درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

در نمونه‌های نزدیک به سرِ راست طیف چیزی جز اجرای صرف در اختیار نیست. پس آنچه دستمایه می‌شود نگریستن است. زبان بدن، حرکت، تمهیدات صحنه و مسایلی تکنیکی‌ مانند دوربین و تدوین و … مولفه‌های زبان‌آفرین و نگاه معناساز هستند. اما این نهایت نماهنگ نیست. هنرمندان هرگز به این سادگی موضوعی را وانمی‌گذارند و راضی نمی‌شوند. آنها به دنبال طرح‌های ظریفانه‌تر و راه‌های پیچیده‌تر ابراز هنری می‌گردند. از همین رو به مرور که از سر طیف دور می‌شویم و به بخش‌های میانی می‌رویم گونه‌های دیگری سر برمی‌آورند. پیوسته با آنها عناصر جدید هم پا به میدان می‌گذارند و با نگاه ترکیب می‌شوند.

بدین ترتیب مولفه‌های زبان‌آفرینی عمیق‌تر و چندلایه‌تر می‌گردند، با امکان‌ها و بعدهای متنوع‌تر یعنی امکان غنای زبانی بیشتر (البته نه همیشه). هر دسته از وضعیت‌های قرار گرفتن مولفه‌ها نسبت به یکدیگر یک گونه‌ی خاص را در دل طیف رقم می‌زند و راه‌های بیشتری را پیش پای نقد می‌گذارد. به‌ویژه چون این گونه‌ها افزون بر این که با تیغ گونه‌شناسیِ رابطه‌ی تصویر و موسیقی از یکدیگر جدا و بازشناسی شده‌اند، جداسری‌شان به ساحت‌های دیگرِ بودِ نماهنگ (مانند گروه مصرف‌کنندگان، سبک و گونه‌ی هنری دو سوی پیوند و …)، همچون اثر دارای زندگی گسترده و درنتیجه با آنها تنیده شده است.

اگرچه طیف درست از آن حیث که مرزهای تغییرات درونی‌اش در هم فرورفته و به هم آمیخته است، طیف است و بنابراین کشیدن خط‌های به قدر کافی برنده در آن تاحدی ناممکن، اما در هر حال انجام این کار سودمند است، حتا اگر چنان که بعد خواهیم دید درعمل گونه‌های جداشده هنوز با هم آمیختگی‌های درون‌مقوله‌ای داشته باشند. بدین سان، با گذار از محدوده‌ی نماهنگ‌های اجرا به نمونه‌هایی می‌رسیم که آنها را باید موقعیت‌های غیرواقعی یا حتا گاه فراواقعی نامید. اجرا، اجراست. سازی هست و نوازنده‌ای و خواننده‌ای، اما اجرا در موقعیتی رخ می‌دهد که یک اجرای حقیقی موسیقی نمی‌تواند روی دهد (یا اگر با احتیاط بیشتر بگوییم به ندرت ممکن است رخ دهد).

خواندن بر بلندای یک صخره‌ی دست‌نیافتنی، خواندن درون یک تابوت، بر پشت یک شتر یا مانند آنها یا آنچه تنها به اندیشه‌ی یک هنرمند فراواقع‌گرا ممکن است برسد. از این سطح به بعد قلمرو زیباشناسی موقعیت‌هاست و پرسش از این که مکان آشنازدایی‌شده، مکان غریب، در نماهنگ چه می‌کند. لذت دیداری حاصل از برگزیدن آن موقعیت‌ها یا کشف پیوندهای آن با موقعیت‌های موسیقایی، چیزی است که هر شناسنده‌ای را به خود مشعول می‌کند و پرسشی مانند این را در کانون توجه می‌آورد که یک موقعیت اجرایی خاص چه ربطی با موسیقی دارد و چه معنایی را در نماهنگ برمی‌سازد (۸)؟ موقعیت‌های اجرایی معنی‌سازند (حتا گاه زبان‌آفرین).

حتا اگر اثر جابه‌جایی موقعیت‌های اجرایی به سادگی محدود به تغییر صداشناختی در اثر موسیقی شود (بدین جهت موقعیتی را برگزینیم که ویژگی‌های صداشناختی آن آنچه را خواهانیم برآورده می‌کند)، چنین دگرگونی‌ای معنی‌ساز است. نباید درباره‌ی بزرگی چنین دگرگونی‌های معنایی اغراق کرد اما به هر روی نادیده‌شان هم نمی‌توان گرفت. حتا در نماهنگ‌هایی که به اجرای صرف نزدیک‌تراند و در آنها طبعا زیباشناسی موقعیت ابعادی محدود به صحنه‌آرایی تلویزیونی یا زنده دارد، حضورش به کلی منتفی نیست. حال اگر وجه معناساز چنین دگرگونی‌های معمول و مرسومی را نمی‌توان نادیده انگاشت ناگفته شرایط غیرواقعی و فراواقعی برخی نماهنگ‌ها را نیز به دلیل‌های مشابه نمی‌توان حذف کرد. اینها جایگاه نمایش چیزی‌اند یا پوشاندن چیز دیگر و نماهنگ گاه بیش از آن که درباره‌ی موضوع صریحا اعلام‌شده‌اش باشد، درباره‌ی آنهاست.

پی نوشت
۸- از اینجا به بعد گاه واژه‌ی معنا به شکلی گسترده‌تر از «معنای کلامی» به کار رفته است و دامنه‌ی فراخ امکانات معنی‌شناختی را تداعی می‌کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (II)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (II)

کتاب “دنیای سازدهنی” نوشته آقای امیرعباس ابوطالبی (متولد ۱۳۵۵) و در سال ۱۳۸۳ توسط ایشان به چاپ رسیده است. این کتاب به همراه یک CD عرضه شده که به دو شکل Audio CD و فایل های WMA قابل تهیه است. نسخه WMA حاوی فایل های موسیقی زمینه (بدون سازدهنی) است که هنرجو می تواند برای همنوازی از آن استفاده کند. این کتاب هم در اصل برای سازدهنی ترمولو ۲۴ سوراخ تالیف شده ولی بنا بر توضیحی که در قسمت قبلی دادیم در متن کتاب واژه “دیاتونیک” ذکر شده است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XI)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XI)

چندمضراب بیداد: این قطعه در گوشۀ بیداد از دستگاه همایون ساخته شده است. در حین اجرای قطعه به گوشه های بیات راجع، قرایی و عشاق اشاره می شود و پس از عشاق شاهد تغییر مایه در آهنگ از گوشۀ عشاق به دستگاه شور (سل) هستیم. فضای اصلی قطعه بر اساس وزنی از موسیقی محلی شمال خراسان (منطقۀ بجنورد و آشخانه)، ساخته و پرداخته شده و جملات و نغمات بر اساس همین وزن و ضرباهنگ پیش می روند. دور اصلی قطعه دوازده تایی بوده و در لحظات کوتاهی از نغمات، دور قطعه به هجده تایی تغییر می یابد. در حالت دوازده تایی شاهد تقسیمات ۴+۳+۳+۲ هستیم که این روند در تمام میزان های مشابه حفظ می شود. همچنین در بخش های هجده تایی شاهد تقسیمات ۴+۶+۶+۲ هستیم. پایۀ اصلی قطعه به صورت زیر است:
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

روش آموزش در نوازندگی ویولن در کنار عواملی چون استعداد فردی، تمرین با برنامه و مستمر، مطالعه و شنیدن آثار موسیقی می تواند زمینه ساز بروز موفقیت و توانمندی در زمینه نوازندگی، ایجاد خلاقیت و رسیدن به آفرینش هنری در سطوح بالاتر در افراد گردد. از اینرو آموزش هدفمند، دارای جایگاهی بی بدیل در نوازندگی است.
شبی بر فراز عمارت سنگی

شبی بر فراز عمارت سنگی

دومین اجرای مستقل آکو (موسیقی آنسامبل هارمونیکا)، پنج شنبه نهم شهریور، در دو سانس، در سالن عمارت روبه‌رو برگزار شد. در این اجرا، گروه هارمونیکانوازان آکو*، به سرپرستی الیاس دژآهنگ**، این قطعات را اجرا کردند:
زنان و موسیقی (I)

زنان و موسیقی (I)

صحبت از موسیقی است، موسیقی که ارباب آن، سِسیلِ قدیس، به خاطرش در سال ۲۳۲ در شهر رُم سرش از تنش جدا شد و با این همه به استثنای دهه های اخیر، زنان کمی دیده می شوند که آهنگ ساز، یا مانند پالسترینا، باخ، موزار، برلیوز یا سَن سانس یا فرانک مشهور به این عنوان باشند… دلیل این امر چیست؟ پاسخ دادن به این سؤال مشکل است! بیشتر هنرها (نقاشی، مجسمه سازی و غیره) این خصوصیت را داشته یا دارند.
ارکستر سمفونیک ان.بی.سی (I)

