درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.

باری، به این جایگاه که می‌رسیم تنها یک نکته‌ی ناگشوده بر سر راه تحلیل کامل ارزش نماهنگ می‌ماند. مساله‌ی اصالت در دو چهره خود را بر سر راه تبیین ارزش یک نماهنگ قرار می‌دهد. نخست که ساده‌تر است آن که آیا همراه شدن موسیقی با فیلم یا برعکس این دو را از ذاتشان دور نمی‌کند؟ و در نتیجه نااصیلشان نمی‌سازد؟ در این سویه که «اصالت» به معنی مطابق ذات بودن است مشکل چندان دوامی نمی‌آورد. پاسخ هستی‌شناسیک پیش از این فراداده شده است؛ به فرض که چنین دورشدگی‌هایی رخ دهد این ممکن است بخشی از همجوشی لازم برای دگردیسی به نماهنگ باشد که در آن دیگر نه موسیقی ذات موسیقایی تنها دارد و نه تصویر ذات تصویری صرف. دور شدن از اصل و ذات و نداشتن اصالت بدین مفهوم ممکن است ارزش مثبت هم داشته باشد.

اما دومین سویه قدری پیچیده‌تر است و با مقوله‌ی خاص اصالت در موسیقی مرتبط. می‌دانیم بسیاری از ویژگی‌های موسیقی (از جمله نغمه‌ها، ساختارها و حتا گاهی رنگ صوت) در بحث از اجرای اصیل جزیی از اصالت یک قطعه شمرده شده، اکنون پرسش این جاست که آیا معنای یک اثر هم بخشی از اصالتش است؟ به بیان دیگر اگر برای مثال دگرگونی ویژگی‌هایی مانند تندای یک اثر موسیقی می‌تواند آن را اصیل یا نااصیل سازد، آیا ویژگی‌های احساسی برآمده از آنان (به فرض پذیرش وجود چنین پدیده‌هایی در موسیقی) چنین نخواهد کرد؟ روشن است که بحث در اینجا اجرای اصیل و مسایل مربوط به آن نیست. بلکه این است که اگر پاسخ پرسش‌های بالا آری باشد آنگاه می‌توان پرسید چگونه -دست‌کم در بعضی حالت‌ها که در تحلیل زیباشناسی ربط شرحش آمد- فرآیند معناسازی، اثر را دگرگون و از معنا دور نمی‌کند؟ برای مثال اگر فیلمی با آهنگی که Xِ یک R است پیوند بخورد به آن روش که زآن پس آن موسیقی Yِ یک V بازشناسی شود، آیا اصالت موسیقی و در نتیجه بخشی از اصالت کل را مخدوش می‌کند؟ هر دو پاسخ ممکن است. حتا اگر نپذیریم که دگرگونی‌های هستی‌شناختی را سبب می‌شوند ناگزیر باید بپذیریم که دگرگونی‌های عمیق در کیفیت زیباشناختی را موجب خواهند شد (از جمله این‌گونه که مخدوش شدن اصالت به طور مصداقی ممکن است ژرفای زبان را بگستراند).

به هر روی برآمد این پرسش‌ها هرچه که باشد ژرف‌اندیشی درباره‌ی آن بخشی از کار نقد نماهنگ است اگر چه اغلب محدود به مصداق‌ها بماند و بی‌آن که خود بداند، ناخودآگاه با چنین روال‌های کلی‌ای در زیرساخت دست و پنجه نرم کند.

انگار

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

از روزهای گذشته…

ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

ANTONIO STRADIVARIUS VIOLIN 1699 (انتخاب و سنجش)

با توجه به توضیحات گذشته به این نتیجه رسیدیم که باید در مسیر مطمئن تری حرکت کنیم وبا در نظر گرفتن کلیه اطلاعات موجود از استرادیواری تا سال ۱۷۰۰ میلادی و بررسی تعداد بسیار زیادی از ویلن های او که متجاوز از ۲۰۰ ویلن می شد و جمع بندی آن با اطلاعات آرشیوی، ساز مذکور (کا ستندایک) از اعتدال مطلوب تری بر خوردار بود.
«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

با این حساب، شیوه‌ی نوازندگی یک نوازنده در موسیقی ما مجموعه‌ای است از عوامل فقط مربوط به نواختن و همچنین بعضی عوامل مربوط به ساختن. در همین وضعیت است که عواملی مثل صدادهی (سونوریته) شخصی، ارتباط فیزیکی با ساز و نحوه‌ی صداگیری (مثل نقاط زدن مضراب، شکل‌های کشیدن کمان و …) دامنه‌ی شدت‌وری (Dynamic Range)، دامنه‌ و کیفیت مالش‌ها، ناله‌ها و لغزش‌ها، و … با عوامل دیگری مثل بسامد استفاده از تکنیک‌ها، نوع کوک ساز، تعیین فواصل نغمه‌ها در یک مد خاص، و حتا استفاده از ریتم و ملودی‌های خاص، و … همه می‌تواند جزئی از «شیوه‌ نوازندگی» باشد.
چاشنی های تانگوی کِرِمر

چاشنی های تانگوی کِرِمر

“ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد.” زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک – «چهار فصل» ویوالدی – با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده ۵۳ ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.
نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

در کتاب هیچ کجا اشاره‌ای به منابعی که مورد استفاده‌ی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر می‌آید که دست‌کم بخش‌هایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثال‌هایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان می‌دهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بی‌نتیجه می‌ماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
بیایید موسیقی بسازیم (IV)

بیایید موسیقی بسازیم (IV)

در نوشته های اول و دوم به ترتیب ابتدا هشت میزان ایده موسیقی مطرح کردیم، سپس در چهار میزان مدولاسیون انجام دادیم و بالآخره در نوشته سوم مجددآ هشت میزان در تنالیته جدید ملودی تهیه کردیم. اینکه با توجه به مهیا بودن فضا برای ادامه کار در تنالیته مبدا، می خواهیم در هشت میزان دیگر قطعه موسیقی خود را به پایان ببریم.
نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

برای رسیدن به یک پاسخ مناسب و قانع کننده به این سئوال لازم است که این پرسش را از چند زاویه مختلف مورد بررسی قرار دهیم. این سئوال از این بابت جالب است که دغدغه فکری بسیاری از کسانی است که به صدا و نوازندگی ویولون علاقمندند ولی نمیدانند که در سنی که در حال حاضر قرار دارند، مناسب یادگیری است؟ و آیا دیر نشده؟ برای من جالب بوده است که خیلی از کسانی که در سایت گفتگوی هارمونیک نظراتشان را بیان می کنند، این مسئله را مورد پرسش قرار میدهند، در طی سالهای مختلفی که در سایت فعالیت داشته ام و همینطور از دوستانی که در بیرون از فضای سایت دیده ام، این مسئله رو مورد سوال قرار داده اند.

دو خبر از دنیای موسیقی

در خبرها داشتیم که تام جونز در سال نو میلادی از ملکه الیزابت لقب اشرافی شوالیه دریافت خواهد کرد و همچنین بر اساس نظرسنجی رادیوی ویرجین ترانه Imagine از جان لنون محبوبترین ترانه در انگلستان است.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
گفتگوی هارمونیک پانزده ساله شد

گفتگوی هارمونیک پانزده ساله شد

گفتگوی هارمونیک جشن پانزدهمین سال فعالیت خود را برگزار کرد. در سال گذشته گروه برنامه نویسان سایت، طرح های جدیدی را مورد ارزیابی قرار دادند ولی با وجود تمام تلاش ها برای افتتاح سایت جدید در روز تولد سایت، کار برنامه نویسی به پایان نرسید، در نتیجه سعی داریم تا در آینده ای نزدیک از طرح جدید سایت رونمایی کنیم.
سرگشته در تودرتوی زمان (III)

سرگشته در تودرتوی زمان (III)

قطعه به جزیره‌هایی از نواخته‌های سه‌تار، که خطی منسجم و پیوسته از ملودی‌های ساخته شده بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی را سرسختانه پی ‌می‌گیرد، تقسیم شده است که هر لحظه به خصوص در ایست‌ها به شکل پدیده‌ای ریزغربالی فرومی‌پاشد. این فروپاشی تنها از منظر ماده‌ی خطی نیست بلکه در بعد طیفی نیز روی می‌دهد. یعنی طرح ملودی نواخته شده توسط نوازنده‌ی سه‌تار مصالحی را به دنبال می‌آورد که میان یک «ایمیتاسیون کانونیک» در هم شکسته و پاره‌هایی از طیف خط مرکزی سرگردان‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مواد جدا شده از جزیره‌ی قبلی نوعی گسترش غربال تکاملی برای بعدی فراهم می‌کند، البته با همان مقیاس خُرد.