“آینده روشن”

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
در تاریخ سوم و چهارم شهریور، قرار است، اثر ۱۲ موومان سمفونیک، بهزاد عبدی با عنوان “آینده روشن” (انتظار)، به رهبری پروفسور منوچهر صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت اجرا میشود. اجرای این اثر از دو منظر قابل توجه است، نخست از این نگاه که بهزاد عبدی جوانترین آهنگسازی است که حداقل از ۲۰ سال پیش تا کنون در میان آهنگسازانی جای دارد که اثرش برای اجرا با ارکستر سمفونیک تهران به صورت مجرد پذیرفته شده است، دوم، تغییرات قابل توجهی که در نوازندگان ارکستر بوجود آمده و شمایل ارکستر را کاملا جوان کرده است.

برای بهتر آشنا شدن بینندگان سایت با کم و کیف این برنامه سری به تمرین سوم ارکستر در روز سه شنبه زدیم که گزارش آن را می خوانید:
تمرین تقریبا در زمان مقرر خود آغاز شد! چهار نکته که در لحظه اول توجه بیننده آشنا به تمرین های ارکستر های ایرانی را به خود جلب می کرد، نخست، حاضر بودن تمامی نوازندگان در جای خود بود (که کمتر در ارکسترهای ایرانی با چنین صحنه ای روبرو می شویم، چراکه نوازندگان مخصوصا ماهرتر تا روزهای آخر به خود زحمت شرکت در تمرینها را نمی دهند!) دوم، شروع شدن تمرین بدون وقفه، سوم، دقت در کوک دقیق ارکستر و چهارم، جایگزین شدن نوازندگان جوان به جای بعضی از نوازندگان قدیمی تر ارکستر بود.

درباره مورد نخست و دوم، از قرار معلوم رهبر ارکستر با تمامی نوازندگان، حتی نوازندگان پیش کسوت ارکستر شرط کرده بوده که در تمام جلسات تمرین حضور داشته باشند، از ساعت شروع تا پایان تمرین و عده ای هم که از این مورد سرپیچی کردند، عذرشان خواسته شده است. در مورد سوم، رهبر ارکستر، دقیقا روی نکته ای بسیار مهم که سالهاست گریبانگیر ارکستر شده است، یعنی دقت نکردن در تیون کامل کوک سازها، دست گذاشته و پیش از شروع تمرین، با صرف وقت، نکاتی را در مورد کوک کردن آسانتر و سریع سازهای ارکستر یادآوری می کند (لازم به ذکر است که منوچهر صهبایی یکی از نوازندگان بین المللی ابوا بوده و سالها در ارکسترهای اروپایی نواخته و تجربه خوبی در زمینه نوازندگی و مسائل حاشیه آن دارد)

مورد چهارم هم دو دلیل بیشتر ندارد، یکی بی نظمی نوازندگان که منجر به برکناری آنها شده و دیگری وجود مشکلات اداری و مالی که هنوز هم تهدیدی برای نوازندگان ارکستر است.

از لحظات اولیه تمرین ارکستر، توانایی و ژوست نوازی نوازندگان جدید در اجرای اثر پیچیده بهزاد عبدی، شنونده را متحییر میکند! مخصوصا در قسمت بادی برنجی ها که میرفت فالشی به یک سنت در ارکستر سمفونیک تهران تبدیل شود!

با وجود نبودن نوازنده ماهر ترمبون ارکستر، شاگرد او به خوبی از پس اجرای ژوست و خوش سونوریته این ساز، بر آمد. نوازندگان بادی ارکستر با اینکه از مرغوب بودن سازهایشان احساس رضایت می کردند ولی تمایل داشتند که برای یکدست تر شدن سونوریته دسته بادی برنجی ها، از یک شرکت سازنده استفاده میشد…

شاید تنها اشکالی که در این تمرینات به گوش می رسید، کم بودن صدای کنترباسها بود که با وجود شش نوازنده، قدرت صدایی کمی داشتند ولی با وجود اینکه بسیاری از نوازندگان با سابقه در ارکستر حضور ندارند، صدای ارکستر به هیچ وجه با صدایی که در سال گذشته از ارکستر شنیده می شد قابل قیاس نیست و رشد چشمگیری داشته است.


