درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

گونه‌شناسی و تحلیل زیباشناختی امکانات تفسیری نماهنگ را چنان که تاکنون از سر گذشت به روی نقد می‌گشاید. با در دست داشتن این آغازگاه‌ها لایه‌های بنیادی تفسیر درون-سو میسر می‌شود و شالوده‌ای فراهم می‌گردد حتا برای آن‌گونه از تفسیرها که یکسره به مسایل انسانی-اخلاقی فراتر از خود نماهنگ می‌پردازند. با وجود این همه آغازگاه‌های تفسیری، هنوز یک ساحت از نقد ناگشوده می‌ماند و آن ارزیابی است. با آنچه تاکنون به‌دست داده شد (به‌ویژه به آن روش تحلیل نسبتا خنثا) نمی‌توان نوری بر ارزیابی تاباند مگر آن‌که به ترتیبی برای گونه‌های بازشناخته مراتب ارزش ذاتی در نظر بگیریم. برای مثال با پیچیده‌تر شدن گونه‌ها از لحاظ ربط نوعی شاءن و اعتبار به مصداق‌هایشان داده شود، که یعنی پیچیدگی عامل برتری است (و می‌دانیم که به سختی می‌توان دفاعی موثر از این ادعا کرد). اما این چاره‌ی کار نیست. مساله‌ی ارزش نماهنگ‌ها تنها با تعیین یک معیار فروگشایی نمی‌شود بلکه معضلات بس پیچیده‌تری را پیش روی می‌گذارد.

نخستین پژوهش برآمده از پژوهش در ارزش نماهنگ همان است که بنیان دسته‌بندی گونه‌ها را نیز فراهم می‌آورد. یعنی پرسش از مولفه‌های ساختاری نماهنگ. هر یک از مولفه‌ها دارای ارزش هنری درون‌مقوله‌ای خویش‌اند؛ (متن-)موسیقی برای خود و تصویر برای خود. پس پرسش بدین نحو نمایان می‌شود که آیا ارزش یک نماهنگ موضوعی است ترکیب‌یافته از جمع ارزش‌های دو مولفه‌ی اصلی‌اش؟ یا در اثر سنتز آن دو ارزشی کاملا مجزا از هردوی آنها، رخنمون می‌شود؟

این پرسش در گامی ژرف‌سوتر بیش از آن که درباره‌ی خود ارزش باشد پرسشی هستی‌شناختی (و در مواردی شناخت‌شناسیک یعنی درباره‌ی این که چگونه نماهنگ موضوع شناخت ما قرار می‌گیرد) است، پرسشی که در همه جای این جستار پنهانِ حاضر است، پرسشی درباره‌ی رابطه‌ی جزء و کل. پاسخ از دیدگاه هستی‌شناختی (بی‌آن که بخواهیم در اینجا وارد بحثی دراز در این باره شویم) تا حد زیادی روشن است.

نماهنگ از دید هستی‌شناختی یک ابژه‌ی شنیداری+ابژه‌ی دیداری نیست بلکه چنان که پیش‌تر هم در اندام واژه‌ی نوساخته نقش بسته بود ابژه‌ای شنیدیداری است (شناخت از آن نیز همچنین). پس اگر چنین است بحث از ارزش نمی‌تواند به بحث از ارزش موسیقایی و ارزش تصویری فروکاسته و فروشکسته شود.

با این حال اگر می‌توانستیم چنین کنیم مساله‌ی ارزش به مساله‌ی توازن دگردیسی می‌یافت. ارزش هر یک از مولفه‌ها در توازن با دیگری ارزش مجموع را می‌ساخت و طبیعتا بی‌توازنی میان ارزش‌ها ارزش کل را ناپایدار می‌کرد و می‌کاست. مرز ظریف توازن که می‌شکست یکی از مولفه‌ها غلبه می‌کرد و کل اثر را از ریخت می‌انداخت. یکی به‌دست دیگری پوشانده و سرکوب می‌شد. نه این که ارزش یک ابژه‌ی فرازنده در کنار یک ابژه‌ی پست ارزش کل را بکاهد بلکه چنین سرکوبی موجب دگردیسی کل نماهنگ به آن یک مولفه‌ی فرازنده خواهد شد. و این یعنی دگردیسه‌ای هستی‌شناختی.

حالا که می‌دانیم از حیث هستی‌شناختی نماهنگ چیزی فراتر از مولفه‌هایش است پس ارزشش را هم باید در قلمرو پیوند (سنتز) و زیباشناسی ربط جستجو کرد. ارزش این پدیده‌ی برآمده از ترکیب در چگونگی عامل ترکیب یا همان برشدن به امر شنیدیداری نهفته است (۱۷).

پی نوشت
۱۷- در عمل هم گفتگویی انتقادی در این باره اغلب دربرگیرنده‌ی بحث در مورد پیروزی یا شکست پیوند است. حتا ارزیابی‌هایی که پایه‌های اخلاقی-هنجاری (همچون ارزش یک نماهنگ به دلیل فاش ساختن فقر یا مانند آن) دارند معمولا دارای یک فاز ارزیابی این مساله‌ی درونی هم هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.

از روزهای گذشته…

BBC Jazz Award

BBC Jazz Award

BBC همه ساله طی مراسمی برترین های موسیقی Jazz را انتخاب می کند. امسال نیز همانند سالهای گذشته این مراسم از طرف شبکه های رادیویی دو و سه برگزار خواهد شد و در چهار گروه آلبوم Jazz سال، نوآوری در موسیقی Jazz رادیوی سه، هنرمند سال رادیوی دو و بهترین های Jazz، هنرمندان و آثار خوب آنها انتخاب خواهد شد.
رژین کرسپین درگذشت

رژین کرسپین درگذشت

پنجم جولای، رژین کرسپین Régine Crespin یکی از تحسین برانگیزترین خوانندگان سوپرانوی جهان در قرن بیستم در سن ۸۰ سالگی درگذشت. و اکنون چهل روز از خاموشی این بانوی هنرمند و شاید بزرگترین خواننده اپرایی که در قرن بیستم از فرانسه به ثمر رسید، میگذرد.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

تولید دسته ای از آواهای گفتاری همراه با ارتعاش تارهای صوتی و تولید صدا است مانند “آ”، “e” و… به این دسته از آواها “صدادار، مصوت یا واکه (Voiced)” می گویند. برعکس در تولید دسته ای دیگر از آوا ها اندامهایی به غیر از تار صوتی نقش دارند مانند دندانها، لثه و… این آواهای بدون بهره از ارتعاش تارهای صوتی را “بی صدا، صامت یا بیواک (Voicless)” گویند مانند “ش”، “s” و… بعضی از آوا ها هم ترکیبی اند مانند “ز” که اندام گفتاری مجزا جهت تولید صدای آن نقش داشته و در واقع ترکیب صامت و مصوت است.
گاه های گمشده (VI)

گاه های گمشده (VI)

در مورد افتادگی و سقوط تدریجی در درآمد ماهور (که به عنوان برداشت نیز شناخته می شود) باید گفت که این سقوط تدریجی که با یک الگوی تقریبا ثابت اجرا می شود، به شکل موثری شروع دستگاه ماهور را برای گوش تداعی می کند. مرتضی حنانه این سقوط را به عنوان «انگاره ماهور» معرفی کرده است. این انگاره به شکل زیر می باشد.
دبرا فوگت، هنرمندی با صدای نافذ

دبرا فوگت، هنرمندی با صدای نافذ

دبرا فوگت (Deborah Voigt) خواننده آمریکایی سوپرانو، متولد ۴ آگوست ۱۹۶۰ امروز ه برای اجراهایش از آثار ریچارد واگنر و ریچارد استرائوس شهرت جهانی دارد. همچنین با خواندن نقشهای مشهور اپرایی از جمله، توسکا، آیدا و … شناخته شده است. فوگت دیسکوگرافی وسیعی دارد و مستر کلاسهای خوانندگی فروانی را برگزار کرده است. در بین اجراها و حضور تلویزیونی اش، وی نمادی از قدرت و زیبایی خارق العاده صدا است. فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ فوگت آغاز و پایانی با آثار پوچینی (Puccini) داشت.
کنسرتو  پیانوی شماره سه راخمانینف

کنسرتو پیانوی شماره سه راخمانینف

راخمانینف (Rachmaninoff) کنسرتو پیانو سوم خود که به Rach-3 مشهور است را به عنوان اثر اصلی و برای نمایش توانمندی خود در اولین تور کنسرتش در ایالات متحده آماده کرد.
انواع گیتار ۱- گیتارهای آکوستیک

انواع گیتار ۱- گیتارهای آکوستیک

گیتار از جمله سازهایی است که امروزه به طور وسیعی در انواع موسیقی – از کلاسیک گرفته تا جز و راک- به کار می رود. انواع این ساز، با طنین صداهای منحصر به خود، طیف وسیعی از علاقمندان سبکهای موسیقی را ارضا می نماید که این موضوع گیتار را پر طرفدارترین ساز معاصر نموده است.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.
شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

دبستان که می رفتم پدرم مرا برد به هنرستان ملی موسیقی. آقای گلزاری مسئول ثبت نام بود و آقای پورتراب استاد تئوری موسیقی. به کلاس ایشان رفتم، نت ها را که درس می داد یک بار از من پرسید که دو بعلاوه یک چه می شود؟ من گفتم سه. منظور ایشان نت دو بود که بعلاوه نت یک می شود نت “ر” چندبار گفتند من هم گفتم سه. دبستان میرفتم و رابطه ریاضی و نت ها را نمی دانستم به هر حال یادم می آید کلاس آقای پورتراب که تمام می شد می رفتم در کلاس استاد حسین تهرانی و دست پنجه ایشان را می دیدم که چطور تنبک می نوازد. گاهی هم اجازه می گرفتم سرکلاس ایشان می نشستم و تماشا می کردم که او چگونه اینطور استادانه با صدای تنبک خود همه را مجذوب می کرد. بله کلاس تئوری را نزد آقای پورتراب گذراندم….