فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”

در این مورد هم باید اشاره کرد که بحث اینجا در مورد نوازندگی بوده و نه آهنگسازی، هرچند در آهنگسازی هم ما بسیار موسیقی های (به قول این هنرمند) “برونگرا” داشته و داریم؛ نمونه آن موسیقی گروه دستان که خود ایشان نیز یکی از نوازندگان چیره دست آن هستند؛ موسیقی های اجرا شده توسط این گروه، به قدری برونگرا شده که گاه در این اواخر اعتراضهایی هم به این روش، در نقدهایی که برگزار شد وارد می شد.

جدا از این مسئله، برتری تکنیکی این نوازندگان بی ارتباط است با برونگرا یا درونگرا بودن موسیقی آنها. تفاوانایی های تکنیکی نوازندگان آذربایجان به دلیل تفکر کلاسیک و جدی آنها بر روی رشته نوازندگی است، همانگونه که نوازنده ای چون فرامرز پایور به دلیل این نوع نگاه به موسیقی، نسبت به همنسلانش یک سرو گردن بالاتر بود؛ او توانایی اجرای قطعات بسیار گوناگونی را داشت ولی اکثرا نوازندگان سنتور همدوره او، قطعاتی که از رپرتوار آنها (که تشکیل میشد از یکسری بداهه نوازی های خوش دست که خود می نواختند) کمی فاصله داشت را یا با کیفیت بد می نواختند یا از نواختن آنها عاجز بودند.

پس به دلیل این نوع نگاه است که ما اگر مقابل یک نوازنده آذری، نت ادیت شده سخت ترین آوازها و قطعات ایرانی را قرار دهیم، او با توانایی چشمگیری اجرا می کنند ولی نوازندگان ما، قطعاتی که در مقاله قبل گذاشته شده شنیدیم را به راحتی نمی توانند بنوازند.

گفته دیگر ایشان نیز در مورد نداشتن ربع پرده در موسیقی آذری و رپرتوار کمانچه نوازان آذربایجان با شنیدم همان نمونه های صوتی به راحتی رد می شود، چراکه به خوبی اجرای گوشه دلکش ماهور را با تمام ظرایف و گلیساندوها و ویبره های لازم را میتوانیم بشنویم.

لازم به ذکر است که سالهای پیش هم من از نوازندگانی مثل محمدرضا لطفی و کیهان کلهر نیز این گفته (عدم وجود ربع پرده در موسیقی آذربایجان) را شنیده بودم که گمان می کنم در راستای هدف “موسیقی کلاسیک زدایی” در ایران این گفته غلط را بارها تکرار می کنند. شاید بر این باورند که می توان، علاقمندان به استفاده متقابل از تجربیات دیگر کشورها، (مخصوصا کشورهایی که در بالندگی موسیقی کلاسیک جهان نقش داشتند) را در جامعه جوان اهل موسیقی، از این اندیشه خارج کرد (که شاید فرهنگ به اصطلاح سنتی، نشستن روی زمین و نواختن بداهه های آنچنانی و … کنار گذاشته نشود!)

ضمنا” اگر هم تصور کنیم آنها فقط فواصل تعدیل شده ۱۲ نیم پرده ای را به اجرا درمی آورند، دلیلی ندارد که از ما در تکنیک کمانچه نوازی جلو بی افتند چراکه ما نیز چنین فواصلی را مینوازیم؛ این بهانه در این حد غیرقابل باور است که کسی به نوازنده ای مثل فرجپوری بگوید من نمی توانم مثل شما ساز بنوازم، چون موسیقی لری هم می زنم!

شخص سعید فرج پوری و بسیاری دیگر از نوازندگان کمانچه ما، گاهی موسیقی محلی نیز اجرا می کنند که فواصل و لحن آنها با موسیقی دستگاهی، فاصله دارد ولی هیچگاه در ویرتوزیته این نوازندگان، نواختن این موسیقی ها، خللی وارد نکرد است؛ پس دلیل این عقب افتادگی را باید جای دیگر جستجو کرد.

در پایان به یکی از گفته های سعید فرجپور می پردازم که باعث تعجب بیش از پیش من شد که این گفته را بارها از زبان دیگر نوازندگان کمانچه مثل کیهان کلهر نیز شنیده بودم: “موقعی که آقای بهاری یک تنه کمانچه می زد شخص دیگری نبود که این ساز را بزند.”

