ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

به تازگی کار نت نویسی و ویرایش آثار جواد معروفی توسط عباس ابوحمزه (آهنگساز و پیانیست) به پایان رسیده است و به زودی این کتاب به انتشار می رسد. عباس ابوحمزه که در کنار ساخت تولید آلبوم «پایان پریشانی»، ساخت و تنظیم آثار زیادی را برای پیانو، در کارنامه خود دارد، در این باره این کتاب، توضیحاتی برای خوانندگان گفتگوی هارمونیک نوشته است که می خوانیم:
حدود ۲۳ سال پیش، امتیاز نشر هفت آهنگ از آثار استاد جواد معروفی با نامهای «خواب های طلایی»، «فانتزی ژیلا»، «کو کو»، «پرلود»، «پیش درآمد اصفهان»، «رومی» و تنظیمی از قطعه «ساری گلین» از طرف استاد به انتشارات اسکندریان واگذار شد و به چاپ رسید.

با مقایسه بین نتهای کتاب و آن چیزی که استاد نواخته و بصورت کاست انتشار داده بودند، بوضوح مشخص می شود که مرحوم استاد معروفی در پی آن بوده اند که این آثار در عین کوتاه بودن، خیلی سخت نباشد تا هنرجویان و نوازندگان با توانایی های متوسط نیز قادر به اجرای این آثار بوده و بتوانند از نواختن آن لذت ببرند. برای همین اجرایی را که در ضبط آثار می شنویم با نتهای کتاب تفاوت های بسیاری داشته و دقیقا همان چیزی نیست که استاد نواخته اند.

چه از نظر تعداد میزان ها و مقدار زمان آهنگ ها و چه از نظر جمله بندی ها، آکوردها و علائم و… به هرحال نظر استاد اینگونه بوده و تمایل داشتند نت ها دقیقا همان چیزی نباشد که عینا خودشان در ضبط نواخته اند. به هر شکل همین تنها نسخه از این هفت آهنگ از آن موقع تا به حال چاپ و توزیع شده و مورد استقبال هم قرار گرفت.

اگر چه از زمان انتشار این آثار تا هنگام فوت استاد و تا امروز هیچگاه نسخه دیگری نوشته و ارائه نشده اما خلع وجود نسخه ای کامل تر، مطابق با آنچه که استاد نواخته و ضبط کرده بودند همواره احساس می شده است. برای همین از سوی دوست هنرمندم آقای حمید رجبی و انتشارات محترم اسکندریان به اینجانب سفارش نوشتن و تنظیم نسخه دیگری منطبق با آنچه که استاد عینا نواخته اند با شیوه نگارش جدید نت نویسی و رعایت کلیه جزئیات داده شد و کار آغاز گردید. اولین منبع و شاخصی که ملاک و معیار برای نوشتن نسخه جدید قرار گرفت، همان اجرای مشهوری است که بطور رسمی از آن موقع تا کنون در صدا و سیما پخش شده و توسط شرکت های صوتی انتشار یافته است.

دیگر اجراهای استاد به هر شکلی که در مراسم یا محافل دیگر بوده ملاک ما نبوده و شاخص قرار نگرفته است. دومین منبع و معیاری که در تهیه و تنظیم نسخه جدید مورد توجه قرار گرفت، نظرات و تغییراتی است که در همان کتاب قبلی مد نظر استاد بوده است. به عنوان مثال اگر استاد آکوردی را در ضبط نواخته بودند ولی در نوشتن تغییراتی در آن ایجاد کرده بودند ما نیز بنا بر اصل وفاداری به ایده ها و خواسته های مورد نظر استاد آن تغییرات را اعمال کردیم، چرا که به هر حال استاد ابتدا آهنگ ها را نواخته و ضبط کردند و بعد از آن نسخه ای از اجرایشان را منتشر کردند. به هر حال در نسخه جدیدی که هم اکنون تهیه و تنظیم گردیده، علاوه برانگشت گذاری، درج علائم، اصطلاحات و نت نویسی جدید، سعی شده هر آنچه را که استاد نواخته اند بطور کامل به نت درآورده و نوازنده را به بهترین شکل به سمت اجرایی درست راهنمایی کنیم.

امیدوارم این حرکت هرچند ناچیز مورد قبول واقع افتد و باعث رواج و رونق آثار ارزنده و فاخر موسیقی ایرانی شود. در پایان درود می فرستیم به روح بزرگ استاد جواد معروفی و همه هنرمندانی که برای رواج فرهنگ و هنر این مرزو بوم از همه چیز خود گذشتند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

اگر چه تقاضا برای موسیقی معاصر در مقایسه با دوره های قبل بسیار کم شده است، اما بسیاری از آهنگ سازان با استعداد در پنجاه سال گذشته به محبوبیت گسترده ای دست یافته اند، یکی از آن گروه ها مینی مالیست ها هستند.
میکرو تونالیته (I)

میکرو تونالیته (I)

با شروع قرن ۲۰ دنیای موسیقی شاهد تحولات چشمگیر در مسیر خود بوده است. دنیای پیچیده این قرن بی شک نیازمند بیان موسیقایی بود که شاخص عصر خود بوده و محدود به گام ها و فواصل مرسوم نباشد.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VII)

جا دارد از آقایان هومان اسعدی، بهنام ابوالقاسم، مانی جعفرزاده، حمیدرضا دیبازر، فردین خلعتبری و کارن کیهانی بابت صحبتهای پر مهرشان تشکر کنم و همچنین از استاد نادر مشایخی، علی صمدپور، مرتضی شیرکوهی، شهرام توکلی، مهیار علیزاده، هومن اتابکی و سایر عزیزانم که با وجود ترافیک کاری زیاد امروز حضور پیدا کردند.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.
اصول نوازندگی ویولن (XV)

اصول نوازندگی ویولن (XV)

همانطور که پیشتر درباره الگوی دست گیری آرشه اشاره شد، نرمچه شست راست بر کناره بالایی دهانه پاشنه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و فرم کلی این انگشت به شکل صاف و بدون انحنا به سمت داخل و در حالت مطلوب تر به شکل هلالی به سمت خارج دست می باشد.
مستر کلاس پروفسور فروغ کریمی در تهران

مستر کلاس پروفسور فروغ کریمی در تهران

پروفسور فروغ کریمی، سولیست فلوت و کینوزولوگ در دانشگاه هنرهای زیبای وین اتریش در سفری به ایران به برگزاری مستر کلاس می پردازد. این کلاسها در شاخه های آموزش فلوت، موزیک کینزولوژی، اجرای صحنه برای تمام سازها و مستر کلاس برای همنوازی موسیقی مجلسی خواهد بود.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (IV)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (IV)

تغییرات بر باغلاما محدود به موارد بالا نیست و تکنیک های پیشرفته ی نوازندگی باعث پدید آمدن نسل دیگری از باغلاما شد. نواختن سنتی، که بر اساس تک صدائی بنا شده است، به نواختن ملدی همراه با صداهایی که از سیم های دیگر تولید می شد تبدیل شد که نوعی چند صدائی را پدید آورد. در دهه ی هشتاد چنین نواختنی با تلاش های کمال اَراُغلو به خاطر ساخت باغلامای دسته کوتاه برای عارف ساق باعث به روز شدن باغلاما شد. برای نواختن ملدی با همراهی در سال ۱۹۹۱ م. باعث پدید آمدن نسل اول « اُغور ساز» شد که دارای تعداد سیم بیشتری است.