تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (II)

تریوِ فوق در سالِ ۱۹۱۴ یعنی هفت سال پیش از آغازِ نخستینِ اثرِ دودِکافُنیکِ شوِنبرگ انتشار می‌یابد. این تریو گرداگردِ الگوهای متقارن میان حرکت‌های ریتم نظم داده‌شده‌است و آهنگ‌ساز گاهی اجازه می‌دهد تا «تکرارهای ایستای یک نُت»، «گذرِ یک نُت از یک ساز به سازِ دیگر»، و «دوبله‌کردنِ در اکتاو» در این الگوها نمود بیابند. پِیس می‌گوید: “دسته‌های دوازده-‌تُنی با شمارگان یک تا دوازده در دست‌خطِ خودِ آهنگ‌ساز نیز موجود است.” در هر بخش کلِ هر دوازده نُت استفاده می‌شوند، اما نه در نظمی ثابت و ازپیش‌تعیین‌شده. هر موومان براساسِ علامت‌های دینامیکی (= شدت‌وری) نام‌گذاری شده‌است: (۱- مِتزو- فورته، ۲- فورتیسّیمو، ۳- پیانو، ۴- پیانیسّیمو، ۵- آداجّو [انتخابِ شدت‌وری در این موومانِ پنجم بر عهده‌ی نوازندگان است])، که به نظرِ من، او با این کار الگوها را به دینامیک نیز تعمیم می‌دهد.

گالیشِف حتی برای آن‌که از علامت‌های عرضیِ (accidental) مرسوم نیز دوری بجوید، نظامِ نُت‌نگاریِ جدیدی نیز وضع می‌کند که حتی با آن گسترش‌های نت‌نگارانه‌ای که پیش‌تر از او، بوزُنی بر شیوه‌ی نت‌نگاریِ مرسوم اعمال داشته‌بود، یک‌سر تفاوت داشت. خودِ بوزُنی اتفاقاً جزوِ مشوقانِ اصلیِ او برای انتشار اثرش بود، و از‌سویی از دوستی-دشمنی‌اش با شوِنبرگ نیز به‌خوبی آگاهیم. نامه‌هایی از بوزُنی به شوِنبرگ موجود است که در آن¬ها بوزُنی همانندِ یک پیامبر شوِنبرگ به راهِ راست هدایت می‌کند و از رسالتِ راستینِ یک آهنگ‌ساز برای او سخن می‌گوید.

خیلی از تمریناتِ آثارِ کُرالِ شوِنبرگ در خانه‌ی بوزُنی انجام می‌پذیرفت. اما بوزُنی با دوستی‌اش با گالیشِف گویی می‌خواست چیزی را به شوِنبرگ ثابت کند. آیا بوزُنی به‌عنوانِ یک دوستِ مشترک میانِ شوِنبرگ و گالیشِف در این هفت سال هرگز چیزی از دست‌آوردهای دوازده-تُنیِ گالیشِف به شوِنبرگ نگفته بود؟

audio file این کوراتت را بشنوید


واقعیت این است که خودِ گالیشِف در یک نامه – که شوربختانه تاریخِ آن معلوم نیست – تریو را برای شوِنبرگ می‌فرستد و نظرِ او را جویا می‌شود و این را پِیس از هم‌سرِ گالیشِف می‌شنود که البته اصلِ نامه نیز در اسنادِ بایگانیِ کنسرواتوارِ اشتِرن موجود است؛ و جالب اینجاست که شوِنبرگ با آن همه متانت و خون‌گرمیِ محققانه و عالمانه‌اش، مدت‌ها نامه را بی‌پاسخ می‌گذارد که هیچ، و پس از مدتی نامعلوم برای گالیشِف نامه‌ای تند و عتاب‌آمیز و مختصر می‌فرستد که: «تکنیکِ دوازده-تُنی اختراع و ازآنِ من است». اگر سالِ فرستادنِ نامه بر ما روشن بود، به‌خوبی می‌توانستیم شوِنبرگ را قضاوت کنیم.

اما علاوه بر این نامه، و دوستِ مشترک‌شان، باید بدانیم که شوِنبرگ میانِ سال‌های ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۵ در کنسرواتوارِ اشتِرن چند سخن‌رانیِ [معمولی] ایراد می‌کند؛ همان کنسرواتواری که گالیشِف پس از مهاجرت به آلمان در آن‌جا درس خواند، در آن‌جا مشغول به کار شد، و در آن‌جا درس داد؛ در آن‌جا تقریباً همه گالیشِف را می‌شناختند و هیچ بعید نیست که تریو در همان سال‌ها نظرِ شوِنبرگ را نیز به خود جلب کرده باشد.

اصرار بر نسبتِ تریوی گالیشِف با آثارِ شوِنبِرگ ازاین‌رو است که شباهتِ این دو طرزِ استفاده از شباهتِ آثارِ تمامیِ پیش‌گامانِ شوِنبرگ با او فراتر است که البته پژوهشی جداگانه باید به اثباتِ تشابهاتِ اساسیِ ایشان همت گمارد.

به‌هرحال نبوغ و دست‌آوردهای شوِنبرگِ فقید بر هیچ‌کس پوشیده نیست و حتی اگر این ایده تماماً از خودِ شوِنبرگ هم نباشد – کمااین‌که هیچ ایده‌ای بی‌تاریخ نیست، باز ارزشِ کار او بر جهانیان واضح است، و از سویی چیزی که مهم است این است که سوژه‌ی مدرن، به‌نحوی مختار دست به شکستنِ خودش می‌زند و خودش را بازمی‌سازد؛ این‌که دقیقاً کدام شخصِ منفردِ تاریخی – شوِنبرگ، گالیِشف، یا هر شخصِ دیگری – به این کار دست می‌زند و به این مهم دست می‌یازد، بی‌اهمیت است.

