اندی سامرز

اندی سامرز
اندی سامرز
اندی سامرز (Andy Summers) آهنگساز و نوازنده گیتار را بیشتر بخاطر آثارش در گروه مشهور پلیس میشناسند. گروهی که در زمان خودش هواداران بسیاری را به خود جلب نموده بود و یکی از ماندگار ترین آثار تاریخ موسیقی راک نیز بی شک برخی از ترانه های پلیس است. اندی سامرز در ۳۱ دسامبر سال ۱۹۲۴ در Lancashire انگلیس بدنیا آمد.

در زمینه نوازندگی گیتار نیز بصورت خود آموز شروع به فراگیری نمود. وی بصورت جدی موسیقی را از سال ۱۹۶۹ و در دانشگاه California State University at Northridge شروع نمود که در آن زمان مشغول فراگیری گیتار کلاسیک شد که چهار سال به طول انجامید.

البته قبل از ورود به دانشگاه در زمینه نوازندگی گیتار جز نیز تجربیاتی را کسب نموده بود که تاثیر بسیار زیادی بر وی گذاشت.

اما فعالیت سامرز در زمینه گیتار کلاسیک قابل توجه نبود، چرا که او دوباره به سراغ موسیقی جز و راک رفت در دهه ۶۰ در گروه Zoot Money’s Big Roll Band به عنوان گیتاریست مشغول به فعالیت شد و حتی قطعات مختلفی را با این گروه در لندن ضبط نمود، هر چند بیشتر فعالیت این گروه، اجرای قطعات و ترانه ای پاپ و عامه پسند بود.

audio file قسمتی از اجرای سامرز را بشنوید

در دهه ۶۰ با گروههای مختلفی همکاری نمود مانند گروه Soft Machin که سبک آنها جز بود البته بسیاری از این همکاری های بصورت مقطعی و کوتاه بودند اما در شناخته شدنش به عنوان یک گیتاریست خلاق تاثیر زیادی داشت.

از افرای که وی با آنها قطعاتی را ضبط نمود میتوان به : Neil Sedaka, Joan Armatrading, Kevin Ayers, Kevin Coyne, Tim Rose و Jon Lord اشاره کرد.

اما اتفاق مهم در آن دوران شایعه انتخاب شدنش به عنوان نوازنده گیتار بجای Mick Taylor در گروه رولینگ استون بود، هر چند پس از مدتی Ronnie Wood را انتخاب نمودند اما برای مشهور شدن او، قرار داشتن به عنوان یکی از گرینه ها در گروه تاریخی رولینگ استون کافی بود.

audio file قسمتی از اجرای سامرز را بشنوید

پس از مدتی همراه با Gordon Matthew Thomas Sumne با استینگ آشنا شد و گروهی را به همراه Stewart Copeland و Mike Howlett را تشکیل داد که عنوانش گروه پلیس بود.

جایگاه وی در این گروه فرارتر از یک نوازنده گیتار بود و آثار ماندگاری همچون Message in a Bottle”, “Don’t Stand So Close to Me”, و “Every Breath You Take را باید از کارهای ماندگار او نام برد. همچنین در زمینه سرودن شعر نیز مهارت داشت و ترانه های آثاری همچون Omegaman و Mother از جمله آثار درخشانش میباشد؛ در زمینه ساخت قطعات بدون کلام نیز قطعه Behind My Camel تواست در سال ۱۹۸۰ جایزه گرمی را از آن خود نماید.

در زمینه نوازندگی جدا از مهارت در اجرا دادن شخصیت و رنگ آمیزی بدیع در آثارش او را متمایز از سایرین نموده که این خلاقیت را در آثار ساخته شده اش در گروه پلیس را میتوان برای اولین بار در دنیای موسیقی راک دید؛ توجه به صدا و افکت های مختلف باعث شد تا بسیاری از گروهها نیز به پیروی از او به سراغ جلوه های دیگری از اجرای موسیقی بروند.

جدا از فعالیتهایش در گروه که پس از چندین سال به اتمام رسید وی در دنیای سینما نیز توانست نام خود را به عنوان آهنگساز فیلم مطرح نماید که ساخت موسیقی فیلم هایی همچون Down and Out in Beverly Hills و Weekend at Bernie’s از جمله این آثار میباشد.

audio file قسمتی از اجرای سامرز را بشنوید

پس از از هم پاشیده شدن گروه پلیس وی این فرصت را یافت تا تجربیات جدیدی با دیگر گروهها و نوازندگان کسب کند که ثمره آن فعالیت با نوازندگی چون: John Etheridge, Vinnie Colaiuta, Robert Fripp, Herbie Hancock, Brian Auger, Eliane Elias, Tony Levin, Ginger Baker, Deborah Harry, Q-Tip بود. در سالهای اخیر بیشتر او به اجرا در سبک جز مشغول میباشد که آخرین کار وی با عنوان First You Build a Cloud در سال ۲۰۰۷ منتشر شده است.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۸ در ۲:۳۵ ب.ظ

    ba tashakor faghat age video clip ha bishtar bahshad mamnun mishavam

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

کتاب و ده قطعه‌ای که در آن تجزیه و تحلیل شده، فارغ از ارزشی که هر گونه فعالیت تجزیه و تحلیلی درباره‌ی آثار آهنگسازان ایرانی می‌تواند داشته باشد و جدای از درستی یک تجزیه و تحلیل -که همیشه ممکن است به نحوی موثر به چالش کشیده شود- پیش از هر چیز دشواری‌های به‌کارگیری روش‌های تجزیه و تحلیل در گونه‌های مختلف موسیقی ایرانی (۴)، شکستگی‌ها و پراکندگی‌ها در بهره‌گیری از مفاهیم تئوریک و مانند آن را آشکار می‌کند. در حقیقت این کتاب با یک کنش مثبت، گسل‌های شناختی ما را در این حوزه به وضوح به نمایش می‌گذارد. پرسش‌هایی چون؛ چگونه باید با چنین آثاری رویارو شد؟ کدام مولفه‌هایشان بیش از بقیه واجد اهمیت است؟
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (II)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (II)

ماریان آندرسون در سال ۱۹۳۰ اولین کنسرت اروپای خود را در تالار ویگمور (Wigmore Hall) لندن اجرا کرد که با موفقیت فراوانی روبرو شد. دهه های اولیه ۱۹۳۰ را در سفرهایی به سرتاسر اروپا سپری کرد، جایی که با تبعیض نژادی شدیدی که در آمریکا تجربه کرده بود، مواجه نشد. در تابستان ۱۹۳۰ به اسکاندیناوی رفت و پیانیست فنلاندی کوستی فهانن (Kosti Vehanen) را ملاقات کرد، شخصی که از آن پس همراه همیشگی و استاد خوانندگی وی برای سالهای متمادی شد.
آرشه کشی در سازهای زهی

آرشه کشی در سازهای زهی

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.
استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.
همگون و ناهمگون (II)

همگون و ناهمگون (II)

امروزه بسیاری از قالیبافان خبره و نقش‌خوانان توانمند که بخش قابل توجهی از آنان زن هستند، از کار قالی کناره گرفته‌اند و بر این باورند که به لحاظ روانی دیگر طاقت زور و ستم «یاسایی»ها را ندارند. قالیبافی برخلاف گذشته که کار بسیار پستی بوده، امروزه به یک کار لوکس بدل شده است.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

اگر بخواهیم تمایزات اصلی و مهم تحولات در آثار هنری و به ویژه موسیقی را در دو تمدن آب و خاک بررسی کنیم می توانیم اینگونه دو تمدن را بررسی کنیم.
تاثیر موسیقی بر کلسترول خون

تاثیر موسیقی بر کلسترول خون

پزشکان دریافته اند که تجویز موسیقی می تواند سلامتی قلب را بهبود بخشد و کلسترول خون را پایین بیاورد. تحقیقات آنها نشان می دهد که اگر بیماری به مدت سی دقیقه در روز به موسیقی مورد علاقه اش گوش دهد، تاثیر آن بیشتر از آرامش روانی خواهد بود، تاثیر فیزیکی این عمل، انبساط و پاکسازی رگهای خونی است.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.