تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (I)

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (ساخته‌شده به سالِ: ۱۹۱۴، بازسازی: ۱۹۲۵)
اثرِ فوق می‌تواند یکی از جنجال‌برانگیزترین آثارِ قرنِ بیستم به شمار بیاید، اگر و فقط اگر، آرنُلد شوِنبِرگ، تا پیش از جولای سالِ ۲۱ آن را به‌نحوی شنیده باشد، یا نُتِ آن را دریافت کرده باشد یا حتی از یک دوست چیزی از اثر دانسته باشد؛ شاید دراین‌صورت دیگر نتوان از شوِنبرگ به‌عنوانِ مبدعِ بلامنازعِ نظامِ دوازده-تُنی یاد کرد.

هرچند پژوهش‌گران و دانش‌مندانِ موسیقی از نیمه‌ی دومِ قرن بیستم به بعد کوشش کردند تا خاستگاه‌ها (ursprüngen)ی این ابداعِ شوِنبرگ را بیابند، می‌توان به‌قطع گفت که «تریوی زهی در پنج موومان» اثرِ یِفیم گالیشُف (Єфим Голишев) خاستگاهِ اصلیِ این موسیقی است – و این ربطی به توجه و تفتّنِ شوِنبرگ به اثر هم ندارد؛ چراکه به‌هرحال اثر، هفت/هشت سال پیش از نخستین اثرِ دوازده-تُنیِ شوِنبرگ، «پنج قطعه، اُپوسِ ۲۳؛ قطعه‌ی شماره‌ی پنج: “والس”»، نوشته شده است و برخلافِ سایرِ آثارِ پیش‌گامانِ شوِنبرگ، افزون بر تشابهاتِ ساختاری در طرز و قصدِ استفاده نیز مشابه است.

نخستین پژوهش‌گران درباره‌ی «سمفونیِ فاوست» اثرِ لیست سخن گفته‌اند؛ اما هرکسی که سوادِ تخصصی داشته باشد، می‌داند که طرزِ استفاده‌ی لیست نسبت به شوِنبرگ پاک متفاوت است، و درواقع استفاده‌ی شوِنبرگ از این نظام در context (= همامتنِ) موسیقیِ لیست نوعی نقضِ غرض به شمار می‌آید؛ وگرنه چرا اصلاً خاستگاهِ آن را خودِ باخ ندانیم که در فوگِ دوازدهم از مجلدِ اولِ WTC از همین¬گونه کروماتیسمِ گسترده در ساختارِ یک سوژه‌ استفاده می‌کند؟ از پنج/شش دهه‌ی پیش نیز پژوهش‌ها در موردِ «پاره‌‌ی Acte Préalable» اثرِ آلکساندر اسکریابین آغاز شد و به دنبالِ آن هم موجی از پسا-اسکریابینیسم به پا شد و «دو پوئِم» اُپوس. ۸ اثرِ آرتور وَنسان لوریه (Arthur Vincent Lourié)، و «هنگامه‌ی وجود (La journée de l’existence)» اثرِ ایوان ویشنِگ‌رادسکی و چند اثرِ دیگر را کاندیدای خاستگاهِ آهنگ‌سازی به این روش دانستند.

اما درنهایت، همان مشکلی که در موردِ لیست وجود داشت، در موردِ اسکریابین و تمامِ آن موسیقی‌دانانِ پسا-اسکریابینیِ دیگر نیز به‌نحوی‌دیگر وجود داشت: طرزِ به‌کارگیریِ متفاوت از این روش. جُرج پِرل از همان نخستین کسانی بود که با نشان دادنِ تمایزهای بنیادینِ ساختاری و روش‌های استفاده‌ی این موسیقی‌دانان و دیگرانی از قبیلِ بارتُک و استراوینسکی از ایشان نشان داد که ایشان نه خاستگاهِ موسیقیِ دوازده-تُنیِ شوِنبرگ بلکه بخشی از سیرِ تکوینیِ یک اندیشه اند. اُلیوِر نِی‌بِر استدلال‌های جالبی در موردِ بارتُک کرد که همان دم فراموش شد.

اما حسابِ دو نفر از بقیه متفاوت بود: یکی همان یِفیم گالیشِف که اثرِ جنجال‌برانگیزِ مذکور از اوست، و دیگری یُزِف ماتیاس هاوِر که فعلاً به او هم کاری نداریم. در موردِ هاوِر که از نزدیکانِ خودِ شوِنبرگ هم بود همین بس که وایتال همین چند سالِ پیش در کتابی با نامِ “The Cambridge Introduction to Serialism” هم مابه‌الامتیازات و هم مابه‌الاشتراکاتِ اندیشه‌ی هاوِر با شوِنبرگ را نشان داده و در نهایت بنا به تقریرِ وایتال، شوِنبِرگ همان قهرمانِ بلامنازعِ داستان است. اما یِفیم گالیشِف، که تقریباً هیچ کجا نه از او اسمی آمده و نه به‌عنوانِ یک آهنگ‌ساز از او چندان یادی می‌کنند. جز چند مقاله‌ی غیرِ حرفه‌ای از قبیلِ آن‌چه ایان پِیس نوشته، چیزی به چشم نمی‌خورد. پِیس از شاگردانِ پیانوِ شاندُر بوده و پژوهش‌گری پویا است.

