گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (II)

وقتی در حدود سال ۱۹۰۰ شخصا با شعر و موسیقی مشرق زمین آشنا گردید، احساس کرد که از ترجمه فیتز جرالد از اشعار خیام و نیز از رنگ آمیزی های افراطی در ارکستر به عنوان وسیله ای جهت ایجاد احوال مشرق زمینی، راضی نیست. او زبان سانسکریت و چیزهایی از تئوری موسیقی هندیان را آموخت. کارهای عمده هولست از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۲ در واقع موسیقی گذاری روی متونی است که خودش از ریگ ودا یا سایر نسخه های خطی برهمایی ترجمه کرده بود. جذاب ترین این کارها یک اپرای مجلسی سی دقیقه ای به نام ساویتری (۱۹۰۸) است که مضمون به ویژه جالب و نابی دارد اما متاسفانه وقفه هایی که احساسات گرایی های آن دوره هولست در آن پدید آورده، آنرا کمی کدر می کند.

وقتی در حدود سال ۱۹۰۰ شخصا با شعر و موسیقی مشرق زمین آشنا گردید، احساس کرد که از ترجمه فیتز جرالد از اشعار خیام و نیز از رنگ آمیزی های افراطی در ارکستر به عنوان وسیله ای جهت ایجاد احوال مشرق زمینی، راضی نیست. او زبان سانسکریت و چیزهایی از تئوری موسیقی هندیان را آموخت. کارهای عمده هولست از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۲ در واقع موسیقی گذاری روی متونی است که خودش از ریگ ودا یا سایر نسخه های خطی برهمایی ترجمه کرده بود. جذاب ترین این کارها یک اپرای مجلسی سی دقیقه ای به نام ساویتری (۱۹۰۸) است که مضمون به ویژه جالب و نابی دارد اما متاسفانه وقفه هایی که احساسات گرایی های آن دوره هولست در آن پدید آورده، آنرا کمی کدر می کند.

همانگونه که ادموند روبرا، شاگرد هولست اشاره می کند، مهم ترین تمهیداتی که موسیقی او را در سراسر زندگانی اش مشخص و متمایز می سازد، آثار مربوط به بینش بیگانه دوستی اوست: ۱) میزان های پنج و هفت ضربی، ۲) خطوط باس که با حرکتی هموار و با نت های عجیب ربع پرده ای، تا یک اوکتاو فرود می آیند، ۳) پرده گردانی های هارمونیک ناشی از کنار هم گذاشتن سوم های مینور است که ریشه آنها یک سوم ماژور، از یکدیگر جداست، ۴) رسیتاتیف که دائما حول یک نت محوری می چرخد و ۵) کادانس های ملودیک که در گام فریژین فرو می رود. به علاوه این ها، هولست به گونه ای اتفاقی از گامهای هندی نیز استفاده می کند و در این کار از ملودی های کنترپوانی ای بهره می گیرد که گامهایشان با هم متفاوت است.

از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۶، جاذبه دیگری او را به خود مشغول داشت: و آن آوازهای عامیانه انگلیسی بود که به تازگی سیسیل شارپ و مریدانش چاپ و منتشر کرده بودند. هولست بسیاری از این آوازها را برای هم سرایان، ارکسترهای زهی، آماتورها و برای دسته های مختلف نوازندگان تنظیم کرد.

تنظیم های او در مقایسه با همین کار توسط بنتاک، نسبت به روح الحان، خیلی وفادارتر و خیال انگیز است اما شبیخون های اتفاقی او به شکل پیوسته پردگی های سهل و آسان بنتاکی، آنها را ضعیف می کند. اپرای یک پرده ای “بر سر گراز” (۱۹۲۴) در حقیقت نقطه اوج و بهترین حاصل این دوره دل مشغولی هولست به آوازهای عامیانه انگلیسی است. اما ماندنی ترین کار او، بی گمان سوئیت شماره یک (۱۹۰۹) برای دسته های موزیک نظامی و مانند آن است که نقطه عطف آغازگر دوران جدیدی در ادبیات موسیقی دسته های موزیک محسوب می شود و با آنکه آهنگسازان زیادی خواسته اند از او تقلید کنند ولی هیچیک از ایشان نتوانسته است کاری قابل مقایسه با آن، به وجود آورد.

هولست فعالانه در جنبش ناسیونالیستی و نئو کلاسیستی احیای موسیقی انگلیسی مانده از قرون شانزدهم و هفدهم شرکت کرد. او نشر پرسل را به ویژه در رسیتاتیف ها عینا نسخه برداری و رونویس می کرد. قطعات ساخته شده او در دهه آخر عمرش مانند کنسرتوی فوگی (۱۹۲۴) شعر ارکستری، اگدن هیث (۱۹۲۷) و فانتزی کورال بسیار لطیف او (۱۹۳۳)، همگی نشان دهنده مزایای کار و تحقیق او روی کنترپوان رنسانس است.

صادق رنجکش

۱ نظر

بیشتر بحث شده است