پیش از ذکر نکاتی در این باب لازم است که گفته شود، نگارنده به عنوان کسی که با سعید فرجپوری -هنرمند بااخلاق و فروتن- بارها برخورد داشته ام شک ندارم که مطالب گفته شده، از روی کم توجهی و سهل انگاری بوده و ایشان در این گفته ها، قصد نادیده گرفتن همکارشان ندارند.

همه ما می دانیم که اولا هیچ گاه در تاریخ ۱۰۰ سال گذشته ایران فقط یک نوازنده کمانچه نداشتیم؛ اگر منظور ایشان اجرای صحنه ای همراه با گروه های موسیقی و ضبط تکنوازی هاست هم می دانیم که اقلا یکی از بهترین نوازندگان تاریخ کمانچه نوازی، رحمت الله بدیعی در آن زمان هم در گروه، هم به صورت تکنوازی به اجرای ضبط و کنسرت می پرداخته است و افسوس که هیچگاه در این مصاحبه ها و مسترکلاسها نامی از این نوازنده چیره دست برده نشده است.

با این گفته این نوشته را پایان می برم که نوازندگان کمانچه تا به این حرفه با دقت و جدیت نگاه نکنند، پیشرفت جدی و چشمگیری را در نوازندگی این ساز شاهد نخواهند بود؛ فرافکنی ها، کم دقتی ها و سهل انگاریها در بازگویی مسائل مربوط به کمانچه، بدون شک می تواند در نسلهای آینده عقب افتادگی و درجازدگی بوجود آورد.

13 دیدگاه

  • امیر حسین سام
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    دوست فرهیخته جناب آقای پورقناد

    با سلام و سپاس

    از سلسله مطالبی که در مورد کمانچه نوشته‌اید بهره بردم. امیدوارم در راه مطالعه موسیقی ایرانی بیش از پیش موفق باشید.

    با مهر و ادب

  • سیداحسان هاشمی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۳:۴۹ ب.ظ

    حیف و صد حیف حیف از این ساز اصیل و کامل که ویلن ایرانی جایگزین آن شود !

  • احمدمهرآوران
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ ق.ظ

    باسلام وتقدیر!

    هردوقسمت مقاله بسیارعالی به تحریردرآمده!
    اماوجودنکات مشترکی که کاملاواضح نیست شایدمارامردد درپذیرفتن همه این مقال نماید.
    سپاس.

  • حسن
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ق.ظ

    تشکر می کنم ولی نبود ربع پرده و پرش نت ها در ملودی برون مرزی ایران باعث بوجود آمدن تکنیک بالا شده هرچند احساس را مثل ما ملاک نوازندگی قرار نمی دهند. به نظر من کمانچه نوازی در این دهه اخیر به لطف نوازنده های جوان و اساتیدی چون کامکار ، فرج پوری و کلهر جانی دوباره گرفته.

  • شایان
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۸ در ۳:۱۲ ق.ظ

    از مقاله شما کمال تشکر را دارم.
    دوستان وضع کمانچه نوازی ایرانی با کمانچه نوازی آذربایجانی به هیچ وجه قابل مقایسه نیست! اصلا این قضیه به ربع پرده و حرکات کروماتیک ربط ندارد! چه بسا اساتیدی همچون مونس شریف اف قطعات شرقی را که حاوی کرون هستند از اساتید ما بهتر اجرا می کنند. آقایان کامکار و کلهر بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ خود شاگردان مونس شریف اف بوده اند. البته بماند که ساز کمانچه ایرانی به مراتب از همتای آذربایجانی خود ناقص تر است.
    وقتی ما عقب ماندگی خود را در این شاخه و کلا در موسیقی قبول نکنیم دیگر برای پیشرفت فکر نخواهیم کرد، پس بیایید لااقل با خود صادق باشیم!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۲۲ ق.ظ

    سلام من فکر کنم حق با شماست ولی اگر ئر بتن کمامجه نوازی باشید…
    نوازندگان جوانی با ویرتوزیته بالا در اثر تلاش ارزشیر کامکار بوجود امده است …در اینده بیشتر خواهیم شنید…
    و از لحاط ساختاری ساز ما از لحاط فیزیک ساخت از کمانجه اذری کامل تر است…
    البته تفاوت فرهنگی را نباید فراموش کرد..
    هر جند خیلی از اساتید ویرتوزیته در موسیقی ایرانی را ضروری نمی دانند. ولی به نطر من در عصر حاضر کاملا ضروری است و غیر قابل انکار و واقعا کسی جلوی این جوانها را نمی تواند بگیرد

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۴ ق.ظ

    تکنیک دیگه چیه؟ مگر نه اینکه موسیقی باید به آدم حال بده. همینا که ایرونیا میزنن که ما رو مشعوف میکنه. دیگه چه طور باید باشه. نمیشه که رو ساز قر و قمبیله در کرد. اقا با همین وقار که میزنید خوبه.

