علوانی فقط یک آواز نیست (II)

یکی از فرهنگ های مردمان عرب در کل کشورهای عربی قبیله ایی بودن نوع زندگی آنهاست که هر قبیله به دلیل نوع موقعیت خاص خود نسبت به دیکر قبیله دیگر از تفاوتهایی مانند: لهجه، القاب، نوع رنگ لباس و مهمتر از همه نوع آواز خواندن آنها می باشد که به این نوع آوازهای محلی با فرم ساده «طور» گفته می شود. (۳)

اسامی اطوار معمولاً از اسم قبیله، اسم خواننده، شهر و منطقه آن طور، از جامعه که آن را مورد استفاده می دهند قرار گرفته می شود:
* اطواری که اسم آنها به شهر یا منطقه خاص نسبت داده شده است:
۱- طور الحیاوی: نسبت به شهر “الحی” و مشهورترین خواننده آن: (عباس فلیفل الحیاوی)
۲- طور الشطراوی: نسبت به شهر ”الشطره” و مشهورترین خواننده آن: (کاظم الشطری)
۳- طور المجراوی: نسبت به شهر”المجره” مشهورترین خواننده آن: (ناصرحکیم)
۴- طور الصنداکی: نسبت به شهر ”المصندک” مشهورترین خواننده آن: (شخیرسلطان)
۵- طور الحویزاوی: نسبت به شهر ”الحویزه” مشهورترین خواننده آن: (عبدالامیر الطویرجاوی)
۶- طور البحرانی: نسبت به کشور ”البحرین” مشهورترین خواننده آن: (شمس الدین سیدحسن)

* اطواری که اسم آن نسبت به قبیله خاصی می باشد:
۱- طور المحمداوی: نسبت به قبیله “البوحمد” و مشهورترین خواننده آن: (السید فالح)
۲- طور القزوینی: نسبت به قبیله “الساده آل قزوینی” و مشهورترین خواننده آن: (ابوالمعزم هدی القزوینی)
۳- طور الطریحی: نسبت به قبیله “آلال طریحی” و مشهورترین خواننده آن: (جعفرحسین الطریحی)
۴- طور الغافلی نسبت به قبیله “آل غافل” مشهورترین خواننده آن (علیوی الغافل)
۵- طور السویطی نسبت به قبیله “السویطات” مشهورترین خواننده آن (محمد السویطی)
۶- طور الحلیوی: نسبت به قبیله “الحلیو الغجریه” مشهورترین خواننده آن (مجباس الغجری)
۷- طور العراکی: نسبت به قبیله “العراکات” مشهورترین خواننده آن (حسن العراکی)
۸- طور عموری: نسبت به قبیله”عموری” مشهورترین خواننده آن: (قبیله عموری)

* اطواری که اسم آنها نسبت به خواننده آن طور می باشد:
۱- طور الجادری: نسبت به “الملا جادر” و مشهورترین خواننده آن: (الملا جادر)
۲- طور الزایرری: نسبت به “الحاج الزایر” مشهورترین خواننده آن (الحاج الزایر)
۳- طور الطویر جاوی: نسبت به “عبدالامیر الطویر جاوی” مشهورترین خواننده آن (عبدالامیر الطویر جاوی)
۴- طور المشموم: نسبت به “محمد المشموم” مشهورترین خواننده آن (محمد المشموم)
۵- طور العیاش: نسبت به “محمد العیاش” مشهورترین خواننده آن (عبدالامیر الطویر جاوی)

۶-طور الجبهانی: نسبت به “جبهان علی” مشهورترین خواننده آن (جبهان علی)
۷- طور المحبوب: نسبت به “محبوب العبد” مشهورترین خواننده آن (داخل حسن)
۸- طور العنیسی نسبت به “ملاعنیس” مشهورترین خواننده آن (حضیری ابوعزیز)
۹- طور علوانی: نسبت به “علوان الشویع” و مشهورترین خواننده آن: (علوان الشویع)
۱۰- طور العیاش: نسبت به “محمد العیاش” مشهورترین خواننده آن (عبدالامیر الطویر جاوی)