بهزاد عبدی از نزدیک کار ارکستر را گوش می کند
منوچهر صهبایی، با نرمی ارکستر را هدایت می کرد و اشکالات احتمالی را جمله به جمله و نه میزان به میزان با نوازندگان تمرین میکرد؛ این روش تمرین تاثیر بسیار بهتری روی ذهن نوازنده دارد تا نواختن پشت سر هم میزان مورد اشکال، تا رفع مشکل؛ در این روش نوازنده با ارکستر می نوازد و پس از چند بار نواختن تمپو و کوک خود را با ارکستر می سنجد و همزمان به صورت ناخودآگاه جمله را در ذهن می سپارد ولی در نوع تصحیح میزان به میزان، ممکن است نوازنده در آن لحظه درست بنوازد ولی در روز اجرا باز اشتباه قبلی را تکرار می کند.

اثر بهزاد عبدی، یک موسیقی توصیفی بود که از سبک شخصی این آهنگساز پیروی می کرد و شاید یکی از قله های آهنگسازی عبدی به شمار می آمد. ساختار قطعه گاهی به سمت موسیقی مدرن و افکتهای موسیقی تصادفی پیش می رفت که اجرای آن برای نوازندگان ارکستر، کمی غیر منتظره و غریب بود که البته به کمک رهبر ارکستر و همکاری آهنگساز که در سالن حضور داشت، ارکستر پله پله بر اجرای این اثر فائق می شد.

البته در این میان نباید از رهبری دقیق منوچهر صهبایی غافل شد که شاید بشود گفت دقیق ترین “حرکت دست” را میان رهبران ارکستر (حداقل) بعد از انقلاب دارد و همین امر، کار نوازندگان را بسیار راحت می کند. صهبایی سابقه زیادی در اجرای قطعات مدرن دارد و شاید به همان اندازه که روی رپرتوار قبل از مدرن کار کرده، روی موسیقی مدرن نیز تسلط دارد.

این کنسرت موقعیت خوبی است که شنوندگان موسیقی سمفونیک ایران با یکی از وزنه های جوان آهنگسازی آشنا شوند و ببینند که تکرار شدن آهنگسازانی در حد نسل پیشین، افسانه نیست!

دو روزی که ارکستر سمفونیک قطعه بهزاد عبدی را به اجرا می گذارد را می توان “جوانگرا” ترین روز ارکستر سمفونیک در تاریخ حیات بعد از انقلاب ارکستر دانست و اگر مانند این تمرین ارکستر بتواند، اثر این آهنگساز جوان را با کیفیت بالا به صحنه تالار وحدت آورد، روزی تاریخی برای ارکستر سمفونیک تهران خواهد بود؛ ارکستری که با تغییر نوازندگان قدیمی اش میرفت شنوندگانش را کاملا ناامید کند.

11 دیدگاه

  • علیرضا رودسری
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۸۷ در ۴:۵۴ ب.ظ

    با سلام. من یک مهندسم و اندکی نیز ویولن کلاسیک کار کرده ام.ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم.اما سال هاست که موسیقی کلاسیک تمام زندگی من شده و می تونم این ادعا رو بکنم که فرق موسیقی خوب و بد رو می فهمم.دو شب گذشته که اجرای ارکستر سمفونیک تهران رو شنیدم واقعا تاسف خوردم.سایت هارمونی تاک رو من همیشه دوست داشتم و مقالاتشو که انتقادی و صریح بود.حالا باید قسم حضریت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس را؟
    چیزی که ما در آن شب دیدیم با کمال تاسف ارتباطی با نوشته ی جناب ÷ورقناد نداشت.چیزی که من دیدم اجرایی بود ضعیف بی رمق و نامطمپن از قطعه ای بی روح که فقط از موسیقی سفارشی درمیاد.
    ارکستر که باز هم کامل نمی تونست یک اجرای لطیف و بی کم و کاست اراپه بده و حقیقت این که به گمان من و بسیاری از دوستانی که ÷س از اجرا با ایشان صحبت می کردم خود قطعه س آقای عبدی هم چیزی برای عرضه نداشت.
    شاید ایراد بگیرند که ما سواد موسیقی بالایی نداریم.اما چرا به فرض من بی سواد هیچ وقت از اجرای استاد رهبری از سمفونی نهم ایراد نمی گیرم.انصافا آیا قطعه ی رسول عشق و امید استاد چکناواریان با این قطعه ی شبه مدرن قابل مقایسه بود.یک اتفاق به یادماندنی در این کار وجود نداشت.همه عصبی بودند.فقط ضرباهنگ شدید ارکستر و کوبش هایی که بی هدف بود.
    آقای ÷ورقناد شما که خودتون یک منتقد و نویسنده هستین انصافا بفرمایین که این آهنگ واقعا قله بود و آهنگسازش قله نورد؟واقعا این آقای عبدی رو می تونیم بذاریم کنار استاد ملیک اصلانیان و استاد دهلوی؟شما از کدام وزنه حرف می زنید.موسیقی بی هویت و بی روح که دیگه این حرفا رو نداره.
    شما قبلا از چکناواریان انتقاد کردین از اجرای ضعیف مشایخی گفتین از بی مبالاتی موسیقی دان ها و ارکستر سمفونیک نوشتین.وجدانا من با خواندن مقاله ی شما در مورد این برنامه بود که فکر کردم این دفعه دیگه وضعیت فرق می کنه.شما که همه رو به باد انتقاد گرفتین وقتی یه همچین بیانیه ای رو در مورد این کار می نویسید آدم فکر می کنه که کار در حد موریس راول و هکتور برلیوزه.
    وجدانتون رو قاضی کنید.انصافا چه قدر این برنامه از نظر سطح آهنگسازی و موسیقی با برنامه های قبل فرق می کرد.من خودم به شخصه این کار آقای عبدی رو شاید کمی بالاتر از کارهای بی سروته کسی مثله آقای فرهت بدونم.همین.شما این کار رو کنار بیژن و منیژه استاد دهلوی می ذارین؟کنار سربداران استاد فخرالدینی می ذارین؟کنار روندوی استاد حنانه می ذارین؟کنار کارهای استاد باغچه بان و نیایش یزدان استاد سنجری می ذارین؟
    یعنی سایت شما هم شده مثل سایت های دیگه که فقط کارش تعریف و تمجید و عکس قاب کردنه.من انتظار بیشتری از سایت خوبتون دارم.مقاله های شما رو به همه ی دوستان اهل موسیقی ‍÷یشنهاد می کردم که چقدر خوب در مورد وضعیت موسیقی جامعه می نویسین.حالا چی؟وجدانا این کار قله بود؟کارستان بود؟

  • مطلبی
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ب.ظ

    خوبه مهندس رودسری فرموده:ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم، و اگر داشت ماحصل این انتقاد چی میشد! ضمن اینکه قرار نیست همواره در مقالات نقاط ضعف بررسی بشه کما اینکه در این مقاله با توجه به خصوصیات مثبت کار- که خود بنده هم شاهدش بودم( همان نکاتی که جناب پورقناد اشاره کردند.)- این موارد شرح داده شده. ضمن اینکه مهندس خیلی بیش از اندازه به در و دیوار کوبیدن و کلی گویی فرمودن!مثل مقایسه غیر فنی آثاری که تنها در حد یک اسم از اونها در مقایسه با این کار اسم برده شده.

  • ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ

    سلام. آقای رودسری عزیز بر خلاف نظر شما من هر چه بیشتر این کار را می شنوم (سی دی این اثر در تالار فروخته میشد ولی نه با اجرای ارکستر سمفونیک تهران) از اینکه بیشتر در مورد این اثر ننوشتم دچار ناراحتی میشوم!
    اجرای ارکستر سمفونیک تهران روی هم رفته خوب و شاید بیش از ۹۰ درصد بدون نقص بود (از ریتم افتادن نوازنده پرکاشن روی قسمت بولرو، مشکلاتی که در صدای پیکولو وجود داشت و لغزش های کلارینت باس در قسمت سولو مواردی هستند که با وجود شنیدن آثار قبلی ارکستر در زمان رهبری ارسلان کامکار و مخصوصا نادر مشایخی به راحتی قابل چشم پوشی بود) حتی وقتی سی دی اجرای ارکستر اکراین را از این اثر می شنوم در قسمتهایی متوجه می شوم ادیت صهبایی روی این قطعه بهتر است از اجرای سی دی! ولی قطعا ارکستر اکراین چندین برابر قبراقتر از ارکستر جوان ماست.
    شما اگر تصویری از ارکستر سمفونیک زمانی که علی رهبری رهبر ارکستر بود و امروز که منوچهر صهبایی رهبر است را مقایسه کنید می بینید که تقریبا کسی از نوازندگان با سابقه ارکستر نمانده، این کیفیت اجرا با نوازندگان کم تجربه و جوان قابل تحسین نیست؟!
    نمی دانم شما چرا این اثر را دوست نداشتید، من دو قسمت از این قطعه را آپ لود کردم تا دوستان دیگر هم قضاوت کنند: http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-11.wma

