متبسم: در کنار جوانان با افتخار ساز می زنم

حمید متبسم
حمید متبسم
شما در این گروه از رهبر ارکستر هم استفاده کرده اید و آن هم یک رهبر جوان، وجود رهبر ارکستر برای چنین آنسامبلی اجباریست؟ آیا در پیشرفت کار موثر است؟ تمام نوازندگان که به فنون رهبری آشنا نیستند که بتوانند از آن پیروی کنند؟
در یک گروه بزرگ نوازندگان مشکل شنیدن یکدیگر را دارند و به همین دلیل نیاز به کسی است که همه از او پیروی کنند و سرعت ضرب ها و اندازه نوانس ها را از وی بگیرند. بعلاوه در گروه مضراب همه چیز جنبه آموزشی دارد و بنای کار حرفه ای نیست، از این رو انتظار هم در همین حد است.

شما سال ها با دستان کار کرده اید، سال ها آهنگ سازی کرده اید، تدریس، نوازندگی در آثار مختلف و به طور قطع یکی از موزیسین هایی هستید که به گردن موسیقی ایران حق دارید و به پیشرفت آن کمک شایانی کرده اید حال با این همه تجربه چطور حاضر هستید کنار چند جوان کم تجربه بنشینید و با متانت تمام نوازندگی کنید؟ چه احساسی دارید؟ و اصلا چرا این کار را انجام می دهید؟
این استدلال ها عاقلانه ست و با مورد سئوال شما که بازتاب عشق است، هماهنگی ندارد. با متانت ساز زدن اصل است و به این ربطی ندارد که کجا و با چه کسی ساز می زنی، بعلاوه این دوستان از جان و دل مایه می گذارند و با تمام مشکلات از راه های دور و نزدیک دور هم جمع می شوند، در کنار این ها با افتخار ساز نزنی، چه بکنی!

ارکستر مضراب تا به حال در چه کشورهایی به اجرای برنامه پرداخته؟
در چند شهر آلمان و هلند

برخورد موزیسین های حرفه ای غربی با چنین ارکستری چیست؟
آنکه تا کنون کار این گروه را با توجه به موارد ذکر شده، شنیده ، دوستان را مورد توجه و تشویق قرار داده.

آیا تجربه ی گروه دستان به ارکستر مضراب کمک کرده یا دو عنصر و تجربه ی متفاوت هستند؟
حتما اینطور بوده، من ایمان دارم که تجربه سال ها کار گروهی این همه را میسر می کند، لیکن تجربه بدون دانش کاری از پیش نمی برد.

آیا آلبومی از گروه مضراب منتشر شده؟ در ایران مانند آثار گروه دستان از گروه مضراب آلبومی منتشر خواهید کرد؟
هنوز شاید زود است که در این مورد گفتگو کنیم.

فرض می کنیم یک جوان هلندی به ساز بربط علاقه مند می شود، بربطی تهیه می کند و شروع به نواختن می کند (البته نمی دانم چگونه می تواند معلم بربط در کشور اروپایی پیدا کند) بعد از مدتی قطعه نوازی شروع به نواختن ردیف سازی می کند – این جوان اروپایی چگونه می تواند فرق مخالف سه گاه را با اصفهان یا نوا درک کند؟ می دانیم که موسیقی ایرانی در خون ایرانی هاست در نتیجه برای ما ایرانی ها و تقریبا ما شرقی ها قابل درک تر است ولی یک جوان اروپایی چگونه می تواند با ربع پرده هایی که در موسیقی کشورش بسیار نا یاب است ارتباط بر قرار کند؟ به آن خو بگیرد؟ با آن به وجد بیاید؟ و با آن اشک بریزد؟ یاد گرفتن یک بحث است ولی خو گرفتن و زندگی کردن با ان بحثی دیگر. اگر می خواهید مثال بزنید که خب ویولن را هم در همه جا می نوازند باز سوال دارم که ویولن دیگر ساز کشور خاصی نیست متعلق به دنیا ست و در هر کشوری حداقل روزی ۱۰۰ قطعه کلاسیک پخش می شود و همه کشورها از فقیر ترین تا غنی ترین حداقل یک ارکستر سنفنیک را دارند با توجه به این مسئله موسیقی کلاسیک ملموس تر از موسیقی کشورهای دیگر مثل ایران – هند یا افغانستان است و ارتباط گرفتن مشکل تر. (نزدیک به ۱۰ سال است که این سوال شخصی من است)
این که این موسیقی در خون ماست را بهتر است که طور دیگری بیان کنیم، شاید بهتر باشد بگوئیم که با ان خو گرفته ایم، بزرگ شده ایم و زندگی کرده ایم. در طرح مسئله موسیقی غرب و ساز ویلن شما کمی پاسخ خود را یافته اید، با پدیده ای زندگی کردن اصل است.