گالیشِف پیش‌ازآن‌که به برلین برود نقاشی می‌کرد و پدرش از دوستانِ صمیمیِ واسیلی کاندینسکیِ نقاش بود و همین روابط او را وادار کرد تا بعدها عضوِ سرسختِ انجمنِ دادائیست‌ها شود؛ البته زیرِ تأثیر مانیفِست‌های همین انجمن اثری می‌کشد با عنوانِ «گیوتینِ دایره‌ای موسیقایی (Musikalische Kreisguillotine)» که او خودش آن را یک «ضدِ سمفونی» خوانده‌بود و آن را در نمایشگاه عرضه می‌کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است. زه وار به عنوان بخشی…
ادامهٔ مطلب »

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

از روزهای گذشته…

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

در ردیف دوره عالی شهنازی (در شور لا) هم به شور بم اشاره می شود و هم به صدای «می» که اشاره به پرده های سلمک یا دشتی است:
مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.
کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی برگزار می شود

کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی برگزار می شود

موسسه نوای چنگ فرزانه برگزار می‌کند؛ کارگاه نوازندگی پیانو توسط نیسان روحانی از ۲۲ مرداد ماه در آکادمی کوشا برگزار خواهد شد. نیسان روحانی نوازنده پیانو و فارغ التحصیل کالج ترینتی، در کنسرتها و تک نوازی های متعددی در اروپا و ایالات متحده شرکت کرده است. او همچنین به عنوان سولیست با ارکسترهای مختلفی از جمله ارکستر سمفونیک انجل، ارکستر مجلسی گراتس، ارکستر سمفونیک پازاردجیک و ارکستر فیلارمونیک روسه به روی صحنه رفته است.
صبا از زبان سپنتا (II)

صبا از زبان سپنتا (II)

در سال ۱۳۳۳ رهبری ارکستر ملی را در هنرهای زیبای کشور به عهده گرفت و چندی بعد رهبر ارکستر شماره یک آنجا گشت که از ادامه کار آن سخن خواهیم گفت. صبا در سال‌های آخر عمر، در بعضی برنامه‌های گل‌های رادیو، به عنوان رهبر یا نوازنده شرکت داشت.
فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

جشنواره سازدهنی ایران، که با سه سال سابقه ی فعالیت مستمر، معتبرترین رویداد موسیقایی کشور در زمینه ی سازدهنی به شمار می رود؛ ویترین تمام نمای سازدهنی ایران در تمامی جنبه ها و گونه های آن است. این جشنواره هر ساله در سه بخش اصلی رقابتی، کارگاهی و اجرایی برگزار می گردد. اساسنامه ی این جشنواره توسط شورای سیاستگذاری تیم سازدهنی ایران که اعضای آن متشکل از چند تن از مدرسان و نوازندگان مطرح کشور در سراسر ایران می باشد تبیین شده است و این شورا مسئولیت نظارت بر جشنواره و نحوه اجرای آن می باشد. از اهم اهداف و ارزش های برگزاری این جشنواره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
جوزف تال (I)

جوزف تال (I)

جوزف تال آهنگساز اسرائیلی را به عنوان پدر موسیقی اسرائیل می شناسند و به عنوان آهنگساز از سالهای ۱۹۶۰ جایگاهی بین المللی یافته است. آثار پر بار جوزف تال شامل؛ سه اپرا به زبان عبری، چهار اپرا به زبان آلمانی، شش سمفونی، سیزده کنسرتو (concerti)، موسیقی مجلسی، سه کوارتت زهی، قطعه هایی برای سازها به طور تک یا به همراه و آثاری برای سازهای الکترونیک است. جوزف تال در شهر پنوی نزدیک امپراطوری آلمان (هم اکنون متعلق به کشور لهستان) به دنیا آمد. پس از تولد وی؛ خانواده اش به برلین نقل مکان کردند، پدرش زبان شناس بود و در دبیرستان مخصوص یهودیان به تدریس می پرداخت.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

اینگونه است که حرکت ملودی در موسیقی ایرانی را بر مبنای مد می نامند نه گام زیرا بیشتر سیطره ی «ملودی مدل» عموما در محدوده ی یک دانگ (چهارم درست) شکل می گیرد نه یک اکتاو (هشتم درست) اما واریاسیون های ملودی معمولا در محدوده ی فضای یک اکتاو می تواند جریان یابد.
اجرای نوازنده نوجوان ویلنسل با یک دست!

اجرای نوازنده نوجوان ویلنسل با یک دست!

تصور نوازنده ویولن با معلولیت از ناحیه پا شاید زیاد هم دور از ذهن نباشد؛ هر چه باشد قرن بیستم شاهد ظهور نوازنده چیره دستی مانند ایزاک پرلمن بود که علیرغم ابتلا به فلج اطفال از سن چهار سالگی فعالیت حرفه ای خود را در نوازندگی ویولن مغایر با این معلولیت ندانست.
خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

برنامه های خوبی داریم در آکادمی آواز، اجرای کنسرت برای هنرجویان آواز برتر و تشکیل یک آرشیو قوی و بخش پژوهش و تحقیق در مورد شیوه های مختلف آواز؛ تشکیل یک گروه کر خوب و تشکیل یک گروه کر ایرانی برای کارهایی که قرار است ایرانی صدا بدهد و الان مجبورند برای این کارها از کرهایی استفاده کنند که با استیل آواز غربی میخوانند و آن نوع سونوریته و کاراکتر.
درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»