بنیادهای موسیقی (I)

یافته در تاریکی شناخت
آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف).

شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.

حال اگر به بحث اول یعنی تولید و ایجاد نوا و آوا بازگردیم، می بینیم این محصول، مبادی مختلفی در جهان پهناور دارد و ابزارهایی برای ارائه خود، که شاید توجه نکرده باشیم.

به اشکال مختلفی آنرا می بینیم: پرندگان، غرش حیوانات، تلاطم دریا، باد، صدای باران، رعد و برق، انسان و … .(قدرت بیان و تولید آوا)

پس کلام و بیان نشانه ایست برای خلق عاملی بنام اصوات، تولید، ایجاد انرژی، که ما آنرا گویایی می نامیم، اولین بخش ساختن و پرداختن که فقط همیشه آنرا تعریف کرده ایم! و شاید کمترمی دانیم، منطق حاکم بر آن چیست؟

هرگاه مبداها تحلیل وبررسی می شوند، نتایج و عملکردها پرداخته می گردد و امکان رشد و ارتقاء می یابند. زیرا که عناصر وچهارچوبهای بنیادی آن مورد موشکافی و تجزیه قرار می گیرد، آنگاه یافتن و استنتاج صورت پذیرفته و به شناخت منتهی می شود.



چنین می شود که دیگر نمی توانیم هر لحن و هر موجی را خوش آوا بنامیم، در این زمان تفکیک صورت می گیرد، زیرا تولید انجام پذیرفته است اما نوع آن بسته به شرایط حاکم و قالب تعریف مشخصی دارد و اگر به دنبال شکل و معنایی ثابت باشیم ، باید بدانیم که چگونه می شود آنرا تولید کرد و برای احیای آن، چگونه آنرا تجربه می کنیم، تمرین می کنیم و به دانستن می رسیم.

در نتیجه گیری کلی، معرفی این دو گونه که تولید و ایجاد نوا و آوا می باشد، به فهم و شناخت اندیشه، ابزار و هدف آن تعریف می گردد.


در حالت دوم، بصورت ساده و مشخص دریافت این تولید بر اساس جنس و شاکله طبیعیش میسر است که آنرا شنیدن و یا بهتر بگوییم هنر شنیدن می توان نام نهاد.

در این مسیر شاید به نظر برسد تمام تعاریف در بخش اول (تولید- گویایی) مشتمل بر نوع دوم نیز می باشد! قطعا بدین گونه است و با در نظر گرفتن جایگاه و فرم و عملکرد رفتاری این شاخصها، حساسیت به نحوی چشمگیر وتا حدی عجیب دیده می شود.

زیرا که بنا به دلایل متعددی قوه بیان و شنود به هم متصل و مرتبط است، بدین جهت که می دانیم اگر شخصی از کودکی قوای بیان را از دست بدهد، در شنیدار او نقصان دیده می شود و بلعکس نیز صادق است. (این موضوع حتی برای سنین بالاتر، به دور از مشکل نخواهد بود.)


دریافت، که می تواند تشخیص داشته باشد، چون این امکان وجود دارد که لحنی ناپسند پدید آید و یا الحانی ناخوشایند و شنیدار توان این را دارد که تمیز دهد و یافته ها و بر گرفته ها را آنچنان که لازم است پردازش نماید ، در اینجا باید گفت که مغز و ساختار کنترلی مسلط بر تمام اعضا، به این هماهنگی رسیدگی کرده و پالایش آنرا در سطوح وسیع برعهده می گیرد، امر قضاوت بر قوه شنیدن در تمام صورتها متجلی می شود و استیلای آن ملموس است. همانطور که احساس می کنیم کمترین صدا و حرکت منتهی به ارتعاش که در محدوده شنوایی ما باشد، توجه ارگانیسم وجودی ما را به خود جلب می کند. این بخش یکی از دقیق ترین و مهمترین ورودیهای اطلاعات به درون کالبد است.

در اینجا تاکید می کنم که قوای تولید و یا بهتر بگویم مشخصا بیان نیز از همین حساسیت برخوردار است، فقط با این اختلاف که همیشه ورودی های انرژی بنا به دلایل حیاتی و بیو لوژیکی از اهمیت ویژه ای برخوردارند، دریافت امواج و سیگنالهای ارتعاشی با توجه به پیچیدگیهای این عضو قابل استدلال و جذاب است، از این روست که شاید بتوان گفت پدیده شنوایی دارای ارزشی گرانمایه و وزین است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

امروز دهمین سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان است؛ پویان فخرایی دو سال پیش به مناسبت درگذشت این هنرمند مقاله ای نوشته است که امروز می خوانید: شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون…
ادامهٔ مطلب »

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

در این مرحله از کارگاه چند نقد به‌عنوان نمونه‌هایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقی‌شناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعه‌ی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمه‌ی «شهریار خواجیان» به‌عنوان یک نمونه‌ی تاثیرگذار خوانده شد:
بانگ چاووش (I)

بانگ چاووش (I)

در سال ۱۳۴۷، وقتی داریوش صفوت در حال گلچین کردن شاگردان با استعداد «دانشگاه هنرهای زیبا»، برای تشکیل هسته شاگردان سنت گرای «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» بود، هیچگاه گمان نمی کرد که نه سال بعد، همین جوانان مقلد، روزی سنت شکنان مشهور تاریخ موسیقی ایران شوند و مسیری دیگر برگزینند.
از کافه تا رودکی (I)

از کافه تا رودکی (I)

موسیقی سفره خانه ای موضوع مهجوری است که تا کنون کمتر پژوهشگری نگاهش را به آن معطوف کرده است. در نوشتار پیش رو علل شکل گیری اجراهای شبانه ی موسوم به موسیقی سفره خانه ای، دلایل حضور خوانندگان و نوازندگان مطرح موسیقی کلاسیک، ردیف-دستگاهی و مردمی ایران در سفره خانه ها، اقتصاد موسیقی سفره خانه ای، نقش و نگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نوع از موسیقی که بدون حمایت های آنها بصورت کاملا منظم به حیات خود ادامه می دهد، مورد بررسی قرار گرفته است.
آهنگ شعر معاصر (II)

آهنگ شعر معاصر (II)

شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاءِ حسِ هنریِ ایرانی داشته است و به دلیل ممنوعیت سایر هنرها از جمله موسیقی تنوانست آهنگ درونیِ شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعرِ بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمودی عینی پیدا کرد.
گفتگو با ند رورم (I)

گفتگو با ند رورم (I)

ند رورم آهنگساز و روز نویس مشهور آمریکایی است که بیشتر به خاطر مجموعه اشعار و آهنگهایش شناخته شده است. او متولد ۲۳ اکتبر ۱۹۲۳ در ایالت ایندیانا در کشور آمریکا است. تحصیلات اولیه اش را در دانشگاه شیکاگو دنبال کرد. بعدها به دانشگاهی در فیلادلفیا وارد شد و سرانجام در دانشگاه جولیارد در نیویورک تحصیلاتش را کامل کرد. در دوره ای بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۵۷ که وی در مراکش و پاریس زندگی می کرد، اشعار آهنگهایش را به زبانهای مختلف سروده است.
تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل (Tommy Emmanuel) یکی از نوازندگان برجسته گیتار -fingerpicking- میباشد، وی بیشتر بخاطر اجراهای پرهیجان و همچنین استفاده از افکت های تصادفی در اجراهایش مشهور میباشد. در ۳۱ می سال ۱۹۵۵ در شهر New South Wales استرالیا بدنیا آمد.
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (II)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (II)

گفتیم که انتخاب حوزه کاری و عنوان مناسب به چه میزانی اهمیت دارد؛ حالا سئوال اینجاست که آیا یک نوازنده دوتار حق ندارد وارد حیطه موسیقی کلاسیک شده و دست به نوآوری هایی بزند؟
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.
سگویا را همه می شناسند

سگویا را همه می شناسند

اگر شما آهنگساز یا نوازنده ای حرفه ای باشید، اگر از علاقمندان به موسیقی کلاسیک باشید، اگر گیتاریست، ویولونیست، پیانیست و یا حتی نوازنده ای فولکلور باشید، اگر هنرجوی گیتار هستید و یا حتی تصمیم به فراگرفتن این ساز دارید، به طور یقین شما سگویا را می شناسید.او در ۲۱ فوریه سال ۱۸۹۳ در دهکده ای بنام لینارس (Linares)، از توابع گرانادا، در اسپانیا بدنیا آمد. پدرش وکیل معروف دادگستری بود که دوست داشت پسرش به حرفه و پیشه او روی بیاورد. بنابراین تا جائیکه امکان داشت، سعی می کرد سابقه فرهنگی درخشانی برای او به جای بگذارد، از این رو برای او معلم سرخانه پیانو و ویولن گرفت.
موسیقی شناسی فمنیستی (I)

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.