گزارشی از یک ضبط میدانی (III)

چگونگی انجام کار
به محض رسیدن به شهر کارص با رابطم، آقای سینان اُپاک، که قرار ملاقات با «عاشیق یِل‏دیز» را برای من هماهنگ کرده بود، تماس گرفته و به دیدارش رفتم. پس از تماس تلفنی قرار بر ملاقات در صبح روز بعد گذاشته شد. روز بعد پس از ملاقاتی یک ساعته با عاشیق یِل‏دیز قرار برای ظهر روز بعد جهت ضبط و مصاحبه گذاشتم. نکته‏ی جالب توجه اینکه عاشیق یِل‏دیز که بسیار با تجربه، حرفه‏ای و در کار خود مسلط است تا زمانی که رابطم من را به عنوان یک نوازنده معرفی نکرده بود برخوردی جدی با من نداشت اما پس از آنکه او متوجه شد من شخصاً نوازنده هستم برخوردش تغییر کرد و بسیار جدی‏تر با من صحبت کرد. به طور مثال در ابتدا پاسخ‏هایش کوتاه بود ولی پس از معرفی با تفصیل بیشتر سوالات را پاسخ می‏داد. باری ظهر روز بعد قبل از ساعت مقرر، جمعه دوازده ظهر، به محل قرار که «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» است رفتم و منتظر آمدنِ عاشیق یِل‏دیز شدم. «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» که به نوعی نیمه دولتی است بازمانده‏ی «خانه‏های فرهنگِ مردمی» است که پس از تأسیس جمهوری در ترکیه ایجاد شدند (Atlı ۲۰۱۳).

«عاشیق شَنلیک»، که خیابانی هم به نام او در شهر کارص هست، در کنار «عاشیق مراد چوپان اُغلو» یکی از دو عاشیقِ نامدار شهر کارص است (Aslan 2007) که هر دو دارای شهرتی بین‏المللی هستند.

عاشیق یِل‏دیز با کمی تأخیر به همراه سازی که از پدرش به ارث برده بود در محل حاضر شد و از آنجا که ظهر جمعه عموم افراد برای شرکت در نماز جمعه راهی مساجد می ‏شوند کسی در مرکز فرهنگی نبود. پس من با عاشیق یِل‏دیز در یکی از دو اطاق بزرگ مرکز نشسته و دستگاهم را روی میز گذاشتم و شروع به ضبط کردم. من در حین ضبط دستگاه را جابه جا نکردم و تمام سخنان و اجراهای موسیقی توسط عاشیق یِل‏دیز را از یک نقطه ضبط کردم.

فقط در حین صحبت‏ها «ریکُرد ولوم» را تا حدودی کم کردم تا احیاناً صدا دچار «دیستورت» نشود. ایشان در حین ضبط، مابین قطعات مختلف، توضیحاتی در مورد جایگاه و شعر قطعات برای من می‏داد.به طور مثال گفت که عاشیق باید ابتدا مجلس را با گونه‏ای که به آن «دیوان» می‏گویند آغاز کند، و البته از شعر و موسیقی عاشیق ‏های قدیمی که نشان دهد شاگردی کرده و برروی آثار گذشتگان مسلط است. گونه هایی که در این ضبط می ‏شنوید: ۱- دیوان ۲- گوزللَمهَ ۳- کاراچا (قرچه) ۴- تورکو (ترانه ‏ی ترکی) ۵- اویون هاواسی (قطعه ‏ی رقص). نکته‏ ی جنبی که باید بگوییم این است که در هنگام اجرا برخی اوقات، به اضافه‏ی ضرباتی که برروی صفحه‏ی ساز مصادف با پولساسینقطعه می‏ نواخت، همزمان پایش را هم محکم بر زمین می کوفت که به نظرم نقاط اوج قطعه می ‏تواند محسوب شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

در قسمت قبل دیدیم که چگونه اطلاعات، گرما، الکتریسیته (در اصل هر وجودی که توانایی جریان داشتن داشته باشه) همواره از قطبی که پتانسیل بیشتر دارد به سمت قطبی که پتانسیل کمتر دارد جاری میشود، قوانین ریاضی و فیزیکی زیادی وجود دارد که این مطلب را تائید میکند.
مروری بر آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور»

مروری بر آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور»

مکتب پایور در میان مکتب‌های آموزشی-هنری در موسیقی ما موقعیت خاصی دارد، نه ‌فقط به دلیل این‌که یک دوره‌ی یادگیری طولانی‌مدت منظم (حدوداً ۱۰ ساله) را پیشنهاد می‌دهد بلکه به خاطر نقشی که می‌تواند در یکی از مهم‌ترین نیازهای فعلی موسیقی کلاسیک ما بازی کند. آثار «فرامرز پایور» این پتانسیل را دارد که در کمبود اجرای مجدد قطعات موسیقی و توجه به هنر تفسیر –به‌عنوان مرحله‌ای از روند کلاسیک‌سازی- گشایشی پدید آورد.
نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
شیوه ای برای نوت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (II)

شیوه ای برای نوت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (II)

در سیستم کوک پرده میانه ۱۱/۱ کما فاصله پنجم معتدل بوده و به اندازه ۱۱/۱ کمای سنتونیک از فاصله پنجم ۲/۳ کمتر می باشد. بر اساس چرخه بالا رونده و پایین رونده فاصله پنجم فواصل زیر حاصل می شود:
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

بسیاری از پیانیست ها یک ساعت و یا بیشتر بر روی تمرینات تکنیکی وقت صرف مینمایند برخی از این تمرینات میتواند مانند تمرینات Hanon (تمرین برای ۵ انگشت که الگوهای متفاوتی را اجرا مینماید) یا Dohnanji و Cortot که برای تفکیک انگشتان بکار میرود (من فکر میکنم این دو تمرین آخری واقا خظرناک میباشند و ممکن است موجبات صدمات جدی بر انگشتان و عضلات وارد نماید وباید وقتی تمرین شود که شخص واقعا تجربه و دقت کافی را داشته باشد (همچنین گامها) فرمهای بسیاری برای گام نوازی وجود دارد.
کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به هنرمندی بردیا صدرنوری و علیرضا چراغچی از دو آلبوم «عاشقانه در باران» و «نیایش» در تالار وحدت رونمایی می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آلبوم «عاشقانه در باران» با شعر و دکلمه بابک صدرنوری و موسیقی بردیا صدرنوری و آلبوم بی کلام «نیایش» با تک نوازی پیانو بردیا صدرنوری پنجشنبه اول آذر ماه همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به نوازندگی پیانو بردیا صدرنوری و نوازندگی ویولن علیرضا چراغچی در تالار وحدت، به صورت رسمی رونمایی خواهند شد.
قرار دوباره برگزاری کنسرت ارکستر کامه راتا

قرار دوباره برگزاری کنسرت ارکستر کامه راتا

در خبرها آمده بود که کنسرت ۳۱ خرداد و اول تیر ارکستر “کامه راتا” به رهبری کیوان میرهادی، به دلیل بالا رفتن تعرفه اجاره سالن ها، مخصوصا سالن رودکی که بارها صحنه اجرای کنسرتهای ارکستر کامه راتا بوده است، لغو میشود چراکه ارکستر قادر به تامین هزینه سالن نیست!
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

شاید علتِ مخالفتِ آدرنو با نظراتِ والتر بنیامین این بود که بنیامین تحتِ تاثیرِ برتولت برشت بر تاثیر هنر بر گروه تاکید داشت نه بر فرد. این دیدگاه در نظرِ آدرنو موجبِ همگانی شدن هنرِ والا و بازاری شدنِ آن می شد. از دیدِ آدرنو، ایدئولوژیِ برشت و بنیامین کارکردی تخریبی داشت. آدرنو به عنوانِ یک جامعه شناسِ فرهنگ( به گفته ی خودِ آدرنو) مقابلِ عقیده ی قرن نوزدهمی بود که در موسیقی فقط احساسات را ملاک قرار داده بود و عقل را در حدِ تکنیک پایین آورده بود، از نظرِ او موسیقی فقط احساساتِ لذت بخش نیست بلکه یک تلاشِ عقلانی است.