گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گروه سنتی کردی _ فارسی هه رمان در سال ۸۳ توسط آرش نجم الدینی و گروهی از نوازندگان کرد مثل: آراس رجبی نوازنده نی و منا سیمیاری نوازنده بم تار و داود رحمان پور نوازنده سنتور به خوانندگی مصطفی محمودی و شادی بهیار تشکیل شد. این گروه اولین کنسرت بزرگ خود را در آذر ماه ۸۶ در تهران تالار حرکت و کنسرت دوم را در سنندج برگزار کرد، بعد از آن در اردیبهشت ۸۷ در تالار فارابی کنسرت سوم خود را اجرا کردند؛ در اینجا مصاحبه ای با آرش نجم الدینی سرپرست این گروه را می خوانید:

گروه سنتی کردی _ فارسی هه رمان در سال ۸۳ توسط آرش نجم الدینی و گروهی از نوازندگان کرد مثل آراس رجبی نوازنده نی و منا سیمیاری نوازنده بم تار و داود رحمان پور نوازنده سنتور به خوانندگی مصطفی محمودی و شادی بهیار تشکیل شد. این گروه اولین کنسرت بزرگ خود را در آذر ماه ۸۶ در تهران تالار حرکت و کنسرت دوم را در سنندج برگزار کرد، بعد از آن در اردیبهشت ۸۷ در تالار فارابی کنسرت سوم خود را اجرا کردند؛ در اینجا مصاحبه ای با آرش نجم الدینی سرپرست این گروه را می خوانید:
از چگونگی وردتان به موسیقی بفرمایید.
من متولد سال ۱۳۶۱ در سنندج هستم، از دوازده سالگی نزد اساتیدی در سنندج موسیقی را با ساز دیوان شروع کردم، بعد از آن ساز تار را انتخاب کردم و پیش آقای میرانی این ساز را آموزش دیدم، همچنین ساز دف که این ساز میان کردها بسیار رایج است.

بعد از مدتی دانشکده موسیقی قبول شدم و به تهران آمدم؛ در آن زمان کار من با موسیقی ایرانی و ردیف نوازی آکادمیک تر شد و پیش آقایان همتی و محمدرضا ابراهیمی شروع به کار کردم.

کاردانی ام را با ساز تار و دوره کارشناسی را با ساز عود گرفتم. حرفه اصلی من تدریس سازهای دف دیوان و عود است و تنظیم ها و آهنگسازی های موسیقی کردی برای خوانندگانی مثل: مصطفی محمودی و فواد پیشوا انجام دادم و همچنین بررسی روی ریتم های مختلف موسیقی داشته ام.

انگیزه تشکیل گروه تشکیل این گروه چه بود؟
من در سال ۸۳ به دلیل کرد بودن خودم و اینکه با موسیقی کردی بیشتر انس می گرفتم و بعد از سالها شکست و تجربه گروه هه رمان را تشکیل دادم، در ابتدا چندین اجرای کوچک با این گروه داشتم و بعد از آن توانستیم اجراهای بزرگتری داشته باشیم تا آنجایی که کنسرت های بزرگی در تهران و سنندج داشتیم.

نویسنده قطعات شما کیست؟
چون در موسیقی کردی ترانه سرا وجود ندارد، بیشتر کارها فولکلوریک است اما تعداد کمی از کار ها اشعار آقای فسورزاده بود.

کتاب دف نوازی ای که شما تالیف کردید با چه سیستمی نوشته شده و با دیگر کتابهای آموزشی دف چه تفاوتی دارد؟
این یک کتاب آموزشی دف است که در آن از هنرآموزان مبتدی شروع کردم تا پیشرفته که حاصل تجربیات من در تدریس دف طی این چند سال است.

من در این کتاب مطالبی را که برای هنر جویان مفید است را جا داده ام و ریتم ها با اسم مقام ها نوشته شده، همچنین تلاش من بر این بود که در این کتاب از الگو های جدید ریتمیک استفاده کنم و به صورت قطعه نوازی و نیز هر مقام را روی یک قطعه جا دادم. من سعی کردم جدا از کتابهای آموزشی از کتابهای دیگری هم استفاده کنم که البته باید به مرحله اجرایی بیشتر برسد.

سیستم آموزش در این کتاب سه خط است، چون این روش هم در خواندن و هم در نوشتن راحت تر است و در روش سه خط در هر خط یک شماره است که باعث راحت تر و بهتر شدن در یادگیری می شود.

کار شما نسبت به گروههای دیگر، مخصوصا کوبه ای چه مشخصه ای دارد؟
من هیچ وقت نمی خواهم قیاس کنم چون هر گروهی دیدگاه و طرز تفکر خاص خودش را دارد و نباید مقایسه کرد اما ما با استفاده از اصالت ریتم های خانقاهی کردستان که همراه با اشعاری از شعرهای شمس تبریزی خوانده می شود و نوع لجرای ریتم ها به این صورت است که چند ریتم در آن واحد اجرا می شود، همچنین با توجه به اینکه در بسیاری از گروهها فقط از یک ساز استفاده می شود ما از سازهای اصیل ایرانی مثل تنبک و دف و دهل نیز استفاده می کنیم.

مهتاب نادری

دیدگاه ها ۶

بیشتر بحث شده است