ارکستر سمفونیک ان.بی.سی (I)

ارکستر سمفونیک NBC، ارکستر رادیویی که توسط دیوید سارنوف (David Sarnoff) از شرکت پخش رادیویی ملی، به ویژه برای رهبر بزرگ ایتالیایی، آرتور توسکانینی، به وجود آمد. ارکستر NBCهر هفته به رهبری توسکانینی و یا رهبران دیگر به اجرا در رادیو می پرداخت که از نوامبر ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۴ از آنجا به عنوان مکان اصلی اجراهای ارکستر استفاده می شد. تام لویز در مجله آمریکایی تاریخ، درباره برنامه های فرهنگی و اصالت ارکستر سمفونیک NBC چنین گفته: “دیوید سارنوف، رئیس شرکت ضبط RCA، شخصی که “جعبه موسیقی رادیو” را در سال ۱۹۱۶ پیشنهاد داد با این بینش که شنوندگان رادیو ممکن است از “کنسرت، سخنرانی، موسیقی، رسیتال” لذت ببرند، اما پیشنهاد وی رد شد!
قضیه از این قرار است (II)

قضیه از این قرار است (II)

نوازندگان همراه ما از کشور ارمنستان قصد بازگشت داشتند و ما به ناچار می بایست حاصل تمریناتمان را به اجرا می گذاشتیم. به تالار وحدت رضایت دادیم و باید خواننده ای را در لحظات پایانی جایگزین می کردیم. چندین نفر پیشنهاد شدند. علیرضا قربانی را انتخاب کردیم، اما شرایط حضور ما در تالار وحدت به گفته ی یکی از مدیران وقت تالار در صورتی فراهم می شد که اولاً با شخصی به نام قربانی همکاری نکنیم (به دلیل مشکلاتی که آن زمان تالار با قربانی پیدا کرده بود) و بعد این که از خواننده ای به نام عقیلی استفاده کنیم.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۹۸، جورج گرشوین یکی از بزرگترین موسیقیدانان آمریکایی در نیویورک متولد شد. او به همراه برادر خود آیرا (Ira) زیباترین و ماندگار ترین ترانه های مردمی و قطعات ارکسترال آمریکایی را ساخت. اهمیت کارهای گرشوین به حدی بود که در کتابخانه بزرگ جفرسون اطاقی بنام او وجود دارد و بطور دائم نمایشگاهی از کارهای این دو برادر در آنجا دایر می باشد. امروزه آوردن نام گرشوین در محافل موسیقی یادآورد دوران شکوه موسیقی آمریکا در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ می باشد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (I)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (I)

جنبش تجدد خواهی در هنر و فرهنگ ایران، اندکی بعد از جنبش آزادیخواهی و مشروطه طلبی، در حدود سال ۱۳۰۰ هـ. ش. (۱۹۲۱م) شکل گرفت. در دو دهه اول سده چهاردهم (۱۳۲۰-۱۳۰۰) بود که «شعر نو» و «نثر جدید» نیز در زبان فارسی جای ویژه خود را یافت: محمد علی جمال زاده مجموعه داستان های کوتاه «یکی بود یکی نبود» را در برلین منتشر کرد (۱۳۰۰ ش) و نیما یوشیج «افسانه» را سرود (۱۳۰۱).
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پرده‌ی آهنین که روزگاری کشورهای زیادی را از باقی جهان جدا می‌ساخت، همچون بسیاری پرده‌ها و دیوارهای دیگر دو کارکرد داشت؛ یکی پوشاندن جهان خارج پرده از چشمان درونیان و دیگری پوشاندن دنیای داخل پرده از چشم بیرونیان، و گویا این دومی برای برپا دارندگانش مهم‌تر بود. همین دو ویژگی اصلی پرده (اگرچه با نسبت‌هایی متفاوت) سودمندی و ناسودمندی‌های کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»، نوشته‌ی جمعی از موسیقی‌شناسان روس و ترجمه‌ی «مسعود ابراهیمی» مترجم باهمت و پرتلاش چندین جلد از آثار نظریه‌پردازان روسی درباره‌ی هارمونی و…، را بر ما می‌گشاید که این بار او متنی روزآمدتر را برگزیده و احتمالا اولین ترجمه‌ی این کتاب پیشرفته‌ را به زبانی دیگر فراهم آورده است (ترجمه‌ای به زبان دیگر از آن یافت نشد).