“آینده روشن”

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
در تاریخ سوم و چهارم شهریور، قرار است، اثر ۱۲ موومان سمفونیک، بهزاد عبدی با عنوان “آینده روشن” (انتظار)، به رهبری پروفسور منوچهر صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت اجرا میشود. اجرای این اثر از دو منظر قابل توجه است، نخست از این نگاه که بهزاد عبدی جوانترین آهنگسازی است که حداقل از ۲۰ سال پیش تا کنون در میان آهنگسازانی جای دارد که اثرش برای اجرا با ارکستر سمفونیک تهران به صورت مجرد پذیرفته شده است، دوم، تغییرات قابل توجهی که در نوازندگان ارکستر بوجود آمده و شمایل ارکستر را کاملا جوان کرده است.

برای بهتر آشنا شدن بینندگان سایت با کم و کیف این برنامه سری به تمرین سوم ارکستر در روز سه شنبه زدیم که گزارش آن را می خوانید:
تمرین تقریبا در زمان مقرر خود آغاز شد! چهار نکته که در لحظه اول توجه بیننده آشنا به تمرین های ارکستر های ایرانی را به خود جلب می کرد، نخست، حاضر بودن تمامی نوازندگان در جای خود بود (که کمتر در ارکسترهای ایرانی با چنین صحنه ای روبرو می شویم، چراکه نوازندگان مخصوصا ماهرتر تا روزهای آخر به خود زحمت شرکت در تمرینها را نمی دهند!) دوم، شروع شدن تمرین بدون وقفه، سوم، دقت در کوک دقیق ارکستر و چهارم، جایگزین شدن نوازندگان جوان به جای بعضی از نوازندگان قدیمی تر ارکستر بود.

درباره مورد نخست و دوم، از قرار معلوم رهبر ارکستر با تمامی نوازندگان، حتی نوازندگان پیش کسوت ارکستر شرط کرده بوده که در تمام جلسات تمرین حضور داشته باشند، از ساعت شروع تا پایان تمرین و عده ای هم که از این مورد سرپیچی کردند، عذرشان خواسته شده است. در مورد سوم، رهبر ارکستر، دقیقا روی نکته ای بسیار مهم که سالهاست گریبانگیر ارکستر شده است، یعنی دقت نکردن در تیون کامل کوک سازها، دست گذاشته و پیش از شروع تمرین، با صرف وقت، نکاتی را در مورد کوک کردن آسانتر و سریع سازهای ارکستر یادآوری می کند (لازم به ذکر است که منوچهر صهبایی یکی از نوازندگان بین المللی ابوا بوده و سالها در ارکسترهای اروپایی نواخته و تجربه خوبی در زمینه نوازندگی و مسائل حاشیه آن دارد)

مورد چهارم هم دو دلیل بیشتر ندارد، یکی بی نظمی نوازندگان که منجر به برکناری آنها شده و دیگری وجود مشکلات اداری و مالی که هنوز هم تهدیدی برای نوازندگان ارکستر است.

از لحظات اولیه تمرین ارکستر، توانایی و ژوست نوازی نوازندگان جدید در اجرای اثر پیچیده بهزاد عبدی، شنونده را متحییر میکند! مخصوصا در قسمت بادی برنجی ها که میرفت فالشی به یک سنت در ارکستر سمفونیک تهران تبدیل شود!

با وجود نبودن نوازنده ماهر ترمبون ارکستر، شاگرد او به خوبی از پس اجرای ژوست و خوش سونوریته این ساز، بر آمد. نوازندگان بادی ارکستر با اینکه از مرغوب بودن سازهایشان احساس رضایت می کردند ولی تمایل داشتند که برای یکدست تر شدن سونوریته دسته بادی برنجی ها، از یک شرکت سازنده استفاده میشد…

شاید تنها اشکالی که در این تمرینات به گوش می رسید، کم بودن صدای کنترباسها بود که با وجود شش نوازنده، قدرت صدایی کمی داشتند ولی با وجود اینکه بسیاری از نوازندگان با سابقه در ارکستر حضور ندارند، صدای ارکستر به هیچ وجه با صدایی که در سال گذشته از ارکستر شنیده می شد قابل قیاس نیست و رشد چشمگیری داشته است.