    http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-6.wma
    اتفاقا به عقیده من نقطه قوت بهزاد عبدی در این است که آثار سفارشی اش را با اعتقاد می نویسد، یعنی اینکه قبل از ساخته شدن و سفارش داده شدن اثر، علاقه در دل سازنده وجود دارد. ولی مثلا رسول عشق و امید ساخته یک مسیحی بود و خود به خود کسی که اعتقاد ندارد به سختی می تواند در موسیقی این بی علاقگی خود را پنهان کند، هرچند قسمت زیادی از رسول عشق امید اثر بدی نبود به این خاطر که قبلا ساخته شده بود و فقط تیترش عوض شد!

  • فريماه آريا دوست
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ب.ظ

    من اجرای این اثر بهزاد عبدی را شنیدم هم در Cdو هم کنسرت ارکستر سمفونیک تهران رو.در لحظاتی که این کار اجرا می شد البته به جز دکلمه که مشخص بود بسیار تحمیلی بودبرای اینکه عموم بفهمند به اینکه پس از سالها آهنگسازی نه در سطح ایران که در سطوح بین الملل با این سن جوان ظهور کرده به خود بالیدم.من بهزاد عبدی را نمی شناختم اما کاملا روح اعتقاد در اثر او روشن بود.کار یک موسیقی توصیفی بود و به حق آهنگساز حق مطلب را ادا کرده بود.من از آقای رودسری می خواستم بپرسم : اگر کار اینقدر شما را عصبی کرده چرا دو بار به دیدن کنسرت رفتین؟؟؟از این دست آدم ها که جز تخریب اذهان کاری از دستشون بر نمی یاد کم نیستند….متاسفانه …من به آقای بهزاد عبدی ، دکتر منوچهر صهبایی و ارکستر سمفونیک تهران صمیمانه تبریک می گم…

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    سلام
    ((با تشکر از آقای رودسری)
    راستشو بخواین من مطلب تندتری از آقای رودسری در ذهنم بود ولی با جواب نابخردانه ی شما من پشیمان شدم

  • kia
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ در ۴:۲۸ ق.ظ

    متخصص باید نظر بده

  • م.رضا
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    با سلام
    چه خوب که آقای پورقناد نمونه ای از کار آقای عبدی را در این سایت در دسترس قرار دادند. و این خود قضاوت را آسانتر می کند.
    دوست عزیز آقای بهزاد عبدی
    به خاطرارکستراسیون کارتان به شما تبریک می گویم.ارکستراسیون شفاف شما مراحتی به یاد استادان روس انداخت.امیدوارم بیش از پیش موفق باشید.

  • ایمان
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۷ در ۳:۲۰ ب.ظ

    کار شنیدنی و زیبایی بود.من که لذت بردم

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ب.ظ

    معرکه و دیدنی است

  • Ramtin
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    من cdرو گوش کردم ولی به اجرای ارکستر سمفونیک نرفتم ولی می دونم که این ارکستر ارکستر قدیم نیست قبلا همه ارزوشون بود که تو این ارکستر بزنن ولی حالا چی؟همه ی نوازنده های هارکستر سمفونک دنبال یه ارکستر بهترن همهی این مشکلاتم یه دلیل داره اونم اینکه هیچ مسئولی به موسیقی توجه نمیکنه واقعا این بود ارمان های ما؟

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    البته نقد در ایران هنوز جا نیفتاده تا حدی که من از شاگردانم که ایراد میگرفتم از من میرنجیدند…و انتقاد کینه و ناراحتی به همراه می آورد ولی چیزی که من شنیدم از نطر اندیشه و محتوی و اصالت و مولتی اوریجینالیته و استقلال نوتها و اصالت ریتم ایرانی هنوز فاقد یک سیستم یا زبان ویژه یا یا مبنای فکری ایرانی است. شاید چون ما اصلا موسیقی نداریم که بخواهیم آهنگساز در سطح جهانی با تفکری ایرانی داشته باشیم. به موسیقی ما نگاه کنید:آخر باید دید که به این موسیقی چه گدشته ؟؟…در اینجا ممکن است که رنگ و بویی از ایران یا بهتر بگویم خاورمیانه بگوش برسدبا هر تکنیکی که او نوشته.ا مقوله ضبط و نوازندگان که اجرایشان خوب بوده مقوله ایست جدا و نباید آنرا با خلاقیت (تفکری خاص بر مبنای موسیقی ایران که در فبل از آن وجود نداشته باشد) اشتباه گرفت.البته به ایشان تبریک میگویم ولی در مورد سبک هنوز جای فکر بیشتر و چاره اندیشی بیشتر وجود دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

