گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

مطلبی که پیش رو دارید، «گزارشی از یک ضبط میدانی» است که توسط هادی سپهری، زیر نظر دکتر ساسان فاطمی انجام گرفته است:

مقدمه
ضبط انجام شده در منطقه ‏ای صورت گرفته است که همزمان محل تحقیق پروژه ‏ی پایانی من جهت دریافت دانشنامه ‏ی کارشناسی ارشد قوم‏ موسیقی‏ شناسی است. محل پژوهش استان کارص (قارص در ادبیات قدیم) و مناطق همجوار و هم‏ خانواده‏ ی فرهنگی با آن یعنی دو استان ایغدیر و آرداهان در شمال‏ شرقی ترکیه است (تصویر۱). بنابراین من از این کار میدانی در راستای افزودن اطلاعات درباره‏ی فرهنگ و موسیقی مورد مطالعه استفاده کردم.

(تصویر۱)

اطلاعات زمانی، مکانی و موقعیت ضبط
برای رفتن به محل ضبط من مسافرت زمینی، با اتومبیل شخصی، تا مرز ایران و ترکیه را انتخاب کردم که متأسفانه پس از تلاش بسیار، از راه‏های مختلف مانند قزوین- زنجان- تبریز، ساوه- زنجان- تبریز و در نهایت قزوین- رشت- اردبیل، با بسته بودن تمامی این راه‏ها توسط پلیس راه به دلیل برف و یخ زدگی مواجه شدم. در نتیجه برای اینکه زمان را برای انجام ضبط از دست ندهم به سرعت به تهران بازگشتم. با تهیه‏ی سریع بلیط هواپیما به استانبول رفته و از آنجا دوباره با هواپیما به شهر «کارص» رفتم. بنابراین سفری پانزده ساعته بیش از چهل ساعت طول کشید. دلیل من برای اضطرار در این حرکت به کارص یکی وظیفه ‏ام در ارایه‏ ی کارمیدانی در کلاس در زمان مقرر و دیگر هماهنگی با داده ‏رسانان در آنجا بود چون از مدتها قبل برای آن زمان مشخص با آنها قرار گذاشته بودم.

شهر کارص و مناطق همجوار آن، که شمال ‏شرقی کشور ترکیه را شامل می‏ شوند، مکانی است که از نظر ترکیب قومی- زبانی، دینی و فرهنگی چندگانه است. در این منطقه، که به دروازه‏ ی قفقاز هم مشهور است، افرادی از ملل و اقوام مختلف از جمله آلمانی، ارمنی، کُرد، روس به شکل اقلیت و تُرک به شکل اکثریت ساکن هستند (هاستلر۱۳۹۳: ۵۳). از نظر زبانی همه با زبان رسمی کشور ترکیه یعنی تُرکی با لهجه‏ ی استانبول صحبت می کنند اما به خصوص در میان ارمنی ‏ها و کُردها زبان ارمنی و کردی رواج دارد همچنین عموم افراد محلی با لهجه ‏ای میان لهجه‏ ی آذربایجان و استانبول صحبت می‏ کنند.

دین اکثریت ساکنان اسلام (شیعه ‏ی جعفری، سُنّی) و مسیحی است (Erdener 1987:23). فرهنگ غالب در میان ساکنان فرهنگ ترکی، قوم اکثریت که «قاراپاپاق» هستند (Erdener 1987: 288) و در منطقه تا بخش‏ های زیادی از آذربایجان ‏غربی ایران هم پراکنده ‏اند (قافقازیالی۱۳۸۸: ۶۸)، است. یعنی آداب و سنن ترکان بر همه، بدون مقاومت خاص تا امروز، حاکمیت داشته است. البته در ده ‏های اخیر، به نظر شخصی من، تحت تأثیر تبلیغات اروپاییان و آگاه شدن و شاید هویت ‏طلبی اقلیت‏ها، افراد به دنبال نفی فرهنگ غالب و دنبال کردنِ فرهنگ های قومی خویش، ولو به قیمت ساخت عناصر فرهنگی تازه به خیال قدمت آنها، هستند؛ این مطلب را نه از جهت نیک یا بد بودن آن ذکر کردم فقط آنچه به نظرم رسید را بیان کرده ‏ام.

شاهد چنین مطلبی وجود عاشیق ‏های کُرد و ارمنی در نیمه ‏ی اول قرن بیستم و پیش از آن، در منطقه است (گفتگوی شخصی با عاشیق یِل‏دیز) چنان که این عاشیق ‏ها مانند همکاران تُرکِ ‏شان به زبان ترکی و همانند ایشان به فعالیت می‏ پرداخته ‏اند. به نظر می ‏رسد در گذشته‏ ای نه ‏چندان دور افراد آن‏چنان به قومیت یا آگاه نبودند یا بها نمی ‏دادند (Denisenko 2011, Doster 2011).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

آروین صداقت‌ کیش در ادامه افزود: تمام این مشکلات را به چیزی احساسی که در اینترنت داریم نسبت می‌دهم؛ که در سایه بودن یا در تاریکی بودن است. در آن لحظه‌ای که من ایرانی در فضای راحت [خانه] پشت دستگاهم نشسته‌ام، شرایط از نظر روانشناختی به من می‌گوید، همه کار می توانم بکنم! من در خانه ی خودم وقتی تنها هستم، ممکن است هر کار دور از شأن [اجتماعی] هم بکنم. این همان احساس را به من القا می‌کند؛ من در اتاقم پشت کامپیوترم نشسته‌ام و احساس می‌کنم که هر کاری بخواهم می توانم بکنم و می کنم. از آن لحظه به بعد به قول آقای مختاباد دیگر «غول از شیشه بیرون آمده» و ما هم نمی‌دانیم چه‌طور آن را به شیشه برگردانیم.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

اگر برنامه‌ی اصلی نقد تکوینی را بررسی پیشامتن‌های یک اثر بدانیم این‌گونه نقد همان‌طورکه اشاره شد با نقد اثر آهنگساز یا به بیان دقیق‌تر نقد خلاقیت آهنگساز مشکلی ندارد زیرا پیشامتن‌های آهنگسازی، مانند دست‌نویس‌ها، طرح‌های اولیه و… معمولاً به خوبی نگهداری می‌شوند و حتی قبل از به‌وجود آمدن نقد تکوینی نیز در موسیقی‌شناسی تاریخی و ویرایش آثار برای انتشار، بسیار مورد توجه بوده‌اند (نباید از نظر دور داشت که در اولی هدف یافتن ارتباطات تاریخی و در دومی یافتن صحیح‌ترین نسخه برای انتشار است و این همان نکته است که نقد تکوینی را از آن کاربردها متمایز می‌سازد).
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

در زمان ازدواجشان، آلیس به تنهایی خانه ای در مالوِرن اجاره کرده بود اما الگار اعتقاد داشت که برای تثبیت نام خود به عنوان یک موسیقی‌دان برجسته، باید نزدیک لندن باقی بماند. این، به معنای زندگی کردن در لندن بود. ازدواج آنها، در این مدت دچار مشکلات فراوانی بود چرا که الگار می خواست (و نمی توانست) که خود را در پایتخت تثبیت نماید. بعد از گذراندن ماه عسل، در کنینگتون غربی سکنی گزیدند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

او هیچ چیزی جز سودا نمی نوشید. بی نهایت در سیگار کشیدن افراط می کرد و وسایل دود کردن خود را در کیفی زنانه به همراه خود تا خانه ی ما آورده بود. تا می توانست به همراه خود چپق و تنباکو آورده بود. در سال ۱۹۱۶، وقتی که آلیس به دوستان قدیمی خود (خانواده الگار) سر می زد، الگار در خانه ی خواهرش و در شهری دیگر به سر می برد.
سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (III)

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (III)

قبلا گفته شد می توان بین هارمونیک های دوم و چهارم و هشتم و شانزدهم و… سیستم اکتاوی تشکیل داد. حال در اینجا باید گفته شود که اصولا بین هارمونیکهای fm و fn به شرط fm=2fn می توان سیستم اکتاوی فواصل را مشاهده نمود. سیستم زیر فواصل بین هارمونیک های ۱۵ تا ۳۰ را نشان می دهد. در این سیستم fm=30 و fn=15 بوده و فواصل کسری ساده شده اند:
رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

رحمتی: دچار فقر منابع مکتوب پژوهشی در زمینه سازهای ایرانی هستیم

امیرحسین رحمتی متولد سال ۱۳۶۳ در شهر شهریار است. او خواننده ای توانا و سازنده ای کاربلد در ساخت تار است. رحمتی از دو سال پیش تحصیل و تحقیق در رشته اتنوموزیکولوژی را آغاز کرده و مقالات او در جشنواره های پنجم و ششم نوشتارها و سایت های موسیقی، برگزیده شده است. با او گفتگویی خواهیم داشت درباره فعالیت هایش.
فیه ما فیه

فیه ما فیه

ارکستر سمفونیک تهران قرار است به مدت ۹شب در تالار وحدت به اجرای برنامه بپردازد. نگارنده ۶ آذر موفق به دیدن اجرای این کنسرت شدم. کنسرت ۶ آذر ارکستر سمفونیک همزمان از رادیو پخش شد و از طرف رادیو در بین برنامه هم با عوامل برنامه گفتگویی صورت گرفت.
جسارت تجربه های جدید را داشت

جسارت تجربه های جدید را داشت

در نوامبر۱۹۶۴ اجرای زنده آلبوم Regal خود را در سالن تئاتر افسانه ای شیکاگو ضبط کرد و هیجان حاصل از این اثر فوق انتظار بود. در همین سال کینگ ترانه “How Blue Can You Get” را اجرا کرد که به یکی از ترانه های محبوب تمام دوره ها مبدل شد و دو ترانه بعدی او “Don’t Answer the Door” و “Paying the Cost to Be the Boss” در سال ۶۶ بین ده ترانه اول بودند.
بوطیقای ریتم (VII)

بوطیقای ریتم (VII)

اکنون به نظر می‌رسد زمانی است که بیش از متر باید بر ریتم و مسائل آن متمرکز شویم؛ یعنی جمله‌هایی حاوی کشش‌ها و معمولا بلندتر از یک واحد متریک. ریتم را درک دیرندها و الگوسازی دیرندی گرفتیم و گروه‌سازی را نیز عامل پیوند زننده‌ی آن با متر فرض کردیم. در همین تعریف نوعی اشاره‌ی محو به پیش‌بینی کردن وجود دارد. به این مفهوم، درک ساختار یعنی تشکیل الگویی زمانی در ذهن که قابل بازشناسی (البته مرتبط با موسیقی قابل تکرار) نیز باشد.
در باب متافیزیک موسیقی (VII)

در باب متافیزیک موسیقی (VII)

لطیفه گستاخانه ای که در سی سال اخیر بارها نقل شده، یعنی اینکه معماری موسیقی منجمد است، صرفا نتیجه احساس این شباهت است. رد این لطیفه را می توان تا گوته دنبال کرد چون، براساس گفتگوهای اکرمان، جلد دوم، صفحه ۸۸، گوته گفته است: “میان اوراق ام برگه ای پیدا کردم که بر رویش نوشته بودم معماری موسیقی منجمد است و حقیقتا حرف بی ربطی هم نیست؛ حال و هوایی که معماری به وجود می آورد شبیه تاثیر موسیقی است.”