شریفیان: ارمیا نشانه همبستگی اقوام است

۲۶ تیرماه در تالار وحدت نشست مطبوعاتی سمفونی «ارمیا» با حضور محمد سعید شریفیان آهنگساز، علی‌اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی، ایوان الیو رهبر ارکستر و محمدباقر کریمی مدیرکل ارشاد آذربایجان غربی برگزار شد. این نشست به خاطر اولین حضور علی‌اکبر صفی‌پور به عنوان مدیرعامل جدید بنیاد رودکی با حواشی زیادی همراه بود که در این گزارش به آن نمی پردازیم و تنها به گفتگو هایی که خبرنگاران رسانه های مختلف و همینطور ژورنال گفتگوی هارمونیک، با ایشان انجام داده به انتشار می رسد.

محمد سعید شریفیان در مورد خلق این اثر گفت: بنده به همراه خانواده‌ام رفت‌ و آمد زیادی به دریاچه ارومیه داشتیم و به این محل علاقه زیادی دارم. آنچه برای من بسیار قابل توجه بود، اقوام مختلفی بودند که در جوار این دریاچه زندگی می‌کردند. این موضوع بنده را بر آن داشت که اثری دراین‌باره بنویسم و این طرح مورد استقبال هم قرار گرفت.

شریفیان با ذکر این نکته که علاقمند به چالش در زمینه آهنگسازی هستم گفت: چالشی که در این سمفونی من را ترغیب به ساخت آن کرد، به کارگیری سازهای موسیقی محلی بود، زیرا وسعت صدادهی سازهای محلی با سازهای ارکسترال مقایسه شدنی نیست و به کارگیری این سازها در قالب ارکستر سمفونیک دشواری های خود را دارد؛ من دشواری خاصی از نظر هارمونی و فواصل نداشتم چراکه قبل از این با فواصلی ریزتر از ربع پرده هم کار کرده بودم و در اروپا هم اجرا شده بود. در این سمفونی از سازهای دودوک، کمانچه، باغلاما و قوپوز، استفاده کردم که بعضی از آنها وسعت زیادی نداشتند و این خود چالش مهمی در زمینه آهنگسازی من بود. در این ترکیب سعی شده از سازهای قومیت های گوناگون ترک، کرد، آشوری و ارمنی حوزه جغرافیایی و فرهنگی دریاچه ارومیه استفاده شود.

این سمفونی در چهار قسمت ارائه خواهد شد که عناصر و ساختارهای اصلی آن بر اساس همزیستی و وحدت اقوام ایرانی مستقر در پیرامون دریاچه ارومیه است که تصور می‌کنم ساختار بسیار مدرنی دارد و می‌تواند اجرای قابل قبولی برای مخاطبان و هنرمندان موسیقی کشور ایران باشد.

شریفیان درباره حضورش به عنوان مدیر هنری گفت: سمت مدیر هنری در ارکستر تنها برای اجرای اثر «اِرمیا» است. من بر روی کارم حساس هستم و وسواس دارم و از همان اول هم گفتم در اجرای این اثر باید مدیر هنری ارکستر باشم.

شریفیان در مورد مسئله سفارش تولید آثار هنری در ایران گفت: سفارش برای تولید آثار هنری، از سالیان دور وجود داشته است و تا امروز هم ادامه دارد و بهترین دلیل تولید کارهای هنری بوده و هست، چراکه هنرمند از نظر مادی و معنوی نیاز به حمایت است و به تنهایی کارهای بزرگ را نمی تواند انجام دهد، متاسفانه در ایران، بعد از انقلاب بار این واژه بسیار منفی شد، به این خاطر بسیاری از افراد تنها با انگیزه مادی دست به خلق آثاری زدند و متاسفانه اتفاقاتی در این مورد افتاد و کم لطفی هایی شد که امروز تا کلمه سفارش می آید همه گمان می کنند یک کار «بزن برو» ساخته شده و… در حالی که اگر سفارش نبود، بهترین آثار موسیقی کلاسیک یا شاید بشود گفت تقریبا تمام سمفونی هایی که می شناسیم امروز وجود نداشت! این همه معماری عالی در سطح جهان نبود، همین مساجد ایران هیچکدام وجود نداشتند. هنرمند به تنهایی نمی تواند تمام افکار بزرگ اش را پیاده کند، نیاز به حمایت مادی دارد.

من هم هیچوقت تا احساسی به کاری نداشته باشم آن سفارش را قبول نمی کنم و در این مورد هم به این خاطر که بسیار به اینکار علاقمند بودم و دغدغه ملیت و نزدیک بودن این پیوند عاطفی اقوام به هم را بسیار دوست دارم، این سفارش را قبول کردم.

