“آینده روشن”

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی در تالار رودکی در حال تمرین
در تاریخ سوم و چهارم شهریور، قرار است، اثر ۱۲ موومان سمفونیک، بهزاد عبدی با عنوان “آینده روشن” (انتظار)، به رهبری پروفسور منوچهر صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت اجرا میشود. اجرای این اثر از دو منظر قابل توجه است، نخست از این نگاه که بهزاد عبدی جوانترین آهنگسازی است که حداقل از ۲۰ سال پیش تا کنون در میان آهنگسازانی جای دارد که اثرش برای اجرا با ارکستر سمفونیک تهران به صورت مجرد پذیرفته شده است، دوم، تغییرات قابل توجهی که در نوازندگان ارکستر بوجود آمده و شمایل ارکستر را کاملا جوان کرده است.

برای بهتر آشنا شدن بینندگان سایت با کم و کیف این برنامه سری به تمرین سوم ارکستر در روز سه شنبه زدیم که گزارش آن را می خوانید:
تمرین تقریبا در زمان مقرر خود آغاز شد! چهار نکته که در لحظه اول توجه بیننده آشنا به تمرین های ارکستر های ایرانی را به خود جلب می کرد، نخست، حاضر بودن تمامی نوازندگان در جای خود بود (که کمتر در ارکسترهای ایرانی با چنین صحنه ای روبرو می شویم، چراکه نوازندگان مخصوصا ماهرتر تا روزهای آخر به خود زحمت شرکت در تمرینها را نمی دهند!) دوم، شروع شدن تمرین بدون وقفه، سوم، دقت در کوک دقیق ارکستر و چهارم، جایگزین شدن نوازندگان جوان به جای بعضی از نوازندگان قدیمی تر ارکستر بود.

درباره مورد نخست و دوم، از قرار معلوم رهبر ارکستر با تمامی نوازندگان، حتی نوازندگان پیش کسوت ارکستر شرط کرده بوده که در تمام جلسات تمرین حضور داشته باشند، از ساعت شروع تا پایان تمرین و عده ای هم که از این مورد سرپیچی کردند، عذرشان خواسته شده است. در مورد سوم، رهبر ارکستر، دقیقا روی نکته ای بسیار مهم که سالهاست گریبانگیر ارکستر شده است، یعنی دقت نکردن در تیون کامل کوک سازها، دست گذاشته و پیش از شروع تمرین، با صرف وقت، نکاتی را در مورد کوک کردن آسانتر و سریع سازهای ارکستر یادآوری می کند (لازم به ذکر است که منوچهر صهبایی یکی از نوازندگان بین المللی ابوا بوده و سالها در ارکسترهای اروپایی نواخته و تجربه خوبی در زمینه نوازندگی و مسائل حاشیه آن دارد)

مورد چهارم هم دو دلیل بیشتر ندارد، یکی بی نظمی نوازندگان که منجر به برکناری آنها شده و دیگری وجود مشکلات اداری و مالی که هنوز هم تهدیدی برای نوازندگان ارکستر است.

از لحظات اولیه تمرین ارکستر، توانایی و ژوست نوازی نوازندگان جدید در اجرای اثر پیچیده بهزاد عبدی، شنونده را متحییر میکند! مخصوصا در قسمت بادی برنجی ها که میرفت فالشی به یک سنت در ارکستر سمفونیک تهران تبدیل شود!

با وجود نبودن نوازنده ماهر ترمبون ارکستر، شاگرد او به خوبی از پس اجرای ژوست و خوش سونوریته این ساز، بر آمد. نوازندگان بادی ارکستر با اینکه از مرغوب بودن سازهایشان احساس رضایت می کردند ولی تمایل داشتند که برای یکدست تر شدن سونوریته دسته بادی برنجی ها، از یک شرکت سازنده استفاده میشد…

شاید تنها اشکالی که در این تمرینات به گوش می رسید، کم بودن صدای کنترباسها بود که با وجود شش نوازنده، قدرت صدایی کمی داشتند ولی با وجود اینکه بسیاری از نوازندگان با سابقه در ارکستر حضور ندارند، صدای ارکستر به هیچ وجه با صدایی که در سال گذشته از ارکستر شنیده می شد قابل قیاس نیست و رشد چشمگیری داشته است.


بهزاد عبدی از نزدیک کار ارکستر را گوش می کند
منوچهر صهبایی، با نرمی ارکستر را هدایت می کرد و اشکالات احتمالی را جمله به جمله و نه میزان به میزان با نوازندگان تمرین میکرد؛ این روش تمرین تاثیر بسیار بهتری روی ذهن نوازنده دارد تا نواختن پشت سر هم میزان مورد اشکال، تا رفع مشکل؛ در این روش نوازنده با ارکستر می نوازد و پس از چند بار نواختن تمپو و کوک خود را با ارکستر می سنجد و همزمان به صورت ناخودآگاه جمله را در ذهن می سپارد ولی در نوع تصحیح میزان به میزان، ممکن است نوازنده در آن لحظه درست بنوازد ولی در روز اجرا باز اشتباه قبلی را تکرار می کند.

اثر بهزاد عبدی، یک موسیقی توصیفی بود که از سبک شخصی این آهنگساز پیروی می کرد و شاید یکی از قله های آهنگسازی عبدی به شمار می آمد. ساختار قطعه گاهی به سمت موسیقی مدرن و افکتهای موسیقی تصادفی پیش می رفت که اجرای آن برای نوازندگان ارکستر، کمی غیر منتظره و غریب بود که البته به کمک رهبر ارکستر و همکاری آهنگساز که در سالن حضور داشت، ارکستر پله پله بر اجرای این اثر فائق می شد.

البته در این میان نباید از رهبری دقیق منوچهر صهبایی غافل شد که شاید بشود گفت دقیق ترین “حرکت دست” را میان رهبران ارکستر (حداقل) بعد از انقلاب دارد و همین امر، کار نوازندگان را بسیار راحت می کند. صهبایی سابقه زیادی در اجرای قطعات مدرن دارد و شاید به همان اندازه که روی رپرتوار قبل از مدرن کار کرده، روی موسیقی مدرن نیز تسلط دارد.

این کنسرت موقعیت خوبی است که شنوندگان موسیقی سمفونیک ایران با یکی از وزنه های جوان آهنگسازی آشنا شوند و ببینند که تکرار شدن آهنگسازانی در حد نسل پیشین، افسانه نیست!

دو روزی که ارکستر سمفونیک قطعه بهزاد عبدی را به اجرا می گذارد را می توان “جوانگرا” ترین روز ارکستر سمفونیک در تاریخ حیات بعد از انقلاب ارکستر دانست و اگر مانند این تمرین ارکستر بتواند، اثر این آهنگساز جوان را با کیفیت بالا به صحنه تالار وحدت آورد، روزی تاریخی برای ارکستر سمفونیک تهران خواهد بود؛ ارکستری که با تغییر نوازندگان قدیمی اش میرفت شنوندگانش را کاملا ناامید کند.

11 دیدگاه

  • علیرضا رودسری
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۸۷ در ۴:۵۴ ب.ظ

    با سلام. من یک مهندسم و اندکی نیز ویولن کلاسیک کار کرده ام.ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم.اما سال هاست که موسیقی کلاسیک تمام زندگی من شده و می تونم این ادعا رو بکنم که فرق موسیقی خوب و بد رو می فهمم.دو شب گذشته که اجرای ارکستر سمفونیک تهران رو شنیدم واقعا تاسف خوردم.سایت هارمونی تاک رو من همیشه دوست داشتم و مقالاتشو که انتقادی و صریح بود.حالا باید قسم حضریت عباس رو قبول کنیم یا دم خروس را؟
    چیزی که ما در آن شب دیدیم با کمال تاسف ارتباطی با نوشته ی جناب ÷ورقناد نداشت.چیزی که من دیدم اجرایی بود ضعیف بی رمق و نامطمپن از قطعه ای بی روح که فقط از موسیقی سفارشی درمیاد.
    ارکستر که باز هم کامل نمی تونست یک اجرای لطیف و بی کم و کاست اراپه بده و حقیقت این که به گمان من و بسیاری از دوستانی که ÷س از اجرا با ایشان صحبت می کردم خود قطعه س آقای عبدی هم چیزی برای عرضه نداشت.
    شاید ایراد بگیرند که ما سواد موسیقی بالایی نداریم.اما چرا به فرض من بی سواد هیچ وقت از اجرای استاد رهبری از سمفونی نهم ایراد نمی گیرم.انصافا آیا قطعه ی رسول عشق و امید استاد چکناواریان با این قطعه ی شبه مدرن قابل مقایسه بود.یک اتفاق به یادماندنی در این کار وجود نداشت.همه عصبی بودند.فقط ضرباهنگ شدید ارکستر و کوبش هایی که بی هدف بود.
    آقای ÷ورقناد شما که خودتون یک منتقد و نویسنده هستین انصافا بفرمایین که این آهنگ واقعا قله بود و آهنگسازش قله نورد؟واقعا این آقای عبدی رو می تونیم بذاریم کنار استاد ملیک اصلانیان و استاد دهلوی؟شما از کدام وزنه حرف می زنید.موسیقی بی هویت و بی روح که دیگه این حرفا رو نداره.
    شما قبلا از چکناواریان انتقاد کردین از اجرای ضعیف مشایخی گفتین از بی مبالاتی موسیقی دان ها و ارکستر سمفونیک نوشتین.وجدانا من با خواندن مقاله ی شما در مورد این برنامه بود که فکر کردم این دفعه دیگه وضعیت فرق می کنه.شما که همه رو به باد انتقاد گرفتین وقتی یه همچین بیانیه ای رو در مورد این کار می نویسید آدم فکر می کنه که کار در حد موریس راول و هکتور برلیوزه.
    وجدانتون رو قاضی کنید.انصافا چه قدر این برنامه از نظر سطح آهنگسازی و موسیقی با برنامه های قبل فرق می کرد.من خودم به شخصه این کار آقای عبدی رو شاید کمی بالاتر از کارهای بی سروته کسی مثله آقای فرهت بدونم.همین.شما این کار رو کنار بیژن و منیژه استاد دهلوی می ذارین؟کنار سربداران استاد فخرالدینی می ذارین؟کنار روندوی استاد حنانه می ذارین؟کنار کارهای استاد باغچه بان و نیایش یزدان استاد سنجری می ذارین؟
    یعنی سایت شما هم شده مثل سایت های دیگه که فقط کارش تعریف و تمجید و عکس قاب کردنه.من انتظار بیشتری از سایت خوبتون دارم.مقاله های شما رو به همه ی دوستان اهل موسیقی ‍÷یشنهاد می کردم که چقدر خوب در مورد وضعیت موسیقی جامعه می نویسین.حالا چی؟وجدانا این کار قله بود؟کارستان بود؟