بهزاد عبدی از نزدیک کار ارکستر را گوش می کند
منوچهر صهبایی، با نرمی ارکستر را هدایت می کرد و اشکالات احتمالی را جمله به جمله و نه میزان به میزان با نوازندگان تمرین میکرد؛ این روش تمرین تاثیر بسیار بهتری روی ذهن نوازنده دارد تا نواختن پشت سر هم میزان مورد اشکال، تا رفع مشکل؛ در این روش نوازنده با ارکستر می نوازد و پس از چند بار نواختن تمپو و کوک خود را با ارکستر می سنجد و همزمان به صورت ناخودآگاه جمله را در ذهن می سپارد ولی در نوع تصحیح میزان به میزان، ممکن است نوازنده در آن لحظه درست بنوازد ولی در روز اجرا باز اشتباه قبلی را تکرار می کند.

اثر بهزاد عبدی، یک موسیقی توصیفی بود که از سبک شخصی این آهنگساز پیروی می کرد و شاید یکی از قله های آهنگسازی عبدی به شمار می آمد. ساختار قطعه گاهی به سمت موسیقی مدرن و افکتهای موسیقی تصادفی پیش می رفت که اجرای آن برای نوازندگان ارکستر، کمی غیر منتظره و غریب بود که البته به کمک رهبر ارکستر و همکاری آهنگساز که در سالن حضور داشت، ارکستر پله پله بر اجرای این اثر فائق می شد.

البته در این میان نباید از رهبری دقیق منوچهر صهبایی غافل شد که شاید بشود گفت دقیق ترین “حرکت دست” را میان رهبران ارکستر (حداقل) بعد از انقلاب دارد و همین امر، کار نوازندگان را بسیار راحت می کند. صهبایی سابقه زیادی در اجرای قطعات مدرن دارد و شاید به همان اندازه که روی رپرتوار قبل از مدرن کار کرده، روی موسیقی مدرن نیز تسلط دارد.

این کنسرت موقعیت خوبی است که شنوندگان موسیقی سمفونیک ایران با یکی از وزنه های جوان آهنگسازی آشنا شوند و ببینند که تکرار شدن آهنگسازانی در حد نسل پیشین، افسانه نیست!

دو روزی که ارکستر سمفونیک قطعه بهزاد عبدی را به اجرا می گذارد را می توان “جوانگرا” ترین روز ارکستر سمفونیک در تاریخ حیات بعد از انقلاب ارکستر دانست و اگر مانند این تمرین ارکستر بتواند، اثر این آهنگساز جوان را با کیفیت بالا به صحنه تالار وحدت آورد، روزی تاریخی برای ارکستر سمفونیک تهران خواهد بود؛ ارکستری که با تغییر نوازندگان قدیمی اش میرفت شنوندگانش را کاملا ناامید کند.

11 دیدگاه

  • علیرضا رودسری
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۸۷ در ۴:۵۴ ب.ظ

    با سلام. من یک مهندسم و اندکی نیز ویولن کلاسیک کار کرده ام.ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم.اما سال هاست که موسیقی کلاسیک تمام زندگی من شده و می تونم این ادعا رو بکنم که فرق موسیقی خوب و بد رو می فهمم.دو شب گذشته که اجرای ارکستر سمفونیک تهران رو شنیدم واقعا تاسف خوردم.سایت هارمونی تاک رو من همیشه دوست داشتم و مقالاتشو که انتقادی و صریح بود.حالا باید قسم حضریت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس را؟
    چیزی که ما در آن شب دیدیم با کمال تاسف ارتباطی با نوشته ی جناب ÷ورقناد نداشت.چیزی که من دیدم اجرایی بود ضعیف بی رمق و نامطمپن از قطعه ای بی روح که فقط از موسیقی سفارشی درمیاد.
    ارکستر که باز هم کامل نمی تونست یک اجرای لطیف و بی کم و کاست اراپه بده و حقیقت این که به گمان من و بسیاری از دوستانی که ÷س از اجرا با ایشان صحبت می کردم خود قطعه س آقای عبدی هم چیزی برای عرضه نداشت.
    شاید ایراد بگیرند که ما سواد موسیقی بالایی نداریم.اما چرا به فرض من بی سواد هیچ وقت از اجرای استاد رهبری از سمفونی نهم ایراد نمی گیرم.انصافا آیا قطعه ی رسول عشق و امید استاد چکناواریان با این قطعه ی شبه مدرن قابل مقایسه بود.یک اتفاق به یادماندنی در این کار وجود نداشت.همه عصبی بودند.فقط ضرباهنگ شدید ارکستر و کوبش هایی که بی هدف بود.
    آقای ÷ورقناد شما که خودتون یک منتقد و نویسنده هستین انصافا بفرمایین که این آهنگ واقعا قله بود و آهنگسازش قله نورد؟واقعا این آقای عبدی رو می تونیم بذاریم کنار استاد ملیک اصلانیان و استاد دهلوی؟شما از کدام وزنه حرف می زنید.موسیقی بی هویت و بی روح که دیگه این حرفا رو نداره.
    شما قبلا از چکناواریان انتقاد کردین از اجرای ضعیف مشایخی گفتین از بی مبالاتی موسیقی دان ها و ارکستر سمفونیک نوشتین.وجدانا من با خواندن مقاله ی شما در مورد این برنامه بود که فکر کردم این دفعه دیگه وضعیت فرق می کنه.شما که همه رو به باد انتقاد گرفتین وقتی یه همچین بیانیه ای رو در مورد این کار می نویسید آدم فکر می کنه که کار در حد موریس راول و هکتور برلیوزه.
    وجدانتون رو قاضی کنید.انصافا چه قدر این برنامه از نظر سطح آهنگسازی و موسیقی با برنامه های قبل فرق می کرد.من خودم به شخصه این کار آقای عبدی رو شاید کمی بالاتر از کارهای بی سروته کسی مثله آقای فرهت بدونم.همین.شما این کار رو کنار بیژن و منیژه استاد دهلوی می ذارین؟کنار سربداران استاد فخرالدینی می ذارین؟کنار روندوی استاد حنانه می ذارین؟کنار کارهای استاد باغچه بان و نیایش یزدان استاد سنجری می ذارین؟
    یعنی سایت شما هم شده مثل سایت های دیگه که فقط کارش تعریف و تمجید و عکس قاب کردنه.من انتظار بیشتری از سایت خوبتون دارم.مقاله های شما رو به همه ی دوستان اهل موسیقی ‍÷یشنهاد می کردم که چقدر خوب در مورد وضعیت موسیقی جامعه می نویسین.حالا چی؟وجدانا این کار قله بود؟کارستان بود؟

  • مطلبی
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ب.ظ

    خوبه مهندس رودسری فرموده:ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم، و اگر داشت ماحصل این انتقاد چی میشد! ضمن اینکه قرار نیست همواره در مقالات نقاط ضعف بررسی بشه کما اینکه در این مقاله با توجه به خصوصیات مثبت کار- که خود بنده هم شاهدش بودم( همان نکاتی که جناب پورقناد اشاره کردند.)- این موارد شرح داده شده. ضمن اینکه مهندس خیلی بیش از اندازه به در و دیوار کوبیدن و کلی گویی فرمودن!مثل مقایسه غیر فنی آثاری که تنها در حد یک اسم از اونها در مقایسه با این کار اسم برده شده.

  • ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ

    سلام. آقای رودسری عزیز بر خلاف نظر شما من هر چه بیشتر این کار را می شنوم (سی دی این اثر در تالار فروخته میشد ولی نه با اجرای ارکستر سمفونیک تهران) از اینکه بیشتر در مورد این اثر ننوشتم دچار ناراحتی میشوم!
    اجرای ارکستر سمفونیک تهران روی هم رفته خوب و شاید بیش از ۹۰ درصد بدون نقص بود (از ریتم افتادن نوازنده پرکاشن روی قسمت بولرو، مشکلاتی که در صدای پیکولو وجود داشت و لغزش های کلارینت باس در قسمت سولو مواردی هستند که با وجود شنیدن آثار قبلی ارکستر در زمان رهبری ارسلان کامکار و مخصوصا نادر مشایخی به راحتی قابل چشم پوشی بود) حتی وقتی سی دی اجرای ارکستر اکراین را از این اثر می شنوم در قسمتهایی متوجه می شوم ادیت صهبایی روی این قطعه بهتر است از اجرای سی دی! ولی قطعا ارکستر اکراین چندین برابر قبراقتر از ارکستر جوان ماست.
    شما اگر تصویری از ارکستر سمفونیک زمانی که علی رهبری رهبر ارکستر بود و امروز که منوچهر صهبایی رهبر است را مقایسه کنید می بینید که تقریبا کسی از نوازندگان با سابقه ارکستر نمانده، این کیفیت اجرا با نوازندگان کم تجربه و جوان قابل تحسین نیست؟!
    نمی دانم شما چرا این اثر را دوست نداشتید، من دو قسمت از این قطعه را آپ لود کردم تا دوستان دیگر هم قضاوت کنند: http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-11.wma

    http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-6.wma
    اتفاقا به عقیده من نقطه قوت بهزاد عبدی در این است که آثار سفارشی اش را با اعتقاد می نویسد، یعنی اینکه قبل از ساخته شدن و سفارش داده شدن اثر، علاقه در دل سازنده وجود دارد. ولی مثلا رسول عشق و امید ساخته یک مسیحی بود و خود به خود کسی که اعتقاد ندارد به سختی می تواند در موسیقی این بی علاقگی خود را پنهان کند، هرچند قسمت زیادی از رسول عشق امید اثر بدی نبود به این خاطر که قبلا ساخته شده بود و فقط تیترش عوض شد!

  • فريماه آريا دوست
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ب.ظ

    من اجرای این اثر بهزاد عبدی را شنیدم هم در Cdو هم کنسرت ارکستر سمفونیک تهران رو.در لحظاتی که این کار اجرا می شد البته به جز دکلمه که مشخص بود بسیار تحمیلی بودبرای اینکه عموم بفهمند به اینکه پس از سالها آهنگسازی نه در سطح ایران که در سطوح بین الملل با این سن جوان ظهور کرده به خود بالیدم.من بهزاد عبدی را نمی شناختم اما کاملا روح اعتقاد در اثر او روشن بود.کار یک موسیقی توصیفی بود و به حق آهنگساز حق مطلب را ادا کرده بود.من از آقای رودسری می خواستم بپرسم : اگر کار اینقدر شما را عصبی کرده چرا دو بار به دیدن کنسرت رفتین؟؟؟از این دست آدم ها که جز تخریب اذهان کاری از دستشون بر نمی یاد کم نیستند….متاسفانه …من به آقای بهزاد عبدی ، دکتر منوچهر صهبایی و ارکستر سمفونیک تهران صمیمانه تبریک می گم…

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    سلام
    ((با تشکر از آقای رودسری)
    راستشو بخواین من مطلب تندتری از آقای رودسری در ذهنم بود ولی با جواب نابخردانه ی شما من پشیمان شدم

  • kia
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ در ۴:۲۸ ق.ظ

    متخصص باید نظر بده

  • م.رضا
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    با سلام
    چه خوب که آقای پورقناد نمونه ای از کار آقای عبدی را در این سایت در دسترس قرار دادند. و این خود قضاوت را آسانتر می کند.
    دوست عزیز آقای بهزاد عبدی
    به خاطرارکستراسیون کارتان به شما تبریک می گویم.ارکستراسیون شفاف شما مراحتی به یاد استادان روس انداخت.امیدوارم بیش از پیش موفق باشید.

  • ایمان
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۷ در ۳:۲۰ ب.ظ

    کار شنیدنی و زیبایی بود.من که لذت بردم

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ب.ظ

    معرکه و دیدنی است

  • Ramtin
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    من cdرو گوش کردم ولی به اجرای ارکستر سمفونیک نرفتم ولی می دونم که این ارکستر ارکستر قدیم نیست قبلا همه ارزوشون بود که تو این ارکستر بزنن ولی حالا چی؟همه ی نوازنده های هارکستر سمفونک دنبال یه ارکستر بهترن همهی این مشکلاتم یه دلیل داره اونم اینکه هیچ مسئولی به موسیقی توجه نمیکنه واقعا این بود ارمان های ما؟

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    البته نقد در ایران هنوز جا نیفتاده تا حدی که من از شاگردانم که ایراد میگرفتم از من میرنجیدند…و انتقاد کینه و ناراحتی به همراه می آورد ولی چیزی که من شنیدم از نطر اندیشه و محتوی و اصالت و مولتی اوریجینالیته و استقلال نوتها و اصالت ریتم ایرانی هنوز فاقد یک سیستم یا زبان ویژه یا یا مبنای فکری ایرانی است. شاید چون ما اصلا موسیقی نداریم که بخواهیم آهنگساز در سطح جهانی با تفکری ایرانی داشته باشیم. به موسیقی ما نگاه کنید:آخر باید دید که به این موسیقی چه گدشته ؟؟…در اینجا ممکن است که رنگ و بویی از ایران یا بهتر بگویم خاورمیانه بگوش برسدبا هر تکنیکی که او نوشته.ا مقوله ضبط و نوازندگان که اجرایشان خوب بوده مقوله ایست جدا و نباید آنرا با خلاقیت (تفکری خاص بر مبنای موسیقی ایران که در فبل از آن وجود نداشته باشد) اشتباه گرفت.البته به ایشان تبریک میگویم ولی در مورد سبک هنوز جای فکر بیشتر و چاره اندیشی بیشتر وجود دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

منبری: نقد موسیقی بستر اجتماعی می خواهد

منبری: نقد موسیقی بستر اجتماعی می خواهد

۱۷ آبان ماه دومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی در خانه هنرمندان برگزار می شود. در این رابطه با جمال الدین منبری آهنگساز و خواننده موسیقی ایرانی گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
لیدی بلانت و مسیح (IV)

لیدی بلانت و مسیح (IV)

تفاوت در عرض ها، ترکیب آرکها در یکریگر و فرم منحنی های آزاد در سه بخش بالایی، میانی و تحتانی و همچنین ترکیب این ۳ بخش و تشکیل ساختار دوبعدی ویلن، توانسته است دو ویلن را با دو تعریف محیطی بسیار زیبا خلق نماید. آن طور که شواهد و مستندات نشان می دهد نمونه مسیح در عرض ها کمی وسیع تراست و ساختار سطحی سازکمی بزرگتر از لیدی بلانت به نظر می رسد.
بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (II)

به عنوان سومین رویکرد، نتل به منظورِ مردم نگاری‏ای دقیق در تحقیقات میدانی، «ایده‏ی پژوهش مشترک» توسط فرد درونی و بیرونی را ارائه کرده و هم چنین، کاربرد هم‏زمانِ جنبه‏ هایی از روشِ مبتنی بر مردم ‏شناسی و روشی که مستقیماً موسیقایی است را توصیه می ‏کند (۱۳۸۱ب: ۱۶۳؛ ۱۳۸۴: ۲۰). بنا به نظر وی هر دو دیدگاهِ امیک و اتیک معتبر هستند، اما دیدگاه امیک نسبت به اتیک مقدّم و مهم تر است و دیدگاه اتیک مکمّلِ امیک به شمار می ‏آ‏ید (۱۳۸۳: ۱۵۷). رویکرد اخیر در ارتباطی متوازن با جملاتِ ادامۀ مکالمۀ نتل و برومند قرار دارد و مرهونِ پاسخ هوشمندانۀ نتل به برومند و تحلیل دانشورانه ‏‏اش از گفتگویِ آن‏ها است (نک. همان: ۱۵۳ و ۱۵۸).
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VIII)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VIII)

اکنون موردی که باقی می ماند، سخن در باب موسیقی باستانی و سازهای قدیمی ایران است. روایات فرانسویان در این زمینه کاملا آشکار است، در این روایات، ذکر انواع رقص ها و تفریحات عمومی شده است، ولی بیهوده در پی یافتن نکات روشنگری در باب ساختمان سازها و چگونگی نواختن آنها هستند.
تدارک ارکستر (I)

تدارک ارکستر (I)

تا بدین جا با مفاهیم کلی در مورد ارکستر آشنا شدیم و از تاریخچه و شکل گیری آن دانستیم؛ همچنین انواع آن و نوع سازهای شرکت کننده در آن را بصورت کلی مورد بررسی قرار دادیم. بجاست که این موضوع را بصورتی جزئی تر بررسی کرده و اندکی بیشتر از ارکستر و انواع آهنگهایی که ارکستر مینوازد و همچنین سازهای شرکت کننده در آن، بدانیم. همچنین میخواهیم در قالب چگونگی ضبط کردن اجراهای ارکستری، با نقش افراد اجرایی در تدارک یک ارکستر و وظایف بخشهای مختلف یک ارکستر به صورتی که در استانداردهای جهانی قرار دارد، بیشتر آشنا شویم.
درباره‌ی پتریس وسکس (VII)

درباره‌ی پتریس وسکس (VII)

وسکس به عنوان آهنگساز اصلی استکهلم در فستیوال موسیقی سال ۱۹۹۶ انتخاب ‌شد. در همان سال او جایزه‌ی هردر (Herder) از بنیان آلفرد توپفر (Alfred Toepfer) و جایزه‌ی بالتیک (Baltic Assembly Prize) را دریافت کرد. همچنین از بنیان لتوین گریت میوزیک اِوارد (Latvian Great Music Award) سه جایزه دریافت‌ کرد: برای قطعه‌ی لیتنه در سال ۱۹۹۳، اثر دیستنت لایت در سال ۱۹۹۸ و سمفونی دوم در سال ۲۰۰۰٫ او در سال ۱۹۹۴ به عنوان بزرگ‌ترین آهنگساز لتونیایی در آکادمی علمی لتونیایی و در سال ۲۰۰۱ در رویال آکادمی سوئد در استکهلم انتخاب‌ شد. در سال ۲۰۰۱ به عنوان پر‌افتخارترین سناتور آهنگساز لتونی در آکادمی فرهنگی لتونی در ریگا انتخاب ‌شد.
هلن گریمود (I)

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.
فرجپوری: ضبط گروهی تاثیرش در مخاطب بیشتر است

فرجپوری: ضبط گروهی تاثیرش در مخاطب بیشتر است

قطعات ساز های مختلف، قطعات کمانچه نوازان اذربایجان، اتودهایی که خودم نوشته بودم و مرتبا مشغول کند و کاو بودم و فقط در این فکر بودم که از تمرین روزانه ام به بهترین نحو بهره برداری کنم. نوازنده موقعی می تواند حس خوبی را به مخاطب القا کند که خودش راحت باشد، زمانی که خود نوازنده احساس خوبی نداشته باشد نمی تواند انرژی مثبتی را به شنونده خود بدهد و این زمانی به دست می آید که شما در قبل تمرینات خوبی را پشت سر گذاشته باشید.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

روشن است که دشواری دوچندان می شود زیرا گونهای بسیار خاص از چیزی پیش روی ما است که نوع عامش هم چندان برایمان شناخته شده نبوده است. حال برای آن که کمی موضوع ملموس تر شود تحلیل یک فراز کوتاه اما مهم کتاب راهگشا است: «محتوای اینتناسیونی سری پیچیده و متنوع است. بررسی آن از لحاظ علمی بهتر است به چند مرحله تقسیم شود. مرحله ی ابتدایی، آشنایی با آن ویژگیهای اینتناسیونی ای است که در سطح قرار دارند و مستقیما با گوش درک می شوند. روشهای مهم تحلیل عبارت اند از: ۱- شنیدن اینتناسیون ها به صورت گروهی […] یکی از عمده ترین کارکردهای ساختاری سری، برآورده کردن تمام بافت (هم از لحاظ افقی، هم از لحاظ عمودی، هم در بعد مختلط) با یک ماتریال اینتناسیونی واحد است.
سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست

سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست

سیمون آیوازیان از قدیمی ترین اساتید فلامنکو در ایران است که نوازندگی را با ساز ماندولین و در سن ۱۲ سالگی آغاز کرد. در ۱۴ سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت ۷ سال با اتود و شیوه های آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت. اولین استاد فلامنکو او خود خوان آلبا (Juan Alba) بود، وی ۵ توکه از توکه های اسپانیایی را نزد ایشان آموخت. همچنین مدتی نزد آلیریو دیاز (Alirio Diaz) گیتاریست به نام ونزوئلایی درسهایی را فراگرفت.