درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

در رویکرد نخست جهان تصویر برآمده از جهان متن است و در رویکرد دوم با آن که نقطه‌ی آغاز ایده‌ی تصویر همچنان متن باقی می‌ماند (متن اغلب تقدم وجودی دارد) اما سلسله‌ی تصویرها برافزوده‌ی جهان متن و موسیقی می‌شوند. پیداست که در عمل اجبارهای معنایی-ساختاری متن پرداختن به یکی از دو رویکرد را محدود خواهد کرد. برای نمونه ترانه‌ای با ساختار روایی خطی به سادگی تن به اولی می‌دهد در حالی که یک ترانه بدون روایت مشخص و فقط درباره‌ی مفهوم تنهایی به راحتی این طور نیست (۱۴).

عمدتا در مصداق‌های واقعی (اگر نمونه‌هایی بسیار پیش‌پاافتاده نباشند) بازی‌های هنرمندانه‌ی معناساز به کمک عناصر فرمی بس پیچیده‌تر از این می‌شود که تنها با فروکاستن کلیت روند شکل‌گیری معنا به یکی از دو مدل بالا بتوان همه را توضیح داد. عناصری از جمله جنبه‌های نمایشی خود یک اجرا (و نه نمایش افزوده بر آن)، اجرا به مثابه یک عمل نمایشی کارگردانی شده، رقص و حضور معناساز بدن‌ها، نگاه و چیدمان و برش و همه‌گونه تمهیدات سینمایی با داستان و روایت و بازی همکاری می‌کنند تا جهان سرشار از معنی یک نماهنگ را بسازند.

زبان تصویری؛ زبان کلامی و زبان موسیقایی و موقعیت‌هایی که در برابر یکدیگر می‌گزینند و آنچنان که به یکدیگر شکل می‌دهند یا سنتزی که از خلال آن زبان تازه‌ای برکشیده می‌شود، لایه‌های درهم‌تنیده‌ی آن گرامر یا زبان را که قبلا بدان اشاره شد، می‌سازند. بدین سان کار نقد زیباشناختی، چنان که اکنون دیگر همچون تصویری از-تاریکی-خویش-به‌در آمده می‌توان دید، واکاوی، از هم شکافتن و خلاصه از ابهام درآوردن و به جهان عرضه داشتن همین روندهای معنی‌سازی است که در پس آن، خود معنی‌ای که از آن روند سر برمی‌کشد نیز روشن می‌شود.

اکنون از خلال دسته‌بندی و مقوله‌شناسی نماهنگ‌ها سواد اندام نقد اندکی روشن شد اما همزمان و بیش از آن زیباشناسی ربط در جای‌جای متن به عنوان یک عنصر تعیین‌کننده -که بدون آن همه‌ی آنچه گفته شد همچون رمز بدون کلید باقی می‌ماند- بدون واکاوی به حال خود گذاشته شد. برای آن که کلید گشایش امکانات تفسیری شناخته شود شاید یک مثال کارگشاتر از هر تعریف ابتدا به ساکن باشد.

اپرا یک گونه‌ی هنری است که از آن رو که مولفه‌هایی چون موسیقی، متن، نمایش/بازی و گاهی رقص را در خود جای داده با نماهنگ نزدیکی‌هایی دارد. اگر بپرسیم پیوند اینها در اپرا چگونه است و با نماهنگ مقایسه‌اش کنیم پاسخ‌ها بسیار راهگشا خواهند بود: در اپرا جدایشی میان داستان تصویر و کلام روی نمی‌دهد در حالی که در نماهنگ اغلب سطوحی از این جدایش هست (در حقیقت هرگز کاملا یکی نمی‌شوند). و به تبع آن بیشتر اوقات جدایی‌ میان خوانندگان و بازیگران نیست درعوض در نماهنگ فقط در حالت‌های خاص بازیگر همان خواننده است (آن هم در عین خوانندگی). میان جریان موسیقی و جریان نمایشی جدایی اندکی هست یعنی موسیقی در جهان سوبژکتیو نمایش حضور پیدا می‌کند، اما در نماهنگ جدایی بیشتر است.

متن اپرا یا لیبرتو غالبا داستانی است بنابراین تبدیل شدنش به یک ساختار روایی هیچ کنش مضاعفی نمی‌طلبد ولی متن ترانه‌ها، حتا روایی‌ترین‌هایشان اغلب باید به یک ساختار روایی مسلح شود که از طریق تصویر صورت می‌گیرد. این چند تفاوت بنیادی میان دو گونه‌ی هنری که مولفه‌های بنیادی‌شان یکی است گسل‌هایی را که زیباشناسی ربط بر روی آنها فعال است، به خوبی نمایش می‌دهد.

پی نوشت
۱۴- در هر حال نباید از نظر دور داشت که حتا در صریح‌ترین ترانه‌های روایی هم قالب ترانه اندک گسست روایی را بر جریان متن تحمیل می‌کند، پس همیشه اندکی جنبه‌های برافزودنی در تصویرها باقی می‌ماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (II)

جوزپه تارتینی (۱۷۷۰-۱۶۹۲) نوازنده و آهنگساز ایتالیایی، از مکتب‌آفرینان نوازندگی ویولن تا قبل از پاگانینی است. این موسیقیدان دوره‌ی باروک، با وجود اینکه در طول حیات خود بیش از ۱۴۰ کنسرتو ویولون ساخت، اما امروزه بیشتر با اثری شناخته می‌شود که در سال ۱۷۱۳ و در ۲۱ سالگی پس از دیدن کابوسی آن را ساخته بود. کابوسی که در آن، شیطان بر سر قبض روح آهنگساز با او نزاع دارد و در جایی، از تارتینی می‌خواهد تا ویولون‌اش را به او دهد تا برایش بنوازد.
نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

۲۴ خرداد ارکستر سمفونیک تهران پس از ۳۰ سال با چوب علی رهبری شروع به نواختن کرد. اگرچه ارکستر قدرت ارکستر های اروپایی را نداشت، ولی نشانه هایی از تمرین منظم زیر نظر رهبری کارکشته در نواختن ارکستر مشخص بود.
خواننده ای که شناخته نشد (I)

خواننده ای که شناخته نشد (I)

جمال صفوی اهل اصفهان بوده که در تهران صدایش با کمپانی کلمبیا به ضبط رسیده است و آثار بسیار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته وی در زمان ضبط صفحات ۲۰ ساله بوده. در سال ۱۳۰۷ ش که ملک الشعرای بهار راهبری هنرمندان موسیقی را به عهده داشته است جمال صفوی را انتخاب کرده و آثاری از ساخته های درویش خان، نی داود و آثار خودش را به ضبط رسانده است؛ کلیه آثاری جمال صفوی در پاییز ۱۳۰۷ ش در تهران با صدابرداری فرانک آرتور فلوید برای کمپانی کلمبیا بوده است. وی اولین هنرمندی است که در اولین سری ضبط صفحات کمپانی کلمبیا می خواند همچنین جزو جوانترین خواننده های موسیقی زمان خود است که آثارش به ضبط می رسد.
“رازهای” استرادیواری (IV)

“رازهای” استرادیواری (IV)

Sacconi در یک ویلای آجری کوچک و دوطبقه در Point Lookout در انتهای Long Island در نیویورک زندگی می‌کند. این ویلا، ایوانی در طبقه اول دارد و نیز دارای یک چمنزار، چند درخت میوه و یک درخت صنوبر است که وجهه زیبایی به نمای خارجی آن بخشیده است. باغ به وسیله دیواری کوتاه احاطه شده است. Sacconi این خانه را قریب به ۳۰ سال پیش، هنگامی که این سرزمین هنوز غیرقابل زراعت و دارای تعداد محدودی ساختمان بود، بنا کرده است.
افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

جشنواره های موسیقی نواحی، با دو هدف معرفی و شناسایی موسیقی نواحی و نیز حمایت از راویان اش برگزار می شود. این جشنواره ها به دلایل متعددی از جمله وجود امکانات مالی و اجرایی و نیز وجود مخاطب علاقمند، در شهرهای بزرگ برگزار می شود ولی برپایی این جشنواره ها، همیشه یکی از مسائل چالش برانگیز از نظر اتنوموزیکولوژی بوده است. چرا که حضور راویان موسیقی نواحی در شهرهای بزرگ، آنها را در فضا و موقعیتی غیر از فضای اجرایی همیشگی آنها در منطقه زندگی شان قرار می دهد و همین تغییر موقعیت باعث ایجاد تفاوت هایی در کیفیت اجرایی می شود. این تغییرات می تواند شامل:
Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.
گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
اسطوره زنده دنیای Jazz

اسطوره زنده دنیای Jazz

Kieth Jarret یکی از قابل توجه ترین پیانیست هایی است که از دهه ۶۰ به بعد به دنیای موسیقی وارد شده اند و در حال حاضر از مهمترین پیانیستهای Jazz دنیا می باشد.
موسیقی شناسی فمنیستی (VI)

موسیقی شناسی فمنیستی (VI)

در گام بعد موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا آهنگسازان زنی را که کارشان فراموش شده یا مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود، کشف کنند. آثار هیلده گارد فون بن کلارا شومان، فانی مندلسون، لیلى بولانژه، سیل شامیناد، آمی بیچ، روث کرافورد سیگر، و اثل اسمیت بررسی شدند. در چند سال اخیر توجه زیادی به کارهای اثا اسمیت نشان داده شده، مارش زنان (۱۹۱۱) او مشهور شده و کوارتت زهی ( ۱۹۰۲ – ۱۲ ) و کوئینتت زهی (۱۸۸۴) او که یاد آور تأثیر یوهانس برامس هستند مهم دانسته شده اند. زنان موسیقی شناسی چون سوزان مک کلاری، مارسیا سیترون، روث سلی، کارین پندل، موانع فرهنگی ای را که مانع از راهیابی زنان به آثار مرجع موسیقی می شدند بررسی کردند. برخی هم به نظریات ضد زنی که اعلام می کردند زنان از نظر زیست شناختی موقعیتی فرودست نسبت به مردان دارند و توانایی ساختن قطعه های موسیقی ندارند، پاسخ دادند.
تکمیل الحان منسوب به باربد (IV)

تکمیل الحان منسوب به باربد (IV)

در مورد وجه تسمیهء برخی از این الحان روایاتی نقل شده است. برخی از آنها یاد آورد حوادث‌ تاریخی و داستانهای گذشته است که ساسانیان به ذکر آن علاقهء وافری داشتند. لحن ۲۸ مربوط به‌ حکایت سیاوش، پسر کیکاوس و کشته شدن او و لحن ۲۹ مربوط به داستان ایرج پسر فریدون و کشته‌ شدن او می‌باشد. هر دو لحن اشاره به انتقام‌جویی پس از مرگ آنها دارد. برخی الحان مانند: باغ شرین یا تخت طاقدیس اشاره به قدرت و ثروت خسرو دارد. تخت طاقدیس نام تخت طاقی شکل جواهر نشان‌ خسرو پرویز بوده است که صورتهای بروج و ستارگان را بر آن نقش نموده بودند. الحانی که با نام «گنج» آغاز می‌شود، اشاره به گنجهای خسرو دارد و لحن ۲۳ اشاره به شبدیز اسب محبوب خسرو پرویز دارد.