  • کمانچه
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۲ در ۱:۳۹ ب.ظ

    دوست گرامی‌،

    تحلیل‌های شما کاملا سطحی و بدون اطلاع از کمانچه نوازی و تاریخچه آن در ایران یا در آذربایجان نوشته شده. از بین بردن فواصل کمتر از نیم پرده در موسیقی‌ آذری جنایتی هنری بوده که ضربه عظیمی‌ به موسیقی‌ از سامان زده. مقایسه بین کمانچه نواز آذری و ایرانی مانند مقایسه بین نوازنده فلوت و نی‌ است. بهتر است به کارهایی که در چند سال اخیر به وسیله کلهر یا دیگران نواخته شده گوش دهید و بدون بغض به موضوع بنگرید.

    آقای بهاری در مقطعی تنه کمانچه نواز ایران بوده‌اند. جناب بدیعی به تشویق استاد پایور کمانچه نوازی را شروع کردند و ذاتا کمانچه نواز نبودند بلکه همان مطالبی‌ را که با ویولن از مکتب صبا اجرا می‌کرده‌اند با ساز دیکری اجرا فرموده‌اند که بسیار هم خوب است ولی‌ ربطی‌ به لحن کمانچه نوازی ندارد. بهتر است شما اگر سعی‌ در ثابت کردن این موضوع دارید که کمانچه آذری پیشرفته تر از کمانچه ایرانیست، کمی‌ بیشتر مطالعه بفرمایید و با نظریات سطحی و عامیانه اذهان عمومی‌ را مشوش نفرماید.

  • ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۲ در ۹:۵۱ ق.ظ

    در پاسخ کسی که با نام کمانچه امضا کرده است (خواهش می کنم جسارت داشته باشید و همچون من با نام خود صحبت کنید نه با نام ساز!)
    ۱- این نوشته در پاسخ به یک مصاحبه نوشته شده است و طبیعتا نمی تواند یک مطلب تحلیلی کامل باشد. اینجا اشاره ها مختصر و مفید است ولی سطحی نیست.
    ۲- تامپره شدن فواصل در موسیقی آذری برای سهولت در آهنگسازی چند صدایی روی داده و در ایران هم این اتفاق به صورت محدودی روی داده است؛ این تصور که هیچ اثری در موسیقی آذری ربع پرده ندارد کاملا اشتباه است؛ اگر اطلاع ندارید می توانید بیشتر تحقیق کنید، اگر حوصله تحقیق ندارید می توانید از لینک های مرتبط این نوشته فایل صوتی از هابیل علی اف را بیابید که میکروتن اجرا می کند.
    ۳- اگر کمانچه آذری را فلوت می دانید بسیار راه را به اشتباه رفته اید! دوست گرامی، هم آقای هابیل علی اف، هم مونس شریف اف و هم بسیاری دیگر از بزرگان کمانچه آذری در گروه های ایرانی همراه با سازهای ایرانی نواخته اند و ترکیب صدایی غریبی هم بوجود نیامده است. اصولا نی و فلوت خصوصیات مشترک کمی دارند ولی کمانچه آذری و کمانچه ایرانی تنها اختلافی در الگو و سایز دارند.
    ۴- آقای بهاری در هیچ مقطعی تنها کمانچه نواز ایران نبوده اند؛ ضمن اینکه ایشان هم (اگر مصاحبه هایشان را خوانده باشید) به توصیه زنده یاد خالقی ویولون را کنار گذاشته و کمانچه دست می گیرد.
    ۵- فراموش نکنید که ویولون نوازی یک سبک دارد و آن هم ویولون نوازی کلاسیک است! ویولون نوازی ایرانی هم پیاده شدن کمانچه نوازی روی ویولون است، پس ویولون صبا تا وقتی که بر پایه کمانچه نوازی استوار است و تنها چند تکنیک محدود ویولون نوازی کلاسیک را استفاده می کند (که آنهم روی کمانچه قابل اجراست)‌ همان کمانچه نوازی است فقط با تکنیکی بالاتر از امثال مرحوم بهاری. پس آقای رحمت الله بدیعی هم کمانچه نواز است و تکنیک خوبی هم دارد.
    ۶- در زمینه مطلبی که در آخر فرمودید با هم تفاهم داریم، بنده هم همین توصیه را به شما دارم!