*اطواری که اسم آنها از طائفه آنها گرفته شده است:
۱-طورالصبی: نسبت به “الطائفهالصابئه” و مشهورترین خواننده آن: (حسن داود) (۴)

البته “طور” در خود کلمه در بین مردم خوزستان به معنی “حالت” و “سبک” می باشد. معروف ترین اطوار در بین عرب های خوزستان شامل: علوانی، ابنیه، دورگی (مخصوص اهالی شهر شادگان به آن دورقی هم گفت می شود) (۵)- عموری و محمداوی است. (۶)

از طور عموری تاطور علوانی:
در زمان پهلوی دوم (محمد رضا شاه) با به سر کار آمدن افراد نالایق و ضد فرهنگ و مذهب ایران شروع به نابودی تدریجی فرهنگ اقوام مختلف شدند.

بطوری که نسل حاضر در آن زمان هیچ تمایلی به حفظ رسومات پیشینیان خود نداشتن و به دنبال فرهنگ و آداب رسوم غربی کشیده می شدند. حال در چنین موقعیت اجتماعی که هیچ گونه وسایل حفظ آثار فرهنگی از جلمه شعر، موسیقی، داستانها، آداب و رسوم مربوط به مردمان عرب خوزستان بصورتی که قابل دسترس مردم عام باشد نبوده است.

پی نوشت
۳- روزنامه ایران، شماره ۵۳۴۱ به تاریخ ۲۷/۱/۹۲، صفحه ۱۹ (موسیقی)
۴- کتاب:«اطوار الغناء الریفی العراقی» مجله الحیاه الموسیقیه- ج ۴۱ – ص۸
۵- شادِگان نام شهری است در استان خوزستان ایران. در شادگان و پیرامون آن نخلستان‌های گسترده‌ای وجود دارد. این شهر در زمینه شعر عربی در خوزستان مشهور است. ۹۸درصد مردم شهرستان شادگان عرب و از تیره و طوایف بنی کعب، بنی تمیم، بنی مالک، باوی، مطور می‌باشند.
۶- کتاب:«موسیقی قوم عرب» نوشته بهمن کاظمی – ص ۷۲

یک دیدگاه

  • امیرحيدري
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۹۵ در ۶:۱۶ ب.ظ

    لطفا اگر فایل صوتی از طورهاى موسیقى خوزستان دارین به اشتراک بگذارین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (II)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (II)

پژوهندگان معمولا با اطلاعات اولیه به دنبال مراجع می‌گردند. به اصطلاح گفته می‌شود جستجوی‌شان جستجوی کور نیست؛ به همین علت لازم است که فهرست‌های دیگری هم جدا از فهرست اصلی تشکیل شود که از زوایای دیگر اطلاعات را نگاه کرده باشد. برای مثال گاه پژوهش‌گری به دنبال نام خاصی است و هر چه درباره‌ی او یا نوشته‌ی او باشد ممکن است هدف تحقیق‌اش قرار گیرد. برای چنین فردی فهرست راهنمای نام‌ها از فهرست اصلی مهم‌تر می‌شود. در صورتی که فهرست دوم (نام‌ها) موجود نباشد، او باید بگردد و تمامی مراجع مرتبط با نام مورد نظرش را خود بیابد (عملا آن فهرست را برای دست‌کم یک مدخل تشکیل دهد).
متبسم: راحت طلبی با ذات هنر مغایرت دارد

متبسم: راحت طلبی با ذات هنر مغایرت دارد

قبل از هر چیز سوال من درباره‌ی تغییر ذائقه‌ی موسیقایی شما است، به غیر از آثاری که در آن نقش نوازنده را بر عهده داشتید، خلق و خوی آهنگسازی شما در طی دهه‌ی گذشته، دستخوش تغییر شده است. این تغییر‌ها در روند ملودیک آثار شما و همچنین تنظیم قطعات و نوع ساز بندی همچنین انتخاب اشعار بسیار هویدا است، به عنوان مثال آلبوم‌های “سفر به دیگر سو”، “قیژک کولی”، “بوی نوروز”، “ماه عروس”، “به نام گل سرخ” از نظر آهنگسازی و حتی برخی اوقات نوازندگی هر کدام دنیای خاص خود را دارند.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!
پرآرایش و رامش و خواسته (V)

