از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (III)

به نظر می رسد آشکارترین وجه بحران تا کنون خود را در انفصال عمیق تفکر از واقعیت بالفعل و ناتوانی در برقراری پیوندی حقیقی و زاینده با بسترهای حضور تاریخی، نشان داده است. پس شاید لازم باشد که اندکی بیشتر به این موضوع بپردازیم. تفکر امری دلبخواهی (Arbitrary) نیست؛ بلکه بیش از هرچیز محصول انکشاف نیروهای تاریخی است. ظهور یک ایده، نظریه و یا جریان در هنر و اندیشه، بدون داشتن پشتوانه در واقعیت تاریخی، به نحوی اصیل امکان پذیر نمی شود. چنانکه، مثلاً هر تبیین علمی (در اینجا علوم طبیعی) خود مستلزم نوع خاصی از سازماندهی عناصر طبیعی نیز هست. اگر به جریان تکوین نظریات علوم جدید، مثلاً در عرصۀ فیزیک، با دقت کافی بنگریم می بینیم که هر نظریه از بسترهای متعین و خاص تاریخی خود که به عنوان عنصری ضروری، امکان ظهور نظریه را در ابعاد گوناگون فراهم می ساخته است، برخوردار بوده است. امری که بیش از هرچیز به ما یادآوری می کند که نظریه را نه به عنوان عنصری خودسامان و خودبسا بلکه به عنوان بخشی از یک جریان پیشروندۀ تاریخی می باید فهم کرد، که به همان اندازه که خود دارای بعد تاریخیت است، به همان اندازه نیز در پیشبرد جریان تاریخی در جهت افق های آینده اش، نقشی اساسی دارد.

مقولات تفکر آنگاه که با واقعیت بالفعل و نحوۀ خاص در جهان بودن انسان پیوندی برقرار نمی سازند، نقش تعیین کنندۀ خود را در عرصۀ عمل از کف می دهند؛ یعنی به موجودیت هایی صرفاً ذهنی بدل می شوند که بدون اینکه بتوانند راهی به جهان بیرون بیابند هر دم به تضاد آشکار میان واقعیت بالفعل و افکار، تمایلات و آرزومندی های فردی، دامن می زنند.

نتیجۀ چنین روندی، جز در انفصال ابعاد گوناگون وجود درونی و بیرونی، فردی و اجتماعی انسان و در نتیجه بروز تضاد و تصادم درونی (که اغلب بصورت اشکال گوناگونی از ناهنجاری های روانی همچون عدم انسجام ذهنی و افسردگی نیز ظهور می کند)، آشکار نمی شود.

اگر به روندی که در آن ما با مبانی تفکر عالم جدید مواجه شدیم نظری بیافکنیم، می بینیم که آنچه که ما دریافت کردیم تنها بصورت ایده ها و اطلاعاتی بوده است که چون پیوندی با نحوۀ در جهان بودن ما برقرار نمی ساختند (و لذا ما نتوانستیم با آنها نسبتی وجودی برقرار کنیم)، امکان یک مواجهۀ انتقادی را با مبانی خود و در نتیجه ظهور یک آگاهی تاریخی، از ما دریغ داشته اند. این مواجهۀ غیر اصیل با تفکر به صورت مجموعه ای از ایده ها و اطلاعات بوده است که سبب شده است ما دانش را به مثابه نحوی از تبیین و توصیف واقعیت تاریخی و یا انکشاف نیروهای تاریخی فهم نکنیم.

از این حیث، مواجهۀ ما با سنت تاریخی خودمان نیز به مرور اصالت خود را از دست داده است: طبقۀ تحصیل کرده که ناآگاه از تاریخیت اندیشه، مقولات تفکر جدید را با روشی غیر انتقادی به موجودیت های سنت تاریخی (که از نظر وجودشناختی با آن در تعارض و عدم هماهنگی است) اعمال کرده و همزمان در ابعاد دیگری از زیست خود، ناتوان از درک ماهیت عالم جدید به عنوان نیرویی گریزناپذیر و دگرگون کننده، با کوششی اراده گرایانه بر نادیده انگاشتن ابعاد آن، هردم بر تأخر تاریخی و فاصلۀ وجود شناختی ای که بی امان ما را در ابعاد گوناگون خودمان فرا می گرفت، دامن زدند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

در ترکیب فرهنگ‌ها دو نوع فرایند از نظر تئوریک قابل دسته بندی است که به آن‌ها اصطلاحاً ظرف سالاد و دیگ حلیم گفته می‌شود. در شرایط اول خصوصیات دو فرهنگ با هم به گونه‌ای مخلوط می‌شوند که هنوز اجزای اولیه هریک از جنبه‌های فرهنگی به وضوح در ترکیب حاصله قابل روئیت است. در شرایط دوم که به آن در این‌جا اصطلاحاً دیگ حلیم گفته شد، جنبه‌های فرهنگی آن‌چنان در هم ادغام می‌شوند که عناصر اولیه در ترکیب حاصله دیگر قابل بازشناسی نیست. شکل زیر این دو فرایند را به وضوح نمایش می‌دهد:
نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (I)

