وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

داوود وکیلی
داوود وکیلی
مقدمه
معرفی مکتب های آوازی در موسیقی دستگاهی ایران، یکی از شایع ترین روش های دسته بندی در آموزش آواز ایرانی است که در سالهای اخیر با به دست آمدن بخشی از صفحه های گرامافون کمتر شنیده شده از دوره قاجار و همچنین اسناد مکتوب گردآوری شده از آن دوره، دچار چالش های جدی شده است.

یکی از مهمترین و بحث برانگیزترین این مکاتب «مکتب آوازی اصفهان» است، چراکه چهار تن از تاثیرگذار ترین چهره های آواز ایرانی خوانندگان اصفهانی هستند: سید رحیم اصفهانی، سید حسین طاهرزاده، ادیب خوانساری و جلال الدین تاج اصفهانی.

از طرفی دو تن از این هنرمندان یعنی سید حسین طاهرزاده و ادیب خوانساری بخش مهمی از زندگی هنری خود را در تهران سپری کرده اند و همین اتفاق موجب شده که سبک آوازخوانی این دو (به احتمال قوی) تحت تاثیر موسیقیدانان دربار که در تهران ساکن بودند قرار گرفته و دستخوش تغییراتی شود و این شائبه بوجود بیاید که دیگر این خوانندگان تعلق به مکتب آوازی اصفهان نداشته و در مکتبی به نام تهران آواز می خوانند. از طرفی درباره مکتب آوازی تهران و مختصات آن شائبه هایی وجود دارد چراکه خوانندگانی که به عنوان پایه گذاران این مکتب شناخته می شوند تقریبا هیچکدام تهرانی نیستند و واقع مشخص نیست که آنها خود در چه مکتبی آموزش دیده و می خواندند.

یکی از خوانندگانی که به عنوان نماینده اصلی مکتب اصفهان امروزه شناخته می شود، عباس کاظمی است که سالها در گم نامی زیست و به تربیت شاگردانی پرداخت. کاظمی خود نوازنده نی و آوازه خوان بود ولی بیشتر به عنوان یک ردیف دان در اصفهان شناخته می شد. عباس کاظمی سالها در اصفهان به صورت بسیار محدود به تدریس پرداخت و در گم نامی زیست و در واقع در اواخر عمر بود که چند تن از موسیقیدانان شناخته شده مثل علی تجویدی و محمدرضا شجریان ملاقات هایی با او داشتند.

در این مقاله گفتگویی خواهیم داشت با داوود وکیلی یکی از خوانندگان و مدرسان ردیف عباس کاظمی و همینطور مروری خواهیم داشت بر زندگی نامه خوانندگانی که امروز به عنوان نمایندگان مکتب اصفهان به شمار می روند.

در مورد خودتان بگویید.
از سال ۱۳۸۱ در مکتب آوازی اصفهان آموزش دیدم، نزد آقای سرکوب در تهران و استاد هاشمی در اصفهان که شاگردان استاد عباس کاظمی بوده اند و در واقع مجری ردیف ایشان هستند؛ نزد استاد عبدالکریم پاک سیرت به تحصیل ردیف استاد عبدالله دوامی پرداختم و بعد به مرور شیوه های آوازی ادیب، طاهرزاده و تاج پرداختم.

در حال حاضر مشغول تحصیل در مقطع کارشناسی موسیقی هستم و همینطور ضبط یک سری آثار شخصی.

در مورد تمایز مکاتب آواز صحبت کنید.
در مورد روایت هایی که از ردیف های مختلف هست و می توان از طریق آنها به شناسایی مکاتب مختلف پرداخت، باید به اسناد صوتی رجوع کنیم که به صورت ضبط شده موجود است مثل ردیفی که از استاد دوامی موجود است و یا ردیفی که از استاد کسایی ضبط شده است؛ البته در کنار این آثار روایت هایی از استادان دیگری مثل طاهرزاده با صدای محمدرضا شجریان و محسن کرامتی هم موجود است که در واقع آنها را نمی شود به عنوان ردیف شناسایی کرد، چراکه در واقع آنها تنها اجرای آواز هستند.