برعکسِ آن‌که در ایران، موسیقی‌دانان و آهنگ‌سازان کوشش دارند یک‌تنه و در قالبِ شخصیت‌هایی منفرد مسیر تاریخ را تغییر دهند. غرض از این نوشتار نه فروکاستِ شخصیتِ شوِنبرگِ مبدع، بلکه احقاقِ حقِّ آهنگ‌سازی توان‌مند و پُرکار چون گالیشِف است که در میانِ تبلیغات و هوچی‌گری‌های ایده‌ئولوژیکِ تاریخ، امروزه‌روز حتی غباری از او هم بر جای نیست، و این نوشتار تنها حُسنِ مطلعی در این باب است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VIII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VIII)

تقی بینش در تاریخ مختصر موسیقی ایرانی (ص ۴۵): «در آثار منظوم و منثور دوران اسلامی ایران، نام و شرح حال افسانه آمیز عده ای از موسیقی دانان دوره ساسانی به ویژه زمان خسرو پرویز دیده می شود که خود موضوع بحث انگیزی را تشکیل می دهد. نبودن این اسامی در متون پهلوی یا به عبارت صحیح تر متون بازمانده و بازسازی شده پهلوی از یک سو و اختلاف در ضبط آن ها از سوی دیگر (مانند سرکش، سرکس، سرگس، سرکب) سایه شک یا تردیدی ایجاد می کند که شاید تمامی آن ها یا بخش عظیمی از آن ها، زاییده تخیل یا ساخته و پرداخته کسانی باشد که خبر مختصری را شنیده و در جایی دیده و از قبیل داستان های مربوط به باربد، شاخ و وبرگ داده اند.»‌ در مورد نام آهنگ ها در همان جا (ص ۶۵) آمده است:
شیرالی: به دنبال ریشه هایم می گردم

شیرالی: به دنبال ریشه هایم می گردم

چند سالیست که هنرمندان موسیقی ایران بنا به دلایلی دیگر دغدغه ای برای انتشار صوتی آثارشان در بازار موسیقی نیستند و این آثار را به صورت آلبوم یا تک ترک در وب سایت های مختلف، به صورت رایگان ارائه می دهند. به تازگی پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز، در وب سایت خود چند آلبوم با نوازندگی خود را برای دانلود علاقمندان قرار داده است؛ در مورد این اتفاق با او گفتگو می کنیم.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

در میان تمامی شاخه های موسیقی، شاید هارمونی بیشترین حجم نوشتار ها را به خود اختصاص داده است.از کتابچه های مقدماتی گرفته تا دائره المعارف های جامع. در این صورت چرا باید کوشش خود را دوباره بر افزودن منبعی دیگر به منابع پیشین به کار بندیم؟
مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر Michael Brecker نوازنده ساکسفون، برنده ۱۱ جایزه Grammy و از بزرگترین نوازندگان جز معاصر، روز ۱۳ ژانویه ۲۰۰۷ در سن ۵۷ سالگی در شهر نیویورک زندگی را بدرود گفت.
اصلانی: در آثارم جنبه آموزشی را مد نظر دارم

اصلانی: در آثارم جنبه آموزشی را مد نظر دارم

سوسن اصلانی، نوازنده سنتور و آهنگساز، شاگرد مرحوم فرامرز پایور و همسرش حسین دهلوی است. او از پیش از انقلاب فعالیت های موسیقایی خود را شروع کرده و همچنان در این زمینه به فعالیت می پردازد. اصلانی سالهاست که با هنرستان موسیقی همکاری داشته و همیشه تدریس جزو مهمترین دغدغه های او بوده است. با او به گفتگو می نشینیم درباره فعالیت هایش در زمینه موسیقی و آثاری که اعتقاد دارد جنبه آموزش موسیقی ایرانی نیز دارد.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.
چیک کوریا

چیک کوریا

چیک کوریا (Chick Corea) از دهه ۶۰ تا کنون، یکی از پر اهمیت ترین هنرمندان جز بوده است. کوریا که در هیچ دوره ای از کار حرفه ای خود تنها به حفظ افتخارات گذشته بسنده نکرده است، در تعداد بسیاری از پروژه های مهم موسیقی شرکت داشته و حس کنجکاوی وی در زمینه کشف نکاتی تازه در موسیقی هرگز کاهش نیافته است.
«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) با حضور حدود هفتاد نوازنده‌ی سازهای مضرابی و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، «ارکستر بزرگ مضرابی» به رهبری حسین دهلوی تشکیل شد.
اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

مدتها است که ریچل پورتمن آهنگساز / ترانه سرا به خاطر سبک رمانتیک مجلل و توانایی نا متعارفش در یافتن نت صحیح ارتباطی، بین داستان روی پرده و احساسات تماشاگر شهرت یافته است. او از سال ۱۹۸۲ به طور خستگی ناپذیر و مداوم بر روی موسیقی فیلمهای مختلف برای تلویزیون و سینما، کار کرده است و بیش از ۳۰ اثر را به نام خود ثبت نموده است. خانم پورتمن با کسب جایزه اسکار بهترین موسیقی متن فیلم “اما” (Emma) توانست نام خود را به عنوان اولین آهنگساز زن برنده اسکار، در تاریخ سینما جاودان کند.