در میان ما ایرانیان نیز هستند بسیاری که موسیقی جزء ناچیزی از زندگی شان است، این گروه که تعدادشان کم هم نیست، آنهائی هستند که موسیقی را به دو دسته غمگین و شاد تقسیم می کنند و موسیقی برایشان فقط یک مصرف دارد.

موسیقی پدیده ایست انتزاعی و شما نمی توانید بفهمید که دیگری چه تاثیری از آن می گیرد، به همین دلیل هم نمی توانید بگوئید که غربی ها از موسیقی ما نمی توانند مانند ما لذت ببرند، چرا که نمی دانید چه اتفاقی در درون آنها با شنیدن موسیقی ما می افتد.

من در این سالها برخورد ها و نگرش هائی در مورد موسیقی مان از همین مردمان اروپا دیده ام که نمونه اش را از بسیاری از همکاران خودمان ندیده ام. این است که عجولانه قضاوت نمی کنم.

البته در یک تحلیل عام می توان گفت که موسیقی مانند زبان است که تا آن را نفهمی از آن لذت نخواهی برد، لیکن تنوع این زبان مانند زبان محاوره نیست و مرز سیاسی ندارد و مانند زبان صد در صد ملی نیست. آنچه ما امروز بعنوان موسیقی ایران نام می بریم دامنه اش تا برخی کشور های اروپائی می رسد و تشابه بسیار نیز با موسیقی رسمی اروپا دارد.

شما درباره ی آینده ی گروه دستان سخن گفته اید اما در باره ی آینده ی گروه مضراب خیرآینده ی این گروه به چه شکل است؟
ما کارمان را می کنیم و تا آنجا که توانی باشد ادامه می دهیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

ممکن است که خواننده‌ی کتاب و نقد حاضر بیاندیشد که این یکی از معدود مثال‌های موجود است و به گناه یک مثال تا این اندازه ریز شدن بر یک متن را بی‌رحمی و دوری از عدالت در مورد یک کتاب مفید تلقی کند اما شوربختانه این گونه نیست و مثال‌هایی مانند این دست‌کم در جاهایی که دو متن درایه‌های کاملا یکسان دارند، فراوان می‌یابیم. به این مثال دیگر از مدخل «روشن‌گری/Enlightenment» توجه کنید:
خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

برنامه های خوبی داریم در آکادمی آواز، اجرای کنسرت برای هنرجویان آواز برتر و تشکیل یک آرشیو قوی و بخش پژوهش و تحقیق در مورد شیوه های مختلف آواز؛ تشکیل یک گروه کر خوب و تشکیل یک گروه کر ایرانی برای کارهایی که قرار است ایرانی صدا بدهد و الان مجبورند برای این کارها از کرهایی استفاده کنند که با استیل آواز غربی میخوانند و آن نوع سونوریته و کاراکتر.
موسیقی الکترو آکوستیک

موسیقی الکترو آکوستیک

اصطلاح electro-acoustic music به موسیقی ای گفته می شود که در آن از تجهیزات الکترونیکی به تنهایی و یا با ترکیب آنها در کنار سازهای آکوستیک برای ساخت موسیقی استفاده شده باشد. با این روش صداهای جدیدی برای خلق موسیقی – و یا حتی اصوات غیر موسیقی – تولید می شود. این اصطلاح به مرور زمان به موسیقی الکترونیک تبدیل و خلاصه شده است.
چارلی چاپلین ، قسمت دوم

چارلی چاپلین ، قسمت دوم

در ادامه مطلب قبل (چارلی چاپلین) که راجع به زندگی هنری چارلی چاپلین و توانایی های او در آهنگسازی بود، ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم. بخصوص به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.
پایانی بر آغاز (III)

پایانی بر آغاز (III)

اولا من به یاد ندارم که به رهبران دیگر گفته باشم آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کنند شاید در مصاحبات گوناگون پیش از این گفته باشم که خودم در حال حاضر (یعنی در آن زمان و در اروپا) مشغول اجرا و ضیط آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی هستم. اما این موضوع ربطی به آن نداشته که من برای رهبران قبلی تعیین تکلیف کنم!
پایانی بر آغاز (II)

پایانی بر آغاز (II)

فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند:
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.
سازهای انتقالی

سازهای انتقالی

در مباحث گذشته راجع به کوک سازها و مبانی فیزیکی آنها صحبت کردیم و مشخص شد که برای سادگی و یکسان سازی کوک انواع سازها، استانداردی برای فرکانس هر نت تهیه شده است که در این حالت اولین نت لا پایین تر از دو وسط در پیانو، فرکانس ۴۴۰ هرتز را اختیار می کند. این کوک به کوک کنسرت یا Concert Pitch معروف است و تمامی سازها هنگامی که گروه نوازی می کنند باید آنرا رعایت کنند.