تجربه شده که جدای از مسئله ی هوش بسیار بالا (شاید در حد یک نابغه) عاملی که باعث موفقیتِ اکثر هنرمندانِ برجسته شده “پشتکار و تمرینِ مدام و پیوسته” بوده است. همانطور که در شماره ى اول گفته شد شیوه اى که قصدِ شرحِ آنرا دارم، پیشرفتِ متعادل و مستمرى را براى شاگردان فراهم مى کند و قابلیت این نیز وجود دارد که رفته رفته به موسیقى جدى تر نگاه کنند و قصدِ حرفه اى شدن را در سر بپرورانند.
بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.
گفتگوی هارمونیک شش ساله شد

گفتگوی هارمونیک شش ساله شد

با همیاری و همراهی شما دوستان “گفتگوی هارمونیک” به شش سالگی خود رسید. در این شش سال فعالیت توانستیم ۲۲۱۷ مطلب تولید کنیم که هر روز شاهد منتشر شدن آنها در فضای وب بودید. در طول فعالیت “گفتگوی هارمونیک” نویسندگان زیادی با سایت همکاری داشتند که از این تعداد افرادی به صورت نویسنده دائم سایت درآمدند.
موسیقی آفریقای جنوبی (I)

موسیقی آفریقای جنوبی (I)

موسیقی آفریقای جنوبی، از اوایل دوره مستعمرگی این کشور، از ترکیب ایده ها و فرم های محلی با ایده ها و فرم هایی که از کشورهای دیگر به این کشور منتقل شدند، شکل گرفته است که باعث شده رنگ و بویی به خود بگیرد که خاص آفریقای جنوبی است.
کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.
مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

هیچ چیز، دقیقا هیچ چیز، نمی‌تواند اثری را که خودش بر پای خویش نمی‌ایستد استوار کند. نه نام رهبر ارکستر نام‌آور، علی رهبری (احتمالا شناخته‌شده‌ترین رهبر ایرانی)، نه اجرای خوش‌آهنگ و حرفه‌ای «ارکستر فیلارمونیک پراگ»، نه خوش‌صدایی خواننده‌ی مشهور، محمد معتمدی، نه شعر حماسی یادآور پهلوانان شاهنامه، و نه حتا بار عاطفی نام و سرنوشت تراژیک کسی که در ذهن مخاطب ایرانی یکی از اسطوره‌های معاصر است (غلامرضا تختی)، هیچکدام کمکی به «پوئم سمفونی تختی» نمی‌کند.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
نقش یونان باستان در موسیقی

نقش یونان باستان در موسیقی

واقعیت آن است که هیچکس نسبت به کیفیت و چگونگی موسیقی اولیه انسان آگاهی کامل ندارد. درحقیقت حتی ما بدرستی نمی دانیم که مثلا” ارکستر زمان باخ با چه کیفیتی ساز میزده است. اما بسیاری از محققین موسیقی در این موضوع اشتراک نظر دارند که بشر اولیه ریتم را از حرکات بدن و طبیعت و ملودی را از تغییرات صدای خود و یا محیط کشف کرده است.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

یازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» عصر چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. جلسه‌ی یازدهم که به «نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی» اختصاص داشت آغاز مباحث میان‌رشته‌ای این کارگاه به شمار می‌آید. در این گونه مباحث نقد موسیقی ابزارهای یک رشته یا زیررشته‌ی دیگر را به‌کار می‌گیرد تا به دنیای درون اثر هنری پا بگذارد یا پیرامونش را بکاود.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

زمانی که الهه گان هنر بر انسان فرود می آیند، الهام بخشی صورت می گیرد و در این حالت آفرینش هنری به آثاری می انجامد که از مرز زمان فراتر می روند. به نظر می رسد که از لحاظ تاریخی فرایند پایه ای خلاقانه (تعامل عقل، تخیل، احساس و ماده) پایدار بوده و تمام نسل ها را برای بروز واکنش بر اساس فطرت خودشان به چالش کشیده است. این روزها دست یافتن به یک ایده موسیقایی با ارزش و اجرا کردن آن از لحاظ فنی کار آسانی تری نیست، هر چه باشد در غیاب یک رسم معمول این کار دشوارتر نیز می شود.