اما وقتی ما صحبت می کنیم از مولفه های مکانی مثل تهران، اصفهان و تبریز، قطعا این موقعیت های مکانی در کیفیت موسیقایی این مکاتب تاثیر گذار است ولی باز ما باید با دقت بسیار بیشتری آثار ضبط شده از این هنرمندان را بررسی کنیم خارح از بررسی صرف مکان تولد آنها.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

نام فرانز اشمل (Franz Chmel) به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.
گفتگوی هارمونیک پانزده ساله شد

گفتگوی هارمونیک پانزده ساله شد

گفتگوی هارمونیک جشن پانزدهمین سال فعالیت خود را برگزار کرد. در سال گذشته گروه برنامه نویسان سایت، طرح های جدیدی را مورد ارزیابی قرار دادند ولی با وجود تمام تلاش ها برای افتتاح سایت جدید در روز تولد سایت، کار برنامه نویسی به پایان نرسید، در نتیجه سعی داریم تا در آینده ای نزدیک از طرح جدید سایت رونمایی کنیم.
شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

با وجود آنکه شوپن در قرن نوزدهم زندگی می کرد اما او از سنت فراگیری موسیقی همچون بتهوون، هایدن، موتسارت و کلمنتی بهره برده برد و حتی در آموزش موسیقی به شاگردان خود از روشهای کلمنتی استفاده نمود و در تربیت شاگردان نوازندگی پیانو تاثیر بسیاری از هومل برد.
نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

بیست و نهمین برنامه نشست نقد نغمه به بررسی هارمونی در موسیقی ایران اختصاص دارد. در این برنامه امیرآهنگ هاشمی به عنوان کارشناس برنامه و سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری حضور دارند و سه میهمان برنامه، شاهین مهاجری، شهرام توکلی و علی قمصری در مورد سبک های مختلف هارمونی در موسیقی ایران صحبت می کنند.
آفرینندگی اعداد (II)

آفرینندگی اعداد (II)

با این توضیح دسته نت های فوق نغمگی به تصاعد حسابی فرکانس ها با قدر نسبت ۲ و دسته نت های مادون نغمگی به تصاعد حسابی طول موج (معکوس فرکانس) با همان قدر نسبت بستگی دارند. تصاعد حسابی اعداد با قدر نسبت دو، سری اعداد ۳، ۵، ۷، ۹، ۱۱، ۱۳ و … را به دست می دهد. در جدول زیر نسبت فرکانسی دسته نت های فوق و مادون نغمگی در محدوده یک اکتاو ارائه شده است.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

رویکرد استفاده از ترانه و خواننده در تیتراژ پایانی فیلم‌ها با موج جدید خوانندگان جوان عرصه موسیقی و رونق کنسرت در ایران رنگ و بوی جدی بخود گرفت و ستاره‌های موسیقی علاقه‌مند به بازیگری در عرصۀ سینما شدند که این ماجرا با ورود بازیگران به عرصۀ موسیقی هم بصورت یک واکنش دوطرفه تداوم یافت.
اپرای لا بوهم (II)

اپرای لا بوهم (II)

خود مارگور چنین گفته است: “بوهمیا صحنه ای است در زندگی هنری، مقدمه ای است برای یک فرهنگستان هنر.” اگرچه اپرای پوچینی به زبان ایتالیایی است اما عنوان فرانسوی خود را حفظ نموده است. در واقع استفاده از این کلمه به هیچ عنوان به منظور بیان معنی لغوی و جغرافیایی آن یعنی کولی نبوده و تنها مفهومی شاعرانه و هنری دارد.
زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

سوته دلان، فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با “سرب” (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-۱۳۶۷) مقایسه کرد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.