سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی در حال تمرین با کر فلوت تهران
سعید تقدسی در حال تمرین با کر فلوت تهران
یکسال از آغاز به کار کر فلوت تهران می گذرد و امروز کر فلوت تهران، در حال آماده شدن برای برگزاری کنسرتی در شهر شیراز است. به همین مناسبت با رهبر این گروه که خود از فلوتیست های با سابقه ایرانی است گفتگویی داشته ایم که می خوانید:

در مورد خودتان بگویید موسیقی را از کجا شروع کردید؟ از هنرستان بگویید چندسالگی وارد هنرستان شدید و چه استادایی داشتید؟
من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler) بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را با ایشان کار کردم.

در مورد ادامه تحصیلتان صحبت کنید؛ در ایران و در اتریش آنجا چه استادایی داشتید و لطفا توضیح دهید؛ در چه دانشگاه‌هایی درس دادید در چه ارکسترهایی بودید؟
به وسیله یک بورس تحصیلی که آن زمان می‌دادند، من سال ۱۹۷۳ از ایران خارج شدم عازم کشور وین شدم تا تاریخ ۱۹۷۷ که با درجه فوق لیسانس درسم را تمام کردم و در دانشکده دانشگاهی که الان «دانشگاه موسیقی وین» است رشته سولیستی را تموم کردم، آنجا رشته‌های سازی به دو سه قسمت تقسیم می شود، رشته معلمی، رشته معلی دانشگاهی و رشته سولیستی؛ رشته ای که انتخاب کردم رشته سولیستی بود، نام استادی که من داشتم آقای هان رزنی چک (Hans Reznicek) که ایشان نوازنده ارکستر سمفونیک وین بودند، من با ایشان شروع کردم، همانجا با ایشان هم تمام کردم و در تاریخی که من پیش ایشان بودم پیش کسانی دیگری هم مثل: جیمز گالوی (James Galway) و ولف گانگ شولتس (Wolfgang Schulz) به عنوان مستر کلاس می‌رفتم. یکی از درس‌هایی که در آنجا وجود دارد، نوازندگی قطعاتی در یک ارکستر است. من مدتی بعد همانجا کاری داشتم به عنوان کمک در ارکستر اپرای وین؛ در فلکس اپرا هم کار کردم و ارکسترهایی که به عنوان کوتاه مدت تشکیل می‌شد برای کنسرت.

بعد از خاتمه کار که حتما اطلاع دارید، باز ما برگشتیم به ایران، دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم، همزمان در هنرستان عالی موسیقی کار می‌کردم. بعد از انقلاب دیگر شرایط سخت شد و ما مجبور به برگشتن شدیم؛ خب من اول با کسان مختلفی برای کمک کار می‌کردم که بعد به همراه همسرم به کشور سوئیس آمدیم و اینجا مشغول کار شدیم و الان من حدود ۳۵ یا ۳۴ سال است که اینجا کار می‌کنم.

چند سال است که با کر فلوت کار می‌کنید و آنرا رهبری می‌کنید؟
حدود ۲۵ سال است که اینجا خودم با کارهایی که با شاگردانم (چه قدیمی و چه جدید و چه آنهایی که هستند) کر فلوت را تشکیل دادیم و این کر فلوت همچنان راهش را ادامه می دهد و حتی شاگردانی که درس شان تمام شده، مانده اند و این کار ادامه پیدا کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (V)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (V)

بعد از آن خیام چند نوع ذو الاربع از ابن سینا نقل کرده است که آخرین آنها را خوش آهنگ نمى‏داند. واحد تبدیل شده آنها به سنت در جدول ذو الاربع‏هاى خیام در مقاله حاضر آمده است. نوع چهارم ملون که خیام آورده است، آن را خوش آهنگ خوانده است و آن عبارتست از:۱۱۱-۷۰۱-۳۱۵ این نوع تقریبا فضاى گوشه شوشترى را در دستگاه همایون موسیقى دستگاهى کنونى ایران تداعى مى‏کند.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”
موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (I)

موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (I)

تلویزیون در اصل رسانه ای متکی به تصویر است، اما نباید تاثیر صدا و به خصوص موسیقی را در آن از یاد ببریم. جوئل بکرمن (Joel Beckerman)، کسی است که کار خود را بر مبنای تحقیق و دریافت تاثیر موسیقی بر احساسات و اینکه چگونه این موسیقی میتواند تماشاگران تلویزیون را به دام بیاندازد، بنا کرده است.
پن فلوت (II)

پن فلوت (II)

شواهد وجود پن فلوت در اشعار اوید Ovid، شاعر یونان باستان و در میان تصاویر روی ظروف و مجسمه های سراسر اروپا دیده میشود. برای مثال در یک کولونی رومیان، سازی متشکل از ۷ نی که به شیوه دیاتونیک (وابسته به مقیاس کلید هشت آهنگى در هر اکتاو) کوک شده بود و همچنین شواهد مکتوبی از این ساز در چند کتابچه راهنما یافته شده است.
بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

او آنچه رایس به عنوان مدل مریام نمایش داده را «استخوان‏های لختِ این مدل» تعبیر می‏ کند. در این‏باره اِلِن کاسکف (۱۳۸۵: ۱۶۵) بیان می‏کند: «نوعی فُلکلُر درباره‏ سادگی فریبنده‏ [… مدل مریام] رشد کرده که احتمالاً روابط پیچیده ‏ترِ میان انسان، موسیقی و فرهنگ را که شاید مورد نظر مریام بوده از نظر پنهان کرده ‏است». در این راستا او براساس بررسی دقیق‏ترِ توضیحاتِ مریام ساختار و شکل پیچیده‏ تری از مدل مریام را نشان می‏دهد (نک. همان: ۱۷۰). در واکنش به نظر دیگر رایس، سیگر دلیل رویکردهای متنوع شاگردان مریام در پژوهش‏های انسان‏ شناختی موسیقی که منجر به گزارش نتایج مختلف شده را نه محدود بودن آن‏ها، بلکه به خاطر مبتنی بودن «مباحثات و کار»ِ آن‏ها بر آثار اندیشمندانی مانند مارکس، وبر، دورکهایم و زیمل می‏ داند.
ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

۱- رنگ ساز: رنگهای تند یا ملایم فرقی نمیکند و بسته به سلیقه ی خریدار است به شرط آنکه ضمن ساخت و پرداخت ساز در رنگ چوب خراب کاری نشده باشد که باعث بد صدا شدن ساز شود. البته هماهنگی رنگ ساز با رنگ خرکها جلوه ی بهتری به ساز می دهد.
هنرستان موسیقی یا مدرسه تربیت بدنی!؟

هنرستان موسیقی یا مدرسه تربیت بدنی!؟

چندین سال است که از آن زمانها سپری شده و به نوعی علاقه ای به تجدید خاطرات آن دوران ندارم، چه رسد به اینکه راجع به این موضوع بنویسم. اما به اصرار برخی دوستان تصمیم گرفتم این مطالب تهیه کنم و برای شما دوستان ارسال کنم تا با وضعیت آموزش موسیقی در کشور – حداقل در ۱۴ سال پیش – آشنا شوید. بین خودمان بماند اما دوران بسیار مسخره ای بود، آدمهای عجیب و غریب، البته نه همه اما متاسفانه اغلب آنها…
موسیقى رنگ ها (I)

موسیقى رنگ ها (I)

مدست پترویچ موسورگسکى (Modest Mussorgsky) در ۲۱ مارس سال ۱۸۳۹ در اوکراین به دنیا آمد. اولین معلم او در موسیقى مادرش بود که به او پیانو آموخت ولى کمپوزیسیون را تقریباً به حالتى خودآموز فرا گرفت. در اتوبیوگرافى او آمده است که از زمان کودکى علاقه شدیدى به داستان هاى فولکلوریک روسى داشته و با شنیدن آنها در ذهنش آهنگ مى ساخته است.