  • مسعود
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۹۳ در ۲:۴۱ ب.ظ

    با سلام
    من بالای ۱۵ سال است که نوازنده کمانچه آذری هستم.تمام موغامات (ردیف) اصلی و فرعی را کار کرده ام و شاید بالای ده هزار بار فقط برای خود نواخته ام. تنها یکبار در جشنواره فجر شرکت کردم (۱۳۷۹) که مقام دوم را کسب نمودام.در خارج کشور (ترکیه، یونان، امارات و چند تای دیگر) در قالب اوشلوق (تار، کمانچا، خواننده) کنسرت داشته ام. فلذا آشنایی جزیی که در مورد موسیقی دارم، بی ارتباط با اصل موضوع شاید نباشد.
    در باب ربع پرده در موسیقی آذربایجان باید عرض کنم که در درآمدها، تصنیف ها و رینگ ها ذاتا ربع پرده منسوخ شده است. به عبارت دیگر وقتی ارکستری (از یک آنسامبل کوچک تا سمفونیک های بزرگ) قطعه ای را اجرا می کنند، مطلقا ربع پرده وجود نخواهد داشت. ولی در اوشلوق ها (تار، کمانچا، خواننده) که هم خواننده و هم نوازنده ها آزادی عمل فوق العاده ای دارند در برخی موغامات از جمله سه گاه زابل، میرحسین سه گاهی، شور، شاهناز و گاها در گوشه هایی مثل دلکش نوازنده ها ربع پرده های زیادی می گیرند.
    اما در باب کمانچه باید عرض کنم در آذربایجان تعداد کمانچه نوازهای حرفه ای شاید برابر کل نوازنده های انواع سازهای مختلف در جاهای دیگر باشد.به همین علت عقبه فوق العاده ای دارند که در هر نسل حداقل یک جهش بسیار بزرگ صورت می گیرد.
    درباب کمانچه ایرانی با اجازه دوستان نوازنده می خواهم عرض کنم که نوع صدای کمانچه ایرانی و لحن آن که همگام با موسیقی ایرانی است، نواختن به شیوه خاص خود را می طلبد. در این مورد باید بگویم که هرگاه به اجراهای اصغر بهاری گوش می دهم لذتی شاید بیشتر از کمانچه آذری نصیب بنده می گردد. حقیقتا روح پاک و صدای پیری که ایشان خلق می کنند تنها باید در کمانچه ایرانی شنید. به نظر بنده کمانچه ایرانی اینگونه نواخته شود در حقیقت اصالت و موضوعیت خود را خواهد داشت. لیکن و شاید متاسفانه کمانچه نوازهای جوان و نوظهوری که بی توجه به داشته های غنی خود در مقام تقلید از کمانچه نوازهای آذری هستند، به تولید صداهایی که نامانوس با ساز است می پردازند.به عقیده من اگر کمانچه ایرانی به شیوه اصیل خود که عالیترین نمونه ها را در اجراهای اصغر بهاری می توان شنید، تاثیر شگرف و فوق العاده ای بر مخاطب خواهد داشت.
    در پایان باید عرض کنم دوستان نوازنده کمانچه ایرانی قدر داشته های خود را بدانند و ثروتی را که در دست دارند (با عرض پوزش) با تقلیدهای بی محتوا و صوری کم مایه نگردانند.

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    با سلام.دوست عزیز هر نوع موسیقی یک ماهیتی دارد که باید درک شود.ماهیت موسیقی ما در بداهه نوازی و اجرای قطعات سنکین است که به مراتب دشوارتر از قطعات تند و تیز است.منظور شما از تکنیک جیه ؟آرشه برونی یا بوزیسون ؟اکه سلیقه شما اینجوره باید ویولون کلاسیک کوش بدید.موسیقی ایرانی یه موسیقی سنکین و آرومه که شاید به ظاهر خیلی ساده باشه اما ما هنوز کسی رو نداشتیم که بتونه مثل استاد بهاری ساز بزنه.هر جند من توی موسیقی آذربایجان تکنیک عجیبی ندیدم که کسی نتونه بزنه.فقط مثل این میمونه که شما زبان ترکی بلد نیستید و بخواید ترکی حرف بزنید و اکه نیاز باشه زبان ترکی رو یاد میکیرید و حرف میزنید.موسیقی ایرانی سرشار از تکنیک های خاص خودش است که باید اون رو درک کرد.شما اکه معتقدی که موسیقی آذربایجان قوی تره دلیلش اینه که شما دنبال جیزی هستید که توی موسیقی ایرانی نیست و این دلیلش ضعف موسیقی ایرانی نیست دلیلش سلیقه شخصی شماست.ماهیت موسیقی ایرانی جیزی که شما میبسندید نیست.با تشکر میلاد

  • ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۸ ق.ظ

    درود بر شما آقای میلاد عزیز… آیا شما بر اساس یک نظر سنجی و جامعه آماری به این نتیجه رسیده اید که موسیقی یک موسیقی سنگین و بر اساس بداهه نوازی است؟ یعنی میرزاحسینقلی که در گفته اساتید هم دوره اش گفته شده «ریزهایش به قدری سریع بود که از دور به شکل کشیده شدن آرشه کمانچه شنیده می شد» موسیقی ایرانی اجرا نمی کرده است؟ نایت اسدالله اصفهانی با آن تحریر های سریع و چابک موسیقی ایرانی اجرا نمی کرده؟ ظلی و قمر چطور؟ چرا وقتی صحبت از کمانچه می شود فقط معیار استاد بهاری است آن هم اجراهایی که بعد از ۶۰ سالگی انجام داده؟
    ضمنا فراموش نکنید موسیقی آذربایجان نیز چیزی غیر از موسیقی ایرانی نیست، به همین خاطر است که وقتی صحبت از ایران بزرگ می کنند (معیار هم فرهنگ هایی است که نوروز را به رسمیت می شناسند حتی اگر به صورت دولتی نوروز برگزار نشود به جز کشور زنگبار که نوروز ایرانی دارد ولی جزو ایران بزرگ محسوب نمی شود)
    آذربایجان جزو آن محسوب می شود. هنوز موسیقی آذربایجان در استاد آذربایجان ایران به خوبی در جریان است با همان سازها و همان فرهنگ قدیمی… پس نگوییم موسیقی آذربایجانی ایرانی نیست؛ آن هم نوعی از موسیقی ایرانی است.
    ضمنا این گفته شما که: «من توی موسیقی آذربایجان تکنیک عجیبی ندیدم که کسی نتونه بزنه» بسیار عجیب است؛ همین نمونه های ذکر شده در پایان این مقاله از حسن اف و شریف اف:
    http://www.harmonytalk.com/id/1672
    را از چند نوازنده ایرانی شنیدید که با این کیفیت اجرا کند؟
    و در آخر اینکه می فرمایید: «شما زبان ترکی بلد نیستید و بخواید ترکی حرف بزنید و اکه نیاز باشه زبان ترکی رو یاد میکیرید و حرف میزنید.» مثل این است که من بگویم شما که کاپریس پاگانینی نمی توانید بزنید به این خاطر است که آنرا بلد نیستید، بروید یاد بگیرید بزنید!

  • مسعود
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۹۵ در ۲:۴۵ ق.ظ

    سلام بنده نوازنده کمانجه آذربایجانی هستم در جواب این که کمانچه آذربایجان و موسیقی آذری ربع پرده و کرن استفاده نشده کاملا اشتباه هست چون ما در ردیف هامون ربع پرده استفاده می کنیم و خواننده هامون هم مثل عالیم قاسم اف از ربع پرده ها استفاده می کنن و بدور از تعصب ما کنسرتو های مخصوص به تار و کمانچه توسط آهنگسازهامون نوشته شده که این کار توسظ اوزیر حاجی بیگ اف .ه ربع پرده هارو حذف و ردیف هامون رو کلاسیک کرده که الان در حال حاظر ما موسیقی کلاسیک آذری داریم که بر گرفته از موسیقی مقامیمونه و اولین بار این کارو اوریر حاجی بیگ اف انجام داده و اجرای این قظغات کلاسیک تکنیک بالایی می طلبه و متاسفانه موسیقی ایرانی در این زمینه فعالیتی کمتری توش انجام گرفته واقعیت رو باید بپزیرید موسیقی ایرانی به دلیل نبود آکادمی موسیقی در سراسر کشور و سرموب شدن از طرف حاکمیت متاسفانه هم از لخاظ علمی و هم تکنیکی عقب مونده این یه واقعیت مه باید پذیرفت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