پرآرایش و رامش و خواسته (V)

در تکرار دو بیت ذکر شده، حالات (نوانس ها) آوازی خوانده شده توسط همایون شجریان – که به هیچ عنوان قابل نگارش دقیق نیست – کاملا بیانگر است. علاوه بر آن، تکنیک هایی که پیش از این، آن ها را بیشتر در نوازندگی سازهای ایرانی شنیده بودیم نیز توسط وی شنیده می شوند. برای مثال در همین تکرار ابیات، استکاتو روی کلمات “بزد” و”نگه” اجرا می شود.
از زندگی ایگور استراوینسکی

از زندگی ایگور استراوینسکی

ایگور استراوینسکی (۱۸۸۲-۱۹۷۱) نگین افتخار موسیقی مدرن، در طول زندگی خود هرگز سعی نکرد تا با رقبای خود به مبارزه بپردازد، چرا که هر یک از آنها یک به یک از صحنه میدان کنار کشیدند. حتی شوئنبرگ که بیشتر ریاضی دان بود تا موسیقیدان فقط مدت کوتاهی برای او به عنوان یک رقیب خطرناک عرضه اندام کرد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

نمونه‌ی دیگری از همین روش پرداختن به خصوصیات آکوستیکی موسیقی در مثال زیر دیده می‌شود: «در این مبحث [نوانس] ثابت شده است که نوانس به صورتی که در موسیقی غربی بعد از «باخ»، رایج شده است در موسیقی ایرانی وجود ندارد و حداکثر نوانس مطبوع در موسیقی ایران db30 است.» (ص ۷۶) اما رویه‌ای که برای اثبات به کار گرفته شده مانند نمونه‌‌ی قبلی است. در این بخش حتی از نقل هم خبری نیست، تنها با اشاره به بخش قبل (که اثبات شده فرض می‌شود) و با تفریق عدد ۴۰ از ۷۰ اعلام می‌شود بازه‌ی شدت‌وری (دینامیک) در موسیقی ایرانی ۳۰ دسی‌بل است.
نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

نوربخش: آموزش را امری انعطاف پذیر میدانم

به نظر من برای رسیدن به موفقیت در زمینه آموزش نوازندگی ویولون و یا هر ساز دیگری ما نیازمند به یک نوع نگاه انسانی به این مسئله هستیم؛ هر فرد مجموعه ای است از یک سری قابلیتها و استعدادها و توانایی ها و در عین حال کاستی ها و ضعفها و مشکلات. طبیعی است، وقتی که فردی در سیستم آموزشی خاصی مشغول میشود، استادش باید در همان ابتدا با دقت مسائل آن فرد را مورد بررسی قرار داده و توانایی ها و ضعفهای آن فرد را از همان مراحل ابتدایی آموزش شروع به شناختن کند تا بفهمد این فرد چه نوع توانایی ها و چه نوع مشکلاتی دارد. هر فردی توانایی ها و مشکلاتش با افراد دیگر متفاوت است و هر فرد یک نمونه خاص است و در زمینه آموزش نمیشود ما بیاییم و همه افراد را مثل هم ببینیم.
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!
چارلز براون

چارلز براون

اگر بخواهیم در دنیای پیانو – بلوز تنها نام یک موسیقیدان را ببریم، بدون هیچ شک و تردیدی، ناخودآگاه نام چارلز براون را خواهیم آورد. چراکه توانایی غیر قابل تصور او در نواختن پیانو به همراه صدای باز، گرم و نحوه خواندنش که آمیخته با نغمه های Jazz-Blues بود، به اتفاق هم موسیقی ای را پدید می آورد که تا به امروز کسی نتوانسته همانند آن را بیافریند.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند: