وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وقتی ردیف استاد دوامی را گوش می دهیم متوجه می شویم که به دلیل اینکه ایشان ضربگیر بوده و در کنار بسیار از استادان آن دوره به همکاری پرداخته است، هم آواز خوانی خیلی ها را شنیده، هم از ساز بسیاری از استادان آن دوره استفاده و در محضرشان تلمذ کرده است، جمله بندی تحریر های ایشان بسیار شبیه به جمله بندی تحریر های تار است؛ تکیه های ساز کسی مثل میرزاحسینقلی، شکستن ریتم ها، بالا و پایین کردن سرعت تحریر ها همه قرابت زیادی با ساز تار دارد.

حالا وقتی ما جمله بندی ردیف استاد کاظمی را بررسی می کنیم، میبینیم که شباهت بیشتری به جمله بندی ها و تحریر های نی دارد، در واقع جواب آواز این ردیف را به سادگی می شود با ساز نی زد اما همنوازی آن با ساز تار، کمی مشکل است در صورتی که در ردیف دوامی یک نوازنده تار می تواند به راحتی آن ردیف را جواب دهد، چنانکه آقای محمدرضا لطفی در ضبط آن ردیف این کار را کرده است. در ردیف استاد کاظمی ما تعداد بسیار زیادی ملودی و به قول خود اصفهانی ها «تیکه» (آنها نمی گویند «گوشه») داریم و ملودی های بسیار زیاد محلی در این آواز پیدا می کنیم که تعداد آنها خیلی زیاد است و می توانیم بگوییم تمام محتوایی که در ردیف استاد دوامی است در ردیف استاد کاظمی وجود دارد با این تفاوت که حدود دویست گوشه بیشتر هم در این ردیف وجود دارد که از روی نامهایش می توان تشخیص داد از مناطق مختلف ایران جمع آوری شده است.

نکته دیگر، اختلافی است که در مورد دستگاه راست پنجگاه در این دو روایت وجود دارد. دستگاه راست پنجگاهی که آقای دوامی روایت می کنند، در واقع برگرفته از ردیف سازی این دستگاه است در حالی که استاد عباس کاظمی روایت کاملا متفاوتی از دستگاه راست پنجگاه دارند.

در نام این گوشه ها بین دو روایت دوامی و کاظمی، اختلاف زیادی می بینیم و مخصوصا این اختلاف را در گوشه های دستگاه شور بسیار زیاد می بینیم در حالی که در دستگاه های سه گاه و چهارگاه و همایون خیلی اختلاف آنچنانی بین گوشه ها نداریم؛ اما در دستگاه شور و آوازهایش و حتی دستگاه نوا این اختلافات بسیار شنیده می شود، چه در نام گوشه و چه در درجه ای که این گوشه اجرا می شود. مثلا در گوشه ای با نام ایکس، در ردیف استاد دوامی شاهد گوشه درجه دوم باشد ولی در ردیف استاد کاظمی درجه دیگری باشد. حالا اینکه کدام یک اصلی است نیاز به یک تحقیق کارشناسی شده و جامع تر دارد.

ردیف استاد جلیل شهناز چقدر با ردیف هایی که از مکتب اصفهان شنیدید شباهت دارد؟
در مورد فایل صوتی ای که اول ساز و آواز است و بعد تبدیل به گفتگویی می شود بین استاد جلیل شهناز و آقای علی رستمیان، استاد شهناز به آوازی از استاد تاج اصفهانی اشاره می کنند با عنوان تنگسیری (اگر اشتباه نکنم) با شعر: ز گلبن چید گلچینی گلی را شنید از پی صدای بلبلی را… و بسیار شباهت دارد به ردیفی که استاد کسایی در جوانی اجرا کردند و ردیف استاد عباس کاظمی. در این ردیف ها چنین گردش ملودی و لحن هایی وجود دارد و می شود گفت این روایت بسیار شبیه است به راویان مکتب اصفهان یا به تعبیری دیگر، ردیفی که از خوانندگان اصفهانی وجود دارد.

در واقع این لحن آواز خواندن را ما در صفحه های ضبط شده، خیلی نمی شنویم، شاید بتوانم بگویم اصلا نمی شویم؛ مخصوصا روی ملودی هایی که روی دوبیتی گذاشته می شود ما به مورد خاصی برخورد نمی کنیم. عمدتا این لحن های آواز خوانی و ملودی های نابی که روی دوبیتی ها می گذارند، مربوط به کدام منطقه ایران است را من نمی توانم در موردش اظهار نظر کنم، ولی اینکه در کدام روایت های ردیف مکتب اصفهان هست می توانم بگویم در ردیف استاد عباس کاظمی بسیار زیاد است و در ردیف استاد کسایی هم به چند مورد برخورد می کنیم.

چرا ردیف استاد عباس کاظمی هیچگاه ضبط نشد؟
اینکه چرا این ردیف هیچوقت ضبط نشد، بر می گردد به اینکه ایشان اولا از نظر وضعیت مالی چندان قوی نبودند، ایشان نانوا بودند و درویش بودند به معنای واقعی کلمه، خانقاه می رفتند و از دراویش قدیمی بودند و شرایط و اخلاقهای خاصی داشتند.

چرا توسط شاگردان ایشان این ردیف ضبط نشد؟
من در این مورد نمی توانم اظهار نظر کنم و ترجیح می دهم در این مورد سکوت کنم که فردا در آن شک و شبیه ای باشد. بالاخره تا حدی هم اخلاق و مرام اصفهانی در ضبط نشدن این آثار موثر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

از روزهای گذشته…

اصول نوازندگی ویولن (IX)

اصول نوازندگی ویولن (IX)

نحوه تمرین مطلوب اجرای دوبل نت های مرکب از دو شماره انگشت متفاوت، اجرای هر یک از نت ها در آرشه های جداگانه و با تمپو پایین و دقت نوازنده در اجرای صحیح هر یک نت ها از لحاظ زیر و بمی و سپس اجرای دوبل مورد نظر در آرشه دیگر و با دقت در صدای حاصله از دوبل است.
دو مضراب چپ (قسمت اول)

دو مضراب چپ (قسمت اول)

چند سالی است که بحث بر سر شیوه نگارش / نت نگاری آثار سنتور نوازان معاصر به ویژه آثار پرویز مشکاتیان، بالا گرفته و کارشناسان بسیاری در این سو آن سو در محافل عمومی و خصوصی خود، داد سخن سر داده و به بررسی کارشناسانه این گونه آثار می پردازند.
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

دان گریدی آهنگساز مجموعه ماجراهای جانی کوئست Jonny Quest- به برای آن کاندید جایزه تلویزیونی امی Emmy شد- انگلیسی جادویی Magic English (سریالی از کمپانی دیسنی)، چندین سریال و فیلم تلویزیونی دیگر دیسنی از جمله دو انیمیشن تلویزیونی دیو و دلبر Beauty And The Beast، داستانهای محبوب کریسمس Favorite Christmas Stories و موسیقی چندین بازی بر مبنای فیلمهای دیسنی از جمله پیترپن Peter Pan، پوکاهانتس Pocahontas است.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

کم کم با گذشت روزها و ماه ها، تعداد هنرآموزان کلاسی که نزدیک به پنجاه نفر هنرآموز داشت به پنج یا شش هنرآموز رسید. ولی من همچنان سعی میکردم با وجود هزینه بالای کلاس، در این مکتب حضور داشته باشم، زیرا گمان میکردم او با افراد خاصی میخواهد تا پایان راه برود و همه مطالب را با هر کس عنوان نمیکند. او در کلاسهایش از پروژه ای به نام پروژه هزار آهنگساز یاد میکرد و با محاسبه عدد و رقمهایی میگفت قصد دارد این تعداد آهنگساز را تربیت کند!
تقدسی: بهتر است رهبر کر فلوت فلوتیست باشد

تقدسی: بهتر است رهبر کر فلوت فلوتیست باشد

آقای پورقناد جریان اینطوری است که رهبری یک ارکستر سمفونیک یا یک ارکستر مجلسی یا ارکستر بادی مسی یا اصلا یک کر خوانندگی و به صورت کلی کار رهبری همه و همه یک شناخت با پارتیتور و ارزش هایی که آن موسیقی دارد و آن موسیقی و فهم و درک موسیقی و رساندن آن به نوازنده هاست.
گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

گفتگو با هوشنگ ظریف (I)

هوشنگ ظریف جزو آخرین بازمانده‌های نسلی از موسیقیدانان ایرانی است که هرگز اهل جنجال‌های رسانه‌ای نبودند؛ نسلی در عمل موسیقایی درجه یک و در آموزش خستگی‌ناپذیر. ظریف، تربیت‌شده‌ی مکتب معلمانی چون موسی معروفی، حسین دهلوی، روح‌الله خالقی، فرامرز پایور است که خود نیز تا امروز بر همان مسیر بوده و هست. بی‌تردید حاصل چند دهه کوشش پایه‌گذارانه‌ی آن نسل بود که قطار موسیقی کلاسیک ایرانی را شتاب بخشید. سالی که در آنیم اولین سالی است که هوشنگ ظریف بر خلاف خواست قلبی خود، پس از بیش از نیم قرن تدریس تار، دیگر در هنرستان موسیقی درس نمی‌دهد. سالروز تولد این استاد کهن‌سال ولی هنوز پر شور و بذله‌گو، بهانه‌ای بود تا او را در این گرد و غبار هیاهوهای رسانه‌ای بازیابیم و هوایی تازه کنیم.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (۶) و «کنت گلاگ» (۷)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

این نظریه که ” قضاوت فرد کاملاٌ وابسته به اول، سواد و دوم اطلاعات و سوم دید کاملاٌ بی تعصبانه نسبت به یک موضوع است ” به صورت کلی مصداقی تجربه شده دارد. طبیعی است اگر ما به نوازندگی نوازنده ای گوش می کنیم صریحاٌ نظر به اینکه ما این سبک را می پسندیم یا خیر قضاوت می کنیم بدون اینکه به پیشینه و چرایی بوجود آمدن آن سبک دقت کافی به خرج دهیم.
پاتتیک شماره یک (III)

پاتتیک شماره یک (III)

چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»