سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی در حال تمرین با کر فلوت تهران
سعید تقدسی در حال تمرین با کر فلوت تهران
رپرتواری که با کر فلوت در اروپا اجرا می‌کنید از کجا تامین می‌کنید؟ آیا تنظیم های خودتان هستند یا از قطعات آماده هم استفاده می‌کنید کلا وضعیت رپرتوار برای کر فلوت چطور است؟
رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.

ایده تاسیس کار فلوت در ایران چطور به ذهن تان آمد؟
ایده تشکیل شدن کر ما از ۱ تا ۵/۱ سال پیش، موقعی که همسر بنده فیروزه نوایی از اینجا به تهران برای کنسرت می‌رفتند با خانم دکتر موحد آشنا شدند؛ ایشان {دکتر آذین موحد} یکی از نادرترین انسانهایی است که تا به حال دیده ام و بسیار مشتاق برای انجام این کار. در هر صورت با کمک ایشان تشکیل این کر انجام شد و این کار به این صورت بود که خانم من برای سمینارهایی که ایشان می گذارند یک بار دعوت شد، در آنجا این صحبت پیش آمد که چنین کری می تواند تشکیل شود و خانم بنده به خانم دکتر موحد گفتند که من ۲۵ و ۲۶ سال است که در اروپا چنین کری را داشتم و ایشان هم خیلی با اشتیاق این ایده را گرفتند و رویش کار کردند.

خب من قاعدتاً برایم بی نهایت جالب بود، به کسانی که آنجا هستند بتوانیم برای این کار کمک کنیم. خانم دکتر موحد پشتیبان فکری خوبی برای ما بودند و از شاگردانی که زیر نظر ایشان کار کرده بودند و در دانشگاه درس خواندند و فارغ‌التحصیل شدند، پایه‌های گروه کر فلوت تهران شکل گرفت.

قاعدتا بدون این پایه، کار بینهایت دشوار می شد و شاید اصلا نمی شد! بخاطر همین یکی از مهمترین کارهایی که دکتر موحد انجام دادند، با دست باز و دل باز این مسئله را جلو بردند و امروز کار به نتیجه رسیده است و باید سپاسگزار بود از نقش خانم دکتر موحد که با وجود این همه کار و مشغله دانشگاهی، به ما همیشه کمک کردند و دارند می‌کنند و یکی از پایه های اصلی گروه هستند.

این گروه که تشکیل شد اول با ۱۵ نفر از شاگردان خانم موحد کار می کردیم ولی الان شاگردان معلمان دیگر هم جمع شدند و الان در حاضر حدود ۴۰ نفر هستند. در کنار اینها حمایت های آقای کوشان پور و آقای تارخ باعث شده، تمرین ها به طور خوب پیش برود و برای کنسرت آماده باشیم.

ما در راه اندازی کر فلوت تهران، قصد داشتیم امکانی فراهم کنیم تا نوازندگان ایرانی بتوانند به صورت سولیست توانایی هایشان را نشان بدهند.

در مورد اجرای آثار آهنگسازان معاصر، قرار شده ما با خیلی ها کار کنیم و اینها برای ما قطعه بنویسند و چون قطعه های معاصر خیلی کم است برای این کر، ما از این پس سفارشهایی خواهیم داشت به کسانی که مایل باشند برای این گروه بنویسند و خیلی ها مشتاق هستند…

2 دیدگاه

  • ابوالفضل
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۹۵ در ۴:۰۰ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت مدیر محترم سایت
    یک سوال :چرا به بررسی اثار استاد پور تراب نمی پردازید؟؟

  • ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۵ در ۱:۳۸ ق.ظ

    در صورتی که نویسندگان سایت مطلبی در مورد آثار استاد فقید کمال پورتراب داشتند، حتما منتشر خواهیم کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی

پس از سالها دوری و انتظار خبر اجرای کنسرت پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف دل بسیاری از شنوندگان و مخاطبان موسیقی را شاد و خرسند نمود.امیدوار بر این که پس از چیزی قریب به ۷/۸ سال سکوت،آقای پرویز مشکاتیان و گروه عارف شروع به فعالیت مجدد و پایدار خواهند نمود.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

دکارت، کانت، هگل و غیره فیلسوف های اروپایی و ویوالدی، باخ، بیزه، بتهوون، موتسارت و غیره آهنگسازان اروپایی هستند. تقسیم بندی های تاریخی در علم فلسفه و هنر در اروپا نه بر حسب ملت ها و ملیت ها، ‌بلکه براساس دوره ها و سبک ها انجام می شود. از این دیدگاه تئوری موسیقی نوشته ابونصر فارابی، تئوری موسیقی ایرانی یا عربی یا ترکی نیست. بلکه تئوری موسیقی جهانی – جهان متمدن قرن دهم میلادی- است که به این ترتیب مشکلی هم ایجاد نمی شود اگر متذکر شویم که فیلسوف مهم قبل از فارابی ای که او نیز در موسیقی تالیفات مهمی دارد الکندی عرب است.
برگ های پاییزی

برگ های پاییزی

آهنگساز موسیقی زیبای Autumn Leaves شخصی است بنام Joseph Kosma که موسیقی متن بسیاری از فیلم های سینمایی موفق ساخته اوست.
نگاهی به اپرای مولوی (IV)

نگاهی به اپرای مولوی (IV)

پس از شمس بلافاصله عطار نیشابوری که نقشش را علی خدایی میخواند وارد صحنه میشود با شعر معروف از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست… در واقع شعر مولانا را از زبان عطار میشنویم (۱)؛ در اپرای مولوی حدود هشتاد در صد اشعار از مولانا و بقیه از اشعار دیگر شاعران است (۲) و گاهی قسمتهایی نوشته نویسنده لیبرتو است که در بسیاری از مواقع به قدری متناسب ساخته شده که حتی اهل ادب هم شک میکنند که ساخته مولانا نباشد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (V)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (V)

واریاسون بین این ۳۰ ویولون حدودا ۷ تا ۱۰ دسی بل است. این واریاسیون کاملا قابل شنیدن است هرچند که منحنی ها با چند استثنا شبیه یکدیگرند که نشان دهنده یکسانی تمبر (timbre) است.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.
کادانس ها (II)

کادانس ها (II)

این کادانس بیشتر در آخر جملات دیده می شود اما آخرین آکورد به جای تونیک V می باشد و احساسی بی نهایت و نا تمام را ایجاد می کند.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

در شعر حافظ، همانطور که پژوهشگر محترم هم دریافته اند، هم سنت هست و هم خلاقیت، در شعر نیما نیز سنت و خلاقیت هر دو موثرند. در تاریخ هنر مورد یافت نمی شود که هنرمندی خارج از حیطه سنت های موجود هنری جامعه اش رشد کرده باشد. سنت مجموعه ای است کامل و مشخص که در لابه لای آثار هنری موجود پیش روی هر هنرجو نهاده شده و نقش آن در تولید و پیدایش آثار هنری مشخص و معلوم است. خلاقیت برعکس سنت قابل سنجش و شناسایی نیست و پدیده ای است که هر لحظه و هر دوره و هر موقع در نقشی و رنگی و شکلی دیگر ظاهر می شود و به یک اثر هنری جلایی آنچنانی می دهد و آن اثر را از دیگر آثاری که همه «موی و میانی» دارند متمایز می کند.
هرکول پوآرو

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال ۱۹۲۰ در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام “The Mysterious Affair At Styles” ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال ۱۹۷۵ که رمان “The Last Case” را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.