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (I)

ایران کشوری است که از دیر باز پژوهش در موسیقی جزء جدا نشدنی دانش دانشمندان آن به شمار می‌آمده است. برای دستکم حدود ۱۰۰۰ سال یا بیشتر تقریبا تمام دانشمندان بنام اثری در شرح و توصیف موسیقی زمان خود به جا گذاشته‌اند و در این سالها حداقل به دو مکتب پژوهش موسیقی بارز می‌توان اشاره کرد (مدرسی و منتظمیه). برای اشاره به اهمیت پژوهش در موسیقی شاید شنیدن نامهایی چون فارابی ، ابن سینا و … کافی باشد.
یادداشتی بر آلبومِ «ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی»

یادداشتی بر آلبومِ «ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی»

در تعریف «زیبایی» کتاب‌ها نوشته شده و نظریه‌های گوناگونی طرح شده‌ است. اما قائل به هر رویکردی که باشیم، عاملِ «ذوق» سنجه‌ی گزینش و ارزیابیِ زیبایی در هر نظرگاهِ مشخص است. شکل‌گیریِ این معیار را گاه متأثر از طبیعت (به معنای موسع‌اش) می‌دانند، گاه آن را محصول تجربه‌ی زیستِ اجتماعیِ زیبایی‌شناسانه برمی‌شمارند و برخی نیز ذاتی و فطری‌اش می‌دانند. ذوق محصولِ تمامِ اینهاست و هر منشایی که داشته باشد، تواناییِ ذهن است در غربال امر زیبا. ذوق، زیبایی را می‌پذیرد و خود، زیباییِ دیگری می‌آفریند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
وقتی همه خوابیم (I)

وقتی همه خوابیم (I)

“وجود مقتدر ارکستر سمفونیک ها در جای جای دنیا، نشانگر زنده بودن نوعی از فرهنگ و تمدن تاریخمند و پیشرفته در آن منطقه است.” شاید این ادعا به زعم عده ای غرب گرایانه و حتی تحقیر آمیز به نظر برسد ولی بدون هیچ تردیدی باید به این مهم توجه داشت که “ارکستر سمفونیک یک پدیده جهانی است نه صرفا غربی، چرا که در نگاهی ابتدایی میتوانیم ریشه بسیاری از سازهای آنرا از مناطقی غیر از غرب جستجو کنیم و با دیدی ژرفتر، رپرتوار اجرایی آن را از سراسر جهان بیابیم.
بیایید موسیقی بسازیم (I)

بیایید موسیقی بسازیم (I)

بسیاری از دوستان بارها طی ارسال نامه راجع به روشهای ساده برای آهنگسازی سئوالاتی را مطرح کرده اند، سعی می کنیم طی چند نوشته بدون آنکه خود را درگیر مسائل پیچیده تئوری نماییم، با حداقل معلومات تئوری روشی را برای اینکار ارائه کنیم. در این نوشته با ذکر یک مثال کوچک به بیان ایده کلی می پردازیم و در نوشته های آینده سعی در تهیه قطعات بلند موسیقی خواهیم کرد.
لطفاً طرحی نو دراندازید!

لطفاً طرحی نو دراندازید!

اساساً وجود هنرمندانی همچون “مهیار علیزاده” در فضای آهنگسازی ایران، اتفاقی مبارک و خجسته است. تسلط او بر موسیقی ارکسترال غربی و نگاه نوگرایانه اش به موسیقی ایرانی و تلفیق این دو، هم موجب آشتی مخاطبین (به شکل خاص نسل جوان) با موسیقی خوب و غیرسطحی شده و هم اینکه توانسته سهمی هر چند اندک، در پوشانیدن جامه ای نو بر تن موسیقی ملی ایران داشته باشد.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.
لطفی منصوری، بزرگترین کارگردان ایرانی اپرا

لطفی منصوری، بزرگترین کارگردان ایرانی اپرا

لطفی منصوری کارگردان بزرگ اپرا که از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۱ کارگردان اصلی اپرای سانفرانسیسکو (San Francisco Opera) بود، متولد ۱۹۲۹است. در زمانی که ترنس مک اووین باز نشستگی خود را اعلام کرد، منصوری کاملا شناخته شده بود. او رئیس کمپانی کانادایی اپرا در تورنو (Toronto) بود، مدرک تحصیلی داروسازی را از لوس انجلس دریافت نموده، اما آن را به منظور دنبال کردن تمام وقت اپرا، رها کرد. در ابتدا به عنوان خواننده جوان با صدای تنور (tenor) به همراه (UCLA’s Opera Workshop) و پس از آن با خود اپرا، ادامه داد.