هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد. این شماره با همکاری هیئت تحریریه: ساسان فاطمی، محمد موسوی، بابک خضرایی، آرش محافظ، سعید کردمافی و مدیر مسئول: محمد موسوی با مطالبی در حوزه موسیقی شناسی به انتشار رسیده است.

نخستین مطلبِ این شماره ترجمه‌ای است از مقاله‌ی تُلگا بِکتاش، موسیقی‌شناسِ ترک، که به ارتباطِ میان اوزان عروضی و ادوارِ ریتمیک در موسیقیِ عثمانی با تمرکز بر فرمِ بِسته می‌پردازد. اهمیت این مقاله برای موسیقیدان و موسیقی‌شناس ایرانی در این است که، در نبودِ سنتِ استفاده از ادوارِ ایقاعی یا ریتمیک در فرهنگِ موسیقاییِ ایران، تطابق یا عدم‌تطابقِ وزنِ عروضیِ شعر در قطعاتِ آوازی با این ادوار می‌تواند بسیار کنجکاوی‌برانگیز باشد و، حداقل به زبان فارسی، مطالبِ زیادی در این خصوص در دسترس علاقه‌مندان قرار ندارد. بِکتاش در این مقاله خاطرنشان می‌کند که، پیش از او، جینوچِن تانریکُرور، با مطالعه‌ای وسیع بر روی حدود ششصد قطعه‌ی آوازی، از نوعی رابطه میان این دو نظامِ ریتمیک پرده برداشته است و خودِ او نیز می‌کوشد وجود این رابطه را، در فرمِ بِسته، به‌خصوص در قطعاتی که از دورهای ایقاعیِ کوتاه استفاده می‌کنند اثبات کند.

مقاله‌ی بعدی شرح انتقادی بخش موسیقیِ رساله ی قرن هفتمیِ اشجار و اثمار، نوشته ی علاء منجم بخاری، و شامل تصحیح انتقادی متن است. در بخش اول مقاله، پس از معرفی اجمالی رساله و نویسنده ی آن، گزاره های مربوط به پیوند میان موسیقی، نجوم واحکام نجوم در این رساله، با نگاه به گفتمان های معطوف به ارتباطات مذکور در دیگر آثار دوره ی اسلامی، بررسی شده است. بخشِ مفصل ترِ بعدی مطالعه ای متن‌ـ موسیقی شناختی بر مباحث نظری موسیقی در اشجار و اثمار، در چهار زیرفصلِ نظام مدال، نظام ریتمیک‌ـ متریک، سازها و نکات پراکنده است. این بخش، عمدتاً، به مطالعه ی نظام مدالِ سنّتِ منتسب به خراسان، به واسطه ی بررسی تطبیقیِ داده های مرتبط با ساختارهای مدال در اشجار و اثمار و رساله ی نیشابوری اختصاص یافته است.

در مقاله‌ی «یک گونه‌ی تازه‌متولدشده‌ی موسیقیِ خیابانی در تهران»، مینا جعفری‌هرندی به بررسیِ شکلِ نوظهورِ موسیقیِ خیابانی در تهران، جایگاه اجتماعی‌ـ هنریِ موسیقیدانانِ آن و تمایزِ چشمگیرش با موسیقیدانانِ شکل‌های سنتی‌ترِ این نوع موسیقی، و انگیزه‌های این موسیقیدانان برای اجرا در خیابان می‌پردازد و، با اتکا بر تئوریِ میدانِ پیِر بوردیو و نظریه‌های مربوط به هویت و «رفتارِ نمایشی» به تبیینِ این انگیزه‌ها دست می‌زند.

در بخشِ «یادداشت‌های پراکنده» مطلب تاریخیِ جالبی می‌خوانید درباره‌ی اولین مؤسسه‌ی تدریس موسیقی کلاسیک در ایران و فعالیت‌های ارکستر سمفُنیکِ تهران که توسط واهه خوجایان، یکی از اعضای «کوارتت زهی تهران» و از نخستین هنرآموخته‌های هنرستان عالی موسیقی، نوشته و با عکس‌های تاریخیِ منحصربه‌فردی همراه شده است مفاهیم بنیادین این شماره اختصاص دارد به مسئله‌ی آوانگاری و یکی از مباحثِ جالب و مهمِ آن که عبارت است از مشارکت‌دادنِ موسیقیدانان در تکمیلِ آوانگاریِ موسیقیِ خودشان. ریچارد ویدِس، در مقاله‌ی «درگیرکردنِ اجراکنندگان در ترانویسی و تحلیل: رویکردی هم‌کوشانه به دروپاد»، مزایای این‌گونه مشارکت را در آوانگاریِ یک اجرای دروپاد که منجر به اثباتِ وجودِ نوعی ضربانِ پنهان در قسمتِ آلاپِ این اجرا و همچنین کشف ظرایفی درباره‌ی بداهه‌نوازی می‌شود نشان می‌دهد.

در این شماره با فیلیپ بروگیِر، متخصصِ موسیقیِ دروپاد و رئیسِ بخشِ سازهای غیراروپاییِ موزه‌ی موسیقیِ فیلارمُنیِ پاریس، گفتگویی در دو زمینه انجام داده‌ایم. ابتدا از تجربیاتِ او در هند به‌ویژه حینِ فراگیریِ سازِ رودرا وینا از استادِ بزرگِ این ساز، ضیاء محی‌الدین داگار، پرسیده‌ایم، سپس از برخی ویژگی‌ها و فعالیت‌های مهمترین موزه‌ی ساز در فرانسه اطلاعاتی کسب کرده‌ایم، از جمله اینکه دو نمونه از سازهای ابداعیِ طرب‌انگیز و مجلس‌آرای قاجاری در این موزه نگهداری می‌شوند یادِ یاران این شماره به دو مطلب از محمدرضا درویشی و ساسان فاطمی درباره‌ی یکی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقیِ مازندران، احمد محسن‌پور، که در طی فصلِ گذشته از میانِ ما رفت، اختصاص دارد. محسن‌پور منشاء خدماتِ بسیار ارزنده‌ای در عرصه‌ی موسیقی مازندرانی بود و فقدان او لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به فرهنگ موسیقایی این خطه محسوب می‌شود. یادِ او در این دو یادنامه گرامی داشته شده است.

سرانجام، بخش دومِ مقاله‌ی آروین صداقت‌کیش، تحتِ عنوانِ «جُستارِ خُرد در به‌کردِ نقدِ موسیقیِ ما»، که بخشِ نخستش در شماره‌ی پیشین به چاپ رسیده بود، «نقد و بررسی»ِ این شماره را به خود اختصاص داده است. در این مقاله، گفتارهای سوم و چهارمِ این مطلب را که در آنها به منفردبودنِ اثر، زمان و زمان‌آگاهی و نیز تکیه‌گاه‌های چندگانه‌ی نقد (موسیقی‌شناسی، تاریخ موسیقی و زیباشناسی) پرداخته شده است می‌خوانیم.

در انتهای فصلنامه، مطابقِ سنتِ همیشگی، که هر ده شماره یک نمایه از شماره‌های پیشین ارائه می‌شود، نمایه‌ی مطالب فصلنامه از شماره‌ی ۶۱ تا ۷۰ آمده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

به‌عبارت ساده می‌توان گفت با گوش‌کردن به آثاری که واروژان ساخته و تنظیم و تهیه کرده، او به‌هیچ‌وجه تحت تأثیر بازار آمریکا و بریتانیا و بازار نوظهور و خلّاق آلمان در بازه‌ی اواسط دهه‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ نبود. در عوض نوع برخورد و تفکر او در خصوص تنظیم برای موسیقی پاپ، نزدیکی فراوانی با نوع برخورد و تفکر گروهی از تنظیم‌کننده‌های فرانسوی در آن دوران داشت. این دیدگاه و تفکر در برخی دیگر از آهنگ‌سازان و تنظیم‌کننده‌های ایرانی آن زمان هم کاملاً مشهود است که در آثار تولید‌شده‌ی آنان هویداست.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

آقای شجریان گفته اند: «من این سازها را ابداع کردم، شانزده ساز مختلف هست که محدوده ی صدایی موسیقی ایرانی را از سه اکتاو به هفت اکتاو گسترش می دهد ولی تعصب نوازندگان ایرانی مشکل آفرین است در پذیرش این سازها… نوازندگان ایرانی فکر می کنند سازهای ایرانی مثل قرآن از آسمان نازل شده و نباید دست کاری شود!» می دانید همین یک پاراگراف می تواند یک سازگر را در اروپا به درجه ای از بی اعتباری برساند که دیگر کسی او را سازگر نداند؟ آقای شجریان هنوز نمی دانند که موسیقی ایرانی وسعتش سه اکتاو نیست!؟ ساز تخصصی ایشان سنتور است؛ من فرض می کنم تا به حال هیچ ساز دیگری را نشناخته اند، سنتور معمولی حداقل سنتور معمولی و سنتور باس را که می شناسند! سنتور معمولی کمی از ۳ اکتاو بیشتر است و همراه با سنتور باس (که یک اکتاو بم تر از سنتور معمولی است می شود چهار اکتاو!)‌ این فقط سنتور بود! حالا فرض کنید عود و کمانچه به این فهرست افزوده شوند، آن وقت ما ۵ اکتاو خواهیم داشت. آن هم پنج اکتاو با کیفیت، نه کدر مانند «بم ساز» (یکی از سازهای ابداعی آقای شجریان) که نوازندگان از بخش بم آن به عنوان ساز کوبه ای استفاده می کنند (اشاره من به اولین سمپلی است که برای معرفی این ساز ضبط شد و نوازنده در بخشهای بم به خاطر مشکل ارتعاش تنها به اجرای ریتمیک پرداخت.)
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

بیچام در سال ۱۹۰۸ به خاطر عدم توافق بر سر مدیریت هنری و به خصوص در مورد سیستم جایگزین از ارکستر سمفونیک جدید جدا شد. بر اساس این سیستم، اگر به نوازندگان ارکستر پیشنهاد پرسودتری می شد آنها می توانستند در تمرین ها یا کنسرت های ارکستر شخص جایگزینی را معرفی کنند. خزانه دار انجمن فیلارمونیک سلطنتی این برنامه را اینگونه توصیف کرد: «نوازنده ۱ که شما خواهانش هستید، متعهد می شود که در کنسرت شما بنوازد. اما او نوازنده ۲ (که برای شما اهمیتی ندارد) را برای تمرین اول می فرستد. نوازنده ۲ بدون آگاهی و رضایت شما نوازنده ۳ را به تمرین دوم می فرستد. نوازنده ۳ که قادر به شرکت در کنسرت نیست نوازنده ۴ را به عنوان جایگزین می فرستد، کسی که شما ترجیح می دادید به او پنج شیلینگ بدهید تا از ارکستر دور بماند».
موسیقی آفریقای جنوبی (VIII)

موسیقی آفریقای جنوبی (VIII)

سنت پاپ/راک هنوز هم در آفریقای جنوبی رایج است اما با پیشرفت و تنوعی بیشتر. گروه هایی مانند “Springbok Nude Girls”، که شاید بتوان گفت یکی از بهترین گروه های راک آفریقای جنوبی در دهه ۹۰ است، به موسیقی گیتار محور و سخت تر روی آوردند. با این حال گروه های تحسین شده ای مانند “Fetish” نیز به تجربه گرایی با صداهای الکترونیکی با استفاده از کامپیوتر ها و سمپل ها روی آوردند.
رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

نی در نوع خود یک ساز تکامل یافته ای است و فواصل و گره ها و سوراخها و… در این ساز، در بهترین حالت ممکن قرار دارند، منتهی دلیل لزوم این تکمیل نقص نی نیست بلکه محدودیت تعداد انگشتان دست و طول انگشتها و ترتیب آنها برای گرفتن تمام سوراخ های لازم است، تلاش چهار ساله من هم دقیقا در همین راستا بوده یعنی گرفتن سوراخهای اضافی و لازم که انگشتان ما از گرفتن آن عاجز است و این همان تعریف کلید است!
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما سازی زه صدا و از خانواده ی لوت های دسته بلند است، نزدیکترین هم خانواده های این ساز “قپوز” و “چگور” سازهای مورد استفاده ی عاشیق- اوزان های اقوام ترک است. در مقاله ی زیر با خانواده ی ساز “باغلاما” و تغییر و تحولات آن در قرن بیستم به طور مختصر آشنا خواهیم شد.
لیدی بلانت و مسیح (V)

لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.
دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران آبان ماه سال جاری در خانه هنرمندان برگزار می شود و علاقمندان تا ۲۰ مهر ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
میراث منگوری (III)

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (IV)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (IV)

اوربیسن در شب اولین اجرا در انگلستان به عنوان اولین اجرا کننده به روی سن رفت در حالی که کاملا آرام و بی حرکت در حال اجرا بود می دانست مخالفشان، گروه بیتل ها، در پشت سن حضور دارند: جان لنون، پل مک کارتنی (Paul McCartney)، جرج هریسون (George Harrison) و رینگو استار (Ringo Starr). زمانی که حضار تقاضا کردند “ما باز روی را می خواهیم” لنون و مک کارتی با هول دادن اوربیسن به عقب مانع از حضور دوباره وی بر روی سن شدند!
ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه ۶۰ متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله سالهای ۶۹-۶۲ تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، ‘Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا برخوردار شد.