او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (IV)

شوپن که به شدت از تضاد بین فرهنگ روستایی اصالتش با زندگی اشرافی که از زندگی با اسکاربک­ ها یاد گرفته بود بسیار رنج می­ برد، تصمیم به سفر به مونیخ گرفت و پس از رفتن به مونیخ به مدت ۳ سال از کالک برنر بهره گرفت، ولی این مدت به ۱ ماه هم نرسید.

تمامی دوستان جدیدش نظیر: لیست، هیلر، فرانکومه این اتفاق را پیشبینی می­ کردند که شوپن قدرتمندتر از برنر است و کلاس آنها بیهوده می­ باشد. فردریک به پاس زحمات یک ماهه کالک برنر یک کنسرتو پیانو می­ سازد و به او تقدیم می­ کند و کالک برنر نیز به سبب اینکه کمک شایانی نتوانسته است به فردریک شوپن کند برای یکی از مازورکای شوپن واریاسیون­هایی می­ سازد و به او تقدیم می­ کند. در سالهای ۱۸۳۲ تا ۱۸۳۷ میلادی تعداد هفت جزوه از فردریک شوپن منتشر می­شود که شامل نکتورن، مازورکا، والس و اتودهای اوست که اتودهای اپوس ۱۰ را به فرانتز لیست و اتودهای اپوس ۲۵ را به همسر لیست تقدیم کرده است.

شوپن در حال بیمار شدن است، اما همگان می­ گمارند که فعالیت زیادش او را از پای در می­ آورد. او که در همین احوال از طرف مندلسون که در ابتدا بسیار زیاد به فردریک حسادت می­ ورزید به کنسرت­های دوسلفدورف او دعوت شده بود، اولین بالاد خود را به اتمام رساند.

فردریک شوپن در رعایت سرعت نوازندگی هنرجویانش بسیار سختگیر بود، به گونه ای که هیچگاه مترونوم از کنار او حذف نمی­ شد. حتی در قطعات با سرعت آزاد (Tempo Robato). زمانی که او مبادرت به تدریس می­ کرد. اکثریت هنرجویانش به علت سختگیری فراوان او با چشمانی گریان از کلاس او خارج می­ شدند.

جلسه های کلاسی او اینقدر طولانی برگزار می­ گردید تا اینکه خودش یا هنرجویش خسته شوند. او معتقد بود سخت­ ترین گام در تمرینات گام دو ماژور هست، چون هیچگونه علامت عرضی ندارد و ساده­ ترین آنها گام دو دیز ماژور هست چون بیشترین کلاویه های سیاه را دارد. هیچگاه دلیل این نظرش را نگفت و همگان بسیار متعجب هستند که چرا او اینچنین می ­پنداشته و همیشه در تمریناتش به هنرجویانش از گام های دیزدار و بمل­ دار زیاد درس را شروع می­ کرد تا به دو ماژور برسد.

فردریک اعتقاد داشت که گروه نوازی باعث پیشرفت نوازندگی می­ شود و به هنرجویانش می­گفت که اصول گروه نوازی را فرا بگیرند. اولین مجموعه نکتورن­ها توسط جان فیلد ایرلندی در سال ۱۸۱۳ میلادی منتشر شد. جان فیلد نقش بسیار زیادی در موسیقی شوپن بخصوص نکتورن­های او داشت. جان فیلد پدر نکتورن رمانتیک است و شوپن با بهره گیری از نکتورن های او ۲۱ نکتورن نوشت. پس از شوپن آهنگسازانی نظیر: گابریل فوره، الکساندر اسکاریابین، اریک ساتی به نوشتن نکتورن مشغول شدند. نکتورن اغلب ملایم و آرام و برای مدت کوتاهی طوفانی است و بسیار پرمعنی و غزل­ گونه است و گاهی اوقات غم انگیز.

لیست برخی از نکتورن سازان برتر دنیا به شرح زیر است: جان فیلد ۱۶ قطعه – فردریک شوپن ۲۱ قطعه – کارل چرنی ۱۷ قطعه – کلارا شومان ۱ قطعه – روبرت شومان ۴ قطعه – میخائیل کلینگا ۳ قطعه – فرانتس لیست قطعه ای به نام “در رویا” و…

شوپن به علت روحیه افسرده ای که داشت بیشتر نکتورن­ هایش غمگین است.

در نهایت فردریک شوپن در اکتبر ماه سال ۱٨۴۹ میلادی در خانه خواهرش از دنیا رفت و فقط افسوسی پابرجاست که چرا فردریک لقبی را که فرانتز لیست به او داد، نپذیرفت.
فرانتز لیست به شوپن گفت که تو یک پیانیست نیستی.
فردریک گفت پس با این همه تلاش نامم چیست؟
لیست گفت، تو دیگر تکرار نمی شوی. نامت چیزی نیست جز: شوپنیست

منبع
تحقیقات خانم کامیل بورنیکه که در آن به بررسی زندگی فردریک شوپن پرداخته شده است.

6 دیدگاه

  • رضا
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۹۵ در ۱:۱۷ ق.ظ

    عالییییییییییییییی بود

  • arash
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۵ در ۸:۱۰ ب.ظ

    اریک ساتی و اسکریابین پیش از شوپن مشغول نوشتن نوکتورن بودن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اینا چند سال بعد از فوت شوپن تازه به دنیا اومدن.

  • ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۵ در ۱:۳۵ ب.ظ

    ممنون از آقای آرش و امیرآهنگ عزیز برای یادآوری اشتباه در ترجمه.
    متن به صورتی که باید ترجمه می شد اصلاح شد.

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۵ در ۷:۰۹ ق.ظ

    وفات فردریک شوپن در سال ۱۸۴۹ میلادی است. این در حالی است که الکساندر نیکولایوویچ اسکریابین متولد ۱۸۷۲ است. یعنی ۲۳ سال پس از فوت شوپن بدنیا آمده است و اریک ساتی هم متولد ۱۸۶۶ میلادی ، یعنی ۱۷ سال بعد از در گذشت شوپن بدنیا آمده است. گابریل فوره نیز متولد ۱۸۴۵ و در زمان فوت شوپن کودکی چهار ساله بوده است و هنوز آهنگساز نبوده است. لطفا کمی التماس تفکر. وقتی در مورد مطلبی چیزی نمی دانید و می خواهید خودی نشان داده و اظهار فضل کنید ، اگر همت مطالعه دقیق تاریخ موسیقی را ندارید حداقل اینکه بروید تاریخ تولد و وفات آهنگسازان را یک نگاهی سرسری هم که شده بیاندازید. تا نگویید پیش از شوپن آهنگسازانی نظیر فوره، اسکریابین و ساتی به نوشتن نوکتورن مشغول بودند. اشتباه فاجعه باری مرتکب شده اید و کل مقاله تان را با این سوتی ای که دادید زیر سوال بردید. سخت برایتان متاسفم

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۵ در ۲:۵۹ ب.ظ

    اگه اشتباه ترجمه و یا تایپی بوده که هیچ. به هر حال گاهی پیش میاد. خوشحالیم که تصحیح شد.

  • ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۱۱:۰۷ ق.ظ

    واقعیت این هست که اجرای گام دوماژور به صورت صحیح سخت تر از اجرای هر گام دیگری بر روی پیانو است. چرا که در گام‌های دیز و یا بمل دار می‌توانیم انگشت شست را (‌ که کوتاه است)‌ بر روی کلاویه‌های سفید بگذاریم و انگشتان طویل تر را بر روی کلاویه‌های مشکی و این امر عبور سایر انگشتان از روی انگشت شست رو بسیار ساده می‌کنه ولی در گام دو ماژور عبور بسیار دشوار است. پس بهتره بگیم که گام دو دیز مینور از نظر تحلیل برای هنرجوی تازه کار بسیار دشوار ولی ازنظر اجرا بسیار ساده ‌تر از گام دو ماژور است. اجرای یکنواخت گام دو ما‌ژور به گونه‌‌ای که تعویض انگشتان تاکید تاخواسته ‌ای ایجاد نکند کار آسانی نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور» منتشر شد

کتاب «نُه پیش درآمد و رِنگ از درویش خان و موسی معروفی برای سنتور»، حاوی نُه اثر از درویش خان و موسی معروفی است که در اوایل دهه ی سی توسط طلیعه کامران برای سنتور بازنویسی و اکنون با ویرایش مجدد و اجرای آنها توسط شهاب مِنا ارائه شده است.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

از روزهای گذشته…

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

نوشتن یک ترانه آسان است. مگر نه؟ ظاهرا هرکسی که بتواند درست بخواند، چند آکورد بر روی گیتار نواخته یا یک ملودی را با پیانو اجرا کند، تمام دانش مورد نیاز برای نوشتن یک ترانه سه دقیقه ای پاپ کلاسیک را خواهد داشت. اما ماجراهایی که در دنیای ترانه سرایی وجود دارند به ما میاموزند که این قالب هنری ظاهرا عامه پسند، در حقیقت به استعداد و مهارت بسیار بیشتری از آنچه اکثر ما در اختیار داریم، نیاز دارد.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
منبری: آشنایی با سلفژ ضروری است

منبری: آشنایی با سلفژ ضروری است

بله. اما در مورد مرصع خوانی نمونه دقیقی نداریم و آنچه عنوان کردم برداشت خود بنده بود. البته درنهایت تمام این شیوه ها باید منجر به زیبایی و خلق آثار جدید در آواز بشود، نه اینکه فقط تکرار کار گذشتگان باشد و پس، درعین حال باید به گوش مخاطب جذاب و زیبا بیاید چون شنونده معمولی، کاری به اختلاف شیوه ها و نظرات تخصصی آوازی ندارد بلکه عناصر زیبایی شناسی که بطور غریزی در همه انسانها وجوددارد شامل صدای خوب، ادوات و تحریر بجا و مناسب، شعر مناسب و ارائه خوب و درست آن و غیره همه از جمله مواردی هستند که شنونده و مخاطب آواز می طلبد.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

در سال ۵۹، وقتی به عیادتش در بیمارستان ایرانشهر رفتم، گفت که مرا بی سر و صدا دفن کنید و من به استاد گفتم که نگران چه چیزی هستید زیرا تاریخ قضاوت می کند که چه کسی به این کشور خدمت کرده است و چه کسی خیانت کرده است. در هنگام دفن ایشان ما ۵ نفر بودیم که زیر جنازه را گرفتیم. بعد از ۲۰ سال، آقای نصیری فرد کتاب زندگی نامه او را منتشر کرد و عکس استاد با ساز روی جلد آن بود. این نشان می‌دهد که تاریخ قضاوت خود را انجام داد و کشور خدمتگزاران خود را فراموش نمی کند.
راپسودی آبی – قسمت سوم

راپسودی آبی – قسمت سوم

این اثر نشان از استعدادی خارق العاده دارد، آهنگساز جوانی را به ما می نمایاند که موانع و محدودیت های قراردادی را درنوردیده و به شکلی کاملا مفهومی، قطعه ای اصیل تهیه نموده است.
armo شیوه های بیان موسیقی فلامنکو-پالو

armo شیوه های بیان موسیقی فلامنکو-پالو

موسیقی فلامنکو به سه طریق ۱-toque نواختن گیتار فلامنکو ۲- آواز cante singing 3-baile dancing (رقص) بیان میشود که اساس موسیقی فلامنکو بر همین سه بخش میباشد؛ در زمینه گیتار – رقص و آواز مطالب بسیاری بیان شده است اما این سوال برای یک هنرجو بوجود می آید که یک آهنگ فلامنکو دارای چه ساختاریست؟ آیا دارای فرم خاصی است؟
ادیت در ویولن (VI)

ادیت در ویولن (VI)

هدف از این نوشته بررسی انگشت گذاری (ادیت دست چپ) یکی از جملات پایین رونده ی سریع در بخش دوم (Recitativo) کنسرتو ویولن شماره دو ماکس بروخ است. از آنجا که غالب ادیت های چاپی در دسترس موجود از این جمله که برای انگشت گذاری آن ارائه گردیده، دارای روشی مشابه در شکل انگشت گذاری بوده و درعمل اجرای سولیست را دارای پرش و قطع های بزرگ صدایی و نیز دشواری در امر اجرا می سازد، در این مطلب به بررسی نحوه انگشت گذاری این جمله پرداخته خواهد شد.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

دراین حال کیج آنقدر به عملکرد طبیعت نزدیک شده بود که موسیقی‌اش تنها یک گام دیگر با استفاده آگاهانه از نظریه آشوب فاصله داشت و آن گام این بود که عامل پیش برنده موسیقی بر پایه معادلاتی که با آنها جریان‌های طبیعی را مدل‌سازی می‌کنیم استوار شود.