با هم به گونه‌ای مخلوط می‌شوند که هنوز اجزای اولیه هریک از جنبه‌های فرهنگی به وضوح در ترکیب حاصله قابل روئیت است. در شرایط دوم که به آن در این‌جا اصطلاحاً دیگ حلیم گفته شد، جنبه‌های فرهنگی آن‌چنان در هم ادغام می‌شوند که عناصر اولیه در ترکیب حاصله دیگر قابل بازشناسی نیست. شکل زیر این دو فرایند را به وضوح نمایش می‌دهد:
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.