جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

حسن ناهید
حسن ناهید
یکی از مهم‌ترین اصولی که همواره اساتید هنر از جمله اساتید موسیقی در ایران به رسم دیرین به هنرجویان خود آموزش داده و می‌دهند رعایت اخلاق، نظم و جدیت در کار است. شاید در ابتدای امر هنرجو پی به راز این نکات و تأثیر آن در آینده‌ی هنری خود نبرد؛ ولی آنچه مسلم است این است که هنرمندانی که در تاریخ نام آنها ماندگار بوده و از آنها همیشه به نیکی یاد می‌شود در دوران زندگی خود این اصول را سرلوحه‌ی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اند. در روزگار ما هستند اساتید و هنرمندانی که در کنار تبحر و جایگاه والای هنری خود، به عنوان یک معلم اخلاق نیز می‌توان از آنها یاد کرد.

استاد حسن ناهید از جمله بارزترین و متمایزترین هنرمندان از این دست می‌باشد. همراهی و همنوازی در مهم‌ترین ارکسترها وگروه‌های موسیقی ایرانی به عنوان نوازنده‌ی نی در طی حدود پنجاه سال اخیر از جمله ارکستر بزرگ سازهای ایرانی (نصرت‌الله گلپایگانی)، ارکستر نوازندگان سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر (ارکستر پایور)، ارکستر سازهای ایرانی (مرتضی حنانه)، ارکستر درویش، ارکستر سماعی، ارکستر رودکی، گروه اساتید، گروه عارف و نیز اجرا در برنامه‌های مختلف رادیویی، اجرای کنسرت‌های بسیار در کشورهای مختلف و علاوه بر آن سابقه‌ی تدریس طولانی در هنرستان موسیقی ملی، دانشگاه‌های موسیقی و سایر مؤسسات آموزشی موسیقی تنها بخشی از فعالیت هنری حسن ناهید می‌باشد.

اما آنچه بیش از همه نام استاد حسن ناهید را در بین تمامی هنرمندان و اساتید موسیقی متمایز و درخشان می‌کند، اخلاق والا و وارستگی اوست که این امر مورد تأیید تمامی کسانی است که در این سال‌ها با استاد ناهید همکاری داشته‌اند. داشتن نظم و جدیت در کار، تواضع و فروتنی، مهربانی و متانت در کنار تبحر و توانایی بسیار در اجرای ساز نی چه در ارکستر و چه به عنوان تکنواز، از استاد ناهید شخصیتی منحصربه‌فرد و تمام‌عیار ساخته که کمتر نمونه‌ای چنین در بین موسیقیدانان می‌توان یافت. در بین سازهای کلاسیک ایرانی، نی‌ آخرین سازی بود که توانست قابلیت خود را در همنوازی با ارکستر نشان دهد که این امر نیز با همت والا و توانایی استاد ناهید فرصت ظهور پیدا کرد.

با اینکه استاد ناهید در ابتدای سال‌های جوانی به واسطه‌ی زندگی در شیراز و محدودیت وسایل ارتباطی، امکان ارتباط مستقیم با استاد کسایی را نداشت اما به دلیل علاقه‌ی وافر وی به فراگیری ساز نی، از طریق رادیو و به‌طور غیر مستقیم توانست اصول مقدماتی نوازندگی نی را بیاموزد و با عزیمت به تهران نیز توانست به عنوان اولین نوازنده‌ی نی که از روی نت می‌نواخت خود را در جامعه‌ی موسیقی مطرح نماید. هر چند در ابتدا شیوه‌ی نوازندگی استاد ناهید به‌صورت لبی بوده و حتی تا زمانی‌ که در تهران و در ارکسترهای مختلف نوازندگی می‌کرد ترکیبی از شیوه‌ی لبی و دندانی را به‌کار می‌برد؛ بدین معنا که برای صدای بم از شیوه‌ی دندانی و برای صدای اوج، غیث و نیز صدای بم نرم از شیوه‌ی لبی استفاده می‌نمود.

این موضوع خصوصاً برای نوازندگان نی قابل درک است که تا چه حد استفاده همزمان از این دو شیوه و ایجاد تعادل در هر دو صدا از لحاظ نگهداری کوک مشکل و نیازمند تبحر بالا در نوازندگی می‌باشد. زیرا صدای تولید شده به روش لبی به‌طور طبیعی حدود نیم‌پرده بالاتر از صدای تولیدشده با شیوه‌ی دندانی است. اما بعدها استاد ناهید به توصیه‌ی استاد کسایی شیوه‌ی دندانی را به‌طور کامل جایگزین شیوه‌ی مرسوم نوازندگی خود نمود.

توضیح اینکه نوازندگی به شیوه لبی به معنای این است که صدای نی از طریق گذاردن سر نی بر روی لب‌ها تولید می‌گردد که این روش امروزه نیز در بین نوازندگان محلی رایج است. اما در شیوه‌ی دندانی سر نی بین دندان‌های پیشینِ بالایی قرارگرفته و هوا از طریق زبان وارد نی شده و صدای نی تولید می‌گردد. این شیوه در بین نوازندگان اصفهان رایج و مرسوم گردید و امروزه نیز نوازندگان نی هفت‌بند ایرانی از این شیوه استفاده می‌کنند.

به هر حال جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی بر هیچ کس پوشیده نبوده و بسیاری از نوازندگان نسل امروز به‌صورت مستقیم و یا با واسطه تحت تأثیر تعلیمات و آموزه‌های این استاد گران‌قدر قرار گرفته‌اند. دوازدهم تیر ماه سال‌روز تولد استاد حسن ناهید می‌باشد و برای این استاد فرهیخته و دوست‌داشتنی طول عمری با برکت همراه با تندرستی و سلامت آرزومندیم.

Nay.ir

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف، رومانتیسم دوران گذشته را به یاد می آورد و از آثار مشهوری است که پیانو در آن هنر خود را به خوبی نشان می دهد.
کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

ارکستر مجلسی تهران سینفونیا به شکل ارکستری زهی به رهبری مهدی قاسمی در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیرماه ۱۳۹۰ در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه میرود. مهدی قاسمی که بیشتر به عنوان رهبر گروه کر به اجرای برنامه میپرداخته، در این کنسرت بعد از سالها اجرا به همراه کر، با رهبری ارکستر زهی بدون کر به روی سن میرود. پیش از این قاسمی در اوایل ده هشتاد با اجرای چهارفصل ویوالدی با ارکستر زهی در فرهنگسرای ارسباران به اجرا پرداخته بود.
نقشه‌برداری موسیقایی (II)

نقشه‌برداری موسیقایی (II)

معماری را در دانشگاه فنی وین تحصیل کردم. در سال ۱۹۶۸ دیپلم گرفتم؛ بعد از ده سال کار و تجربه در نزد استادانم، در سال ۱۹۷۶، اوّلین کارم را که «تئاتر تجربی در خانه هنرمندان وین» بود، اجرا و از سال ۱۹۸۰ دفتری مستقل برای طرح و نظارت معماری در وین راه‌اندازی کردم و عضو کانون معماران و مهندسین اتریش هستم. اوّلین مقالۀ من به زبان فارسی با عنوان «پیدایش معماری مدرن در وین» در شماره ۴۷-۴۸ مجلۀه هنرْمعماری و در جولای ۱۹۷۹ در تهران منتشر شد.
پایور و ارکستر سازهای ملی

پایور و ارکستر سازهای ملی

اگر سالها به عقب بازگردیم و به آنچه که به موسیقی ملی ما گذشت بنگریم، استادان زیادی را مشاهده میکنیم که دست به تشکیل یک گروه مستقل موسیقی زدند. ولی این کلنل وزیری بود که به طور رسمی برای اولین بار یک ارکستر کامل متشکل از سازهای ایرانی و غربی، در مدرسه عالی موسیقی خود در سال ۱۳۰۳ در تهران تشکیل داد و به ضبط و اجرای برنامه های زیادی دست زد. بعد از وی نیز استادان بزرگی چون روح الله خالقی, حسین یاحقی، جواد معروفی، حسین دهلوی و… ارکسترهایی را به رهبری خود تشکیل دادند و به اجرای برنامه پرداختند.
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

کافی است به نزدیکترین فروشگاه محصولات فرهنگی بروید تا در بخش موسیقی ملل “world music” آن بتوانید حداقل یکی از آثار نصرت فاتح علی خان را ببینید. این هنرمند بزرگ، انقلابی در موسیقی قوالی پاکستان ایجاد کرد و آن را به جهانیان شناساند. البته پیش از او هم عده ای در این زمینه تلاش کرده بودند،اما محبوبیت وشهرت خاص او به دلیل تکنیک منحصربه فرد آوازش است. تلاش او برای ادغام موسیقی غربی مانند تکنو با قوالی باعث خلق آثار خارق العاده ای شد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (III)

در این دوره هرکس که دین خود را عوض می کرد و به اسلام مشرف می شد ناچار بود اسم خود را نیز عوض کند و اسمی را برگزیند که در دین اسلام عرف باشد. این همان نکته ای است که بسیاری از آن غافلند و فکر می کنند که تمام موسیقیدانان و محققان که نام آنها عربی است در اصل عرب بوده اند. برای همین در بسیاری مواقع دانشمندان بزرگ سرزمین ما را به اشتباه عرب می خوانند. هرچند در برخی موارد بر اساس کینه ورزی با ایرانیان و به طور تعمدی از این تغییر نام سواستفاده می کنند و برچسب هویت عرب را به دانشمندان و مورخان و موسیقیدانان ما می زنند و حتی فارابی، ابن سینا، زکریای رازی و… را عرب می دانند. البته این تغییر نام دلیل دیگری نیز داشته است و آن بدست آوردن محل اقامتی امن بوده است چون جان و مال غیر عرب در بین عربها حفظ بود بسیاری از بازرگانان پس از مراجعت به سرزمین اعراب نام و یا پسوندی مختص عربها را انتخاب می کردند.
“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

در واقع این جشنواره هم از دل همان جمعی بوجود آمد که در راه اندازی فهرست سل و پیش از آن، گروه های یاهو با یکدیگر آشنا شده و تمایل به ارتباط غیر مجازی داشتند. تا چند سال فقط دیدارهای ما به صورت غیر رسمی بود تا اینکه در جلسه ای بعضی از اعضای این گروه تصمیم گرفتند یک مسابقه هم در این گردهمایی برگزار شود و اکثریت دوستان با این طرح موافقت کردند و بیشتر از یکسال طول کشید تا مقدمات برگزاری جشنواره فراهم شود. در این پنج دوره داوران زیادی با ما همکاری کرده اند، مثل آقایان: حمیدرضا عاطفی، پیمان سلطانی، سید ابوالحسن مختاباد، رضا فیاض، آروین صداقت کیش، پویا سرایی، زنده یاد محسن قانع بصیری، شهرام صارمی، دکتر پیروز ارجمند، مهران پورمندان، دکتر هومان اسعدی، هادی سپهری، دکتر کیوان آقامحسنی و سعید یعقوبیان و خانم دکتر نرگس ذاکر جعفری.