متبسم: در هلند نوازنده سازهای ایرانی بسیار کم است

حمید متبسم
حمید متبسم
استاد متبسم عزیز مطلع هستم شما به غیر از همکاری با گروه دستان سرپرست گروه دیگری در خارج از کشور هستید به نام مضراب که فقط از ساز های مضرابی تشکیل شده و اکثر نوازندگان آن جوان هستند. متاسفانه از نظر رسانه ای خیلی کم به این ارکستر پرداخته شده با توجه به این که این کار در خارج از کشور بسیار دشوارست.

چطور شد که به فکر تشکیل ارکستر مضراب افتادید؟

اگر انتظار دارید که محیط اطراف شما مورد توافق و پسند شما باشد باید شما نیز در آن فعال باشید، یک گیاه به شما طراوت و زیبائی می دهد و از شما نیز توقع نگهداری و آبیاری دارد.

هنرجوی موسیقی بخصوص آن که کارش موسیقی نیست نیازمند انگیزه برای ادامه کار است و نمی تواند همیشه برای خودش ساز بزند.

در حاشیه:این درست است که در گروه مضراب بسیاری از جوانان همکاری می کنند لیکن برخی نیز از جوانان قدیم اند.

استاد دهلوی در سال ۱۳۷۱-۱۳۷۲ ارکستر مضرابی را در ایران تشکیل دادند که اتفاقا یکی از اعضای گروه دستان در این ارکستر می نواختند و ایشان کسی نبودند جز حسین بهروزی نیا – این ارکستر به علت عدم حمایت دولت تعطیل شد و در سال ۱۳۸۳ دوباره فعالیت خود را اغاز نمود ( این بار با نوازنده های جوان ) و در سال ۱۳۸۴ ۳ شب در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخت و همین طور در جشنواره ی فجر سال ۱۳۸۴ و باز به خاطر عدم حمایت دولت منحل شد – من نمی دانم شما هم در سال اولی که این ارکستر اغاز به کار کرد در ان می نواختید یا نه؟ اما همواره یک سوال برای من مطرح بوده و آن این که ایده گروه مضراب را از ارکستر مضرابی استاد دهلوی گرفتید یا خیر الگوئی شخصی و جدا گانه داشتید؟
در این که انسان همیشه از آنجائی حرکت می کند که دیگران رسیدند، شکی نیست، لیکن تشابه نام گروه مضراب وارکستر مضرابی اتفاقی ست. و اگر چه در حال حاضر بیشتر نوازندگان این گروه نوازندگان تار و سه تار اند لیکن محدودیتی برای شرکت ساز های دیگر نیست. در نتیجه می توانست نام این گروه هر چیز دیگری نیز باشد.

این ارکستر از چند نوازنده تشکیل شده و چه ساز های را پوشش می دهد؟ با مشکل کوک ساز های ایرانی چه می کنید ان هم با این تعداد نوازنده؟
در حال حاضر ۲۶ نفر در این گروه شرکت دارند که شامل نوازندگان تار، سه تار، بمتار، بربط، عود، سنتور، نی، سازهای کوبه ای و خواننده می شود. مشکل کوک ساز های ما که تمامی ندارد، لیکن یکی از دلایل متغیر بودن کوک ساز های ما نبود یک کوک ثابت است. من سر کلاس به همه دوستان یک کوک ثابت توصیه می کنم(سی بجای دو) که در مجموع معدل مناسبی ست برای همه ساز های ایرانی.

این بدین معنی ست که هنرجویان و خود من نیز در حد امکان هیچ گاه کوک پایه سازمان را عوض نمی کنیم. خود این کمک بزرگی ست برای ثابت ماندن کوک و کم شدن گرفتاری هایش.

رپرتوار این ارکستر چگونه تهیه می شود؟ ایا قطعات را خود شما می نویسید و برای ارکستر تنظیم می کنید؟
بله تا کنون بیشتر قطعات من اجرا شده، ولی یکی از بخش های آموزشی کلاس ما پرورش ذوق آهنگسازی ست که نتیجه اش قطعاتی چند از دیگر همکاران این گروه است.

بعلاوه بابک کامگار که در هلند درس موسیقی می خواند و رهبری این گروه را بعهده دارد نیز خودش برای این گروه آهنگسازی می کند. مسلما در کشوری چون هلند نوازنده ی سازهای ایرانی بسیار کم است آن هم نوازندگان جوان چون نواختن با ساز ایرانی شیوه های مختلفی دارد مثلا در گروه یک جور باید نواخت در ارکستر که کارها پارت بندی شده جور دیگر آیا این مسئله برای نوازندگان این ارکستر به راحتی قابل درک است؟
بکار بردن کلمه به راحتی راحت است، بهتر است بگوئیم کم کم و با زحمت یاد گرفتند و یا دارند یاد می گیرند.

تمام نوازندگان گروه مضراب از شاگردان شما هستند؟
شاید یکی دو تای آنها رسما شاگرد من نبودند. نوازندگان همه تحصیلات موسیقی دارند؟
خیر همانگونه که در ابتدا اشاره شد، غالب این دوستان شغل دیگری دارند و موسیقی را در اروپا آموخته اند.

2 دیدگاه

  • مبین سلوکی
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۷ در ۲:۱۲ ب.ظ

    با سلام.ضمن سپاسگذاری از شما می خواستم بپرسم اقای متبسم در ایران هم اموزش میدهند؟کجا؟

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۷ در ۹:۲۱ ب.ظ

    با سلام میخواستم بدونم چگونه میتونم در کشور هلند ساز ها و سبکهای ایرانی مثل ویولون رو یاد بگیرم متشکرم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.
نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (II)

نگاهی به موسیقی محمدسعید شریفیان (II)

در آثار برخی از آهنگسازان نظیر الگار، عوامل هویتی از مرحله داستان ها، تم ها، ریتم ها و… فراتر می روند. به گونه ای که هیچ یک از این عوامل به طور مشخص در آثار این آهنگسازان وجود ندارد ولی آثار آنها دارای روح ملی است. برای مثال آثار الگار بسیار ملی تر از وون ویلیامز که مبنای کارش را موسیقی فولکلور و دوران رنسانس انگلیس قرار داده بود به گوش می رسد.
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (I)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (I)

وزن در موسیقی معمولاً به سه حالت کلیِ ساده، ترکیبی و لنگ تقسیم می‌شود. پنج ضربی و هفت ضربی نیز، دو نمونه از نوع سومِ وزن، یعنی لنگ هستند که به زعم نگارنده، در طول دهه‌های اخیر، اپیدمی استفاده از این دو ریتم، بلای جان آهنگسازی علیل موسیقی ایرانی شده ‌است. متأسفانه هر سال در کارهای نوازندگان جوان، در اجراهای جشنواره‌های مختلف موسیقی، در کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی (البته در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی) ردپای این دو ویروس را می‌توانیم ببینیم. اشاره به این نکته ضروری است که استفاده از هر ریتمی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه صدور هر حکمی مبنی بر اینکه نباید از فلان ریتم استفاده شود، مضحک، بی‌پایه و مطلقاً مردود است؛ آنچه در اینجا می‌خواهم بگویم این است که «نوعِ استفاده» از این دو ریتم، آنگونه که در موسیقی کلاسیک ما مرسوم شده، بار هنری نازلی دارد و هر چه که باشد، «آهنگسازی» محسوب نمی‌شود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فراز بعدی از «ادوارد تی کُن» بود که مقاله‌اش، «مرجعیت نقد موسیقی» در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۳۷ در جلسه‌ی ششم نیز مورد اشاره قرار گرفت:
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
A Whiter shade of Pale

A Whiter shade of Pale

موسیقی با نوای روحانی و حزن انگیز ارگ شروع می شود که روی تم قطعه معروفی از باخ به نام “Air on G String” از سوئیت شماره ۳ در D ما‍‍ژور ساخته شده است. زمانی که این هنگ برای اولین بار از رادیو پخش شد، شبیه به هیچ یک از آهنگهای پخش شده تا آن زمان نبود. این قطعه که به واقع اولین آهنگ ساخته و تنظیم شده توسط گروه Procol Harum بود طی مدت کوتاهی تبدیل به یکی از پر فروش ترین قطعات آن زمان شد و ۶ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروش رفت و معروفترین قطعه در مراسم عروسی شد.
واپسین سالهای زندگی بتهوون  – قسمت اول

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت اول

در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل – کاسپر (Karl-Kaspar) در سال ۱۸۱۵، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد.