فرجامی ققنوس‌وار؟ (III)

قسمت دوم برنامه بدون زمان تنفس اعلام شده (۶) در بروشور، با تک‌نوازی نسبتا طولانی «نوید افقه»، نوازنده‌ی تمبک آغاز شد. او که یکی از نوازندگان فنی ساز تمبک است، مانند دو تک‌نواز قبلی، قطعه‌ای مملو از فنون اجرایی پیچیده و نوی ساز خود را اجرا کرد. تمبک‌نوازی او بیانی بسیار شخصی دارد، چرا که برخی از عناصر فنی مورد استفاده‌اش را هم خود آفریده است.

به همین دلیل همراهی‌اش با گروهی که نیاز به عبور از این نحوه‌ی بیان خاص و رسیدن به یک بیان مشترک دارد، سخت صورت می‌پذیرد.

این هم‌بیانی قبلا در اجراهای وی با «گروه آینه» به خوبی صورت گرفته است. تک‌نوازی او نسبت به تک‌نوازی‌های قبلی موفق‌تر بود. او ضمن ارائه مجموعه‌ای از فنون دشوار تمبک‌نوازی در پایان با موفقیت به آغاز قطعه‌ی بعدی رسید. هم‌نوازی او با گروه عارف به دلایلی که گفته شد همچنان احساسی از عدم یکدستی پدید می‌آورد.

تصنیف «بهارا» و چهارمضراب «بیات زند» بدون اتفاق خاصی اجرا شد. بخش بعدی، تک‌نوازی «حسن ناهید» بود؛ نی‌نوازی که به گروه‌نوازی و اجرای صحیح و بدون خطای قطعات معروف است. او چندی پیش از این کنسرت به عارضه‌ی قلبی دچار گشت و آثار آن بیماری تا زمان اجرا جسم وی را رنجور نگاه داشت. او نامطمئن شروع کرد. ناکوکی و درست اجرا نشدن تکنیک‌هایی که مورد نظرش بود به خصوص زمانی که مناطق صوتی مختلف نی عوض می‌شد، از جمله نارسایی‌های این بخش از برنامه بود.

حتا هم‌نوازی‌های گاه و بی‌گاه کیوان ساکت هم کمکی به کوک شدن صدای نی نکرد (۷). این از مواردی است که نوازندگان بزرگ در خدمت گروه نیستند (این قسمت می‌توانست به نفع اجرای خوب کل گروه حذف شود). درست این‌جا است که باید فکر کرد آیا با کنار هم قرار دادن چند نوازنده‌ی خوب که از نظر فکری کاملا با گروه هم‌جهت نیستند، می‌توان یک گروه خوب ساخت؟

تک‌نوازی دیگر این بخش که شاید برای اولین بار در کنسرتی اجرا می‌‌شد تک‌نوازی «قیچک باس» بود. «سیامک آقایی»، نوازنده‌ی این ساز که سنتورنوازی ورزیده است با استفاده از الگوهای نوازندگی ویلنسل سعی در اجرای بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی داشت. این تلاش جز این که این نغمات با رنگ صوتی جدیدی شنیده شود موفقیت دیگری در پی نداشت. مشخص است که برای این که بتوان این ساز را در تک‌نوازی موسیقی ایرانی به کار برد راه درازی پیش رو است.

گروه‌نوازی‌های عارف وضعیتی بهتر از تک‌نوازی‌ها داشت، هر چند در آن‌جا هم حل نشدن صدای ساز تک‌نوازان در بقیه‌ی سازها (گاه از نظر رنگ و گاه بیان) مانع این بود که گروه صدای یک‌پارچه‌ای داشته باشد. گاهی اوقات هم اجرای تعدادی از نوازندگان با بقیه از نظر ریتم یا صدادهی هماهنگ نبود. برای مثال: چند بار (مشخص‌تر از همه در پایان چهارمضراب خسرو شیرین) سازهای کششی، سرضرب مشترک اما جدا از بقیه‌ی گروه یافتند. چند نوازنده هم درگروه حضور داشتند که تماما در اختیار گروه بودند از این میان می‌توان به بهرام ساعد یار قدیمی گروه عارف، محمد دلنوازی و علیرضا جواهری و سرانجام آیین مشکاتیان به هنگام دف‌نوازی اشاره کرد.

بر روی هم بازگشت عارف و پرویز مشکاتیان به موسیقی کشور را باید به فال نیک گرفت هر چند این باز-آغاز با کاستی نیز همراه بوده است. باید امید داشت که این حضور مداوم باشد و روی به سوی بهبود گذارد. نام این کنسرت را ققنوس نهادند شاید اگر به تمثیل گروه عارف سرنوشتی چون این پرنده‌ی اساطیری بیابد، خوش فرجامی یافته است (۸).

پانوشت
۷- این‌طور به نظر می‌رسید که این هم‌نوازی‌ها برای حمایت از نوازنده‌ی نی طراحی شده است. چنان‌که در شب دوم این قسمت را نوازنده‌ی نی به تنهایی اجرا کرده بود. اما علت این‌که در یکی از قسمت همین همنوایی میان تار و سنتور هم پیش آمد معلوم نشد؛ چرا که سنتور نیازی به این نوع حمایت نداشت و از سوی دیگر ساختمان این دو نوازی هم نشانی از یک بخش از پیش طراحی شده نداشت.
۸- ققنوس پرنده‌ای افسانه‌ای است که پانصد سال بزید و چون هنگام مرگ‌اش فرا رسد بر هیمه‌ای که خود گرد کرده در میان شعله‌ می‌سوزد و در هنگام واپسین لحظات زندگی‌اش آوایی افسانه‌ای سر می‌دهد و خاکستر می‌شود، اما مرگ او در کنار زندگی است؛ از این خاکستر، ققنوس تازه‌ای متولد می‌شود. نام این پرنده تمثیلی است برای سر برداشتن از خاکستر خود و تولدی پس از ویرانی.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۱۸

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آگاهی بی پایان (II)

همچون الماس هایی بالغ به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه…
ادامهٔ مطلب »

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

از روزهای گذشته…

نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

جان ویلیامز در بیوگرافی جدیدش اظهار کرده که معلم سابقش شاگردانش را مجبور به تقلید از استایل خود می کرده و از نظر موسیقیایی دچار تکبر بوده است. آوازۀ آندرس سگوویا بیست و پنج سال پس از مرگ او توسط شاگرد مطرحش جان ویلیامز به چالش کشیده شده است. اعتراض ویلیامز به فخر فروشی “موسیقیایی” و “اجتماعی” سگوویا است که باعث از بین رفتن خلاقیت شاگردانش می شده است.
تالار المپیا

تالار المپیا

پاریس المپیا در سال ۱۸۸۸ به وسیله ژوزف اولر بنیانگذار مولن روژ بنا نهاده شد. المپیا قدیمی ترین تالار موسیقی پاریس و از معروف ترین تالارهای موسیقی دنیاست، تالاری که امروزه با چراغ های عظیم و قرمز رنگ نورانی اش شناخته می شود. این مجموعه در سال ۱۸۸۹ با نام “مونتان روز” بازگشایی و در سال ۱۸۹۳ به المپیا تغییر نام پیدا کرد.
نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .
صهبایی : ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی : ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.
بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

اولین حضور حرفه ای او در سن سیزده سالگی در فستیوال سالیانه جز در یکی از شهرهای فرانسه بود. در آن سال کلارک تری (Clark Terry) نوازنده ترومپت نیاز به همکاری یک نوازنده پیانو داشت. پتروسیانی در این باره گفته است:
خود آموختگی و خلاقیت (II)

خود آموختگی و خلاقیت (II)

در مورد آثار هنری جاودان، آن جرقه ای که در انتهای خیال ظاهر میشود، منجر به ظهور این آثار می گردد. داستان این غمزه را نیز میتوان بدین صورت تلقی کرد که اثر هر چه بیشتر در اعماق خیال شکل گیرد، تمامی مدعیان تاج و تخت آن رشته را به اعجاب وا میدارد و آنها را به شاگردانی کوچک در برابر فرد خلاق تقلیل می دهد. بطوریکه میتوان این اثر را از صدها زاویه نگریست و افق های نوینی را در آن کشف کرد.
مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

ما دنیایی پر ازدحام را چرخیده ایم. دنیایی سرشار از تراژدی های تودرتو و طبیعت همه ی ما را یک جا بلعیده است. گاه یادآوری می کند که به زیستن ادامه دهیم. از نو ببینیم، بشنویم و بخندیم! پس ناگزیر به ماندن ایم. با فراز و نشیب اش، درد و رنج وَ شادی های کوتاه و دل انگیز وَ رنگ های محصور کننده اش.
لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
یک اتفاق خوب

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.
والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

خیر! اساسا چیزی به عنوان تک صدا در طبیعت وجود ندارد و در واقع تواتر غیر مرکب در طبیعت وجود ندارد و شما تنها در آزمایشگاه می توانید بوسیله اسلایتورها می توانید موجی غیر ترکیبی و تکصدایی بوجود بیاورید. در طبیعت هر موجی بوسیله امواجی بی نهایت در حال ترکیب است. شنیدن صدا برای انسانها ذاتی است و در تمام دنیا نوعی از چندصدایی دیده می شود که این چند صدایی دقیقا با چند صدایی پالسترینا و باخ یکسان نیست.