  • مطلبی
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ب.ظ

    خوبه مهندس رودسری فرموده:ادعایی در زمینه ی کار عملی موسیقی ندارم، و اگر داشت ماحصل این انتقاد چی میشد! ضمن اینکه قرار نیست همواره در مقالات نقاط ضعف بررسی بشه کما اینکه در این مقاله با توجه به خصوصیات مثبت کار- که خود بنده هم شاهدش بودم( همان نکاتی که جناب پورقناد اشاره کردند.)- این موارد شرح داده شده. ضمن اینکه مهندس خیلی بیش از اندازه به در و دیوار کوبیدن و کلی گویی فرمودن!مثل مقایسه غیر فنی آثاری که تنها در حد یک اسم از اونها در مقایسه با این کار اسم برده شده.

  • ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۴۹ ق.ظ

    سلام. آقای رودسری عزیز بر خلاف نظر شما من هر چه بیشتر این کار را می شنوم (سی دی این اثر در تالار فروخته میشد ولی نه با اجرای ارکستر سمفونیک تهران) از اینکه بیشتر در مورد این اثر ننوشتم دچار ناراحتی میشوم!
    اجرای ارکستر سمفونیک تهران روی هم رفته خوب و شاید بیش از ۹۰ درصد بدون نقص بود (از ریتم افتادن نوازنده پرکاشن روی قسمت بولرو، مشکلاتی که در صدای پیکولو وجود داشت و لغزش های کلارینت باس در قسمت سولو مواردی هستند که با وجود شنیدن آثار قبلی ارکستر در زمان رهبری ارسلان کامکار و مخصوصا نادر مشایخی به راحتی قابل چشم پوشی بود) حتی وقتی سی دی اجرای ارکستر اکراین را از این اثر می شنوم در قسمتهایی متوجه می شوم ادیت صهبایی روی این قطعه بهتر است از اجرای سی دی! ولی قطعا ارکستر اکراین چندین برابر قبراقتر از ارکستر جوان ماست.
    شما اگر تصویری از ارکستر سمفونیک زمانی که علی رهبری رهبر ارکستر بود و امروز که منوچهر صهبایی رهبر است را مقایسه کنید می بینید که تقریبا کسی از نوازندگان با سابقه ارکستر نمانده، این کیفیت اجرا با نوازندگان کم تجربه و جوان قابل تحسین نیست؟!
    نمی دانم شما چرا این اثر را دوست نداشتید، من دو قسمت از این قطعه را آپ لود کردم تا دوستان دیگر هم قضاوت کنند: http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-11.wma

    http://www.harmonytalk.com/music2/behzad-abdi-6.wma
    اتفاقا به عقیده من نقطه قوت بهزاد عبدی در این است که آثار سفارشی اش را با اعتقاد می نویسد، یعنی اینکه قبل از ساخته شدن و سفارش داده شدن اثر، علاقه در دل سازنده وجود دارد. ولی مثلا رسول عشق و امید ساخته یک مسیحی بود و خود به خود کسی که اعتقاد ندارد به سختی می تواند در موسیقی این بی علاقگی خود را پنهان کند، هرچند قسمت زیادی از رسول عشق امید اثر بدی نبود به این خاطر که قبلا ساخته شده بود و فقط تیترش عوض شد!

  • فريماه آريا دوست
    ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ب.ظ

    من اجرای این اثر بهزاد عبدی را شنیدم هم در Cdو هم کنسرت ارکستر سمفونیک تهران رو.در لحظاتی که این کار اجرا می شد البته به جز دکلمه که مشخص بود بسیار تحمیلی بودبرای اینکه عموم بفهمند به اینکه پس از سالها آهنگسازی نه در سطح ایران که در سطوح بین الملل با این سن جوان ظهور کرده به خود بالیدم.من بهزاد عبدی را نمی شناختم اما کاملا روح اعتقاد در اثر او روشن بود.کار یک موسیقی توصیفی بود و به حق آهنگساز حق مطلب را ادا کرده بود.من از آقای رودسری می خواستم بپرسم : اگر کار اینقدر شما را عصبی کرده چرا دو بار به دیدن کنسرت رفتین؟؟؟از این دست آدم ها که جز تخریب اذهان کاری از دستشون بر نمی یاد کم نیستند….متاسفانه …من به آقای بهزاد عبدی ، دکتر منوچهر صهبایی و ارکستر سمفونیک تهران صمیمانه تبریک می گم…

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    سلام
    ((با تشکر از آقای رودسری)
    راستشو بخواین من مطلب تندتری از آقای رودسری در ذهنم بود ولی با جواب نابخردانه ی شما من پشیمان شدم

  • kia
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۷ در ۴:۲۸ ق.ظ

    متخصص باید نظر بده

  • م.رضا
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    با سلام
    چه خوب که آقای پورقناد نمونه ای از کار آقای عبدی را در این سایت در دسترس قرار دادند. و این خود قضاوت را آسانتر می کند.
    دوست عزیز آقای بهزاد عبدی
    به خاطرارکستراسیون کارتان به شما تبریک می گویم.ارکستراسیون شفاف شما مراحتی به یاد استادان روس انداخت.امیدوارم بیش از پیش موفق باشید.

  • ایمان
    ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۷ در ۳:۲۰ ب.ظ

    کار شنیدنی و زیبایی بود.من که لذت بردم

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ب.ظ

    معرکه و دیدنی است

  • Ramtin
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    من cdرو گوش کردم ولی به اجرای ارکستر سمفونیک نرفتم ولی می دونم که این ارکستر ارکستر قدیم نیست قبلا همه ارزوشون بود که تو این ارکستر بزنن ولی حالا چی؟همه ی نوازنده های هارکستر سمفونک دنبال یه ارکستر بهترن همهی این مشکلاتم یه دلیل داره اونم اینکه هیچ مسئولی به موسیقی توجه نمیکنه واقعا این بود ارمان های ما؟

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    البته نقد در ایران هنوز جا نیفتاده تا حدی که من از شاگردانم که ایراد میگرفتم از من میرنجیدند…و انتقاد کینه و ناراحتی به همراه می آورد ولی چیزی که من شنیدم از نطر اندیشه و محتوی و اصالت و مولتی اوریجینالیته و استقلال نوتها و اصالت ریتم ایرانی هنوز فاقد یک سیستم یا زبان ویژه یا یا مبنای فکری ایرانی است. شاید چون ما اصلا موسیقی نداریم که بخواهیم آهنگساز در سطح جهانی با تفکری ایرانی داشته باشیم. به موسیقی ما نگاه کنید:آخر باید دید که به این موسیقی چه گدشته ؟؟…در اینجا ممکن است که رنگ و بویی از ایران یا بهتر بگویم خاورمیانه بگوش برسدبا هر تکنیکی که او نوشته.ا مقوله ضبط و نوازندگان که اجرایشان خوب بوده مقوله ایست جدا و نباید آنرا با خلاقیت (تفکری خاص بر مبنای موسیقی ایران که در فبل از آن وجود نداشته باشد) اشتباه گرفت.البته به ایشان تبریک میگویم ولی در مورد سبک هنوز جای فکر بیشتر و چاره اندیشی بیشتر وجود دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

مطلبی که پیش رو دارید اولین شماره چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی است که اخیرا دوره اول آن با تدریس دکتر محمدرضا آزاده فر به پایان رسید و اکنون وارد دوره دوم خود شده است. این مجموعه از نوشته ها با همکاری یکی از دانشجویان این کلاس، نسیم احمدیان (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی و نوازنده سنتور) ویراستاری شده و در این سایت به انتشار می رسد.
شبدیز و سارنگ

شبدیز و سارنگ

همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا” مخصوص سنتور است. مثلا” اگر به شیوه ساخت قطعه “فانوس” توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (I)

آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز اتریشی (بعدها آمریکایی)، دارای سبک اکسپرسیونیست شعر و هنر آلمان و سرپرست دومین مدرسه موسیقی وین است. دست آوردهای شونبرگ بیشتر در زمینه هارمونی بوده، اندیشه وی دست کم در سه نسل آهنگسازان بعد از خود، چه در آمریکا و چه در اروپا به طور وسیعی ریشه دوانده است. در زمان حزب نازی در اتریش، موسیقی اش در کنار موسیقی جاز به عنوان “هنر فاسد” شناخته شد! شونبرگ به سرعت در همان ابتدای حرفه خود، موج متضاد در عین حال موفقی را با سبک رومانتیک آلمانی برامس و واگنر به وجود آورد.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

به جز ترانه های محلی که بحثی جداگانه دارد، بنیان موسیقی ملی ایران روی دستگاه های موسیقی نهاده شده و آن نغمات را به شیوه ای که هر استادی از متقدمین مینواخت و روایت میکرد «ردیف» می نامیدند. ردیف موسیقی را هر نوازنده ای در قدیم از استاد خود سینه به سینه می آموخت و چون خط نت به صورت امروز نبود، مجبور بود آنچه از استاد آموخته است خوب به خاطر بسپارد، در این صورت واضح است که چه بسیاری نغمه ها و ترانه ها که توسط اساتید گذشته نواخته شده ولی امروز بدست فراموشی سپرده شده است و در دست نیست، به همین مناسبت است که جمع آوری ردیف و حفظ آنچه از اساتید گذشته باقی مانده، جهت تشکیل منابع ارزنده ای برای آیندگان نهایت ضرورت را دارد.
تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

دوستان گرامی، به دلیل پاره ای از مشکلات، جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک با یک روز تاخیر، در روز جمعه ۲ خرداد ساعت ۱۷ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

سه سالی که کوجی می بایستی در شرابخانه به عمویش کمک می کرد مسیر تربیتی ای را که در توکیو طی کرده بود، به راه دیگری انداخت. به طور اساسی راه تربیتش را دگرگون شده بود. با تاسف ما متوجه شدیم که رفتارش با اطراف و محیط زیستش ناپسند است، به این دلیل ابتدا شروع کردیم به سرزنش و توبیخ، کار دیگری می توانستیم بکنیم؟ اما توبیخ و سرزنش کار خوبی نیست و باید از این رفتار خودداری می کردیم. یکی از روزها که کوجی در مدرسه بود، همگی ما به یک قول و قراری رسیدیم. در آن سه سال کوجی محیط زیست سخت و آداب و معاشرت ناشایست و بدی را تجربه کرده بود.
زوج هنری باربیرولی (III)

زوج هنری باربیرولی (III)

بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، آهنگساز و پیانیست انگلیسی، سه سال از ایولین جوانتر و او نیز هنرجوی همان کالج بود، بریتن از ایولین خواست تا بعضی از آثار وی را که برای ابوا ساخته بود بنوازد. خانم ایولین حرفه خود را با حضور در ارکستر خیابان دوری (Dury) آغاز نموده بود.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

جا انداختن برخی جملات کتاب اصلی و گاه تحریف مطالب کتاب‌، بدلایل نامعلوم و احتمالاً بر حسب سلیقه یا بی‌اطلاعی. در فصلنامۀ موسیقی ماهور ترجمه‌ و تلخیصی از یکی از فصول کتاب مورد بحث یعنی فصل مربوط به صادق‌جان؛ نوازنده‌ و متحول‌کننده‌ی تار آذربایجانی منتشر شده است. (صادق‌جان اسداُغلی، ترجمه و تلخیص فرهود صفرزاده، ماهور، ش ۶۸، تابستان ۱۳۹۴، صص ۹۸-۱۰۱) این مقاله با وجود اینکه تلخیصی از یک فصل همان کتاب بوده، حاوی مطالبی است که در کتاب ترجمه‌شده وجود ندارد.