به نظر من مدرن ترین تفکری که امروز در سراسر دنیا در عرصه فرهنگی در حال رشد است، نزدیکی انسانهاست. علاقمندی انسانها به همزیستی مسالمت آمیز در کنار هم و به هم پیوستگی و شناخت از هم است. در دوره های گذشته به رنگ آمیزی های فرهنگی توجهی نمی شد و همه سعی می کردند بر اساس یک چهارچوب و یک الگو یکسان سازی شوند در حالی که امروز این زیباست که تفاوت ها حفظ شود، مثل لهجه های شیرین مختلفی که وجود دارد، دیگر لازم نیست همه مثل هم صحبت کنند، حتی در انگلیس هم دیگر اینطور نیست.

الان ما در ایران هم این همه اقوام متفاوت داریم ولی هنوز به یک نزدیکی نرسیدیم، در هیچ دوره ای متاسفانه… به نظر من می توان از طریق اینکار به این ذهنیت نزدیک شد و از طرفی با ارکستر سمفونیک که یک زبان بین المللی دارد می شود به آن تصویری فرامرزی هم بخشید.

شریفیان در مورد قطعه «جنگل» گفت: این اثر یک مومانی را در سال ۱۳۸۹ در انگلیس و در یک محیط جنگلی، برای ارکستر زهی نوشته بودم که اولین اجرای زنده آن همین اجرا خواهد بود.

شریفیان در مورد وضعیت ارکستر سمفونیک تهران گفت: معیشت نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران برای من بسیار اهمیت داشته و دارد به همین دلیل من قبل از اجرای این اثر با ارکستر سمفونیک تهران صحبت های زیادی در این زمینه با مسئولین داشته ام و قرار شده، نوازندگان این ارکستر از همین برنامه به صورت منظم حقوق گرفته و از مزایایی مثل بیمه استفاده کنند و این خبر خوب را باید بدهم که این کنسرت دیگر قراردادی نیست و نوازندگان ارکستر سمفونیک دارای حقوق سالیانه خواهند بود. در این برنامه مجموعه خوبی از نوازندگان قدیمی و جدید ارکستر سمفونیک که روحیه بسیار خوبی در کار گروهی دارند کنار هم جمع شده اند… بالاخره این قطعه هم در مورد همبستگی اقوام است و تنوع نوازندگان این ارکستر هم نشانه خوبی در این موضوع است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

من صدا هستم (II)

من صدا هستم (II)

در دهه های ۶۰ و ۷۰ وقتی که تکنولوژی صدای کامپیوتری به یک به حدی از پیشرفت رسید که بتواند صدای خالص غیر آکوستیک را تولید کند، ذهن برخی از موسیقی دانان به این نکته معطوف شد که می توان با استفاده از صداهای فرعی نهفته در صدای اصلی به یک نوع بافت صوتی دست یافت که این بافت می تواند به خودی خود دستمایه ی خلق اثری موسیقایی قرار بگیرد.
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
موسیقی دهه پنجاه (II)

موسیقی دهه پنجاه (II)

تعطیلی هنری تابستان پنجاه و پنج که به سر آمد، قطعی شد که اجرای سنفونی نهم، برای اولین بار در ایران، در برنامه فصل هنری بعد جا دارد. بعضی از جوان‌ترها اجرای چند سال پیش این سنفونی به رهبری رهبری را اولین بار نوشته‌اند و گفته‌اند بارها. گناه ندارند. سنشان اقتضا نمی‌کند اجرای مشکوه را بدانند. اما این که خود صاحب مجلس هرگز تلاش نکرده در رفع این اشتباه، قدری حیرت آور است.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

نت های گذر در ترکیب با نت های کروماتیک تاثیر گذاری و برانگیختگی را در قطعه القا می کنند. در زیر سه قطعه از شوپن، بتهون و شومان آمده است.
تولد موزار

تولد موزار

شش سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ که از سردمداران بزرگ موسیقی باروک بود، در سالرزبورگ کودکی بدنیا آمد که دنیای موسیقی را متحول ساخت.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

اینکه باب شده که می گویند مکتب اصفهان و مکتب تهران برای کسانی که در تهران بوده اند یا اصفهان، تعاریف دقیق و موسیقایی نیست. یادم است که سالها پیش با مرحوم دکتر حسین عمومی که ردیف دان و حقوق دان بود، مصاحبه ای انجام داده بودند و ایشان تعریف خوبی از مکتب ارائه داده بود. البته این مصاحبه بسیار طولانی است و در اینجا می شود به بخشی از آن اشاره کرد؛ مثلا نحوه بیان شعر، ریتم درونی آواز، نوع تحریر و حتی مخرج صوتی کلام که این تعاریف ما را به سوی یک مفهوم موسیقایی هدایت می کند نه تنها یک منطقه جغرافیایی.
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.