این همان نکته‌ای است که وضعیت را برای ما متفاوت می‌سازد و ساختار آن کتاب‌ها را که براساس اهدافشان تنظیم شده کم‌تر برای کاربرد در دانشگاه‌های ایران توجیه‌پذیر باقی می‌گذارد. اما هدف کتاب فارسی چنان که خود مولف می‌گوید: «بالا بردن سطح اطلاع و آگاهی در آنالیز موسیقی آتنال است و نه ترویج سبک خاصی در آهنگسازی. همچنین هیچ تلاشی برای علاقه‌مند کردن مخاطب به موسیقی مورد بررسی یا تشویق او به لذت بردن از آن صورت نگرفته است.» (ص ذ)
آکوستیک اتاق – ۲

آکوستیک اتاق – ۲

در نوشته قبل ملاحظه کردیم که امواج صوتی منتشر شده از یک منبع صوتی در یک اتاق علاوه بر آنکه بصورت مستقیم به گوش ما می رسند، بصورت غیر مستقیم و از طریق دیواره ها نیز می توانند انعکاسهایی داشته باشند که مستقیمآ به همان محلی که ما ایستاده ایم هدایت شوند.
نگاهی به «اینک از امید» (III)

نگاهی به «اینک از امید» (III)

به طور کلی تصنیف «مجلس انس» با وجود وام گرفتن مستقیم ریتم از شعر و پیوند و نامناسب شعر و موسیقی در بعضی از قسمتها و تنظیم های اتفاقی و گاه نادرست، تنها می تواند در جایگاه یک کار و عمل تقریبا خوب شنیدنی باشد، نه یک تصنیف قوی و پخته.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

دستگاه/آواز‌ها در موسیقی کلاسیک ایران‌ به طور کلی از الگویی یکسان پیروی می‌کنند و می‌توان تصور کرد که ‌این الگو خاستگاه شکل‌گیری دستگاه‌ها نیز بوده و نشانگر منطق حاکم بر تدوین ردیف باشد. الگوی مورد نظر،‌ به بیانی ساده، همان ردیف‌شدن مدهایی مرتبط با هم و درپی هم‌آمدن آنها در قالب یک مجموعه به نام دستگاه است. به نحوی که روند چرخه‌وار مدها از مد مبنای هر دستگاه شروع و پس از سلسله‌ای از مدگردی‌ها سرانجام به همان مد نخستین یا مبنا باز می‌گردد (اسعدی، ۱۳۸۲: ۴۷). برای نمونه می‌توان به اجمال روند سیکلیک مدگردی‌های دستگاه ماهور را اینگونه بیان کرد: درآمد ماهور مد مبنای دستگاه یا همان مد ماهور را معرفی می‌کند. مدهایی همچون داد، دلکش، خاوران، فیلی، حصار، شکسته، عراق و راک (با شاهدها و اشل‌های صوتی متفاوت) یک به یک ارائه می‌شوند و هر کدام، در پایان، با الگوهای فرودی ترجیع‌بندگونه به منطقه‌ی ‌مُدال مبنا یا همان مد ماهور باز می‌گردند.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
رکود بازار فروش کمپانی موسیقی وارنر

رکود بازار فروش کمپانی موسیقی وارنر

کمپانی موسیقی وارنر (Warner) که ضبط آلبوم های هنرمندان و گروههایی بزرگی را بر عهده دارد، هفته گذشته اعلام نمود که به دلیل انتشار آلبوم های محدود و در نتیجه فروش اندک، چه در بازار داخلی و چه در بازار اروپایی، سود چهار ماهه اول سال مالی جدید شرکتش در مقایسه با سال گذشته، ۷۴ درصد افت داشته است. سهم بازار این کمپانی نیز حدود ۶ درصد کاهش یافته است.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر پیانیست روسی بود که در کنار بزرگانی چون داووید اویستراخ و روستروپویچ، مثلث هنری ای را تشکیل می دادند، همانند آرتور روبنشتاین، گرگور پیاتیگورسکی و یاشا هایفتز که مثلث هنری موسیقی کلاسیک در آمریکا بودند؛ عجیب نیست که با این اوصاف، در زمان جنگ سرد، این هنرمندان بصورت غیر مستقیم، وسیله ای برای قدرت نمایی هنری روسیه و آمریکا بودند.
مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.
پیدایش سازهای زهی در یونان باستان

پیدایش سازهای زهی در یونان باستان

سازهای زهی قدمت بسیار زیادی دارند و به روایتی برای اولین بار ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در تمدن بین النهرین مشاهده شدند و به تدریج با شکل گیری تمدن یونان این سازها با سرعت بیشتری تکامل پیدا کردند.