آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

آکین یوبا
آکین یوبا
۷- اغلب برایم جای سوال است که چرا اتنوموزیکولوژیست ها از تئوری موسیقی شانه خالی می کنند. آیا می تواند به این دلیل باشد که افرادی در بین آنها هستند که نمی توانند نت خوانی کنند؟ ما باید در آفریقا سواد موسیقی را ترویج دهیم نه اینکه افراد را نسبت به آن دلسرد کنیم.
۸- اتنوموزیکولوژیی که امروزه استفاده می شود بسیار انتخاب گر است. بیشتر پژوهشگران یا به چیزی می پردازند که فکر می کنن موسیقی سنتی «اصیل» است یا موسیقی پاپ. در حالیکه در آفریقا گستره انواع موسیقی بسیار پهناور است (از جمله موسیقی کلیسا، اپرا، موسیقی سمفونیک و غیره) و ما به نوعی اتنوموزیکولوژی احتیاج داریم که همه این انواع را در بر بگیرد.
۹- اتنوموزیکولوژیی که امروز رواج دارد بسیار پیرو مد است. هر کلمه یا عبارتی که مد می شود (مانند جنسیت، نظریه فرهنگی، نشانه شناسی، جهانی سازی و غیره)سریع در این رشته نیز به کار گرفته می شود و به محض اینکه از مد افتاد دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. ما در آفریقا به ثبات و توسعه طولانی مدت احتیاج داریم و نه مد. (جالب توجه است که مدگرایی در اتنوموزیکولوژی در حمایت مالی آژانس های سرمایه گذاری از اتنوموزیکولوژیست ها واضح است. تنها چیزی که واضح نیست این است که آیا باید این اتنوموزیکولوژیست ها که به این سازمان ها مشاوره می دهند را سرزنش کرد یا خود این آژانس ها را).
۱۰- در حال حاضر بار اصلی اتنوموزیکولوژی به سمت مردم شناسی و تعدادی پایان نامه دکترا (دست کم در آمریکا) سنگینی می کند که قرار بوده درباره موسیقی باشند اما در واقع درباره مردم شناسی اند. برای من گیج کننده است که پایان نامه های مردم شناسی که محتوای موسیقایی ناچیزی دارند یا اصلا محتوای موسیقایی ندارند همچنان به دپارتمان های موسیقی دانشگاه ها ارائه می شوند. این موقعیت برای آفریقا نامناسب است. در آفریقا هرکسی که می خواهد مردم شناسی بخواند باید به دپارتمان مردم شناسی مراجعه کند و هر کسی که می خواهد موسیقی شناسی بخواند باید به دپارتمان موسیقی مراجعه کند. ما در آفریقا به رشته ای احتیاج نداریم که نامش اتنوموزیکولوژیست درحالیکه در واقع شاخه ای از مردم شناسی است. ما در آفریقا به رشته که موسیقی از آن بیرون چلانده شده نیازی نداریم. کلمه موزیک را از اتنوموزیکولوژی دربیاورید و میبینید که چیزی که به جا می ماند اتنولوژی است. متوجه منظورم که هستید؟
۱۱- اتنوموزیکولوژی که امروز بکار گرفته میشود بسیار تهاجمی است. اصل این رشته ظاهرا اینگونه است که شما به فرهنگ دیگری مراجعه می کنید، هرچقدر اطلاعات احتیاج دارید در کوتاه ترین زمان ممکن جمع آوری می کنید و سپس به فرهنگ خودتان رجوع می کنید و با آنچه بدست آورده اید کسب و کار سودآوری راه می اندازید. از هرگونه تعهد طولانی مدت به فرهنگی که آن اطلاعات را در اختیارتان گذاشته است پرهیز می کنید. به نظر من این نوع پژوهش تخلیه گر است.
۱۲- اتنوموزیکولوژی به فرهنگ آفریقا بی ربط است. آنچه به فرهنگ آفریقا مرتبط است موزیکولوژی آفریقا است. بیاید موزیکولوژی بوجود بیاوریم که با نیاز های آفریقا همخوانی دارد همانطور که فرهنگ های دیگر (مثلا فرهنگ چینی) موزیکولوژی هایی بوجود آوردند که با نیازهایشان همخوانی دارد. بیاید پژوهش های موسیقی آفریقا را به زور به سمت اتنوموزیکولوژی نکشانیم که در واقع طراحی شده است تا درک غربی ها از موسیقی غیر غربی را ترویج دهد. اگر ما اتنوموزیکولوژی را بپذیریم به این معناست که به جای اینکه دیدگاه خودمان را درباره خودمان بپذیریم دیدگاه غربی ها را درباه خودمان پذیرفته ایم.

chevalierdesaintgeorges.homestead.com
music.pitt.edu

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (I)

نگار بوبان، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد پیوستۀ معماری از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و نوازنده و آهنگساز. ساز تخصّصی او عود است و یکی از بهترین نوازندگان عود ایران به شمار می‌رود. خانوم بوبان، در میان مشغله و گیرو‌دارِ اجراهایشان با حسین علیزاده و گروه هم‌آوایان در دی‌ماه، به سؤالات مکتوب ما پاسخ دادند.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.

از روزهای گذشته…

۴۰ سال حضوربی نظیر  در دنیای راک

۴۰ سال حضوربی نظیر در دنیای راک

مدتی پیش از اینکه در اواخر دهه ۶۰، گروه رولینگ استونز (Rolling Stones) خود را بزرگترین گروه راک اند رول جهان بنامند، زمینه را به بهترین شکل برای این مدعا آماده کرده بودند.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

دیدن یک مصاحبه و یک فیلم از دو دوست اهل هنرم، مرا بر آن داشت تا این یادداشت را به نگارش در آورم. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که رسم دوستی چنین نیست که انتقادهایی که میشود به صورت خصوصی مطرح کرد، در یک مجله الکترونیکی عمومی کنیم اما با توجه به این اصل که هر واقعه ای که از طرف صاحب اثر به انتشار عمومی میرسد، قابل نقد و انتشار عمومی است، به نقد این وقایع میپردازیم.
جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

بیشتر متخصصان چهارمضراب را قطعه‌ای ضربی (دارای دوره‌های متریک معین) می‌دانند که یک جمله‌ی بازگشت به نام پایه دارد (زونیس ۱۳۷۷: ۱۴۱)(Azadefar 2006: 226) (بهارلو ۱۳۳۹: ۴) (فرهت ۱۳۸۰: ۱۸۹)، همچنین برخی معتقدند که الگوی مضرابی و ماده‌ی اولیه برای بسط و گسترش را نیز همین جمله‌ی کوتاه در اختیار می‌گذارد (دورینگ ۱۳۸۳: ۸۳) که البته بیشتر به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به گونه‌ای خاص و قدیمی‌تر چهارمضراب است.
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

مطلبی که پیش رو دارید، در پاسخ به مقاله ی کلید در دوزخ، نوشته ی فرشاد توکلی در سایت زنان موسیقی نوشته شده است.)
گزارشی از کنفرانس «رنج، روپیه، رباب» در موزه موسیقی

گزارشی از کنفرانس «رنج، روپیه، رباب» در موزه موسیقی

موزه موسیقی ایران در تاریخ جمعه پنجم شهریورماه شاهد برگزاری نشستی درباره: «بررسی مدهای موسیقی افغانستان در سایه مهاجرت و استعمار» با سخنرانی هوشنگ فراهانی و همراهی دکتر کیوان آقامحسنی و همچنین اجرای عارف جعفری بود. در ابتدای این نشست دکتر کیوان آقامحسنی، اتنوموزیکولوگ و استاد دانشگاه، به توضیحاتی درباره اهمیت توجه به موسیقی افغانستان پرداخت و گفت: با توجه به وجود جمعیت بزرگی از اهالی کشور افغانستان در ایران، نیاز به آشنایی بیشتر با فرهنگ و هنر این کشور احساس می شود؛ بیشتر آثاری که مربوط به موسیقی همسایگان ایران به زبان فارسی نوشته شده است درباره همسایگان شمالی و غربی ایران بوده است و متاسفانه توجه زیادی به موسیقی کشور های شرقی همسایه ایران نشده است.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (III)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (III)

مشکل مهم دیگر که آقای نیک آئین مطرح کرده اند موضوع وزن و ریتم است که در رده ۳ تعاریف مفاهیم مطرح شده است. ایشان چنین پنداشته اند که با تصور من «ویژگی لنگ بودن ضرب ها نادیده گرفته شده است»
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

راجع به مساله تفاوت تمرین در اینجا و اینکه شما فرمودید که با توجه به اینکه جاهای دیگر می توان درآمد بیشتری درآورد، چه چیزی باعث شده است که تمرینات در اینجا برقرار باشد، یکی از مسائلی که خیلی جالب است و فکر می کنم همه هم بدانند و حتی از نوازنده ها هم سوال شود شاید همین را جواب دهند. یک تفاوت بسیار خوب که در اینجا وجود دارد این است که در اکثر ارکستر ها، نوازنده به دنبال رسیدن به این است که چه زمانی کنسرت است؛ یعنی یک دد لاینی برای آنها مشخص می شود و دنبال رسیدن به آن تاریخ کنسرت اند و در نتیجه نوعی هیجان برای آنها ایجاد می شود ولی در این ارکستر هر تمرین، حس هیجان را به همراه خودش دارد و لذتی که آن فرد ممکن است در اکثر ارکستر ها و جاهایی که شما به خاطر درآمد یا هر چیزی که می گویید شرکت می کنند، فقط به خاطر کنسرت آن باشد ولی اینجا کسی به تاریخ کنسرت فکر نمی کند بلکه همه به خاطر خود تمرین در آن حاضر می شوند و نمی گویند که چه زمانی کنسرت داریم و آن زمان در تمرین حاضر شویم بلکه نکته ها و تفسیرها یی که رهبر کنسرت –آقای گوران- دارند، باعث هیجان و لذت در تمام جلسات تمرین می شود.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این میان و با فرآیندی مشابه جلسه‌ی گذشته (تلقی سطحی از راه دادن دغدغه‌ی اجتماعی به نقد و یکسان دانستن آن با نقد جامعه‌شناسانه) می‌توان گفت مارکسیسم عوامانه پیوندی ناگسستنی با نقد ژورنالیستی دارد. با این حال آن نقد مارکسیستی که اینجا مورد نظر است در عمیق‌ترین جنبه‌های خود دو سو دارد: